۲-۳۰- نقش دانشگاه در توسعه فرهنگی جامعه
دانشگاه در سده های میانه،نقش تک بعدی داشته و صرفا وظیفه انتقال دانش را به عهده داشته است.با گذشت زمان،در قرن نوزدهم،دانشگاه علاوه بر انتقال دانش،وظیفه تولید دانش را نیز عهده دار شد.”دوران پس از جنگ جهانی دوم،دوران رشد بی سابقه بوده است.در این دوران،آموزش عالی تقریبا در همه جوامع نوین،نقش محوری داشته و این نقش همچنان رو به فزونی است”(آلتباخ[۷۶]،۱۷:۱۳۷۹).
انجام پژوهشهای کاربردی،تربیت متخصصانو هنرمندان از وظایف دانشگاه بود.دانشگاه به عنوان” محور عقلانیت”جامعه،نقش مؤثریدر تغییرات جامعه پیدا کرد.و مرکز تجمع اندیشمندان و نخبگان جامعهو مهمترین مرکز پرورش خلاقیتها و تخصصها شدواین همه باعث شد تا نگاه اجتماع به دانشگاه،نگاهی حساس و توام با مسئولیت خواهی شود.
“دانشجو،نیروی جوانی است که بنا به مقتضیات سنی،سرشار از شور،هیجان و تکاپو و ماجرا جویی است و دانشگاه نیز بنا به ماهیت خود که ساختی مختص دانشوفکر انتقادی است،دانشجو را به فردی پرسشگر،کنجکاو،با ذهنی علمی و منتقد بدل میکند “(اسماعیلی،۱۴۱:۱۳۷۴).
حساسیت توجه به نسل جوان دانشجو ،زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که به تحقیق فرانسوا ژاکوب[۷۷] فرانسوی،زیست شناس و دانشمند برجسته تشریح توجه کنیم.وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که هر موجود انسانی از سن ۲۵ سالگی به بعد،هر روز ۳۰۰۰۰۰ تار عصبی از دست میدهد.از ۲۵ سالگی به بعد،قدرت و ظرفیت خلق و ابداع و کشف در انسان ضعیفترمیشود(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
بررسی و تحلیل رابطه میان دانشگاه و توسعه فرهنگی،از دو بعد حائز اهمیت است:از یک طرف،میان علم و فناوری و فرهنگ جامعه،رابطه مستقیم وجود دارد،تا وقتی فرهنگ مناسب و مساعد توسعه علم و دانش در جامعه ایجاد نشود،علم و دانش بازار در خور نخواهد یافت و هیچگاه راهگشای مشکلات بنیادی و اساسی جامعه نخواهد بود.ساخت علمی و ساخت فرهنگی ،دو نظام کاملا مرتبط اند،هیچ یک بدون دیگری نمی توانند کارآمدی داشته باشند(بشیریه،۱۳۷۰).از طرف دیگر،دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی-به شیوه جدید-در کشور ما و سایر کشورهای در حال توسعه بومی نبوده،بلکه از فرهنگ مغرب زمین وام گرفته شده اندو به این لحاظ،بیشتر با فرهنگ غرب پیوند دارند تا با فرهنگ ملیوسنتی کشورما(بشیریه،۱۳۷۰).
دانشگاههای بزرگ غرب (آکسفورد ،کمبریج و سور بن)به تدریج از درون حوزه های علمی سنتی قرون وسطی و قدیم سر برافراشته اند و در واقع ،ادامه طبیعی همان روند میباشند.از این رو ،دارای ریشهو هویت تاریخیواجتماعی اند.دانشگاهها از یک سو باید حافظ ارزشها و سنتهای فرهنگیجامعه باشند و از سوی دیگر،ملتزم به اشاعه ارزش هایجدید و علمو فناوری مورد نیاز جامعه.دانشگاه باید توان آشتی دادن این دو مؤلفه را با هم داشته باشد،در غیر این صورت،دچار تعارض و بحران درونی و بیرونی خواهد شد(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
۲-۳۰-۱- نقش فعالیتهای فرهنگی دانشگاه ها در توسعه فرهنگی
در هزاره سوم ،بحث در باب فرهنگ و توجه به ابعاد مختلف آن و نیز تاثیر گذاری هایش در ابعاد مختلف زندگی بشری،بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.اولین توجه عمیق و تخصصی به این مسئله،با هدایت یونسکو در دهه ۶۰ قرن بیستم رخ داد و از آن به بعد،دولت ها در عرصه های مختلف،فصل جدیدی را به این مهم اختصاص دادند(اشنایدر[۷۸]۴:۱۳۷۹).امروزه با توجه به فاصله ایجاد شده بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعهوآگاهی فعالان سیاسی،اجتماعی و اقتصادی این جوامع از نقش تاثیر گذار فرهنگ و توسعه فرهنگی(در ابعاد کمی و کیفی )به عنوان زیر بنای توسعه پایدار و همه جانبه ،این امر اهمیت چشمگیری پیدا کردهو دانشمندان و متفکران و مدیران و سیاستمداران بسیاری را وادار به تفکر و تعمق کردهاست(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
در این میان، سرزمین ایران با داشتن سوابق طولانی در تمدن و فرهنگ و نقش مؤثری که در طول تاریخ بر دیگر جوامع و تمدنها داشته است،نیازمند توجهی خاص به این بعد میباشد.از این رو توجه به فعالیتهای فرهنگیو تهیه برنامه هاوالگو هاو استانداردها برای عملکردی سالم در این راستا،از اهمیت زیادی برخوردار است(همان منبع).
