|
|
|
-
- . http://www.un.org/Depts/los/lEGISLATIONANDTREATIS/regionslist.htm ↑
-
- David M. ong, o. cit., p. 785-786. ↑
-
- . Thomas Walde & Jemes Ross and other,op. cit., pp. 413-414 ↑
-
- . Agreement Relating to the joint Exploition of the Natural Resources of the Sea-Bed and and sub-Soil of the red Sea in the Common Zone, Nay 16, 1974, Sudan- Saudi Arabia, reprinted in 5 New directions in the law of the Sea 393 (R. Chuchill, M, Nordquist & S. H. Lay ed. 1977). ↑
-
- . Fox hazel, po. Cit., pp. 61-62; Thomas Walde & Jemes Ross and ect, po. Cit., pp. 399-401. ↑
-
- . http://www.un.org/Depts/los/lEGISLATIONANDTREATIS/regionslist.htm ↑
-
- . Thomas Walde and others, op. cit., p. 394. ↑
-
- . Ibid, p. 394. ↑
-
- . Freeman Kendall, op. Cit., p. 24. ↑
-
- . http://www.un.org/Depts/los/lEGISLATIONANDTREATIS/regionslist.htm ↑
-
- . شرکت دولتی نفت ترکیه طی اعلامیه غیر رسمی در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد که از سه چاه حفاری شده در منطقه، منابع نفت و گاز کشف شده است. نقل از:http://english.sabah.com.tr/02BB67AFDE426B9D199.htmE. can “Cross- Border exploratory unitization: An onshore example of joint petroleum exploration between Turkey and Syria” OGEL vol. 5, Issue 2, (2007) p. 2. ↑

-
- . Richard Meese “The France-Canada agreement on the exploration and exploitation of transboundary hydrocarbons fields of 17 May 2005”, Oil, Gas & Energy Law Inetlligence, vol. 5, issue 2, April 2007, p. 2. ↑
-
- . Ibid, pp. 5-7. ↑
-
- . Fox Hazel, op. cit., pp. 34-5. ↑
-
- . David M. Ong, op. cit., p. 792. ↑
-
- . David M. Ong, op. cit., p. 782. ↑
-
- . Ibid, p. 783 and Fox Hazel, op. cit., pp. 23-30; and Alberto Szekely and other, op. cit., pp. 739-741. ↑
-
- .Rainer Lagoni, “Interim measures pending maritime delimitation agreements”, ۷۸ AJIL, 1984 P. 358. ↑
-
- . نگوین کک دین، حقوق بین الملل عمومی، ج ۱، ترجمه حسن حبیبی، تهران، مؤسسه اطلاعات، ۱۳۸۴، ص ۷۸۹٫ ↑
-
- . Military and Paramilitary Activities in and against Nicaragua, merits, 1986 ICJ Rep., para. 186. ↑
-
- . Rainer lagoin, “Oil and Gas deposits across national frontiers” (۱۹۷۹) AJIL73, no 2. p. 233. ↑
-
- . Ibid, op. cit., p234. ↑
-
- . Jean-Pierre Bouvet, op. cit., p. 355. ↑
-
- . David M. Ong, op. cit., p. 793. ↑
-
- . نگوین کک دین، پیشین، صص ۵۶۳-۵۶۴٫ ↑
-
- . Libyan American Oil Company (Liamco) v. Goverment of the Arab Libyan Republik, vol. 20 ILK (1981) p. 63. ↑
-
- . I. Brownlie, op. cit., p. 289. ↑
-
- .Sic utere tue ut allienum non laedas ↑
-
- . Island of Palmas Case, RIAA, vol. 2, p. 839. ↑
-
- . Case Concerning the Corfu Channel, (UK – Albani) ICJ Reports(1954) p. 22. ↑
-
- . Eyal Benvenisti, Sharing Trans- Boundary Resources: International law and Optimal Resource Use, Cambridge University press, 2002, pp. 204- 207. ↑
-
- .conciliation Commission on the Continental Shelf Area between Iceland / Jan Mayen, Report and Recommendations to the governments of Iceland and Norway, vol. 20 IL797 (1981). ↑
-
- . Thomas Walde & Jems Ross and ect, op. cit., pp. 384- 386; Elliot L. Richardson, “Jan Mayen in Perspective”, ۸۲ AIJL vol. 3 1988, pp. 448- 454; david M. Ong, op. cit., pp, 785-786. ↑
-
- . Rainer Lagoni, op. cit., p. 241. ↑
-
- Thomas A. Reynols, “Delimitation, exploitation and allocation of trans- boundary oil & gas deposits between nation-states”, no. AIJL. 1995, p. 156.Thomas Walde & James Ross and ect, op. cit., p. 386. ↑
-
- . Barbara Kwiatkowska, “ the Eritrea/Yemen arbitration: Landmark progress in the acquisition of territorial sovereignty and equitable maritime boundary delimiltation”, ۳۲ Ocean Development & international law, 2001, updated as of 25 january 2004, p. 28. ↑
-
- . North Sea Continental Shelf Cases (F.R.G. v.Denmark and F.R. v.Netherland) 1969 ICJ Rep., para. 97. ↑
-
- . همان، ص ۵۵٫ ↑
-
- .Agean Sea Continental Shelf Case, (Greece v. Turk) ICJ Rep, 1976, p. 3.همچنین مراجعه شود به نگوین کک دین و دیگران، پیشین، ج ۲، ص ۶۵۸٫ ↑
-
- . Sea Arate opinion of judge Elias, pp. 29- 30. ↑
-
- . Case concerning the Sea Continental Shelf (Tunia v. Libya), ICJ Rep, 1982. ↑
-
- . همان، بند ۲۵۵ رأی. ↑
-
- . قاضی اونسون، عضو مؤثر کمیسیون سازش بین ایسلند و نروژ در مورد جان ماین بود که همان توصیه ارائه شده در نظریه کمیسیون سازش را در نظریه جداگانه خود در قضیه لیبی و تونس ابراز کرد. ↑
-
- . Michael Byers, “ Custom, power and the power of rule: international Relations and customary international law”, ۱۳۳ (۱۹۹۹) cited in ong, op. cit., p. 781. ↑
-
- . lagoni, 1979 op.cit., p. 234. ↑
-
- . Alberto Szekely and other, “Transboundary Hydrocarbon Resources: The Puerto Vallarta Draft Treaty” ۳۱ Natural Resources Journal,1991 summer, pp. 619. ↑
-
- . Official Recorder of the General Assembly, fifty-seventh Session, Supplement no. 10 (A/57/10);chap. X.A.I, para. 518. ↑
-
- . دیوید اونگ تصریح میکند هیچ مقرره صریحی طبق حقوق بین الملل که قاعده حیازت را بر همکاری بینالمللی از منبع مشترک مرجح بداند، وجود ندارد. هرچند حمایت دکترینی نسبت به این راه حل(قاعده حیازت) وجود دارد که البته ما به هیچ نمونه بینالمللی که به طور صحیح به قاعده ای قابل اعمال متکی باشد و بر اساس رایی صادر شده باشد، دست نیافتیم.D.M. Ong, op. cit., p. 777. ↑
-
- . قاضی جساپ در نظریه جداگانه خود در قضیه دریای شمال به وجود چنین اجماعی بین علمای بین الملل اشاره میکند.Separate opinion of Judge Jessup in the North Sea Cases, 1969 ICJ Rep, at 82. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1401-09-29] [ 06:18:00 ب.ظ ]
|
|
در این بیماران ضمن اجرای آزمون ویسکانسین افزایش جریان خون در ناحیه دورسوترال پروفرونتال مشاهده نشد (گرین[۹۱] و ساترز[۹۲]، ۱۹۹۲).
۲-۵- آزمون کلمه و رنگ استروپ[۹۳]

آزمون کلمه و رنگ استروپ به عنوان یکی از قدیمی ترین و کارآمدترین ابزارها به مطالعه فشار روانی می پردازد. این آزمون به نام روانشناسی که این تست را به صورت استروپ رنگی آن ابداع کرد یعنی جان راندلی استروپ نام گذاری شد (کلین مک لاروو پنی مک دونالد[۹۴]T 2000).
در سال ۱۹۳۵ جان رایدلی استروپ تز دکتری خویش را به این پدیده اختصاص داد و به دنبال پژوهشهای جالب توجه او، موضوع فوق به نام وی به «پدیده استروپ»[۹۵] معروف شد (لف را نکویس[۹۶]، ۱۹۸۰).
به طور کلی پدیده استروپ تأثیر محرکهای گوناگون و ابعاد مختلف آن ها بر روان انسان مورد توجه قرار داده است هر شی ابعاد مختلف دارد. چنانچه از فردی خواسته شود تا به این ابعاد توجه کند، هم مدت زمان توجه به هر بعد و هم پاسخ وی نسبت به هر یک از ابعاد متفاوت خواهد بود. به هنگام توجه به یک بعد، به نظر میرسد پاره ای از ابعاد دیگر نامربوط پنداشته شده و پاسخی بر نمی انگیزد. به عبارت دیگر در توجه به ابعادگوناگون محرکها، تمایز و تفکیکی به عمل می آید. استروپ برای ایجاد استرس در افراد از این خصوصیت ذهن انسان استفاده کرد و این فرض را مورد آزمون قرار داد که اگر فرد به ابعاد مربوط به اشیاء پاسخ دهد، احتمالاً زمان کمتری صرف پاسخدهی خواهد کرد تا هنگامی که به ابعاد نامربوط پاسخ میدهد. استروپ از آزمودنی ها خواست تا به ابعاد طبیعی پدیده ها توجه نکنند و به ابعاد غیر طبیعی آن ها پاسخ دهند و از آنجا که گرایش ذهنی و روانی انسان در درجه نخست متوجه ابعاد طبیعی و مربوط پدیده هاست. لذا تلاش آزمودنی ها توجه به ابعاد غیر طبیعی و نامربوط اشیاء در آن ها تعارض و استرس ایجاد میکند (پاپالیا و اولدز[۹۷] ، ۱۹۸۵).

