در جامع البییان آمده:
«تجسّس» جست وجو یا یافتن عیب برادر، به منظور اطلاع از اسرار او» (طبرسی، ۱۳۲۴، ج ۲۶، ۱۷۵)
در فرهنگ نفیس نیزنوشته شده:
«تجسّس» خبر جستن و بیشتر در بدی گویند. (نفیسی، ۱۳۴۳، ۷۰۸)
طباطبایی (۱۳۶۳، ج ۱۸، ۳۲۳) در المیزان میگوید:
«تجسّس» تتبع و تفحص از امور مخفی و مستور مردم برای اطلاع یافتن آن ها.
در تفسیر ابن کثیر نوشته شده:
«تجسّس» تلاش برای کسب خبر است به قصد فتنه انگیزی. (ابن کثیر، بی تا، ۲۱۴)
آنچه از مجموعه سخن و آرای اهل لغت به نظر میرسد، این است که «تجسّس» بیشتر در انگیزه شر به کار می رود.
مثلاٌ چنان که گذشت در اقرب الموارد و لسان العرب و نهایه و مجمع البیان، بیان شده که تجسّس غالباً در امور شر استعمال می شود.
از سوی دیگر، ظاهر عبارت مصباح المنیر و کلام منسوب به اخفش این است که تجسّس منحصر در عیوب و بدی ها و تحسّس تنها جستجوی خوبی ها و امور خیر نیست و چنین انحصاری در معنای این دو واژه وجود ندارد. به نظر میرسد صاحب لسان العرب نیز تفاوت معنا و انحصار را تنها در واژه جاسوس میداند. آری صاحب اقرب الموارد «تحسس» و «تجسس» را دارای دو معنای متفاوت میداند. اما آنچه اعتبار دارد مصدر است نه تک واژه ها و از معنای مصادر، وجود و اعتبار چنین قیدهایی به دست نمی آید.
افزون بر این واژه ی «تجسّس» در برخی روایات در معنایی به کار رفته که مربوط به آن نیست (بلکه خلاف انتظار به کار رفته) که در فصل بعدی به بررسی آن خواهیم پرداخت.
خلاصه اینکه «تجسّس» از«جسَّ» ریشه میگیرد و در لغت وعرف به معنای جستجو از باطن و درون امور است (خواه برای خود باشد یا دیگری باشد) و انگیزه ی این جستجو، در صدق مفهوم تجسس دخالتی ندارد. به این ترتیب غرض و هدف از تجسس هر چه باشد، (خوب یا بد) در صدق مفهوم تجسس تفاوتی ایجاد نمی کند، انگیزه ی خیر اگر دخالتی هم داشته باشد، تنها در نفی حکم (حرمت) است نه درصدق موضوع «تجسّس»
بنابرین «تجسّس» کاویدن و جستجوی نهان امور است، خواه برای خود باشد یا دیگری.
به انگیزه شر و فساد باشد یا به قصد خیر، از امور بد باشد یا امور نیک.
پس از تعریف لغوی تجسّس در قسمت بعدی به معنای اصطلاحی آن می پردازیم.
۲- معنای اصطلاحی تجسّس
تجسّس در فقه امامیه و اهل سنت تعریف شرعی یا متشرعی خاصی ندارد و به همان معنای لغوی اش به کار رفته و احکام مختلفی بر آن بار شده است. (علی اکبری بابوکانی، ۱۳۹۱، ۳۷) توضیح این که در فقه گاهی تجسّس به معنای تفتیش و تفحص از اسرار، عورات و زشتی های افراد به کار رفته و گاهی در مورد خیانت به نظام و بیضه اسلام به کار رفته.
در جایی که تجسّس به معنای تفتیش و تفحص از اسرار افراد به کار رفته، حکم تکلیفی اولیه ی آن بر اساس ادله احکام در فقه امامیه حرمت است. (علی اکبری بابوکانی، ۱۳۹۱، ۳۷)
چنان که در تفسیر آیه ی شریفه «یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراٌ مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمُ وَلا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغتَب بَعضُکُم بَعضاً اَیُحِبُّ اَحَدُکُم أن یأکُلَ لَحمَ اَخیهِ مَیتاٌ فَکَرِهتُمُوهُ وَاتَقُوا اللّهَ اِنَّ اللَّهَ تَوَّابُ رَحیمُ». سوره ی حجرات(۴۹)، آیه ی ۱۲
یعنی، ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان ها گناه است و هر گز در کار دیگران تجسّس نکنید واز یکدیگر غیبت ننمایید، آیا احدی ازشما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بی تردید از این کار کراهت دارید، از خدا پروا کنید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.
