کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو


 



سن تقویمی (شناسنامه­ای) هیچگاه نمی­تواند ملاک درستی برای ازدواج باشد. پس از رسیدن به بلوغ عقلانی، اجتماعی، عاطفی و اقتصادی است که باید به ازدواج فکر کرد. اگرچه ممکن است خیلی زود انسان به بلوغ جنسی برسد و توان توالد و تناسل را داشته باشد، اما این به­تنهایی کافی نیست. برای تشکیل یک زندگی جدید باید توانایی­ ها و آمادگی­های بسیاری وجود داشته باشد. اما کلا میانگین بهترین سن ازدواج برای دختران (۲۵-۲۳) و برای پسران (۳۰-۲۵) سالگی می ­تواند باشد. آمار و ارقام نشان می­دهد که معمولا سن پسران هنگام ازدواج از دختران بیشتر است. به­ندرت دیده می­ شود که برعکس باشد (نجاتی، ۱۳۸۹).

 

ازدواج علاوه­بر ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای جنسی و عاطفی فرد، نیازهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم می­ کند و به­عنوان هنجاری پذیرفته­شده در تمامی کشورهای دنیا به حساب می ­آید. زمان احساس نیاز به همدم و ازدواج در بین افراد، متفاوت بوده و از شدت و ضعف­هایی برخوردار است. برخی از افراد در سنین نوجوانی این نیاز را احساس نموده و مبادرت به ازدواج ‌می‌کنند. برخی دیگر در سن جوانی و تعدادی نیز پس از سپری کردن دوران جوانی ازدواج ‌می‌کنند. البته می­بایست اشاره نمود که در جوامع دارای فرهنگ سنتی و توسعه ­نیافته، قبل از این­که هر یک از این نیازها احساس شوند، والدین و یا اطرافیان برای دختر یا پسر خود همسر انتخاب ‌می‌کنند (کاظمی­پور، ۱۳۸۳).

 

معمولا در همه جوامع برای ازدواج، یک پایه سنی حداقلی وجود دارد که در قوانین مدون یا غیرمدون در نظر گرفته می‌شود و افراد تا قبل از رسیدن به آن، به برقراری پیوند زناشویی مجاز نیستند. ‌این پایه سنی معمولا هم‌زمان با بلوغ جنسی یا اندکی پیش یا پس از آن تعیین می‌گردد، ولی به­ دلیل آن­که ازدواج به­عنوان شیوه بهنجار ارضای ‌این نیاز، تنها بعد زیستی ندارد و مانند دیگر امور انسانی با فرهنگ شکل گرفته و جهت می‌یابد، معمولا افزون بر بلوغ جنسی، باید توانمندی لازم برای اداره امور خانواده را داشته باشد و به­تعبیری، به بلوغ عقلی و فکری و اقتصادی رسیده باشد، به­گونه‌ای که فرد بتواند در نظر عرف و قانون، مسئولیت تعهد‌های خویش را در قبال دیگران بپذیرد. بدین ترتیب، سن ازدواج در هر جامعه‌ای بر حسب شرایط محیطی، اقتصادی و فرهنگ خاص آن جامعه تبیین می‌گردد (جدیدی، جان­بزرگی و رسول­زاده طباطبایی، ۱۳۸۸).

 

لارسون و هلمن[۶۶] (۱۹۹۴؛ نقل در هاشمی، ۱۳۹۲) پس از مرور ادبیات موجود در زمینه رضایت زناشویی نتیجه گرفتند که قوی­ترین عامل پیش ­بینی­کننده تزلزل و عدم اثبات زناشویی، سن کم به هنگام ازدواج ‌می‌باشد. نتایج پژوهش­های کلیک[۶۷] (۱۹۵۷؛ نقل در هاشمی، ۱۳۹۲) و کارتر[۶۸] (۱۹۷۱؛ نقل در هاشمی، ۱۳۹۲) نشان داده ­اند ازدواج­هایی که قبل از سن ۱۸ سالگی واقع می­شوند، ۳ برابر ازدواج­هایی که بعد از ۱۸ سالگی روی می­ دهند، احتمال طلاق دارند و ازدواج­هایی که قبل از رسیدن به سن ۲۰ سالگی صورت می­ گیرند ۲ برابر ازدواج­هایی که بعد از ۲۰ سالگی رخ می­ دهند، احتمال طلاق دارند. به بیان دیگر، هر چه سن ازدواج پایین­تر باشد، احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر می­ شود زیرا در سنین پایین، افراد از قابلیت ­های لازم برای ایفای نقش همسری بی­بهره­اند. در عین حال، ازدواج در سنین بسیار بالا نیز خطر طلاق را افزایش می­دهد.

 

۲۱-۲ علل ازدواج زودرس

 

    1. فقر: در شرایط سخت و تنگنای اقتصادی و در خشکسالی­ها برخی خانواده ­ها به فکر ازدواج دخترشان می­افتند تا از بار اقتصادی بکاهند. در اینجا کودکان به عنوان کالایی برای رفع احتیاج خانواده­های فقیر مورد معامله قرار می­ گیرند، اما خوب است بدانیم با این­که در بیشتر جوامع مصداق دارد، اما همیشه این طور نیست بلکه فقر ممکن است حتی ازدواج را به تأخیر بیندازد. در بررسی که توسط وزارت جهاد کشاورزی در سال ۲۰۰۳ در شهر یزد به­منظور بررسی علت افزایش سن ازدواج صورت گرفت معلوم شد عده زیادی از پدران مانع از ازدواج دخترانشان می­شدند تا بتوانند از کمک آنان در کسب درآمد خانواده بهره گیرند. همچنین معلوم شد در این استان فقر عامل اساسی ازدواج زودرس نبود، بلکه احترام به سنت­ها و تعلقات خانوادگی عامل هدایت به آن بوده است.