آزمون کلمه و رنگ استروپ در سال ۱۹۳۵ توسط رایدلی استروپ برای ارزیابی توجه اختصاصی و انعطاف پذیری شناختی ابداع شد که یکی از یافته های مشهور در روانشناسی شناختی میباشد که به صورت گسترده ای استفاده می شود. از آن زمان به بعد انواع متفاوتی از این آزمون ساخته شده است. از جمله آزمون دودریل در سال ۱۹۷۸، آزمون گلدن در سال ۱۹۷۸ و نوع گراف در سال ۱۹۹۵٫ تعداد کارتهای مورد استفاده در هر یک از این آزمونها با هم فرق می کند (نریمانی، ۱۳۹۰).
در واقع آزمون کلمه و رنگ استروپ یک آزمون واحد نیست بلکه تاکنون شکلهای مختلفی از آن جهت اهداف پژوهشی تهیه شده است (مشهدی، ۱۳۹۰) از جمله فرآیندهای شناختی که بیشتر در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروپ مورد توجه میباشد، توجه انتخابی و بازداری میباشد (کاپولا[۹۸]، بونت[۹۹]، بورتیر[۱۰۰]، دمول[۱۰۱]، فاول[۱۰۲]، ۲۰۱۰).
۲-۶ نتایجی از عوامل مؤثر بر آزمونهای جور کردن کارت های ویسکانسین و کلمه و رنگ استروپ
۲-۶-۱- جنس
مطالعاتی نشان داده است که احتمالاً عملکرد دختران در آزمون کلمه و رنگ استروب بهتر از پسران است. دختران در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروب خطای کمتر و سرعت بیشتری دارند (داش و داش[۱۰۳]، ۱۹۸۲). این دو محقق تفاوت را توجه و علاقه بیشتر دختران به رنگها و « بعد رنگی» پدیده ها می دانند.
البته برخی از محققان معتقدند که بین عملکرد زنان و مردان در آزمون کلمه و رنگ استروپ تفاوت معنی داری مشهود نیست (کانور[۱۰۴]، فراتزن[۱۰۵]، مایکل[۱۰۶]، شارپ[۱۰۷]، ۱۹۸۸).
در پژوهشی توسط طوفانی و بهدانی در سال ۱۳۸۱ که به مقایسه نتایج آزمون ویسکانسین در بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیر مبتلا به حرکت پریشی دیررس انجام دادن به نتیجه رسیدن که جنس بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس تأثیری بر معیارهای مورد ارزیابی نداشت.
۲-۶-۲- سن و تحصیلات
داش و داش (۱۹۸۲) بیان کردن که ظاهراًً پدیده استروپ از سن ۸ سالگی به بعد روی میدهد، زیرا این مقطع سنی است که گرایش به خواندن کلمه (اسم رنگ) به عادتی قوی تر از « نام بردن رنگ، نگارش کلمه » تبدیل می شود.
مک لیوود[۱۰۸] (۱۹۹۱) اعتقاد دارند که به موازات رشد و پیشرفت مهارت خوانده، زمان واکنش به مرور زمان کاهش یافته و سرانجام در سن ۶۰ سالگی مجدداً رو به افزایش میگذارد.
همچنین تحقیقات گوناگون نشان داده است که افراد بیسواد در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروب کمتر دچارخطا میشوند زیرا آن ها کلماتی (اسامی رنگها) را نمیخوانند و لذا از نظر مفهوم دچار مشکل نمیشوند (کاستلو[۱۰۹]،۱۹۷۰؛ آبرامسکی، جردن و هگل[۱۱۰]، ۱۹۸۳). در تحقیقی که طوفانی و بهدانی (۱۳۸۱) نیز سن بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیرمبتلا به ردیسکنزی دیررس تأثیری بر معیارهای گروه مورد مطالعه با افزایش سطح سواد نمونه ها، تعداد طبقات تکمیل شده افزایش مییابد. ولی سطح سواد تأثیری بر خطای درجاماندگی مجموع خطاها نداشت.
۲-۶-۳- هوش
در تحقیقی که توسط پورآقاروده برده و همکاران در سال ۱۳۹۱ انجام شد به بررسی مقایسه درجاماندگی عملکردی و انعطاف پذیری ذهنی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و کم توان ذهنی و عادی پرداختند که از هر گروه ۱۵ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس بین سن ۷ تا ۱۵ سال انتخاب شدند و با آزمون ویسکانسین ارزیابی شدند نتایج نشان داد که این فرضیه که عامل هوشبهر نقش مؤثری در کنش اجرایی دارد را قوی تر میکند.
در تحقیقی توسط رحیمی در سال ۲۰۱۱ بر روی بیماران اسکیزوفرنیا با علائم مثبت و علائم منفی، افسرده اساسی و افراد عادی از طریق آزمون ویسکانسین و آزمون هوش کلامی پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد پایین تر WCST به خاطر پایین بودن IQ در گروه بیماران نبود زیرا اختلاف بین گروههای بیمار و سوژه های سالم معنی دار نبود.
۲-۷- پیشینه تحقیقات آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین دراسکیزوفرنیا و افسردگی اساسی
همان گونه که ذکر شد عملکرد در آزمون ویسکانسین با عملکرد لوب پیشانی مرتبط است، نابهنجاری در این آزمون میتواند نشان دهند آسیب لوب پیشانی در بیماران اسکیزوفرنیا باشد (گراث، ۲۰۰۰). مطالعات متعددی بدکاری عصب – روانشناختی را در بیماران اسکیزوفرنیا به اثبات رسانده اند که شامل نقایص در انتزاع، کارکرد اجرایی، حافظ کلامی و پژوهش دیگری نشان داد که تواناییهای شناختی نظیر انعطاف پذیری شناختی ، حل مسأله، برنامه ریزی و حافظه فعال در بیماران اسکیزو فرنیک در مقایسه با همتایان بهنجار مختل میباشد و آن را به بدکاری قشر پیش پیشانی نسبت میدهند (موریس[۱۱۱]، ۱۹۹۶).
بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با افراد بهنجار در مجموعه ای از تست های نورو پسکیولوژی و به ویژه آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین، عملکرد پایین تری دارند و خطای درجاماندگی بیشتری نشان دادهاند. این امر نشان دهنده یک نقص عمومی در پردازش اطلاعات و عملکرد شناختی بیماران اسکیزوفرنیا میباشد. (لونن[۱۱۲]، ۱۹۹۶ و جاسمن[۱۱۳]، ۲۰۰۶).
از سوی دیگر عملکرد نابهنجار در این آزمون با استعداد روانپریشی، وجود توهم و هذیان به عنوان علایم مثبت در اختلال اسکیزوفرنیا (کاپلان، ۲۰۰۰) رابطه دارد و بیماران اسکیزوفرنیا در مقایسه با دیگر اختلالات روانی بدون سایکوز عملکرد ضعیف تری دارند (نلسون[۱۱۴]، سَکس[۱۱۵]، استراکویسکی[۱۱۶]، ۱۹۹۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه این پدیده، پوشش بانوان را نیز در برگرفته است و گروهی از کم حجابان سعی دارند با بیتوجهی به حجاب، به ارزشهای موجود در نزد مذهب گرایان حاکم بیاعتنایی کنند. مردان نیز گاه به همین انگیزه سعی در کم حجابی همسران خود دارند، تا بدین وسیله به نوعی، رنجش خود را از طرز تفکری خاص، التیام بخشند.

حقیقت آن است که به هیچ شیوه نمیتوان از تاثیرپذیری این پدیده جلوگیری کرد، جز آن که به شیوه هایی میتوان از فراگیر شدن آن کاست.
نخستین گام ثمربخش این است که به افراد تفهیم شود که آدمی نباید در ستیز با نوعی طرز تفکر، همه خوبیهای آن را نادیده انگارد. لجاجت و مخالفت نباید سبب شود که فرد سود وزیان خود را در نظر نیاورد و پیوسته به راهی گام بردارد که برای وی و جامعهاش آسیب آفرین است.

دوم: گروهی که حاکمیتسیاسی را بر عهده دارد و نیز هواداران ایشان، پیوسته باید جوانب رفتارهای خود را در نظر گیرند تا مبادا کرداری از ایشان مشاهده شود که افراد را از پذیرش عقاید صحیح نیز دور سازد و ناخواسته به پیمودن راه باطل سوق دهد.
سوم: همواره نباید میان تمامی «سیاستهای جاری» و «دین» پیوندی قطعی برقرار دانست، به طوری که افراد بپندارند که مخالفتبا هر شیوه جاری سیاسی در حقیقت نوعی مخالفتبا دین است و آنگاه که با پدیدهای سیاسی مخالف شوند گمان کنند که برای نپذیرفتن آن پدیده، چارهای جز مخالفتبا فرامین دین ندارند و همین امر سبب شود که رفته رفته اعتقاد ایشان به اصول مذهبی سست گردد و راهی برای بازگشتخود نیابند.
۴٫آسیب دیگر کنترل اجتماعی بیرونی و رسمی در مقوله حجاب، غفلت از کار فرهنگی و نگاه فرهنگی به مسأله و درونیسازی حجاب به مثابه ارزش انسانی و دینی و باور قلبی است. چنان که گفته شده: «اساساً پوشش مسألهای است که جنسش فرهنگی است و کار زیربنایی و اساسی در این حوزه، کار فرهنـگی است.[۱۵۵] »
همچنین بیان گردیده است: «در برخورد با مقولههای جوان، حجاب، عفاف و مسایل تربیتی و نظیر آن که از جنس مسایلی فرهنگی هستند، نگاه غیر فرهنگی و حتی برخوردهای فیزیکی ناکارآمد است و باید نگاه فرهنگی، تربیتی، اخلاقی، خصوصاًً دینی به مسایل مانند رابطه دختر و پسر، حجاب و… حکمفرما شود که این خود باید با اعتدال و لطافت انجام شود[۱۵۶]» یکی از نمایندگان مجلس نیز با اشاره به مصوبه توسعه فرهنگ حجاب و عفاف در شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید میکند: «به طور کلی در این مصوبه توجه دادن به رعایت و باور پوشش نه به عنوان یک اجبار اجتماعی، بلکه به عنوان یک ارزش انسانی، دینی و معنوی و یک باور قلبی جهت مصونیت از زشتیها و آسیبهای اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است»[۱۵۷]
در همین ارتباط ضمن تأکید کردن بر پرهیز از یکجانبهنگری و نگرش یک سویه به مسأله حجاب و عفاف زنان بایستی اظهار داشت: «وضعیت عفاف و حجاب از ابتدای انقلاب تاکنون دستخوش تغییرات و فراز و نشیبهایی شده که عوامل مختلفی از جمله سلیقهمداری، افراط و تفریط در امر حجاب، نبود هماهنگی و وحدت رویه میان دستگاههای مختلف، نبود برنامههای درازمدت و اصولی، ارائه الگوهای متضاد و ضعف معرفت جوانان و خانواده ها از حجاب و فلسفه آن، دخالت داشته است»[۱۵۸] غفلت از بسترسازی فرهنگی و عدم توجه به مقتضیات زمان و مکان نیز از دیگر آسیبهای کنترل اجتماعی رسمی محض است.
«در مسأله حجاب ۵۰ درصد تقصیر متوجه سازمانهایی نظیر سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و آموزش عالی و… است که بستر مناسب فرهنگی را فراهم نکردهاند… هنجاری که مستمراً شکسته میشود از حیثیت یک مسأله میافتد…. لذا باید حجاب را بازتعریف نموده و قوانین را بازخوانی کنیم و اساساً هنجارهای مربوط به عرصه عمومی باید با توجه به مصلحت زمان و مکان و سیره نبوی از نو تعریف شود»[۱۵۹]
صادق طباطبایی طی مقالهای تحت عنوان «شل حجابی»با مقایسه جامعه ایران با برخی کشورهای دیگر، روشهای سلبی و قهری در مقابل مسأله حجاب را زیر سؤال میبرد که خلاصهای از نکات عمده آن به شرح ذیل است:
«… باید پرسید در کشورهایی مانند لبنان، سوریه و الجزایر که از ناحیه حکومت اعمال فشاری برای حفظ شعارهای دینی و سنن مذهبی وجود ندارد، یا در ترکیه با وجود حکومت لائیک، یا در اروپای امروز علیرغم محدودیتهای شغلی، آموزشی و اجتماعی، شاهد گسترش گرایش به حجاب و کیفیت حجاب مبتنی بر عمق باور دینی زنان مسلمان هستیم، در هیچکدام از این کشورها، ماهوارههای تصویری، اثرات تربیت دینی جوانان را خنثی نساخته است و ناهیان منکر هم به رویکرد سلبی توسل نمیجویند و با وجود همه گونه امکانات و ابزار و شرایط طرب و عیش و عشرت و بیبندوباری، دختران و زنان مسلمان متعهدانه در پی حفظ حجاب خود هستند، ولی در جامعهای مانند ایران که هیچکدام از این عوامل مهیا نیست یا حداقل رایج نیست و بدون هزینه گزاف فراهم نمیگردد و از آن طرف تمامی امکانات رسانهای، انتشاراتی، تبلیغی، آموزشی و تربیتی و…[۱۶۰]»
در کنار ابزارهای برحذر دارنده و مجازات کننده، سرزنشهای روحی و احتمال محرومیتهای تحصیلی، مالی، شغلی و… چرا هر از چندی باید به شیوه های کنترل سلبی متوسل شویم؟ اگر تاکنون این روشهای قهری کارساز بودهاند، چه نیازی به تکرار آن ها وجود دارد[۱۶۱]؟ رفیعپور در کتاب آنومی یا آشفتگی اجتماعی با تأکید بر توسعه اقتصادی برونزا، نابرابری، فساد اقتصادی و جابه جایی ارزشها، سیستم کنترل بیرونی را بیاثر دانسته و مینویسد: «این تصور که بتوان با نیروهای انتظامی این فرایند «آنومی یا آشفتگی اجتماعی» را کنترل نمود مانند دادن قرصهای مسکن، اما بیتأثیر به بیماری پردرد است»[۱۶۲]
۵٫از آسیبهای دیگر کنترل اجتماعی بیرونی و رسمی، مقوله ظاهرگرایی و قالبگرایی و غفلت از محتوا است[۱۶۳] ظاهرگرایی که در عمق خود نشانه ای از نوعی عدم همبستگی با ارزش ها و آرمانهای جامعه نهفته است ، چنانچه این کنترل رسمی بدون جذب مشارکتهای عمومی مردم و مشارکت سازمانهای مردم نهاد و مشارکت سازمانهای دولتی باشد، به هدف مطلوب خود نخواهد رسید؛ چرا که سازمان متولی کنترل رسمی و بیرونی جامعه بایستی متکی و دلگرم به این مشارکتهای سه گانه باشد. برای مثال وقتی دستگاه دولت خود را مبرا از برخوردهای کنترلی و انتظامی در زمینه ناهنجارهای پوششی میداند چگونه میتوان به این رویکردهای کنترلی برای حفظ و گسترش هنجار حجاب امیدوار بود هر چند با قصد و نیت دلسوزانه و ارزشمدارانه باشد[۱۶۴].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دی هالن(۲۰۰۴) بیان میکند که فراموشی سازمانی به مفهوم از دست دادن اطلاعات و دانش نمیباشد.
در واقع سازمان وقتی فراموشی انجام میدهد، قسمتی از دانش خود که در گذشته با آن مزیت رقابتی ایجاد کردهاست را از دست میدهد، ولی در حال حاضر این اطلاعات و دانش مانعی برای افزایش مزیت رقابتی و پیشرفت سازمان میباشند. بنابرین سازمان اقدام به فراموشی میکند.