در تفاسیر آمده است که غرض این است که؛ ظاهر حال مسلم را ملاک قرار دهید و اگر ظاهر خوب است به همین ظاهر اکتفا کنید و دنبال عیوب پنهانی نروید، یعنی از عیوب و اسرار برادر مسلمان خود جست و جو و تفتیش نکنید تا احیاناٌ به چیزهای بد و کارهای زشت مردم که مخفی و مستور است مطلع نشوید. (طبری، ۱۳۲۴،ج ۲۶، ۸۵؛ طبرسی، ۱۴۰۶، ج ۹، ۱۳۷)
به باور گروهی از جمله «ابن عباس» و «مجاهد» منظور از «لا تجسَّسوا» این است که؛ در جستجوی لغزش های مردم با ایمان و انسان های درست اندیش نباشید. (طبرسی، ۱۴۰۶، ج ۱۳، ۸۷۵)
قرطبی (بی تا، ۳۳۲) درباره ی معنای آیه ی شریفه میگویند:
«معنای آیه این است که آنچه از مسلمانان بر شما ظاهر است بگیرید و درباره ی اسرار و عورات آن ها جست وجو نکنید، یعنی هیچ یک از شما از عیب برادرش بعد از آنکه خداوند آن را پوشانده است فحص و جست وجو نکند تا بر او آشکار شود».
مرحوم شهید ثانی (۱۳۷۶، ۹) در تعریف اصطلاحی تجسّس می فرماید: «معنای تجسّس این است که بندگان خدا را زیر پرده ی ستاریّت پروردگار رها نکنی و پرده از روی کار آنان برداری و آنچه که خداوند پوشیده داشته است، آشکار کنی که این کار وسیله کسب اطلاع از امور مخفی آن ها و پرده برداشتن از روی اسرارشان می شود و در نتیجه آنچه بر تو پوشیده بود آشکار میگردد که اگر مخفی بود دل و دینت سالم تر می ماند.»
نیز گفته شده که تجسّس بیشتر در کشف امور پنهانی استعمال می شود که انسان ها راضی به کشف آن نمی باشند، جاسوس کسی است که امور پنهانی مردم را بداند و پنهانی های مردم بیشتر نقاط ضعف و رفتارهای ناپسند آن ها است که آشکار شدن هر یک از آن ها موجب کوچکی و پستی آنان می شود. (سبحانی، ۱۳۷۰، ۶۳۸)
مرحوم مجلسی (۱۴۰۳، ج ۲۲، ۳۶۰) در بحار الانوار در توضیح کلمه «تجسّس» چنین می فرماید:
«لا تجسّسوا» یعنی بر اساس ظاهر انسان ها حرکت کنید و آنچه را که از صفات دیگران، خداوند مخفی کردهاست، آن ها را آشکار ننمایید، زیرا ما وظیفه نداریم به باطن امور در هر حال پی ببریم و یا این که صفات مخفی دیگران که به عنوان عورت محسوب شده، نباید عورتهای دیگران را کشف و آن ها را آشکار نماییم».
بنابرین تجسّس گاهی به معنای تفتیش و دخالت در اسرار و عورات مردم مسلمان است که در شریعت اسلام از آن نهی شده و حرمت آن از بدیهیات شرع است و صحابه و مفسران هم همین معنا را فهمیده اند، چنان که نقل شده که:
عبدالرحمن بن عوف میگوید:
شبی در مدینه با عمر بن الخطاب برای حفاظت شهر گردش میکردیم به خانه ای رسیدیم که چراغش روشن و درش بسته بود ولی صدای بلندی از خانه به گوش می رسید، عمر گفت: این خانه مال ربیعه بن امیه است و این ها شراب خورده اند و الان هم می خورند، گفتم ما خلاف کردیم خدا فرموده است «لاتجسّسوا» و ما تجسّس کردیم، عمر برگشت و آن ها را به حال خودشان گذاشت. (رجوع شود به قرطبی، ۳۳۳)
این قصه بسیار معروف و به روایات گوناگون نقل شده است.
گاهی نیز تجسّس و مشتقات آن در متون فقهی و روایی به معنای خیانت به حکومت اسلامی و بیضه اسلام به کار می رود و حکم تکلیفی آن بر اساس ادله ی احکام در فقه امامیه حرمت میباشد.
چنان که اطلاق آیه شریفه ۱۲ سوره ی حجرات شامل این مصداق از تجسّس میگردد.
در جواهرالکلام نیز در معنای اصطلاحی فقهی تجسّس گفته شده:
[سه شنبه 1401-09-29] [ 04:54:00 ب.ظ ]
|