 

    1. حفظ آبرو و شرف خانوادگی: به­ طور سنتی ازدواج زودرس به­عنوان وسیله­ای برای حفاظت دختران از رابطه جنسی قبل و یا خارج از ازدواج در نظر گرفته می­شده است چرا که بکارت دختر اهمیت بسیار بالایی در برخی فرهنگ ها دارد. از طرفی ارزش و جایگاه مادری و همسری در جامعه و عوامل فرهنگی و اجتماعی در تداوم آن نقش دارند. ملاحظات اخلاقی و آبرو نیز از عوامل مؤثر بر ازدواج کودکان محسوب می­ شود. علاوه بر این والدین احساس ‌می‌کنند با ازدواج زودرس دخترانشان می ­توانند ضامن امنیت جنسی آنان شده و به نوعی دوشیزگی دختر و امنیت جسمی، جنسی و آینده او را نیز تضمین نمایند.

 

  1. عوامل فرهنگی و اجتماعی: سطح تحصیلات زن متغیری بسیار مهم برای ازدواج زودرس است. در کشورهایی که دختران تحصیلات بیشتری دارند ازدواج زودرس کمتر است .ضمن این که به طور کلی ازدواج زودرس در جوامع روستایی بیش از شهری است .در زمینه فرهنگی ایران ارزش های سنتی در ‌ارتباط با خانواده، سیستم پدرسالاری، حمایت دینی و مذهبی برخی دلایل ازدواج زودرس هستند. در کشور ما ازدواج زودرس تا حد زیادی با دین و مذهب آمیخته است. در بررسی انجام شده در یکی از شهرهای کشور که دارای ویژگی­ های فرهنگی سنتی و مذهبی و توسعه اجتماعی اقتصادی بالایی است، با این­که بیشترین آمار تحصیلکرده­ها را در کشور دارد ولی ازدواج زودرس در آن بالا است .اهالی این شهر هنوز نگرش مثبت به ازدواج زودرس دارند. در این شهر به­ طور عمده مقاومتی در برابر ازدواج زودرس در کار نیست، حتی برخی دختران خود تمایل زیاد به ازدواج زودهنگام دارند و نمی­خواهند شانس ازدواج را از دست بدهند. ‌بنابرین‏ به سادگی نمی­ توان افزایش سطح سواد را مساوی با کاهش میزان ازدواج زودرس دانست چون این موضوع فقط به تحصیلات مربوط نمی­ شود. امروزه در بسیاری از جوامع دختران می ­توانند به مدرسه بروند اما زود هم ازدواج ‌می‌کنند و ضرورتا این تحصیلات منجر به توانمندی زنان نمی­ شود (لطفی، ۱۳۸۹).

 

۲۲-۲ عوارض ازدواج در سنین پایین

 

    1. بعد جسمانی: برخی مواقع بر اثر سن پایین، زوجین هنوز فرصت لازم را پیدا نکرده ­اند که از لحاظ جسمانی و جنسی به بلوغ برسند و از این زاویه بتوانند وظایف ازدواج را به انجام برسانند.

 

    1. عدم تجربه طرفین جهت زندگی: افرادی که در سنین پایین ازدواج ‌می‌کنند، فاقد تجربه برای زندگی خواهند بود و قادر به درک بسیاری از مسائل و مشکلات پیچیده زندگی نخواهند بود.

 

    1. اداره و سرپرستی: زوج­هایی که سن آن­ها پایین است، بدون تردید آمادگی در آن­ها جهت اداره، رهبری و کنترل همسر خویش هنوز شکل نگرفته است. لذا در اداره امور خانواده با مشکلاتی شدید مواجه خواهند بود.

 

    1. احساسی بودن: در سنین پایین معمولا احساسات بر عقل و منطق غلبه دارد، لذا رفتار زوج­هایی که بر مبنای احساس شکل بگیرد بدون شک برای آن­ها عواقبی در بر خواهد داشت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-12] [ 11:25:00 ب.ظ ]




بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان فرونشانی افکار تفاوت معناداری وجود دارد.

 

در نمره فرونشانی افکار پس آزمون گروه آزمایش (گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش) تغییر معناداری نسبت به گروه کنترل ملاحظه نگردید. به علاوه مقدار اندازه اثر حاکی از این بود که ۴ درصد تغییرات مشاهده شده در نمرات پس آزمون متغیر فرونشانی افکار به دلیل کار مداخله‌ای بوده است که مقدار قابل ملاحظه‌ای نبود.

 

در واقع این یافته نشان داد که اجرای گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش، روند آگاهانه افراد وسواسی برای تلاش در جهت جلوگیری از ورود افکار خاص به جریان آگاهی آنان را تحت تاثیر قرار نداده است. هر چند به نظر می‌رسد سرکوب کردن فکر وسواسی می‌تواند منجر به افزایش علایم وسواسی گردد؛ اما می‌توان یافته حاضر را اینگونه تفسیر نمود که شاید قانون ذهنی موجود در افراد وسواسی مبنی بر اینکه تلاش برای بازداری و اجتناب از فکر یا محرک آزارنده، رنج و ناراحتی فوری را از بین می‌برد و از بین رفتن رنج و ناراحتی مساوی با دستیابی یه بهزیستی و سلامتی است و یا شاید بیش از حد آزاردهنده بودن افکار وسواسی شرکت کنندگان موجود در این مطالعه که باعث اجتناب این افراد از رو به رو شدن با افکارشان می شود منجر به عدم تاثیر شیوه ی اکت که تأکید زیادی بر رویارویی با افکار و پذیرش آن ها دارد بر روی متغیر سرکوبی فکر شده است.