در تعریفی دیگر، فراموشی سازمانی از دست دادن آگاهانه و غیرآگاهانه اطلاعات در هر سطحی از سازمان تعریف میشود. این تعریف مشابه تعریفی است که دی هالن ارائه داده است.
کانکلین[۶۶](۲۰۰۱) نیز فراموشی سازمانی را از بین بردن سیستماتیک اسناد، مهارت و دانش غیرضروری افراد که به طور منظم مورد توجه قرار میگیرد، میداند.
بر اساس تعریف صاحب نظرانی از جمله فرناندز[۶۷] و سان[۶۸](۲۰۰۹) فراموشی سازمانی به عنوان از دست دادن آگاهانه یا ناآگاهانه دانش سازمانی است که در هر سطحی مورد توجه قرار میگیرد.
در جدول۲-۲ مجموعهای از تعاریفی که در ارتباط با این مفهوم فراموشی سازمانی در ادبیات وجود دارد، به صورت خلاصه آورده شده است، مفاهیم این جدول بیشتر در گذشته مورد توجه بوده است.
جدول۲-۲ نمونه تعاریف ارائه شده توسط محققان دیگر درخصوص فراموشی سازمانی
نام محقق
تعریف ارائه شده برای مفهوم فراموشی سازمانی
آلاس[۶۹]
افراد در انتظار رها کردن راه های کهنه انجام فعالیتها هستند.
کیگارا[۷۰]
یک فرایند دینامیک شناسایی و دور کردن دانش و روشهای کهنه و غیرمؤثر است
کیسی و اولیورا[۷۱]
فرایند حذف یا کاهش عادتها و دانشهایی که از قبل موجود بوده است.
گوستاوسون[۷۲]
یک تغییراساسی در فهم و درک سازمانی که منجر به از بین رفتن ساختارهای دانشی گذشته می شود. فراموشی مرتبط با قوانین غالبی است که در استراتژی، چشم انداز و فعالیتهای مدیران،آثار خود را نشان میدهد.
نوناکو[۷۳]
فراموشی فرایندی است که از طریق آن اعضای سازمان دانش کهنه را دور می ر یزند
نیستروم و استاربوک[۷۴] (۱۹۸۴)
عبارت است از یک فرایند یادگیری و حذف دانش های ناکارآمد
هدبرگ (۱۹۸۱)
دانشی که منسوخ شده است و پاسخگوی چالش های فعلی نیست
با توجه به مفاهیم ارائه شده، میتوان فراموشی سازمانی را به صورت زیر تعریف کرد:
فراموشی سازمانی ناتوانی در یادگیری موضوعات سازمانی نیست، بلکه فراموشی، فرآیندی است که پس از یادگیری اتفاق می افتد.
در تعریف دیگر، ابتدا سازمان باید به آنچنان شایستگی و توانایی دست یابد تا بتواند دانش نوین را بیاموزد، که می توان در مدیریت از آن به عنوان یادگیری سازمانی یاد کرد و سپس سازمان باید دارای آنچنان قابلیتی باشد که بتواند دانش موجود خود را تحت کنترل درآورد، یعنی ضمن جلوگیری از نابودی دانش مفید خود، در موارد مور نیاز و مقتضی، توانایی حذف و نادیده گرفتن بخشی از ذخایر دانش فعلی و قبلی خود را داشته باشد که از آن به عنوان فراموشی سازمانی هدفمند نام برده میشود.(مشبکی، ۱۳۹۰)
در بیشتر تعاریف بیان شده، از مفاهیمی همچون دورکردن، رها کردن، دور ریختن، از بین بردن و حذف کردن دانش کهنه استفاده شده است. با توجه به این موضوع میتوان نتیجه گرفت که فرایند فراموشی سازمانی هدفمند، یک فرایند ” ارادی و فعالانه” است، چرا که دور ریختن و یا حذف دانش کهنه در نتیجه یک فعالیت ارادی و به وسیله سازمان و اعضایش اتفاق میافتد.
در تحقیقات اخیر به مفهوم دور ریختن دانش کهنه نیز در تعریف فرایند فراموشی هدفمند تأکید شده است.
فراموشی سازمانی، پیامد مجموعه اقدامات درون سازمانی و برون سازمانی است که در آن یک سازمان آگاهانه (هدفمند) یا ناآگاهانه (تصادفی) بخشی از دانش موجود سازمان را از دست میدهد.
۲-۲-۳-۲ اهمیت فراموشی سازمانی
امروزه یکی از مهمترین چالشهایی که مدیران با آن مواجه هستند، این است که تشخیص دهند چه دانشی مفید است. در اینجا است که موضوع یادگیری سازمانی، فراموشی سازمانی و حافظه سازمانی مطرح میشود، در واقع این موضوع مطرح میشود که سازمانها چگونه میتوانند دانش مورد نیاز خود را گردآوری و نگهداری و از انباشت دانش های غیرضروری جلوگیری کنند.
مدیران با شناخت و درک هر چه بهتر فراموشی سازمانی و یادگیری سازمانی میتوانند مشکلات مربوط به دانش را در سازمانهای خود حل کنند.
فراموشی سازمانی یکی از مفاهیم مدیریتی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. گاهی فراموش کردن اطلاعات غیر ضروری امری لازم و گاهی جلوگیری از فراموش شدن اطلاعات مفید، مهم جلوه میکند. اتخاذ راهبردهایی در خصوص فراموشی سازمانی یکی از عوامل موفقیت و شکست سازمانها است. علی رغم نیاز شدید به توسعه قابلیت های یادگیری سازمانی، مطالعات نشان داده است که سازمانها همیشه به آسانی یاد نمیگیرند.
یادگیری سازمانی و فراموشی سازمانی، عناصری کلیدی برای سازمانهایی هستند که میخواهند در محیط متلاطم امروزی فعالیت کنند. یادگیری سازمانها نتیجه تجربیات شان در برخورد با شرایط مختلف میباشد. آن ها باید از این تجربیات استفاده کرده و خود را با تغییرات محیطی سازگار کنند.
به هر حال موضوع فراموشی سازمانی برای سازمانها بسیار حیاتی است و به گفته دی هالن (۲۰۰۴) به دو دلیل پرداختن به این پدیده مهم و حیاتی است.
اول اینکه از دست دادن غیرآگاهانه دانش هزینه های زیادی را به سازمانها تحمیل میکند. از دست دادن دانش به معنی اهمیت ندادن به توانایی ها و پتانسیل هایی است که موجب مزیت رقابتی میشود. دوم اینکه یادگیری سازمانی بستگی به فرایند فراموشی سازمانی دارد و سازمانهایی که میخواهند متحول شوند، نه تنها باید با قابلیت هایی جدید دانش آشنا شوند؛ بلکه باید فراموش کردن دانش قدیمی که آن ها را در گذشته محصور می کرد را نیز یاد بگیرند.
بنابرین در مدیریت دانش باید به دنبال فرآیندهایی بود که نه تنها یادگیری و نگهداری دانش را تضمین کند، بلکه برای عدم یادگیری و اجتناب از آنچه مهم نیست، برنامه ها و تمحیداتی را داشته باشد(لسویترا[۷۵]، ۲۰۰۴).
۲-۲-۳-۳ انواع فراموشی سازمانی
۲-۲-۳-۳-۱ مدل فراموشی سازمانی آزمی
آزمی[۷۶] (۲۰۰۵) فراموشی را به دو شکل برنامهریزی شده و برنامهریزی نشده تقسیم کرد. در نگاه او فراموشی برنامهریزی شده یک عمل فعال و آگاهانه است که در آن اطلاعات و دانش موجود در سازمان کنار گذاشته میشود.
-
- ۱-Stagdil ↑
-
- ۲-Terry ↑
-
- ۳-Fidler ↑
-
- -Schriezheim ↑
-
- ۵-Konts ↑
-
- -Hersey and Belanchard ↑
-
- ۷- Kotter ↑
-
- ۸- Zaleznik ↑
-
- ۹- Reactive ↑
-
- ۱۰- Rabinz ↑
-
- ۱۱-Jennings ↑
-
- – Kreitner.Robert ↑
-
- -Grey Desler ↑
-
- -Likert ↑
-
- -Paul Hersey ↑
-
- ۱۶-Makyavel ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱ – عوامل فیزیولوژیکی باعث می شود تاثیرات سوء وراثتی در کودک ایجاد نموده و او را در ارتکاب به جرم یاری نموده و عملش را تسریع بخشد . این عوامل را می توان به انواع بیماریهای شایع مانند اپی لیسی ، سل ، رماتیسم ، هیپرتروئید و امثال آن ها اطلاق داد .
۲ – خصوصیات روانی و یا ذهنی وراثتی یکی دیگر از عوامل ژنتیکی است که بر کودک تاثیر میگذارد . عقب ماندگی ذهنی ، فقدان بهره هوشی مناسب و یا بی استعدادی در ذکاوت و کارهای ذهنی یکی از خصوصیاتی است که از طریقی ژن به کودک منتقل میگردد و میتواند او را در ارتکاب به جرم یاری دهد و کودک به دلیل نداشتن بهره هوشی مناسب و عدم درک عقوبت کاری که انجام میدهد ناخواسته مرتکب عمل خلاف اجتماعی گردد .

۳ – عدم تعادل خصوصیات مزاجی ، رفتارهای آشکار ولی ناخواسته ، رفتار های احساسی و عصبی ، ناهنجاریهای رفتاری و روحی نیز یکی دیگر از خصوصیات روحی – روانی انسان هاست که میتواند به صورت ژنتیکی به فرزند انتقال یابد .
۴– خودکشی ، اعتیاد به الکل ، ناتوانی و ضعف در روابط جنسی ، استفاده از زور و شدت عمل ، رفتار های ظالمانه و بی رحمانه ، از جمله نماد های عیان در کودکان بزهکار میباشد که هم جنبه ی روانی – روحی داشته و هم ریشه ی فیزیولوژیکی دارد. ساترلنداطفال درطی فرایند رشد ، در سایه تحولات و تغییرات جسمانی و فیزیکی و روحی و شخصیتی با پا نهادن به سن بلوغ بیشتر خودش را در جامعه احساس کرده و نخستین گام جهشی خود را در وارد شدن به ناسازگاری جرگه دوستان و یا شرکت جستن در گروه ها انجام داده و تجربیات نوینی اخذ می کند و بیشتر از هر سنی تحت مخاطرات القایی قرار دارند .
از منظر روانی و عاطفی تحقیقات نشان داده است که اگر کودک در سنین پایین تحت کنترل نباشد و کارهای خلافش نادیده انگاشته شود آنگاه در سن بلوغ برای ابراز وجود در برابر دیگران و سایر اعضای گروه دوستان سعی خواهد کرد کارهایی را انجام دهد که سایرین از آن ابا داشته و با انجام آن هراس دارند . این عمل نیز با توجه به اینکه مدح و ستایش دوستانش را در پی خواهد داشت ، نوجوان به کار های خلاف با نگاه ارزش و شجاعت نگریسته و آن را به دفعات تکرار خواهد کرد که همین امر او را در برابر ارتکاب به جرم خونسرد ساخته و جرایم در دیدگاه وی کم اهمیت و عادی جلوه خواهد کرد .