همواره بخش عظیمی از این مسئولیت در تمامی جوامع،به دانشگاهها محول شده است.دانشگاه به مثابه نظام تصمیم سازی کشور،رسالت بزرگی در ایجاد زمینههای مناسب برای پرورش تحول آفرینان خواهد داشت. اما واقعیت آن است که دانشگاه به علل مختلف،از جمله:قطع رابطه با نهادهای فعال جامعه،تعارض قدیمی میان سنت و تجدد و نگاه سطحی و مقطعی به برنامه های فرهنگی و عوامل تاثیر گذار دیگر،کمتر توانسته است به نقش تصمیم سازی و در نهایت ،فرهنگ سازی جامعه اقدام کند(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).هر چند پس از انقلاب اسلامی،مسئولان چه در سطح کلان و چه در سطح خرد،توجه ویژه ای به بخش فرهنگ مبذول داشته اند،ولی به علل مختلف برنامه ها صرفا در حد یک سند یا آیین نامه اداری باقی مانده و مشکلات و مسائل فرهنگی همچنان حل نشده مانده اند(همان منبع).
از این رو،آگاهی از نقش تاثیر گذار دانشگاههاو مهمتر از آن ،نقش فعالیتهای فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی و ایجاد محیطی پویا و فعال در دانشگاهوجامعه،از جمله راهکارهای مطرحی است که این مؤسسات میتوانند از طریق آن ها،کمبودها محدودیتها و همچنین منابع،امکانات و فرصتهای موجود در زمینه فعالیت فرهنگی دانشگاههای خود را باز شناسندواز منابع موجود برای تحقق پیامدهای مطلوب به بهترین نحوه استفاده کنند(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
۲-۳۰-۲- کارکردها و فعالیتهای فرهنگی در دانشگاه
سراج زاده در خصوص نقش و اهمیت دانشگاه در جامعه امروز میگوید:”گفته می شود که دانشگاه،قلب جامعه جدید و مرکز آن است.دانشگاه این نقش را به این دلیل ایفا میکند که نظام اجتماعی امروز چه در سطح ملی و چه در سطح بینالمللی،مبتنی بر عملکرد نهادهای بسیار پیچیده و در هم تنیده ای است که همه این نهادها برای تداوم حیات خود،به استفاده از دستاوردهای علم و فناوری نیازمندند و مراکز تولید این علم و فناوری ،دانشگاهها هستند(مشاطیان،۱۱:۱۳۷۹).از این نظر،اغراق نیست اگر بگوییم دانشگاه ،مرکز جامعه مدرن است. کارکردهای اصلی دانشگاه را می توان در سه مورد خلاصه کرد:کارکردآموزشی ،کارکرد پژوهشی و کارکرد جامعه پذیری.
منظور از کارکرد جامعه پذیری آن است که معمولا از دانشگاه این انتظار می رود که افرادی را تربیت کند که شهروندان خوبی برای جامعه بوده و آماده ایفای نقشهای خود در جامعه جدید باشند(مشاطیان،۱۱:۱۳۷۹).
عده ای از صاحبنظران ،فعالیتهای فرهنگی دانشجویان را ابزاری می دانند برای بهبود شرایط یادگیری دانشجویان و از حاشیه به متن آمدن فعالیتهای جمعیدانشجویی(همان منبع).
۲-۳۰-۳- نقش فعالیتهای فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی
[سه شنبه 1401-09-29] [ 05:38:00 ب.ظ ]
|