 

همان گونه که مبانی نظری موید این نکته است. مدل‌های شناختی-رفتاری اختلال وسواسی-جبری (نظیر راچمن، ۱۹۹۸؛ سالکووسکیس، ۱۹۹۶) معتقدند که عدم موفقیت در کنترل یا سرکوبی افکار مزاحم زیر بنای فراوانی و تشدید ماهیت وسواس‌ها است (تولین و همکاران، ۲۰۰۲). در واقع، سرکوبی فکر می‌تواند به چند دلیل مشکل ساز باشد؛ چرا که منجر به افزایش متناقض در فراوانی فکر می‌شود. همچنین، باعث می‌شود فرد نسبت به افکار و فرایندهای فکری بیش از پیش از هوشیار شود به طوری که محرک‌های فکر و ردپاهای فکر برجسته‌تر شوند. از دیگر سو، از یادگیری جدید ‌در مورد اهمیت فکر به دلیل خاتمه یافتن مواجهه با فکر جلوگیری می‌شود و در نهایت، منجر به تشدید ارزیابی منفی معنی فکر می‌شود (مثل پوردن و کلارک، ۱۹۹۹؛ پوردن، ۲۰۰۱، به نقل از پوردن و همکاران، ۲۰۰۵). علاوه بر این، به زعم وگنر و اربر (۱۹۹۹) سرکوبی فکر فعالیت پرزحمتی است که ممکن است غلظت مورد نیاز برای انجام وظایف دیگر را مختل نماید. ‌بنابرین‏ حتی اگر سرکوبی با افزایش فراوانی فکر منجر نشود این ممکن است اثرات منفی دیگری روی افکار وسواسی و عملکرد افراد داشته باشد (به نقل از پوردن و همکاران، ۲۰۰۷). همان گونه که نتایج مطالعات انجام شده حاکی از این امر است. پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که فرونشانی فکر اثرات ناسازگارانه‌ای روی اختلال وسواس فکری- عملی دارد (پوردن، ۲۰۰۴؛ تولین، آبرامویتز، هاملین، فوآ و سینودی، ۲۰۰۲، به نقل از مگی و تیچمن، ۲۰۰۷). همچنین نتایج تحقیق موریس، مرکل باخ و هورسلنبرگ (۱۹۹۶) و سالکووسکیس، (۱۹۹۲) نشان دادند که افراد مبتلا به اختلال وسواس بیشتر از افراد فاقد اختلال به فرونشانی افکارشان تمایل دارند (به نقل از مکلارن و کرو، ۲۰۰۳).

 

در این راستا، راشین و همکاران (۲۰۰۱) اذعان می‌دارد که سرکوبی فکر، مقدمه درهم آمیختگی فکر-عمل می‌باشد. وگنر، اربر و زاناکوس (۱۹۹۳) نیز بر این عقیده است که تلاش‌های سرکوبی، به اثرات متناقض افزایش به جای کاهش فراوانی افکار ناخواسته منجر می‌شود (به نقل از تولین و همکاران، ۲۰۰۲).

 

محدودیت‌های مطالعه

 

– نتایج حاصل از این تحقیق به زنان مبتلا به وسواس شهر مشهد محدود می‌باشد، لذا تعمیم نتایج آن به سایر گروه‌های اجتماعی باید با احتیاط صورت گیرد.

 

-محدویت در اجرای ابزارها به دلیل عدم ‌پاسخ‌گویی‌ دقیق توسط برخی از زنان وسواسی مورد مطالعه

 

– مشکلات مربوط به انگیزه و دقت آزمودنی‌ها در تکمیل پرسشنامه‌ها

 

-محدودیت در موانع قانونی و اخلاقی در اجرای ابزارها

 

پیشنهادات

 

– علاوه بر شیوه مورد استفاده در این پزوهش می‌توان از سایر مدل‌های مبتنی بر پذیرش نظیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراشناختی نیز در کاهش علایم وسواس سود جست.

 

– اجرای پژوهش‌های مشابه با بهره گرفتن از نمونه های مختلف شامل نمونه های زنان مبتلا به انواع وسواس و توجه به متغیری نظیر سن، مدرک تحصیلی، طبقه اجتماعی و شاغل یا خانه دار بودن زنان وسواسی می‌تواند تکرارپذیری یافته های پژوهش حاضر را مورد بررسی قرار دهد.

 

– انجام پژوهش‌ی خصوصاًً با بهره گرفتن از گروه‌های خاص آزمودنی، برای مثال زنان مبتلا به وسواس می‌توانند رابطه خودتنظیمی و هیجان خواهی را دقیق تر مورد بررسی قرار دهد.

 

– مطابق پیامد عملی یافته های پژوهش حاضر ‌در مورد تاثیر گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می توان پژوهش‌هایی را تدارک دید که ‌بر اساس آن ها راهکارهای کاهش و بهبود انواع وسواس فکر ی و عملی، درهم امیختگی و اغتشاش مورد بررسی قرار گیرند.

 

– بررسی تاثیر وسواس شستشو در روابط اجتماعی و سایر عملکردهای شغلی و…

 

– با توجه به اینکه علایم وسواس در نوجوانان پسر، بیشتر از نوجوانان دختر است؛ لذا پیشنهاد می‌شود پژوهشی مشابه با توجه به نقش جنسیت بر روی پسران نوجوان انجام شود.

 

منــابع

 

منابع فارسی

 

آزاد، ح. (۱۳۸۹). روانشناسی سلامت (بهداشت روانی). چاپ اول. تهران: بعثت.

استکتی، گ. (۱۹۹۳). درمان رفتاری وسواس، ترجمه عباس بخشی پور رودسری و مجید علیلو، تبریز: روان پویا.

 

اسلامی‌نسب، ع. (۱۳۸۳). راهنمای عملی درمان وسواس برای متخصصین. تهران: شفابخش.