چنین حالتی به تدریج نوجوان را با بالا رفتن سن و حضور یافتن در میان دوستان کم جربزه و ابزار شخصیتی قدرتمند ، بیش از پیش در معرض ارتکاب به خطا ها و جرایم قرار خواهد داد. با عنایت به موارد مذکور ، کودک به هیچ وجه در کودکی جرم را نشناخته و کاری را که لقب جرم و بزهکاری بر آن متصور است درک نمی کند .
از منظر عاطفی و روانی باید افزود : باول بای[۹۹] در کتاب خود به نام « سلامتی کودک و رشد عشق » می نویسد[۱۰۰] : « منییت و شخصیتی که فرد در جامعه به آن دسترسی یافته و تصاحب میکند ، همان شخصیت و یا موجودیت منی نیست که در هنگام تولد صاحب آن شده است ، بلکه شخصیتی است که فرد بعد از سن بلوغ بدان دسترسی یافته و صاحبش میگردد .
باول بای با اشاره به اینکه هر نوع تلقینات روحی ، فکری و حتی عملکرد والدین در کودکان نقش بسزایی دارد ، اذعان میدارد که وجود مهر و مودت در خانه و میان اعضای خانواده یکی از واکسن های مهم و کارساز در جلوگیری از بروز بزهکاری در کودکان محسوب می کند .
همچنین اچ . جونز [۱۰۱] در کتاب خود به نام « جرم در جامعه انسانی » [۱۰۲] مشابه همین قضیه را ذکر کرده و تأیید می کند که وقتی کودکی دست به سرقت و دزدی می زند ، عمل خلافش بیش از انکه نشأت گرفته از نیاز های مادی و فیزیکی وی باشد ، حاصل کمبود محبت و عشق در کودک است .
ساترلند [۱۰۳] یکی دیگر از جرم شناسان نیز اعتقاد دارد که وقتی کودک در مدت ارتباط عاطفی و رفتاری خود دچار مشکل شده و نتواند آنچه را که به عنوان مهر ومحبت به دیگران معطوف میدارد ، به میزان اندکی آن را دوباره باز پس گیرد ، یقینا ماهیت و رابطه عاطفی را آن گونه که هست ، نمی تواند دریافته و درک کند .غالب کودکان بزهکار در مسائل عاطفی دچار مشکل میباشند . در چنین شرایطی کودک برای رفع نیاز خود به سراغ گروه ها ی دوستی رفته و در نتیجه تحت تاثیر رفتار ها و القائات نادرست دوستان ناباب قرار گرفته و منحرف میشوند .
برای تبیین مسئله ی تلقین پذیری اطفال از منظر اجتماعی باید افزود : در مبحث جرم شناسی [۱۰۴] این حقیقت ذکر شده است که نوجوانان و جوانان به دلیل علاقه و گرایش به دسته بندی و گروه بازی و عدم اعتماد به نفس شخصی ترجیح میدهند که هر کاری را با اشتراک و همکاری یکدیگر انجام دهند و ریشه این خصوصیت اخلاقی در ذات کودکان و جوانان در آن سن نهفته است . زیرا کودک از زمان طفولیت تا سن ۲۵ سالگی ترجیح میدهد که در بازیها و سرگرمی ها به طور گروهی شرکت جوید .
طبق نظریه [۱۰۵] انتقال فرهنگی ساترلند ، انحرافات و نابهنجاری های رفتاری عموما از طریق گروه هایی نظیر دوستان یا خانواده آموخته می شود . از نظر روانشناسی میدانیم هر قدر میزان معاشرت نوجوان با گروههای هم سن خود که امور خلاف در آن ها هنجار است بیشتر باشد ، فرد همرنگ و همانند آن ها می شود و برای کسب احترام در گروه ، به رفتار های خود نمایانه نظیر فرار از خانه تشویق میگردد .
در مبحث جرم شناسی[۱۰۶] آنچه که بیشتر بر روی آن تأکید می شود موضوع « تاثیر پذیری انسان در گروهی که بدان تعلق دارد و از آن الهام میگیرد .» بوده که این موضوع و ادعا از سوی ساترلند بیان و مطرح شده است .بر اساس این ادعا و دکترین ، چنین استنباط می شود که هر فردی در اجتماع به طور ذاتی و بالفطره گناهکار و یا مجرم نیست و کسانی که دست به جرم و بزهکاری میزنند ، تحت تاثیر محیط خود و گروهی که با آن ها در ارتباط است ، قرار گرفته و گذر زمان باعث می شود که فرد در زمینه ی جرم و انواع آن به اطلاعات و تجربیاتی برسد و در آن شرایط مقایساتی را میان جرایم بزرگ و کوچک انجام داده و ارتکاب به جرایم کوچک در نظرش ناچیز و غیر مهم جلوه میکند . همین پندار زمینه ساز آمادگی روانی و روحی برای ارتکاب به جرم است .
ساترلند با تکیه بر این باور و بررسی موضوع جرایم از این رهگذر ، به این نتیجه رسیده است که فرد بزهکار در مدتی که به جرم عادت کرده و یا آن را فرا میگیرد ، باز در درون خود راه های بازگشت و گریز از جرم را می جوید ولی این محیط و انسان ها هستند که در اطراف او حضور داشته و شخص را به ارتکاب جرم یاری داده و تلقینات ذهنی و باوری را در فکر و روح فرد مجرم تقویت می کند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تست
تستهای فرا فکن به معنای بسیار مبهم بازتاباندن شخصیت را به اصطلاح فرافکنی اطلاق میکنند آنچه که خاصه این تستها است ماهیت کم سازمان یافته لوازم آن ها است. بر اثر همین ویژگی است که در حد زیادی صفات آزمودنیها تعیین کننده پاسخها هستندو این پاسخها را به منزله بازتابها یا فرافکنی تمامی شخصیت میدانند در کنار این تستهای کلی میتوان به تستهای تحلیلی اندیشید که فقط خاصه روشن ساختن یک جنبه یا یک صفت مشخص از شخصیتاند مانند برونگرایی ، تصمیمگیری و …

مراحل رشد شخصیت:
الف) تمایز بین گیرنده درونی و گیرنده برونی
بیشتر دانشمندان در این باره اتفاق نظر دارند که نوزاد تا دومین یا سومین ماه زندگی هنوز نمیتواند تجارب مربوط به تحریک تا گیرندگان درونی و گیرندگان برونی را از هم ممییز دهد. از نظر هیجانی در این دوره حالات آرامشی و ایمنی احتمالاً رضایت یا نارضایتی تابع حالت بدنی دارند.بدون آنکه با ادراکات برونی رابطه داشته باشند در حدود چهار ماهگی به گونهای منظم لبخند در برابر اشخاص ظاهر میگردد و فرمهای زمان بر حسب نظر مایلی جلوههای اضطراب ظاهرمیگردد. این واکنشها، واکنشهای جدیداند. پاسخهای آزمودنی به تحریکهایی هستند که فرد را از بیرون تحت تأثیر قرار میدهند. این نقطه شروع سازمان یافتگی کلی تجارب و در نتیجه سازمان یافتگی شخصیت است.
ب) تشکیل من
در حول و حوش ۸ تا ۱۰ ماهگی است که رفتارهای مربوط به جست و جوی یک شیء مفقود در کودک ما را وادار به قبول یک ساخت بندی منسجمتر و پایدارتر میکند در همین دوره یک پدیده هیجانی کاملاً شناخته شده و بسیار مشخص کننده آشکار میشود و آن ترس در مقابل اشخاص بیگانه است. از نظر اشپیتز « بروز ترس از غریبه دارای این معنی است که برای کودک مادر به صورت یک شیئ یا موضوع درآمده که کانون نیازهای عاطفی شده است. تشکیل شی به این معنی نمایانگر مرحله مهمی در پدیده آنی شخصیت است. تمام رفتارهایی که در دومین سال زندگی به تعداد آن ها افزوده میشود نشان میدهند که واکنشهای کودکان دیگر منحصراًً تابع موقعیتهای لحظهای نیستند. نظام فاعلی که پس از سه ماهگی پیریزی آن تازه آغاز شده تازه از نظام عینی مربوط به جهان بیرونی متمایز شده و در نتیجه واجد استحکام بیشتر و ساختار پیشرفتهتری گردیده است . این نظام به همین صورت بیش از پیش در اعمال واکنشهای کودک در امیال و کامیافتگیها و سرخوردگیهای وی جایگزین شده است. چیزی را که در این دوره تشکیل میشود میتوان ساختار من نامید.

اشپیتز: زمان محدودیت بین خود و اطرافیان، بین من و من تمایز نظام خاص در داخل من را در هنگام میداند.
ج) یادگیری قواعد و فرامن
فرایند تقلید و همسان سازی مسلماًً نقش عمدهای در آغاز تشکیل فرامن ایفا میکند در همین دوره میتوان شاهد بود که کودک غالباً کاری را که آغاز کرده معلق میگذارد و با نگاه های استفهامی به بزرگسالان مینگرد اغلب یک کلمه «نه»،«نه» با حالت بازداری از عمل همراه استیک کشش اولیه برای عمل توسط ثانویه متوقف میگردد و این آموختن قواعد و ایجاد فرامن میباشد.
د) نقشها و هویت جویی
در بین رفتارهای جدیدی که ویژه این دورهاند میتوان به تحکیم، شرم، به کوششهایی که برای اثبات و اجرای قدرت خود برای جلب نظر دیگران به عمل میآید و به خشمهای شدیدی که به نحوی که در حکم تظاهراتی شکست این خواستههاست اشاره کرد همچنین این دوره را دوره منفی بافی یا دوره تضاد ورزی مینامند زیرا اگر کودک میگوید «نه» و در مقابل مداخلات دیگران ایستادگی میکند در واقع به منظور اثبات شخصیت و برای خود ارزنده سازی است در این دوره کودک نقشی را که پدر و مادر ایفا میکنند ادراک میکند از آن ها تقلید کرده و خود را با یکی از آن ها همسان میسازد. پس در این دوره ساخت شخصیت تثبیت نشده و نیز شکل مشخص تری به خود نگرفته بلکه حالت شروع هوشیاری نسبت به خود پدید آمده و فقط این حالت است میتواند خواست واقعی چیزی بودن را تبیین کند و از این دوره به بعد است که میتوان هویت جویی یا استحکام شخصیت یا تعادل جویی و غیره صحبت کرد.
باتولوژی یا آسیب شناسی نوجوانی
اختلالهای نوجوانی:
این مبحث به بررسی نوجوانانی میپردازد که رفتار آن ها از حالت طبیعی انحراف پیدا میکند.
فنیچ از خلال تجربیاتش استنتاج میکند که طبقهبندی بر اساس ۵ مقوله زیر اکثریت اختلالهای روانی را در نوجوانان شامل میشود:
۱). واکنشهای سازگاری: با اختلالهای شخصیتی نا پایداری درگیر میشوند و تشکیل یک اختلال بزرگ را نمیدهند.
۲). روان رنجوری(پیسکونوروز): با واکنشهای افسرده ساز کمیاب و استثنایی همراه است و غالباً در نوجوانان و در بزرگسالان به صورت مشابهای آشکار میشود.
۳). اختلالهی روانی فیزیولوژی: در زمره این اختلالات میتوان از چاقی مرضی مان برد که به خصوص با مسائل نوجوانان ترکیب میشود.
۴). اختلالهای شخصیتی: از جمله آنان بزهکاری میباشد و به خصوص در میان نوجوانان[۳]۱ ۱۳ تا ۱۹ سال شایع است و حائز اهمیت است.
۵). اختلالهای روانپریشی یا پیسکوتیک: که اسکیزوفرنی عمومیترین آن ها است
در این تحقیق هفت عامل اختلالات شخصیتی که مد نظر پژوهش بوده به منظور هر چه بیشتر به طور گسترده توضیح داده خواهد شد.
هیجان پذیری
هیجانات از انواع مهم و زورگذر احساسات خلقی هستند که یک تغییر ناگهانی مربوط به میل زندگی عمل داخلی اورگانیسم را مختل کند یا زمانی که حوادث خرجی موافق یا مخالف طبع روی دهد هیجان ظاهر میشود.
بحث هیجان به دلیل وجود اصطلاحات دو پهلو و مبهم و تأثیر زیاد اعتقادات سنی به اندازه هر موضوع دیگر در روانشناسی گیج کننده و پیچیده است (راپاپورت ۱۹۵۰): مطرح میکند که مشکل اساسی در مطالب مربوط به هیجانها این است که این اصطلاح گاهی به معنای یک پدیده و گاهی به معنی نیروهای پویایی که در اساس یک پدیده یا تعدادی از آن ها قرار میگیرد اطلاق میشود. هیجانها نوعاً واکنشهای موقتی، انطباقی، و بیولوژیک هستند که معمولاً توسط محرکهای بیرونی به سرعت ایجاد میشود همراه با هر الگو و واکنش هم فعالیت فیزیولوژیکی و هم فعالیت واکنشی آشکار دیده میشود که اساس تشخیص هیجانهای مختلف به شمار میآید این واکنشها به اشکال مختلف ظاهر میشود.
۱). بعد ترس: فروید ترس را به عنوان علت اصلی اختلالات عصبی شناخته است و این اختلال از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که در آن حالت فشار و تخریب به طور بالقوه از نظر مقدار و اهمیت بر حالت سازندگی تفوق دارد و معمولاً آمادگی برای بروز واکنشهای اجتنابی بیشتر از آمادگی برای واکنشهای اکتسابی است.
۲). بعد خشم: (سالیوان ۱۹۵۶) یاد آور میشود که خشم، یکی از روش های حل اضطرابهایی که ما قبل از هر چیز میآموزیم بدیهی است که هدف خشم این نیست که به فرد توانایی گریز از موقعیتهای تهدید آمیز و آزار دهنده را بدهند بلکه هدف ، تخریب و یا عقب زدن آن موقغیتها است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار اول : توقیف اموال بند اول:توقیف اموال در اجرای احکام الف : توقیف اموال اشخاص حقیقی وحقوقی حقوق خصوصی نخست- توقیف اموال غیر منقول ماده ۱۲ قانون مدنی مال غیر منقول را چنین تعریف کردهاست: « مال غیرمنقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا به واسطه عمل انسان، به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود» .

عملکرد قسمت اجرا در توقیف اموال غیر منقول به این صورت است که محکوم له با ذکر مشخصات مال، آن را به قسمت اجرا معرفی و قسمت اجرا مشخصات آن را به اداره ثبت حوزه ای که مال در آن واقع است اعلام تا چنانچه به نام محکوم علیه باشد، آن را در قبال مبلع محکوم به و هزینه های اجرایی ثبت و نتیجه را به واحد اجرا اعلام دارند، اداره ثبت و نیز پس از وصول نامه، آن را در سابقه پرونده ثبت ملک ضبط و ضمنا در دفتر مخصوص آن را ثبت میکند، از این تاریخ ملک توقیف شده محسوب است.[۲۰] ماده ۹۹ ق.آ.د.م : « قسمت اجرا توقیف مال غیر منقول را با ذکر شماره و پلاک و مشخصات ملک به طرفین و اداره ثبت محل اعلام میکند » چنانچه از این ماده به ذهن متبادر میگردد واحد اجرا بدواً مال غیر منقول را توقیف و سپس آن را به اداره ثبت و طرفین اعلام میدارد، در حالی که چنین نیست، بلکه توقیف مال غیر منقول به ثبت، بازداشت بودن آن در اداره ثبت محل است. نکته قابل توجه آن است که اگر ملک در حوزه اداره ثبت شهرستان دیگری غیر از شهرستان محل استقرار واحد اجرای احکام مدنی واقع شده باشد، اعمال توقیف نسبت به آن ملک از طریق نیابت قضایی میسر خواهد بود تا از طریق اعلام مستقیم به اداره و ثبت شهرستان انجام شود، رویه نیز آن است که در این گونه موارد به استناد ماده ۲۰ قانون اجرای احکام مدنی از طرف قاضی اجرا با دادگاه محل استقرار مال مکاتبه و آن مرجع مراتب توقیف ملک را به ثبت محل اعلام و پاسخ ثبت را اخذ و به مرجع معطی نیابت ارسال میدارد. و اما با توجه به ماده ۹۹ توقیف ملک دارای پلاک ثبتی را معرفی کرده ، اما باید دانست اگر مال غیر منقول سابقه ثبتی نداشته باشد توقیف آن در صورتی ممکن است که محکوم علیه در آن تصرف مالکانه داشته باشد و یا به موجب حکم نهایی مالک شناخته شده باشد. که این نظر با ماده ۱۰۱ همین قانون هماهنگی تمام دارد. و در مسئله عسر و حرج هرگاه یک باب عمارت به انضمام دو باب مغازه صادر شده باشد عسر و حرج تنها نسبت به اماکن مسکونی قابل طرح میباشد و توقف اجرای حکم در مورد محل سکونت به لحاظ عسر و حرج مستلزم توقف اجرای حکم در مورد محل کسب نبوده و این قسمت از حکم قابل اجرا خواهد بود. دوم:توقیف اموال منقول مقصود از این اموال، کلیه اشیاء مادی خارجی است که قابلیت نقل و انتقال را از محلی به محل دیگر دارد، خواه به خودی خود بتواند حرکت کند مانند حیوانات یا نیروی خارجی قادر باشد که محل آن را بدون خرابی تغییر دهد، مانند کتاب، اتومبیل و اثاث خانه . ماده ۶۱ ق.ا.ا.م مقرر میدارد « مال منقولی که در تصرف کسی غیر از محکوم علیه باشد و متصرف نسبت به آن ادعای مالکیت کند یا آن را متعلق به دیگری معرفی نماید، به عنوان مال محکوم علیه توقیف نخواهد شد، در صورتی که خلاف ادعای متصرف ثابت شود، مسئول جبران خسارت محکوم له خواهد بود.» مطابق این ماده شرط لازم برای توقیف آن است که محکوم علیه نسبت به آن استیلا و سلطه داشته باشد. اعم از اینکه استیلای نامبرده بر آن اموال بالمباشره یا به وسیله دیگری باشد، بنابرین اگر مال در تصرف شخص ثالثی باشد، دایره اجرا از توقیف آن به عنوان مال محکوم علیه ممنوع است، البته ممکن است مال منقول در تصرف شخصی غیر از محکوم علیه باشد که با وجود شرایطی توقیف آن به عنوان مال محکوم علیه ممکن است مثل مواردی که منصرف نسبت به آن ادعای مالکیت نداشته باشد یا متصرف مال را متعلق به محکوم علیه معرفی ننماید.  همان گونه که ملاحظه می شود مبنای ماده ۶۱ ق.ا.ا.م قاعده ید است و مطابق قاعده ید، اصل آن است که تصرف نسبت به مال، اماره مالکیت متصرف است. البته باید دانست در اینجا جای اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی نیست چون ماده ۲ این قانون مقرر میدارد: « هرکس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود …» و در اینجا حکمی علیه متصرف صادر نشده است،یعنی اینکه یاثابت شود مال متعلق به ثالث نیست یا به موجب حکم قطعی،مال از اموال محکوم علیه معرفی شده باشد. اما راجع به اموال توقیفی نزد بانکها سوالی که مطرح می شود آن است که آیا وقتی دایره اجرای دادگاه به بانک مراجعه و دستور توقیفی اموال موجود رأی می کند و وجهی از محکوم علیه یافت نشود می تواند تفاضا نماید چنانچه خوانده بعداً وجهی در بانک به ودیعه بگذارد حساب خوانده توقیف شود ؟ باید گفت چون به موجب ماده ۸۳ ق.ا.ا.م اموال یا وجوه موجود نزد شخص ثالث را می توان توقیف کرد، دستور توقیف وجهی که بعداً محکوم علیه در بانک میگذارد بر خلاف ماده مذبور میباشد و قابل توقیف نیست، لیکن اگر بعداً خواهان از وجود وجه در بانک مطلع شده میتواند به واحد اجرا اعلام نماید. ب : توقیف اموال دولت و شهرداری ها ۱ در خصوص توقیف اموال دولت و شهرداری ها دولت ضابطه خاصی را وضع نموده است به همین منظور به دلیل حساسیت موضوع، قانونگذار نسبت به وضع قانون خاص نسبت به اجرای احکام صادره علیه دولت اقدام نمود. این قانون که به نام قانون نحوه پرداخت محکوم به دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی نام گرفت در تاریخ ۱۵ آبان ماه سال ۱۳۶۵ تصویب و در روزنامه رسمی شماره۱۲۱۶۰ مورخ ۸/۹/۶۵ منتشر گردیده متن این قانون بدین شرح است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- خودکارآمدی – آلبرت بندورا ( ۱۹۲۵):
خود در رویکرد بندورا ساختهای شناختی هستند که رفتار را تنظیم میکنند و خودکارآمدی به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت و کارایی در برخورد با زندگی اطلاق میشود. بندورا خود کارآمدی را ادراک ما از توانایی خود در تولید و تنظیم رویدادها در زندگی ما میداند.
خودکارآمدی ضعیف احساس درماندگی، ناتوانی، غمگینی، نگرانی، ناکامی، و انزوا را به دنبال دارد خودکارآمدی قوی احساس اعتماد به تواناییها، پشتکار در انجام تکالیف، سطح بالای عملکرد سخت کوشی را به دنبال دارد و انتظار موفقیت را از خود دارند (هویت موفق گلاسر).
-
- به اعتقاد بندورا انسان موجودی اجتماعی است و رفتار او باید در پرتو روابط اجتماعی بررسی شود.

-
- انسان دارای ظرفیتهای شناختی وسیعی است و میتواند درباره ارتباط میان رفتار و پیامدهای آن بیندیشد و آن ها را پیشبینی و ارزیابی کند.
-
- در عین حال هر انسان دارای نظام خود نظم بخشی است که با استناد به آن اعمال و رفتار خود را ارزیابی میکند. این ارزیابی بر عملکرد او و به تبع آن بر محیط زندگی او اثر میگذارد .
-
-
- بندورا تعامل چند جانبه میان فرد، محیط و رفتار را «جبرگرایی متقابل» نامیده است که از میان این سه عامل فرد از بقیه مهمتر است به عبارت دیگر نهایتاًً این فرد است که با بهره گرفتن از فرایند خود نظم بخشی شخصاً معیارهایی را برای رفتارهای خود تعیین میکند.

- همچنین بندورا اعتقاد دارد که افراد منتظر پیامد عملشان هستند و عملکرد فرد به تقویت یا پاداش وابسته است بهویژه در امر تقلید.
- وجود گرایی (معنادرمانی) – ویکتور فرانکل :
بر اساس ادعای وجود گرایان مبنی بر اینکه در طبیعت انسان به شکل ذاتی معناجویی وجود دارد، ویکتور فرانکل نظریه معنا درمانی خود را ارائه داد.
معنا درمانی : فرانکل میگوید افراد در قبال زندگی مسئولیت و وظایفی دارند یعنی یافتن معنای حال و نگاه به آینده را که اهمیت حیاتی دارد.
فرانکل تأکید زیادی بر مسئولیت پذیری فرد دارد.
- تفکر عقلانی عاطفی – آلبرت اِلیس :
انسانها را باید با تفکر نامعقول شان مواجه کرد
تفکر منطقی، رفتار منطقی را به دنبال دارد (اصلاح تفکر غیرمنطقی و غیرواقع بینانه) فرض الیس بر این است که بسیاری از انواع مشکلات عاطفی نتیجه الگوهای تفکر غیرمنطقی است. این الگوها توسط اشخاص مهم زندگی فرد و فرهنگ و جامعه تقویت میشود. رفتار منطقی مفید و ثمربخش است و رفتار غیرمنطقی نارضایتی و بطالت را به دنبال دارد.
- گشتالت درمانی پولز[۱۰]: (جنبش انسان گرا – وجود گرا)
-
- درمانگر عامل تسریع کننده است.
-
- گشتالت درمانی بر آگاهی، تجربه، حالا، مسئولیتپذیری متکی است.
- بازیهای گشتالتی: تکرار عبارات مهم ، نقش بازی کردن ، اول رفتار را انجام بده .
- رویکرد تاب آوری:
در رویکرد تاب آوری پژوهشگران در مطالعات خود در یافتند بسیاری از انسانها که در معرض آسیب قرار گرفتهاند. میتوانند به سلامت از آن برگذرند و حتی به رشدی بیش از پیش دست یابند. به همین دلیل آن ها به این فکر افتادند که اگر بتوان ویژگیهای تاب آورانهای این انسانها را شناخت میتوان از این ویژگیها در آموزش دیگران بهویژه در زمان کودکی و نوجوانی، استفاده کرد.
سه نکته در تابآوری مهم است:
-
- تاب آوری یک فرایند در زندگی واقعی است. نه داشتن فهرستی از ویژگیها
-
- همه انسانها دارای توانایی تاب آوری هستند اما رفتار تاب آورانه اکتسابی است و یاد گرفته میشود.
- برخی از ویژگیهای تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا میتواند به دست آورد. اما بعضی از ویژگیهای دیگر آن فقط با پرورش انسان در محیطی تاب آفرین مانند خانواده و مدرسه به دست میآید.
پیوند جویی اجتماعی، مرزبندی آشکار و پیوسته، مهارتهای زندگی به کارگیری این رویکرد (تاب آوری) به این معنی است که به دانشآموزان، خانواده های آنان و کارکنان مدرسه مسئولیت داده میشود و برای آنان فرصتهایی فراهم میشود تا بتوانند در حل مشکلات، تصمیمگیریها و برنامهریزی و یاری رسانی به دیگران مشارکت فعال داشته باشند.
- نظریه روانی – اجتماعی اریکسون :
هویت و اعتماد:
فرد (نوجوان) زمانی به احساس هویت دست مییابد که ارزشهای خود را انتخاب و نسبت به افراد خاصی احساس وفاداری کند وفاداری صرفاً به منزله ظرفیت انسان برای اعتماد به دیگران نیست ظرفیت فرد برای قابل اعتماد بودن را نیز در بر دارد.
اعتماد در رابطه با پیوندجویی بین کودک و مادر ایجاد میشود که دوسویه و تعاملی میباشد.
۲-۴-۶-تفاوت واقعیت درمانی با روانکاری فروید :
۱- واقعیت بیماری روانی :
در روان درمانی کلاسیک به وجود بیماری روانی معتقدند و به تشخیص ، طبقه بندی و در مان می پردازند . در حالی که در واقعیت درمانی اختلالات روانی با رفتار غیرمسئولانه یکی است .
۲- تحسس و تفحص بازسانده در گذشته بیمار :
در روان درمانی کلاسیک بر گذشته فرد و وقایع پیشین زندگی او تأکید می شود در حالی که در واقعیت درمانی بر زمان حال و آینده تأکید می شود .
۳- انتقال :
در روان درمانی سنتی درمانگر پذیرای حالت انتقال است . در حالی که در واقعیت درمانی درمانگر پذیرای انتقال نیست و به منزله یک شخص واقعی وارد جریان درمان می شود و مسأله را حل و فصل میکند .
۴- اعتقاد به ناخودآگاهی :
در روانکاوی سنتی امور ناخودآگاه از امور خودآگاه مهمترند . روی این اصل ، برای تغییر فرد کسب آگاهی و بصیرت نسبت به محتویات ذهن ناخودآگاه لازم است که این امر از طریق تعبیر رویا ، تفسیر موارد انتقالی و تداعی آزاد عملی می شود . اما در واقعیت درمانی ، بیمار را وادار میکنند که درباره رفتارش نه تنها عذر نیاورد بلکه به قضاوت اخلاقی دست بزند .
۵- تأکید بر تعبیر و تفسیر رفتار به جای تأکید بر ارزشیابی :
در روان درمانی سنتی رفتار منحرف را ماحصل بیماری روانی می دانند و معتقدند که بیمار را اخلاقاً نباید مسئول آن دانست ، زیرا کاری در این زمینه از بیمار ساخته نبوده است . حال آنکه در واقعیت درمانی بیمار را با رفتارش مواجه میکنند و یادآوری میشوند که او مسئول رفتارش است و تا خود مسئولیت تغییر رفتارش را به عهده نگیرد ، تغییری هم صورت نخواهد گرفت .
۶- اهمیت بصیرت :
در روان درمانی سنتی اعتقاد بر این است که اگر بیمار به علل ناخودآگاه رفتارش پی ببرد ، خود به خود رفتارهای صحیح را می آموزد و جانشین میکند . در حالی که در واقعیت درمانی تعلیم و تربیت مجدد و نشان دادن راه های صحیح تر رفتار به مراجع مورد نظر است .
۲-۴-۷-انتظار از واقعیت درمانی یا هدف :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) نگاهی به روند صدور قطعنامه های ضد ایرانی شورای امنیت در موضوع هسته ای بعد از ارجاع موضوع فعالیت های هسته ای ایران به شورای امنیت، این شورا به اتفاق آرای بیانیه ای غیر الزام آور را تصویب کرد که از ایران می خواست فعالیت غنی سازی اورانیوم را متوقف سازد و از آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز درخواست کرد ظرف مدت ۳۰ روز در مورد همکاری ایران با درخواست های آژانس گزارش بدهد.