 

اکبرزاده، ن؛ بابایی، م؛ پورشهریاری، م؛ نجل رحیم، ع. (۱۳۸۹). تاثیر درمان ترکیبی شناختی-رفتاری و کاهش اندیشه پردازی خطر بر اختلال وسواسی- اجباری در دانشجویان دختر. مطالعات روانشناختی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا، ۱٫

 

امینی، ر؛ پور شهباز ع؛ دولتشاهی ب. (۱۳۹۰). نقش باور آمیختگی اندیشه ـ کنش در تبیین علائم نشانه های وسواس. تازه های علوم شناختی، ۱: ۳۴-۲۵

 

اندوز، ز. (۱۳۸۷). مقایسه کارایی و اثر بخشی روش “رویارویی و جلوگیری از پاسخ” با روش “کاهش فکر خطرناک” در درمان اختلال وسواس شستشو، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، منتشر نشده، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:18:00 ب.ظ ]




در تحقیقی با عنوان تاثیرات فرهنگ در خلق هوش بازاریابی (کارایانی[۳۷] ،۲۰۰۶) و با توجه به ارزش روزافزون اینترنت در B2B ازطریق اینترنت و ایجاد ارزش در سازمان های شرکت‌ها، به بررسی راه های دستیابی به هوش بازاریابی از طریق اینترنت و بررسی ارتباط هوش کسب شده ازطریق اینترنت و ایجاد ارزش برای آن و متغیرهایی چون ارتباطات با مشتری، نوآوری، بهره وری و کارایی و میزان این ارتباطات می پردازد. این تحقیق از طریق اینترنت از کشورهای B2B انجام شد و پرسشنامه های پاسخ داده شده، ۲۴۰ مورد از شرکت‌های اروپایی، کانادایی و آسیایی است. این شرکت ها به صورت تصادفی از طریق جستجو از طریق سایت یاهو انتخاب شده اند. نتایج این تحقیق با بهره گرفتن از فنون آماری مانند رگرسیون و آماره و مدل معادله ساختاری به دست آمده است. یافته های این تحقیق شواهدی را ارائه کرده که نشان می‌دهد اینترنت به عنوان یک شبکه کسب و کار مجازی به زندگی درون سازمان ها نفوذ کرده و فرصت‌های فراوانی را پیش روی سازمان ها قرار داده است. همچنین مشخص کرده که میزان ارزش سازمان‌ها ‌به این مقوله و فرهنگ سازمانی در این مقوله تاثیر بسزایی داشته است. نوع نمونه گیری و تجزیه و تحلیل آن و توجه به منبع مهم اینترنت از جمله نقاط قوت آن است. از نقاط ضعف آن، این است که مشخص نشده که چرا این متغیرها انتخاب شده، همچنین تعداد نمونه ها، با توجه به دامنه گسترده و مخاطبان آن، اندک است.

 

در تحقیقی با عنوان جستجو برای هوش های بازاریابی، رقابتی و ( رایت و کالف[۳۸] ،۲۰۰۶) کسب و کار به بررسی چارچوب ارائه شده در خصوص هوش بازاریابی در کشورهای مختلف پرداختند. این تحقیق به دنبال مقایسه چارچوبی است که توسط نویسنده تهیه شده و هوش سازمان ها را از سه منظر بررسی می‌کند که شامل؛ فرایند و ساختار، فرهنگ، آگاهی و نگرش، سیکل هوش رقابتی است. این مقایسه در کشورهای اتحادیه اروپا، کانادا و انگلیس انجام شده است. گسترش نمونه ها، مقایسه بسیار خوب نتایج، تجزیه و تحلیل مناسب آماری همچنین توجه به عواملی غیر از عوامل سیکل هوش از جمله نقاط قوت این تحقیق است. مدل ارائه شده دارای ایراداتی از جمله عدم توجه به مفهوم هوش است، همچنین عدم همگنی جوامع نمونه موجب تردید در نتایج ارائه شده می شود.

 

در تحقیق خود با عنوان، هوش رقبا: یک روش چند فازی برای استراتژی بازاریابی (دیشمن و کالف[۳۹] ،۲۰۰۸) به جستجوی روشی برای فرموله و ساختاربندی هوش بازاریابی درسازمانها پرداختند. هدف از این تحقیق جستجوی روشی برای فرموله و ساختاربندی هوش بازاریابی در سازمانهاست. پرسشنامه این تحقیق به ۳۰۸۰ شرکت ارسال و ۱۲۸۰ شرکت به آن جواب دادند. جامعه این تحقیق شرکت‌های کانادایی و نوع پرسشها، به صورت پاسخ های آری– خیر است.

 

یافته های این تحقیق نشان می‌دهد که این شرکت‌ها فرهنگ پذیرنده بوده و علاقه زیادی به ایجاد ساختار هوش در سازمانشان دارند، اما تمرینات واقعی برای کسب آن کم است. از جمله نقاط قوت این تحقیق، نمونه گیری به صورت معقول و منطقی صورت گرفته و جامعه آماری مناسب است. همچنین محققان مدلی را برای هوش تعیین کردند. از جمله نقاط ضعف آن این است که تلاش نشده که بیان کنند که چرا شرکت ها ‌به این فرهنگ رسیده اند؟ پرسشنامه در این پژوهش تنها به صورت آری و خیر است. در این تحقیق بیان نشده که آیا خود مدل نیز از اعتبار کافی برخوردار بوده است. عدم توجه به خصوصیات فردی در این مدل همچنین تلاش برای به دست آوردن یک فرمول ثابت برای هوش از دیگر نقاط ضعف این تحقیق است. تحقیق خود را با عنوان استفاده از منابع آزاد به منظور توسعه هوش بازاریابی ( فلشر[۴۰] ،۲۰۰۸) و هوش رقابتی آغاز کرد.