پس از تصویب قطعنامه ۱۶۹۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره برنامه هسته ای ایران درنهم مرداد ماه ۸۵ و به دنبال پایان ضرب الاجل یک ماهه تعیین شده در این قطعنامه، آمریکا امیدوار بود دومین قطعنامه شورا علیه ایران که در برگیرنده تحریم هایی علیه تهران بود، بدون فوت وقت تصویب شود. اما در این فاصله، مذاکراتی بین دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی و نماینده مذاکره کننده از جانب گروه ۱+۵ صورت پذیرفت که عملاً سناریوی مورد انتظار کاخ سفید را با تأخیر مواجه ساخت. خصوصاًً این که در مرحله ای از مذاکرات بین لاریجانی و سولانا، طرف غربی از پیشرفت های محسوس و نزدیک شدن به توافق درباره برنامه هسته ای ایران خبر داد. اما به رغم تأخیر در تصویب قطعنامه دوم علیه ایران، آمریکا توانست سایر اعضای ۱+۵ را متقاعد سازد که مذاکرات بین سولانا با رطف ایرانی نمی تواند خواست آن ها را که همانا تعلیق فعالیت هسته ای ایران است، تامین نماید.[۱۱۴]
از این رو بر اساس راهبرد برخورد پلکانی، پا بر روی پلکان بالاتر یعنی تحریم ایران گذاشت و در این چهار چوب بود که تروئیکای اروپا، پیش نویس قطعنامه دوم را در دستور کار شورای امنیت قرار دادند.
قطعنامه ۱۶۹۶ شورای امنیت علیه ایران بر طبق مفاد بند ۴۰ فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد اتخاذ شد اما صدور قطعنامه های بعدی بر اساس بند ۴۱ این فصل صورت گرفت. بند ۴۱ فصل هفتم منشور سازمان ملل ناظر بر مجازات ها تحریم ها است. عدم قبول و اجرای مفاد قطعنامه ۱۶۹۶، در نهایت منجر به تصویب قطعنامه ۱۷۳۷، به اتفاق آرا شد.
۳-۱-۱-۷-۱- قطعنامه ۱۷۳۷
پیش نویس قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران در چهار چوب مقررات فصل هفتم منشور و با استناد به ماده ۴۱ دربند یک اجرایی است که از این زاویه علاوه بر دارا بودن ویژگی الزام اجرایی برای اعضای سازمان ملل متحد، در برگیرنده تحریم های محدود علیه صنایع هسته ای و موشکی ایران است.[۱۱۵]

بر اساس بندهای ۴،۵،۷،۸ و ۹ اجرایی، این پیش نویس قطعنامه علاوه بر جلوگیری از تهیه، فروش و انتقال مستقیم و غیر مستقیم اقلام، کالاها و تجهیزات دارای کار برد در صنایع هسته ای و موشکی به ایران، ارائه هر گونه کمک مالی و آموزشی نیز در اموری که به این دو بخش مربوط می شود، در حیطه تحریم قطعنامه است. علاوه بر این بر اساس مفاد پیش نویس قطعنامه بر سر راه سفر مقامات ایرانی که تشخیص داده شود به نوعی به صنایع هسته ای و موشکی مربوط هستند، محدودیت هایی اعمال خواهد شد. این قطعنامه در بند ۲۱ تصریح میکند شورا آماده خواهد بود تا در صورت مناسب بودن اقدامات ایران، در این قطعنامه تجدید نظر کند. از جمله به تعلیق در آمدن تحریم در صورت همراهی ایران. همچنین در بند ۲۲ مجددا تصریح میکند که در صورت همراهی نکردن ایران، شورا اقدامات مناسب دیگری را در چهار چوب ماده ۴۱ منشور ملل متحد در دستور کار قرار خواهد داد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه ۱۷۳۷ (۸۵٫۱۰٫۲) پیشنهاد سه کشور اروپایی (آلمان، انگلیس و فرانسه) را به اتفاق آرا به تصویب رسانید و به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ۶۰ روز مهلت داد تا گزارش دهد که آیا ایران تمامی فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری از جمله ت حقیق و توسعه و همچنین پروژه های مرتبط با آب سنگین را به گونه ای که مورد راستی آزمایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گیرد به حال تعلیق در آورده است یا خیر. به دنبال بی اعتنایی ایران به ضرب الاجل ۶۰ روزه این قطعنامه، گروه ۱+۵ سه هفته برای تدوین و توافق بر متن قطعنامه سوم وقت صرف کرد. این زمان نسبت به مدت صرف شده برای تدوین وتوافق بر پیش نویس قطعنامه ۱۷۳۷ خیلی کوتاه تر بود.
پروتکل آژانس بینالمللی اتمی موسوم به ان پی تی در مواد خود بخصوص ماده ۶ داشتن انرژی هسته ای را حق هر ملت دانسته و دولتهای پیشگام هسته ای را نیز مکلف نموده است در راستای افزایش آگاهی های دولتها جهت دستیابی به انرژی پاک هسته ای مکلف نموده است. اکنون با توجه به متن صریح ان پی تی که شامل وضعیت ا یران نیز می شود از یک سو دولتها آزادند از انرژی صلح آمیز هسته ای برخوردار شوند واز طرفی تحریم های هسته ای نقض آشکار این پروتکل است. بنابرین نمی توان به بهانه های مختلف ملتی را از داشتن حق مسلمه خود در فعالیت های صلح آمیز هسته ای تحریم همه جانبه نمود. بر فرض که حتی فعالیت های هسته ای ایران جنبه صلح آمیز نداشته باشد باز هم تحریم اقتصادی یک کشور بخاطر مسائل هسته ای نقض حقوق اولیه مردمی است که خواهان داشتن سوخت هسته ای هستند و اعمال تحریم نه از سوی سازمان ملل متحد بلکه از سوی دولت آمریکا جنبه موضوعی و حقوقی نداشته و به بیان بهتر تحریم اقتصادی شریان اصلی اقتصادی مردم را بسته وزندگی آنان را با افزایش تورم ها مختل نموده است. خوشبینانه ترین حالت این بود که صرفاً دستگاهها و سازمان های هسته ای ایران مورد تحریم قرار می گرفت نه تحریم اقتصادی، نفتی، دارویی، غذایی و…. .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف: محدودیتهای قهری
امروزه مصالح عمومی و اجتماعی نه تنها از اهمیت مالکیت خصوصی نکاسته بلکه امروزه تعارض میان مالکیت خصوصی با منافع و حقوق عمومی از مباحث مهمی است که سهم قابل توجهی از دعاوی و اختلاف های قضایی را در محاکم به خود اختصاص داده است. محدودیتهای قهری که برخی از آن به ” محدودیت های ناشی از حفظ منافع جمعی” تعبیر مینمایند؛ مقرراتی است که در قوانین معینه هر یک به منظور خاصی به تصویب رسیده اند که به اختصار از آن ها یاد می شود:

-
- مقررات احداث بنا در محدوده و خارج از محدوده شهری
-
-
- مقررات تملک قهری برای اجرای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت

-
- مقررات حفظ زیبایی و پاکیزگی و جلوگیری از خطر مزاحمت
-
- مقررات اماکن استیجاری و منازل بلااستفاده
-
- مقررات واحدهای تولیدی نیمه تمام و تعطیل شده صنعتی و کشاورزی
-
- مقررات احداث بنا در حریم آبهای سطحی
-
- مقررات راجع به مجاورت املاک
-
- مقررات مربوط به قانون زمین شهری
-
- مقررات مربوط به قانون ملی شدن اراضی(تشخیص اراضی ملی در محدوده شهرها و روستاها و…)
-
- مقررات مصادره اموال نامشرع مصوع اصل ۴۹ ق.ا و نیز اموال حاصل از جرم، قاچاق ، تجهیزات ارتباطی غیرمجاز و…
-
- مقررات راجع به قانون معادن
-
- مقررات راجع به قانون تشکیل شرکتهای سهامی زراعی
-
- مقررات راجع به قانون راجع به حفظ آثار[ملی و میراث فرهنگی]
-
- مقررات اراضی مشمول قانون اصلاحات ارضی
- مقررات واگذاری اراضی کشاورزی پس از انقلاب و اراضی کشت موقت
مقررات مذکور در فوق، اصولاً یا محدود به زمان موقت بوده و یا با پرداخت مبلغی معادل ملک به ذیحق، جبران مافات می گردیده است.(برای مطالعه بیشتر ر.ک. کاتوزیان،۱۳۷۶ :۱۵۲-۱۴۳) و (خردمندی، ۱۳۸۶: ۲۸۷ به بعد) لیکن در این میان از جمله مقرراتی که مالکیت خصوصی اشخاص بر اموال غیرمنقول را محدود و به عبارت رساتر “نقض” نموده است، به اصطلاح مقرراتی است که موضوع ” قانون واگذاری زمینهای بایر و دایر که بعد از انقلاب به صورت کشت موقت در اختیار کشاورزان قرار گرفته است ” مصوب هشتم آبان ماه ۱۳۶۵ میباشد که بحث آن نظر به تمرکز این پایان نامه، در فصل چهارم خواهد آمد.
ب: محدودیتهای غیر قهری
- محدودیتهای ناشی از اراده
اصل حاکمیت اراده یکی از اصول مهم در حقوق به شمار میآید که دوران تاریخی پر تحولی را سپری نموده است. فلاسفه قرن هجدهم نه تنها اراده را منبع هر حق و تکلیفی میدانستند و معتقد بودند که اراده افراد در مورد قرارداد ها منبع مستقیم حق و تکلیف و در مورد قانون منبع غیرمستقیم است؛ بلکه برای آن ارزش اخلاقی نیز قائل بودند. قراردادهایی را که آزادانه منعقد میکنند ضرورتاً منصفانه و عادلانه است و هر مانعی که در راه اجرای اراده افراد به وسیله قانونگذار به وجود آید، غیر عادلانه خواهد بود چرا که تساوی و آزادی در ذات و طبیعت افراد انسان است.
مهمترین عامل پذیرش حاکمیت اراده، تحولات اقتصادی بود. گسترش مبادلات اقتصادی و لزوم سرعت بخشیدن به تجارت، باعث شد که فردگرایی و اهتمام به آزادیهای او، در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی بسیار گسترده شود. اما بعد از اینکه تجارت و به طور کلی مسائل اقتصادی تحولات جدیدی را پشت سر گذاشت و کارخانه های بزرگ، شرکتهای عظیم تجاری، سندیکاهای کارگری و دیگر اجتماعات پا به عرصه حیات گذاشتند؛ تمرکز توجهات به جامعه گرایی صورت گرفت که پس از آن هم با حفظ جایگاه خود، جمع گرایان و سوسیالیست ها را بر آن داشت که با انحراف از اراده فردی اشخاص، اراده عمومی را هرچند که معارض با اراده اقلیت باشد؛ گریزی بر موضع خود در رد مالکیت خصوصی نمایند. اما برخلاف تحدید قهری، تحدید ارادی مالکیت، سوای از مباحثی است که بنا بر نظام اقتصادی، حقوقی یا سیاسی حاکم بر مالکیت در قلمروی آن حکومت می کند. لذا در نظامها و ملل و نحل گوناگون مورد پذیرش قرار گرفته و به همین دلیل بوده در اقتصاد و تجارت بین الملل نیز نه تنها به عنوان یک مستثنا بر قاعده احترام مالکیت، محسوب نبوده بلکه خود به عنوان یک قاعده یا عمل حقوقی مستقل و مورد اجماع قرار میگیرد.(علیدوستی شهرکی،۱۳۹۰ :۲۹۸) تحدید ارادی در یک تقسیم بندی کلی بر دو قسم است: اعراض از مالکیت(ایقاع)، محدودیتهای قراردادی.
اعراض[۲۳] در لغت مصدر باب افعال از ریشه “عرض” به معنای رخ تافتن و روی گردانیدن آمده است.(عمید،۱۳۵۰: ۳۰۴) و در اصطلاح فقهی و حقوقی به معنی گذر کردن از چیزی است که در مالکیت شخص قرار دارد. در قانون مدنی تعریفی از آن به عمل نیامده است فقط در ماده ۱۷۸ مقرر میدارد: “مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کردهاست مال کسی است که آن را بیرون بیاورد.” از این ماده به اجمال میتوان فهمید که اعراض سبب قطع رابطه مالکیت بین شخص و مال میشود و آن را در زمره اموال مباح میآورد. اما دور شدن ملک از دسترس مالک کافی نیست. بلکه با ایقاعی که با قصد اسقاط مالکیت است؛ آنهم در شرایطی که مؤثر در حقوق دیگران نباشد؛ صورت میگیرد( کاتوزیان، ۱۳۷۷: ۴۸۰)
اعراض مالک در ماده ۱۷۸ قانون مدنی به صورت امکان تملک مال به وسیله شخص دیگری که آن را از دریا بیرون میآورد، معرفی شده است. یعنی اسقاط حق نسبت به مال به اراده صاحب آن. بنابرین اعراض یک عمل حقوقی یکطرفه و ایقاع میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبحث پنجم: رابطه عدالت ترمیمی با نیازها و نقش ها