 

گسترش هوش بازاریابی و هوش رقبا به منابع اطلاعاتی نیاز دارد تا با آنالیز آن ها بتوان به شرکت در رسیدن به هوش کمک شایانی کرد و به آن ها اجازه دهد در بازار مزیت رقابتی به دست آورند. با وجود آنکه تحقیقات بازار می‌تواند منجر به هوش بازاریابی شود، استفاده از منابع آزاد می‌تواند مزیت بسیار بیشتری برای شرکت به همراه بیاورد. شرکت هایی که بتوانند ‌به این درجه برسند که کجا و چگونه کارا و اثر بخش این اطلاعات راجمع آوری، سازماندهی و هوش بازاریابی یا رقبا اجرا کنند کمترین میزان سردرگمی درتصمیم گیری، و کمترین ریسک برای فعالیت های بازار را دارا خواهند بود. با این تفاسیر محقق در این تحقیق به دنبال آن بود که نشان دهد چگونه داده ها و اطلاعاتی که از منابع آزاد به دست می‌آید، بر هوش رقابتی و هوش بازاریابی تاثیر می‌گذارد. در پایان محقق ‌به این نتیجه رسید که منابع آزاد برای متخصصین هوش بازاریابی بسیار مفید هستند زیرا آن ها به راحتی می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند، گران نیستند و به سرعت قابل دسترسی اند. ‌بنابرین‏ برای دستیابی به هوش بازاریابی یا رقابتی در سازمان، شرکت باید این منابع را به طور گسترده دراختیار کارکنان خود قرار دهد تا آن ها بتوانند با بهره گرفتن از آن ها علاوه بر آنکه می‌تواند ابزاری برای هوش باشد، می‌تواند برای سازمان مزیت رقابتی ایجاد کند. در این تحقیق همچنین سعی شده تا راه حل هایی برای نگرانی های موجود در این زمینه ارائه شود، راه حل های مد نظر این تحقیق به اختصار شامل:

 

۱٫ افزایش روش های آنالیزی برای بررسی بهتر اشکال متفاوت اطلاعات

 

۲٫ پرورش و غنی کردن تخصصهای جستجو و کندوکاو

 

۳٫ استفاده از متخصصان IT

 

۴٫ استفاده از متخصصین زبان

 

۵٫ اجرا و افزایش توان سیستم مدیریت دانش در شرکت

 

از نظر این محقق منابع آزاد اطلاعات شامل موارد زیر است:

 

منابع خارجی منابع داخلی نوع منبع، دانشگاه ها، رقبا، مشاوران، خبر ها، مشتریان رقبا، نهادهای دولتی، اعضای رسانه، تامین کنندگان، مشتریان محصولات شرکت، سرویس داده مشتری، کارکنان، مدیران، متخصصان تحقیقات بازاریابی، شبکه ها (تخصصی، عمومی)، همکاران فروش منابع انسانی، آگهی، اخبار (رادیو، تلویزیون)، صفحه نخست سایت شرکت ها، نشریات دولتی، تصاویر و نقشه ها، ارتباطات بازاریابی، بروشور وکاتالوگ محصولات رقیب ،گزارشات و آمارها (جمعیت شناختی)، ارتباط با مشتری، پایگاه داده ها، کتابخانه منابع، مرجع، طرح های تجاری کسب و کار، اینترنت، کاتالوگ محصولات، گزارشات ، آمارها (بازار،سهم فروش و… )، مستندات و رسانه، سمینارها، رویدادهای بازار مشاهده گران، جلسات و ‌ملاقات‌ها، بازدید ازسایتها، کانال های تهیه مختلف که به صورت آرشیو در رسانه ها موجود است. (فاریابی و همکاران، ۱۳۹۰)

 

تحقیقی در سال ۲۰۱۱ با عنوان ” هوش بازار و موفقیت توسعه پروژه های جدید” در شرکت های تکنولوژی محور در فنلاند توسط ماتی هاورلیا و نیک آشیل [۴۱] صورت گرفت، که هدف آن تحقیق مشخص کردن این بود که چگونه مدیران در شرکت های تکنولوژی محور متغیر های هوش را در توسعه پروژه های جدید موفق یا ناموفق خود تعیین می‌کنند و همچنین دریافتن میزان تاثیرگذاری این متغیر ها در موفقیت یا عدم موفقیت یک پروژه. نتایج این تحقیق مشخص نمود که مدیران بر ۲ نوع هوش تکیه می‌کنند، تولید تکنیکی و اطلاعات بازار و نیز بیشتر متغیرهای شناخته شده رابطه مثبت و مستقیم به موفقیت پروژه ها دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:10:00 ب.ظ ]




برای فهم شناخت در اختلال روانشناختی می توان از رابطه بین سطح فرا و سطح عینی استفاده کرد. همان طور که نظارت، فرآیندهای ورودی برای نظام خود گردانی و کنترل یک فرد است، هر گونه تحریف در نظارت می‌تواند در بدکنشی روانشناختی نقش داشته باشد .به همین قیاس، فرایندهای کنترل می‌تواند سطح عینی را، برای مثال از طریق آغاز یک کنش جدید، ادامه یا اصلاح یک کنش گذشته یا خاتمه یک فعالیت تغییر دهد. ‌بنابرین‏، آشفتگی یا سوگیری در کنترل، برای مثال، انتخاب برخی راهبردهای مقابله ای نامناسب، ممکن است در اختلال روانی نقش داشته باشد. در این مدل، انتخاب و اجرای یک راهبرد مقابله ای، تعیین کنندۀ اصلی ادامه یا خاتمه آشفتگی روانی است.

 

۲-۵-۴ انواع فراشناخت

 

فراشناخت را می توان به سه حیطه ۱-دانش فراشناختی، ۲-تجربه های فراشناختی و ۳-راهبردهای کنترل فراشناختی تقسیم کرد (برای مثال فلاول،۱۹۷۹؛ نلسون و همکاران، ۱۹۹۹).