اصولاً جنبش عدالت ترمیمی به عنوان تلاش جهت تفکر مجدد در نیازهای ناشی از جرم و به علاوه نقش های مکنون در آن آغاز شد. طرفداران عدالت ترمیمی توجه عمده ای را به نیازهایی که در فرایند کیفری مرسوم مدّ نظر نبوده اند معطوف میکنند. آن ها همچنین بر این عقیده اند که فهم غالب از (مصادیق) شرکت کنندگان قانونی یا سهامداران عدالت در نظام عدالت کیفری بسیار محدود است.
عدالت ترمیمی حلقه و دایره سهام داران- آنان کسانی هستند که سهم یا جایگاهی در واقعه ی مجرمانه یا پرونده آن دارند- را فراتر از فقط دولت و بزهکار، به بزه دیدگان و اعضای جامعه ی محلی نیز توسعه میدهد.
از آنجا که این نوع نگاه به نیازها و نقش ها در ریشه و مبنای این جنبش بود، و نیز از آنجا که این ساختار نیازها/ نقش ها، در مفهوم عدالت ترمیمی دارای موقعیتی مبنایی و اساسی است، شروع به بازنگری در آن ساختار بسیار مهم است. به همان ترتیب که عدالت ترمیمی توسعه یافت، تجزیه و تحلیل سهامداران عدالت ترمیمی بیش از پیش پیچیده و فراگیر شد. بحث آتی محدود به برخی از موضوعات مرکزی و اصلی است که از زمان آغاز جنبش موجود بوده و همچنان نقشی محوری را ایفا میکنند. این مفهوم همچنین به نیازهای قانونی- یعنی نیازهای بزه دیدگاه، بزهکاران و اعضای جامعه محلی- که ممکن است تا حدودی، حداقل جزئی، در نظام کیفری مدّنظر قرار گیرد، محدود شد.
توجه خاص عدالت ترمیمی، به نیارهای بزه دیدگان از جرم است که در نظام عدالت کیفری به اندازه ی کافی مدّنظر قرار نگرفته است. بزه دیدگان اغلب احساس میکنند که فراموش شده اند، مورد مشامحه و غفلت قرار گرفته اند و یا حتی توسط دستگاه عدالت کیفری به حقوق آن ها تعدی و تجاوز شده است. بخشی
از این مسائل ناشی از تعریف قانونی جرم است که در آن بزه دیده جایگاهی ندارد. جرم (اصولاً) به اقدامی علیه دولت تعریف شده است، و به همین دلیل دولت جایگاه بزه دیده را به خود اختصاص میدهد. در حالی که بزه دیدگان در فرایند اجرای عدالت کیفری دارای نیازهای خاصی هستند.
با توجه به تعریف قانونی جرم و ماهیت فرایند عدالت کیفری، چنین به نظر میرسد که چهار نیاز عمده بزه دیدگان که در ذیل آید به نحو ویژه ای مورد بی توجهی و مسامحه قرار گرفته است:
الف- اطلاعات: بزه دیدگان نیازمند آگهی و دریافت پاسخ پرسش های خود در مورد جرم و دلیل وقوع آن و این که چرا در آن زمان مورد ارتکاب قرار گرفت هستند. آن ها نیازمند اطلاعات واقعی، نه اطلاعات نظری و ساختاری حقوقی که ناشی از یک محاکمه یا توافق در دفاع است، میباشند. تأمین و تحصیل اطلاعات واقعی اغلب مستلزم دسترسی مستقیم و غیرمستقیم به بزهکار است که این اطلاعات را در سینه خود جای داده است.
ب- بیان حقیقت: یکی از مهمترین عناصر (تحقق) التیام و بهبودی یا فائق آمدن بر تجربه (ناخوشایند تحمل) جرم (توسط بزه دیده) داشتن فرصتی برای بیان داستان و سرگذشت آنچه اتفاق افتاده است میباشد. به علاوه برای بزه دیده این نکته مهم است که بتواند این داستان را چندین مرتبه بازگو کند. دلایل درمانی قابل توجهی در این خصوص وجود دارد. بخشی از تأثیر ناخوشایند جرم ناظر به ایجاد دیدگاهی وارونه از خود و جهان اطراف و زندگی شخصی بزه دیده است.

فائق آمدن بر این تجربه یعنی آن که داستان زندگی خود را بار دیگر و در جایگاهی مهم و قابل توجه که اغلب منجر به آگاهی عامه می شود بیان کنیم. همچنین، غالباً برای بزه دیدگان مهم است که داستان تحمل جرم را به کسانی بگویند که عامل ارتکاب آن بوده و به آن ها بفهمانند که ارتکاب آن چه تأثیری بر عملکردشان داشته است.
-
- بازتوانی (تقویت): بزه دیدگان اغلب احساس میکنند که کنترل خود- یعنی کنترل بر اموال، جسم، احساسات، تفکر و آرزوها- را در نتیجه تحمل بزه از دست دادهاند. درگیر نمودن بزه دیدگان در فرایند عدالت کیفری در رابطه با جرم ارتکابی، روشی برای بازگرداندن احساس قدرت و توانایی به آنان است.
- جبران یا استیفای حقوق: جبران ضرر و زیان توسط بزهکار، اغلب برای بزه دیده، گاه به دلیل ضرر ملموسی که متوجه او شده است، اما مهمتر از آن به دلیل جنبه نمادین (سمبلیک) مستتر در جبران ضرر و زیان، موضوع سهمی است. زمانی که بزهکار تلاش میکند صدمه و ضرر و زیان ایجاد شده را جبران کند، حتی اگر بخشی از آن جبران شود، در واقع در راهی قدم گذاشته است که میخواهد بگوید «من مسئولیت عمل ارتکابی خود را می پذیرم و شما قابل سرزنش نیستید.»
در واقع جبران صدمه و زیان، نشانه یا علامت نیاز اساسی دیگر، یعنی نیاز به استیفای حقوق است. در حالی که بحث از استیفای حقوق خارج از موضوع این نوشتار است من معتقدم که برای همه ما وقتی که در معرض بی عدالتی قرار می گیریم، این نیاز، نیازی اساسی است. جبران ضرر و زیان تنها یکی از راه های تأمین درجاتی از این نیاز است. عذرخواهی و درخواست بخشش (توسط بزهکار) نیز تا حدودی تأمین کننده آن است تا اعلام کند که عمل ارتکابی اشتباه بوده است.
نظریه (و رویه) های اجرای عدالت ترمیمی ناشی از تلاش و کوششی است که این نیازهای بزه دیدگان را جدی گرفته و به آن ها شکل بخشیده است. دومین موضوع مهم مورد توجه در عدالت ترمیمی، پاسخگویی و مسئولیت پذیری بزهکار است.
نظام عدالت کیفری نیز با پاسخگو نمودن بزهکار توجه میکند، اما این ابزاری است برای اینکه اطمینان حاصل نماید بزهکار مجازاتی را که مستحق آن است دریافت میکند. در فرایند عدالت کیفری تلاش اندکی به عمل میآید تا بزهکار را به فهم نتایج عمل ارتکابی به ویژه نسبت به بزه دیده، تشویق کند. در مقابل، ویژگی مخاصمه آمیز این نظام مستلزم آن است که بزهکار در جستجوی (منافع) خویش باشد. (در این نظام) بزهکاران به قبول مسئولیت خود تشویق نمی شوند و اصولاً فرصت اندکی برای انجام مسئولیت های خویش دارند.
راهبرد (استراتژی) بی طرفی خنثی- تیپ کلیشه ای و استدلالی که بزهکاران اغلب برای فاصله گرفتن از کسانی که به آن ها صدمه و زیان وارد کردهاند هرگز (در نظام عدالت کیفری) مورد چالش قرار نمی گیرد. بدبختانه، پس از آن، احساس بیگانگی بزهکار از اجتماع در فرایند عدالت کیفری تجربه زندان، سخت تر و شدیدتر می شود. به دلیل مختلف فرایند کیفری به این گرایش دارد که مسئولیت پذیری و همدردی بخشی از بزهکاران را تشویق نکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

هنگامی که ابن سینا ، از طرف نوح بن منصور ، به سمت کتابدار دربار برگزیده می شود ، با دیدن آن کتابخانه شگفت زده می شود . و می نویسد : ” کتابهای هر مبحث و موضوع اتاق جداگانه داشتند و چندین اتاق بود . در یک اتاق ، مجموعه شعر و در اتاق دیگر کتب مذهبی و الی آخر. فهرست مولفان یونان قدیم را برای یافتن کتابهایی که به دنبال آن ها بودم بررسی کردم . در این مجموعه ، کتابهایی دیدم که کمتر کسی ، از آن ها نامی شنیده بود و من خود نیز از پیش آن ها را ندیده بودم ” .


صاحب ابن عباد که گفته شده تنها برای حمل کتابهای مذهبی او به چهارصد شتر نیاز بوده ، کتابخانه بزرگش را که فهرست آن به ده جلد میرسد ، در ری وقف مردم میکند .
نشانه هایی که از فراهم ساختن امکان برای استفاده بیشتر از کتابخانه ها در این دوران به جای مانده ، از درخشان ترین نکته های تاریخ کتابداری ایران است . باز گذاردن کتابخانه ها به روی عموم ، امانت دادن کتاب و نظم بخشیدن به مجموعه ها برای تسهیل در بازیابی ، در محیط و زمانی انجام میگیرد که تعصب فکری نیست و ترس از ظهور عقاید جدید وجود ندارد و بسط علم و گسترش افکار گوناگون به سود جامعه دانسته می شود . در همین دوران ، یاقوت حموی ، جغرافی دان معروف اندکی پیش از هجوم مغولان سه سال در مرو زیست از اینکه کتابخانههای این شهر دکه شماره شان از ده فزون بود ، بی هیچ قید و مانع به او کتاب امانت میدادند در تعجب بود . او می نویسد ” در خانه ام از دویست جلد کتاب بود که از کتابخانه ها به امانت گرفته بود و گرچه گران بها بودند اما از برای آن ها ودیعه ای نسپرده بودم”.
تمدن ایران یکبار دیگر شاهد یورش مغول و تاتار میگردد. کتابخانه ها فرو می ریزد و کتابها همچون هیزم برای سوخت به کار میروند . زمانی که زور و وحشت و بیم چیره اند و محیط خفقان آور است و از کتاب و کتابخانه اثری نیست ، اما برای چندمین بار در تاریخ فرهنگ ایران ، همینکه محیط اجتماعی رو به آرامش می رود ، هراس آدمیان کاستی میگیرد و مردم به آرامی احساس آزادی میکنند و کتابخانه ها نیز سر بلند میکنند . در مراغه خواجه نصیر الدین طوی ، کتابهای فراوانی ، را که پس از مغول ، در مرو ، نیشابور ، سمرقند ، بخارا ، الموت به جای مانده گرد می آورد : رشید الدین فضل الله در تبریز کتابخانه ای به پا میکند و مجموعه خود را وقف میکند . وی در وقفنامه اش می نویسد ” شصت هزار کتاب درباره موضوعات مختلف علمی ، تاریخی ، ادبی و … .را که از ایران و ترکستان و مصر و هندوستان و چین و روم جمع آورده ام ، وقف کتابخانه رشیدی می کنم . ” و باز داستان محیط آزاد و رشد کتابخانه ها از سر گرفته می شود ، تا آنجا که شاه عباس صفوی پناهندگان ارمنی را به گرمی می پذیرد و آنان را در جلفای اصفهان اسکان میدهد و در ساختن کلیسا و کتابخانه خود آزادشان میگذارد . کتابخانه جلفا که هنوز وجود دارد از قدیمی ترین کتابخانههای دنیا است .
انقلاب مشروطیت ایران که زاینده ی آزادیهای اجتماعی نوینی میگردد ، و مطبوعات را به عنوان رکن چهارم مشروطیت شناخت ، پهنه گسترده تری برای ایجاد کتابخانه پدید آورد و به سال ۱۳۱۳ ش نخستین کتابخانه عمومی ایران به نام ” کتابخانه عمومی معارف ” در مدرسه دارالفنون بنیان یافت و به تدریج ، بر شماره کتابخانه هایی که در خدمت گروههای گوناگون جامعه در آمدند افزون گردید. ( ابرامی ، ۱۳۸۶ )
به طور کلی کتابخانه هایی که پس از ورود اسلام به ایران تا انقلاب مشروطه به وجود آمدند از انواع زیر بودند :
۱ : کتابخانههای مساجد که در تمامی شهرهای اسلامی وجود داشته است .
۲ : کتابخانههای مقابر مقدس.
۳ : کتابخانههای خانقاه ها ، زاویه ها و رباط ها .
۴ : کتابخانههای بیمارستان ها .
۵ : کتابخانههای مدارس علمی و دینی .
۶: کتابخانههای خصوصی که محدثان ، فقها ، مورخان و ادیبان و دانشمندان رشتههای علوم اسلامی ایجاد کرده بودند.
۷ : کتابخانههای پادشاهان ، وزراء و امیران . ( مزینانی ، ۱۳۸۲)
در سال ۱۳۱۳ شمسی با همت علی اصغر حکمت دانشگاه تهران تأسيس گردید که تاثیر به سزایی در آموزش عالی ایران داشت . از سال ۱۳۲۶ به بعد نیز دانشگاه هایی در تبریز ، مشهد ، شیراز ، اصفهان و اهواز تأسيس شدند . بدین ترتیب با افزایش مدارس و توسعه آموزش عمومی ، افزایش دانشگاه ها و افزایش تعداد با سوادان نیاز به کتاب و کتابخانه ها بیشتر شد . این روند سبب شد تا در این دوره علاوه بر کتابخانههای خصوصی و مدارس قدیم ، کتابخانههای مدارس جدید و دانشگاه ها و کتابخانههای عمومی نیز در ایران توسعه یابد .
در اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل کتابخانههای دانشگاهی ، عمومی و تخصصی در ایران رشد و توسعه زیادی یافتند. در سال ۱۳۴۵ با تشکیل هیئت امنای کتابخانههای عمومی کشور به تدریج در تمامی شهرهای بزرگ ایران کتابخانههای عمومی تأسيس شد . به هر حال طی دوران پهلوی تمامی انواع کتابخانههای جدید در ایران به وجود آمدند و به رشد و توسعه ادامه دادند . در اوایل این دوره یعنی تا اواخر دهه سی نیز تعدادی کتابخانه خصوصی و دولتی مهم نیز در ایران به وجود آمدند . (مزینانی ، ۱۳۸۲)
۲-۴ : کتابخانههای دانشگاهی .
فلسفه وجودی این نوع کتابخانه در دانشگاه ها ،دانشکده ها ، مؤسسات آموزش عالی و دانش سراها کمک به استادان ، مدرسان و دانشجویان برای پیشبرد کار تحقیق و تدریس است و مهم ترین نوع آن ها کتابخانههای مرکزی دانشگاه ها یا کتابخانههای بین دانشگاهی است.
کتابخانههای دانشگاهی همیشه به یک صورت نیستند بلکه ممکن است شامل کتابخانههای متعدد ، به صورت کتابخانه مرکزی ، کتابخانههای دانشکده های و حتی بخشها و رشتههای گوناگون باشند که این امر گاهی باعث پیچیدگی امور مدیریت و تنظیم اقدامات اداری و سازمانی شده ،در مجموع مدیریت مرکزی را مشکل میسازد.
در کتابخانههای دانشگاهی بر خلاف کتابخانههای عمومی و ملی مسئولیت انتخاب کتاب معمولا بین کتابداران متخصص و هیئت آموزشی تقسیم می شود و چون استادان و محققان بر حسب مسئولیت حرفه ای و مشاغل آموزشی نمی توانند در جریان تمام انتشارات قرار گیرند ، همکاری کتابداران متخصص در امر کتاب شناسی بسیار حائز اهمیت است.
از نظر حقوقی کتابخانههای دانشگاهی یا کتابخانههای بین دانشگاهی سازمان های عمومی محسوب می شود و معمولا توسط یک رئیس و شورای کتابخانه اداره میشوند.
رئیس یا مدیر کل مذبور را شورای دانشگاه و شورای کتابخانه پیشنهاد میکند و از طرف رئیس دانشگاه و یا وزارت علوم تعیین و ابلاغ وی صادر می شود.
رئیس کتابخانه دارای اختیارات کامل در امور اداری و تنظیم بودجه کتابخانه است.
بعضی از روسای کتابخانههای مرکزی با رأی مشورتی در شورای دانشگاه شرکت کرده ، معمولا در امور مربوط به کتابخانه ها مورد مشورت قرار می گیرند.
موجودیت شورای کتابخانه در بعضی از دانشگاه ها جنبه رسمی یافته است و اعضای آن عبارتند از نمایندگان اعضای آموزشی ، محققان ، دانشجویان و کارمندان علمی و اداری کتابخانه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از آنجا که تنظیم شناختی هیجان نحوه کنترل و پردازش شناختی هیجانات فرد در هنگام مواجهه با شرایط خاص از جمله شرایط سخت و ناگوار میباشد (گارنفسکی و گرایچ ۲۰۰۶)[۱۰]، می توان گفت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان از همبسته های اساسی بسیاری از رفتار های مخاطره جویانه هستند. در این زمینه می توان به رفتار مخاطره جویانه ایده پردازی خود کشی و آسیب شناسی روانی آن اشاره کرد که از همبسته های اساسی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان میباشد (لگرستی، گارنفسکی، ورهاست و یوتنس، ۲۰۱۱)[۱۱]. آنچه در اینجا قابل توجه است، آن است که بروز رفتار های مخاطره آمیز و تکانشگرانه و همین طور هیجانات منفی غالبا در شرایط سخت و ناگوار پدیدار می شود، چنان که در تعریف مؤلفه تنظیم شناختی هیجان نیز به این مهم اشاره گردیده است.