 

۲-۵-۴-۱ دانش فراشناختی

 

اکثر نظریه پردازان بین دو زمینه فراشناخت تمایز قائل می‌شوند: دانش فراشناختی[۱۹۸] و تنظیم فراشناختی[۱۹۹] (براون،۱۹۸۷؛ فلاول، ۱۹۷۹؛ ولز،۲۰۰۰؛ پوسن[۲۰۰]، ۱۹۸۵).

 

دانش فراشناختی بر اطلاعاتی که اشخاص درباره شناخت خودشان و درباره استراتژیهای یادگیری و عوامل مرتبط با تکلیف دارند، مربوط می شود. نظیر باورها ‌در مورد معنای نوع خاصی از افکار و باور ‌در مورد اثر بخشی حافظه و کنترل شناختی. برای مثال ممکن است فرد بر این باور باشد که برخی افکار مضرند. یک فرد مذهبی ممکن است بر این باور باشد که داشتن برخی تفکرات گناه است و موجب مجازات خواهد شد. این ها نمونه ای از باورهای فراشناختی ‌در مورد اهمیت افکارند. داشتن چنین باورهایی بر نحوه پاسخ دهی فرد به افکار و چگونگی تنظیم افکر خویش تاثیر می‌گذارند . بر اساس نظریه های فراشناختی اختلال رواتشناختی، دو نوع دانش فراشناختی وجود دارد (ولز و ماتیوس،۱۹۹۴؛ولز،۲۰۰۰ به نقل از محمد خانی،۲۰۰۸).

 

۱-باورهای آشکار (خبری)[۲۰۱] ۲- باورهای ضمنی (رویه ای)[۲۰۲]

 

باور آشکار دانشی است که به طور کلامی قابل بیان است و هشیار می‌باشد. نمونه های این نوع دانش عبارتند از شناخت هایی نظیر: نگرانی می‌تواند موجب حمله قلبی شود؛ داشتن افکار بد به معنای آن است که من از لحاظ ذهنی معیوبم و یا اگر بر خطر متمرکز شوم، از آسیب احتمالی مصون خواهم بود.

 

دانش ضمنی را نمی توان به طور مستقیم و به شکل کلامی توصیف کرد و معمولا هشیار نمی باشد. این دانش شامل افکار، قواعد یا برنامه هایی از قبیل عوامل کنترل کننده تخصیص توجه، جست و جوی حافظه و استفاده از تدابیر اکتشافی[۲۰۳] و سوگیری در قضاوت کردن و استفاده از الگوهای یافتاری[۲۰۴] در قضاوت است که می‌تواند تفکر را هدایت کند. برنامه یا نقشه ی پردازش را می توان مستقیما از راهبردهای ارزیابی[۲۰۵] مانند نیمرخ فراشناختی استنباط کرد (ولز و ماتیوز،۱۹۹۴) دانش ضمنی یا رویه ای نشان دهنده مهارت های تفکر فرد است. در نظر گرفتن این دانش به عنوان روش یا طرحی برای پردازش اطلاعات مفید است و چنین طرحهای فراشناختی ممکن است حداقل به عنوان دانش خبری در اختلال هیجانی مهم باشد (ولز،۲۰۰۰).

 

تنظیم فراشناختی بر طیف وسیعی از عملکرد اجرایی از قبیل، مراقبت، طراحی، بررسی، توجه و ردیابی خطاها در عملکرد مربوط می شود (ولز،۲۰۰۰).

 

۲-۵-۴-۲ راهبردهای کنترل فراشناختی

 

راهبردهای فراشناختی پاسخ هایی هستند که برای کنترل و تغییر تفکر به کار گرفته می‌شوند و به خود تنظیمی هیجانی و شناختی کمک می‌کنند. راهبردهای انتخابی می‌توانند فعالیت های شناختی را تشدید یا سرکوب نموده و یا ماهیت آن را تغییر دهند. هدف برخی از راهبردها کاهش افکار یا هیجانهای منفی از طریق تغییر ابعاد شخصیت است. برای مثال یک فرد ممکن است برای حفظ آمادگی خود توجهش را بر تهدید متمرکز سازد، افکار ناراحت کننده ی خود را سرکوب نماید، از تفکر مثبت استفاده کند یا توجهش را از هیجانهای منفی منحرف سازد.

 

در اختلال های روانشناختی فرد احساس می‌کند کنترل را از دست داده است. راهبردهای فرد اغلب تلاش برای به دست گرفتن کنترل ماهیت تفکر است. این تلاش‌ها در بلند مدت سودمند نیستند. راهبردهای مورد استفاده ی این افراد شامل تلاش برای فرونشانی[۲۰۶] افکار خاص، تجزیه و تحلیل تجربه ها برای یافتن پاسخ، یا تلاش برای پیش‌بینی چیزهایی که ممکن است در آینده رخ دهند و در نتیجه اجتناب از مشکلات احتمالی است. در اختلال های اضطرابی افراد اغلب وقوع افکار را به شیوه منفی تفسیر می نمایند و راهبردهای آن ها غالبا شامل تلاش برای فرونشانی افکار به کار می رود. در اختلال هایی مانند خود بیمار انگاری و اضطراب فراگیر راهبردها شامل تمرکز بر محرک های منفی خاص و تمرکز بر آن ها‌ است. برای مثال یک بیمار خود بیمار پندار توضیح می‌دهد که چگونه علل احتمالی ضعف عضلانی خود را مورد برررسی قرار می‌دهد تا مطمئن شود که چیز مهمی را نادیده نگرفته است. ایراد این راهبرد، هم چون اکثر راهبردهای مورد استفاده بیماران، آن است که موجب تداوم احساس تهدید می شود.

 

روشن است که راهبردها به دانش فراشناختی و مدل های درونی[۲۰۷] که فرد درباره نحوه ی عملکرد شناخت و هیجان خود دارد وابسته است. باورهای فراشناختی، تجربه ها و راهبردها به هم وابسته اند و در فرایند اختلال روان شناختی یک پارچه عمل می‌کنند. بر اساس نظریه فراشناختی ناسازگاری[۲۰۸] در دانش، تجربه ها و راهبردها، مشترکا به الگوی تفکر ناسازگارنه ای منجر می شود که موجب بروز اختلال روان شناختی می شود. با این حال قبل از توصیف مفصل و دقیق این الگو، ابتدا به جنبه ای از تجربه فراشناختی که نقش مهمی در درمان فراشناختی ایفا می‌کند، می پردازیم. این واقعیت که انسان از قابلیت پرداختن به شناخت های معمولی و نیز تفکر درباره تفکر برخوردار است نشان می‌دهد که دو شیوه برای تجربه کردن افکار وجود دارد (ولز،۲۰۰۰).

 

۲-۵-۴-۳ تجربه های فراشناختی

 

تجربه های فراشناختی، شامل ارزیابی ها و احساس هایی هستند که افراد در موقعیت های مختلف در باره وضعیت روانی خود دارند، برای مثال، تعبیرهای منفی که بیماران وسواسی از افکار مزاحم خود به عمل می آورند، تجربه های فراشناختی هستند. نگرانی درباره نگرانی که ویژگی اختلال اضطراب فراگیر است نیز نمونه ای از تجربه های فراشناختی است. سوء تعبیرهای بیماران مبتلا به اختلال وحشت زدگی از رویدادهای شناختی، هنگامی که بر این باورند که در حال از دست دادن کنترل خود بر رفتار یا ذهن خود هستند نمونهً دیگری از این تجربه ها محسوب می شود.

 

همچنین تجربه های فراشناختی، شامل احساس های ذهنی نیز می‌شوند. یک احساس فراشناختی عادی و آشنا، حالت «اثر نوک زیان[۲۰۹]» است که در آن افراد عمیقا حس می‌کنند که اطلاعات در حافظه آن ها ذخیره شده است، حتی اگر در حال حاضر قابل بازیابی نباشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:03:00 ب.ظ ]




“>

 

۲-۱۱-۱-۱- نظریات مربوط به ترس و اضطراب از مرگ

 

بررسی مرگ و پدیده‌های مربوط به آن همیشه توجه محققین را به خود جلب کرده و موجب شکوفایی و علاقمندی علمی در زمینه هراس و اضطراب از مرگ گردیده است. در تلاش برای توجیه اضطراب مرگ و پدیده‌های مربوط به آن محققین مختلف، تئوری های زیادی را مطرح نموده اند که در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره می شود.

 

۱- دیدگاه اصالت وجودی

 

روانشناسان وجودی معتقدند که ترس اصلی انسان و ترسی که اغلب آسیب شناسی روانی از آن به وجود می‌آید، ترس از مردن است. در کودکی، اضطراب درباره ی مرگ بسیار بارز است و بیشتر از همه از این دوران به یاد می‌آید. شاید ‌به این علت که کودکان آسیب پذیر هستند و ‌به این خاطر که بدترین تصورات آن ها چندان به واقعیت نزدیک نیست، ترس آن ها عریان، واضح و به یاد ماندنی است. مرگ یعنی فراموش شدن، تنها ماندن. مرگ یعنی درماندگی، تنهایی، متناهی بودن. خلاصه این که مرگ به قدری مخوف است که کودکان و بزرگسالان تقریبا به طور همگانی برای برخورد آن، راهبرد های کنار آمدن را به کار می گیرند(نادری و همکاران، ۱۳۸۹).

 

در نگاه پل تیلیش اضطراب مرگ و سرنوشت، بنیادی ترین نوع اضطراب است. که از آن چاره نبوده و هر کوششی برای رفع آن از طریق استدلال بی فایده است. ‌بنابرین‏ هرگاه این نوع اضطراب بر جامعه حاکم باشد، فرد گرایی افزونی می‌یابد و مردمان در فرهنگ جمعی گرا کمتر در معرض این نوع اضطراب خواهند بود(تیلیش، ترجمه ی فرهاد پور، ۱۳۸۴، ص۸۱). راه رهایی از این اضطراب در حالت افراطی، در دیگاه برخی از متفکران چون رواقیون، خودکشی است (همان،ص۹۲).

 

۲- تئوری مدیریت وحشت[۲۳]

 

تئوری مدیریت وحشت تئوری است که مبتنی بر مکتب اگزیستانسیالیسم( اصالت وجودی)، که توضیح می‌دهد چگونه ترس از مرگ، زیر بنای اکثر کارهایی است که انجام می‌دهیم، این تئوری به آن دسته از مکانیسم های روانی که ما آن ها را به عنوان عامل حفاظتی در برابر اضطراب ناشی از آگاهی از مرگ، به کار می بریم، توجه دارد. این نظریه به وسیله ی گرین برگ[۲۴] و همکاران(۱۹۸۶) و سولومن[۲۵] و همکاران،۱۹۹۱) ارائه شده است. طبق این تئوری، اضطراب مرگ، اساسی ترین منشا اضطراب در انسان است. مانند دیگر موجودات زنده انسان ها تمایل دارند که از خود محافظت کنند و ترکیب این تمایل با شناخت این واقعیت که هرکسی خواهد مرد، نوعی ترس فلج کننده از مرگ را در ما به وجود می آورد(همان).

 

نظریه ی مدیریت وحشت، با الهام از نظریه های افرادی مانند، کی یرکگارد[۲۶]، نیچه[۲۷]، فروید، یالوم[۲۸]، می و به ویژه بکر[۲۹]، توانسته است روی آورد هستی نگر به مسائل روانشناسی و به ویژه موضوع مرگ باشد.

 

بر اساس این نظریه، دفاع در برابر افکار هشیار و ناهشیار مرگ، از طریق دو سبک دفاعی مجزا با نام “مجاور[۳۰]” و “دوربرد[۳۱]” صورت می‌گیرد. هرکدام از این دو سبک دفاعی دارای اصول و مکانیزم خاص اند. هنگامی که افراد به صورت هشیار با افکار مرتبط با مرگ خویشتن مواجه می‌شوند، از طریق سبک دفاعی مجاور در قالب انکار[۳۲] و طرد[۳۳]، به تأخیر انداختن[۳۴] و یا انحراف توجه[۳۵]، به سرعت آن افکار را از سطح هشیار و توجه کانونی خویش خارج می‌کنند. اما این نظریه نشان می‌دهد که این افکار در سطح غیرهشیار، همچنان پویا و قابل دسترس هستند و در نتیجه به عنوان تهدیدی برای ساختار روانی فرد باقی می مانند. به همین جهت افراد به سمت ایمان به یک نظام ارزشی معنادار و کسب و حفظ حرمت خود- به منظور مدیریت عمیق تر و بادوام تر این تهدید- بر انگیخته می‌شوند. این برانگیختگی و تلاش در جهت دفاع در برابر افکار مرگ، دفاع دوربرد نامیده می شود( پیزینسکی و دیگران،۱۹۹۹؛ آرنت و گرینبرگ، ۱۹۹۹).

 

۳- نظریه ی روانکاوی[۳۶]

 

فروید در سال های (۱۹۳۹-۱۸۵۶)، برای اولین بار به موضوع مرگ و هراس از مرگ پرداخت. او دریافت که گاهی ترس مردم ترس از مرگ را بین می‌کنند. با وجود این ” مرگ هراسی” آن گونه که فروید آن را مطرح کرد، صرفا وارونه کردن و تعدیل منبع نگرانی عمیق تر بود. از نظر فروید، این مرگ نیست که اکثر مردم از آن می ترسند؛ زیرا مرگ، در واقع غیر قابل تصور است و هنگامی که تلاش می‌کنیم آن را به تصویر بکشیم، به عنوان تماشاچیان زنده ایم و ادامه حیات می‌دهیم. نهایتاً هیچ کس مرگ خود را باور ندارد و یا این مطلب را به گونه ای دیگر بیان می کند. در حالت ناخودآگاه، هرکدام از ما معتقد به جاودانه بودن بدن خود می‌باشد. قسمت ناخودآگاه ذهن ما به گذر زمان و مراحل طی شده نمی پردازد و اینکه زندگی ما خاتمه خواهد یافت، در ذهن نمی گنجد، علاوه بر این آنچه که فرد از آن می ترسد، مرگ نیست، زیرا فرد هرگز نمرده و آن را تجربه نکرده است. از نظر فروید افرادی که ترس های مربوط به مرگ را بیان می‌کنند، در واقع از این طریق سعی می‌کنند به تعارضات درون کودکی خود بپردازند به طور صریح نمی توانند درباره ی آن ها بحث نمایند(فروید، ۱۹۵۳، به نقل از نادری و همکاران،۱۳۸۹).

 

۴- تئوری تاسف[۳۷]

 

این تئوری توسط تومر و گرافتون[۳۸] (۱۹۹۶) پیشنهاد گردید. این تئوری به روشی توجه دارد که با بهره گرفتن از آن، مردم کیفیت زندگی خود را ارزشیابی کرده و برای زندگی خود ارزش قائل هستند. طبق این تئوری اگر مردم احساس کنند که نمی توانند عمل نیکی انجام دهند و تا کنون هم انجام نداده اند، احتمالا دیدگاه مرگ آن ها را نگران خواهد کرد. در این صورت ممکن است افراد با نگرانی ‌در مورد غفلتهای گذشته و فرصت های از دست رفته و یا انکار موفقیت های احتمالی آینده ‌و تجاربی که امکان پذیر نخواهد بود، خود را آزار دهند. این تئوری حاکی از این است که اضطراب را می توان تقلیل داد. مردم می‌توانند خاطرات ناخوشایند خود و نیز انتظاراتی که امکان پذیر نمی باشند را بازنگری نموده و چگونه زندگی کردن برای ایجاد زندگی مثمر ثمر تر را در رابطه با وضعیت کنونی کشف نمایند و ‌به این ترتیب، نگرانی خود ‌در مورد مرگ را تقلیل دهند(نادری و همکاران،۱۳۸۹).

۵- نظریه ی گودمن[۳۹]

 

گودمن(۱۹۸۱) بیان می‌کند که ترس از مرگ، ترس از فنا و نیستی، مشکل ترین ترس غیرقابل کنترل می‌باشد. اغلب ساختارهای دفاعی، از قبیل انکار واقعیت، اصول گرایی، موضع گیری در جهت انزوگری مذهبی و جداشدن از ترس ها به صورت مشروط، موانع محافظتی مؤثر را ‌در مورد ترس از مرگ، ارائه نمی دهند. ‌بنابرین‏، مردم برای هماهنگ شدن و کنار آمدن با ترس و اضطراب ناشی از مرگ، به حالات مختلفی از جاودانگی سمبولیک پناه می‌برند. تصور فرد به اینکه از طریق اعقاب خود زندگی جاودانه ای داشته باشد، یا با این باور که روح هرگز نمی میرد(از نظر مذهبی)، زندگی کردن از طریق آثار به جامانده و کارهای انجام نشده، انتساب خود به طبیعت که همیشه جاری است(طبیعت گرایی) و آشنایی با سنت و فرهنگ و افکاری از این قبیل(گودمن،۱۹۸۱؛ به نقل از نادری و همکاران،۱۳۸۹).

 

۲-۱۱-۲- اضطراب پوچی و بی معنایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ق.ظ ]