با این توصیفات توانایی فرد برای پایداری و یا مقابله پویا جهت کنترل هیجانات و همچنین مقاومت در برابر خواسته هایی که منجر به رفتارهای با پاداش آنی و پیامدهای مجهول میشوند جهت عدم یا کاهش مواجهه با شرایط سخت و ناگوار میتواند بیشتر مد نظر قرار گیرد. با این پیش فرض می توان به نقش احتمالی مؤلفه تاب آوری به عنوان واسطه متغیرهای تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری اشاره نمود.

تاب آوری در واقع فرایند یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز، علی رغم شرایط چالش برانگیز ، تهدیدکننده و سخت است (گارمزی و ماستن، ۱۹۹۱)؛ لذا آنچه از تحقیقات بر میآید حاکی از آن است که تاب آوری تا حدی نوعی ویژگی شخصی و نتیجه تجربه های محیطی افراد است، لذا می توان واکنش افراد را در مقابل هیجانات منفی من جمله استرس، رویدادهای ناخوشایند و دشوار تغییر داد و کمک نمود تا راحت تر هیجانات خود را کنترل کرده، به طوری که بتوانند بر مشکلات و تأثیرات منفی محیط نیز غلبه کنند (کوردیچ- هال و پیرسون، ۲۰۰۵ )[۱۲].
تحقیقاتی که در خصوص ارتباط سازه تاب آوری با رفتار تکانشگرانه و پرخطر صورت گرفته نشان میدهد، تاب آوری بالاتر با تکانشگری کمتر همراه است( بلک، ۲۰۰۴؛ محمدی و همکاران، ۱۳۸۵؛ سودانی و همکاران، ۱۳۸۷). در خصوص ارتباط تنظیم شناختی هیجان و تاب آوری نیز، یافته ها موید ارتباط مستقیم تاب آوری با هیجانات مثبت میباشد( توگاد و فردریک سون، ۲۰۰۴؛ کوهن و همکاران، ۲۰۰۹).
در مجموع با در نظر گرفتن الگوی ارتباطات بین متغیرهای تنظیم شناختی هیجان، تابآوری و تکانشگری انتظار میرود تنظیم شناختی هیجان با افزایش تابآوری در شرایط دشوار و مخاطرهآمیز منجر به کاهش تکانشگری و رفتار های مخاطره جویانه فرد شود. در واقع در مدل پیشنهادی پژوهش حاضر هم بر نقش سازه تنظیم شناختی هیجان به عنوان پیشآیند تابآوری تأکید میشود و هم بر کاهش تکانشگری به عنوان پیامد سازگارانه تابآوری. بر این اساس مدل پیشنهادی پژوهش حاضر در شکل ۱ـ۱ـ آمده است که مدل تفصیلی آن با جزییات کامل در فصل دوم شرح داده خواهد شد.
تنظیم شناختی هیجان
تاب آوری
تکانشگری
شکل ۱ـ۱ـ مدل نقش واسطهای سازه تاب آوری در ارتباط بین سازههای تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری
طبق شکل فوق آن گونه که مشاهده می شود، متغیر وابسته (درونزاد) در این پژوهش تکانشگری میباشد، تنظیم شناختی هیجان نیز به عنوان متغیر مستقل (برونزاد) در نظر گرفته شده است و متغیر تاب آوری به منزله متغیر واسطه ای (میانجی) در مدل وارد شده است. به منظور آگاهی از میزان تاثیر تنظیم شناختی هیجان به عنوان یکی از عناصر اساسی مؤثر بر تکانشگری زنان بی سرپرست و همین طور چگونگی نحوه تاثیرگذاری این دو متغیر به صورت مستقیم یا با واسطه تاب آوری که میتواند از تنظیم شناختی هیجان تاثیر پذیرد، این پژوهش طرح ریزی گردید.
۱ـ۳ـ ضرورت اهمیت تحقیق
رفتار های تکانشگرانه و مخاطره آمیز و در کل رفتارهایی که موجب آسیب به خود و دیگری می شود، همچون خودکشی، گرایش به مصرف مواد مخدر و اغلب رفتار های مجرمانه معضل بسیار بزرگی برای جوامع کنونی محسوب میگردد که به عنوان رفتارهای تکانشگرانه هزینه های بسیار سنگین جانی و مالی را چه برای جلوگیری پیشگیرانه و چه مقابله با آن ها بر دوش جوامع گذاشته است. برای غلبه بر این چالش ها که سد راه بزرگی برای توسعه سلامت و رفاه روانی جامعه نیز محسوب میگردند، همچنین ریشه یابی بسیاری از این رفتار های مخاطره جویانه تحقیقات فراوانی صورت گرفته است که پژوهشگران را در بسیاری از تحقیقات به سمت و سوی مشکلات هیجانی و هیجانات نابجا سوق داده است، هیجاناتی همچون خشم، احساسات افسردگی، استرس، نگرانی، ترس و غیره. چنین عواملی از بیشترین علل و عوامل تاتیر گذار در اقدام به رفتار های مخاطره جویانه چه در قبال خود و چه دیگران هستند.

آن چه از شرح فوق بر میآید، آن است که هیجانات منفی با ایجاد شرایط سخت هیجانی برای فرد در صورت عدم وجود تاب آوری میتوانند منجر به رفتار های خطرناک و تکانشی گردند. از اینرو ضرورت دارد جهت شناخت عوامل و متغیرهای مؤثر بر کاهش رفتار های تکانشگرانه و مخاطره آمیز، تحقیقات تجربی صورت گیرد تا با شناخت این عوامل به خصوص در زنان و به ویژه زنان بی سرپرست تحت حمایت، به نهاد های ذیربط کمک کرد تا با آموزش کنترل هیجانات به زنان بی سرپرست، به میزان قابل توجهی با کنترل اقدام های تکانشی آن ها چه در سطوح عادی زندگی و چه سطوح پر اهمیت زندگی که منجر به مخاطره انداختن ادامه حیات و سلامت خود، اطرافیانشان و جامعه می شود را کاهش دهند.
۱ـ۴ـ هدف تحقیق
بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری (رفتار مخاطره جویانه) در زنان بی سرپرست مددجوی بهزیستی.
۱ـ۵ـ فرضیه تحقیق
تاب آوری، دارای نقش واسطه ای در رابطه بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و تکانشگری میباشد.
۱ـ۶ـ تعاریف نظری متغیرها
تنظیم شناختی هیجان:
تنظیم هیجان فرایندی است که از طریق آن افراد هیجان های خود را به صورت هشیار یا ناهشیار تعدیل میکنند (بارق و ویلیامز، ۲۰۰۷)[۱۳]. تنظیم شناختی هیجان به استراتژی هایی اشاره دارد که در جهت کاهش[۱۴]، ادامه[۱۵] یا افزایش[۱۶] هیجان استفاده میشوند (گروس ، ۲۰۰۷)[۱۷]. به عبارت دیگر تنظیم شناختی هیجان عبارت است از فرایندهای بیرونی و درونی درگیر در راه اندازی، ادامه دادن و تنظیم رخدادها، تنش ها و بیان احساسات. تنظیم شناختی هیجان به فرایندهای درونی که در جهت تنظیم هیجانات در گیر هستند مثل فرایندهای شناختی هیجان و تاثیرات بیرونی مانند والدین مربوط میگردد.
تاب آوری:
تاب آوری را یک فرایند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز علی رغم شرایط سخت، چالش برانگیز و تهدید کننده تعریف نموده اند (گارمزی و ماستن، ۱۹۹۱)[۱۸].
تکانشگری:
در یکی از رایج ترین تعاریف، تکانشگری به صورت آمادگی قبلی برای واکنش های سریع و بدون برنامه به محرک های درونی یا بیرونی بدون در نظر گرفتن نتایج و پیامد های منفی آن واکنش ها برای خود فرد یا دیگران، تعریف می شود (استنفرد و ماتیاس، ۲۰۰۹)[۱۹].
۱ـ۷ـ تعاریف عملیاتی متغیرها
تکانشگری:
به نمره ای که فرد در مقیاس تکانشگری بارت (۲۰۰۴) کسب میکند، میگویند.
تاب آوری:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تصویر (۲-۱) : دیدگاه جاکوبز در مورد اجرای CPTED در خیابان و مغازه
اسکلامو آنجل[۳۳]:
از دیگر نظریه پردازان، می توان از اسکلامو آنجل که همواره تأکید بر اهمیت محیط کالبدی برای پیشگیری از جرم داشت، نام برد. آنجل بر آن بود که با مشخص کردن حدود مالکیت، کاهش و یا افزایش دسترسی به محل و انجام اقداماتی در خصوص نظارت و مراقبت شهروندان و پلیس که از طریق محیط کالبدی صورت میگیرد، در کاهش جرایم تأثیر مستقیم اعمال نمود (صالحی، ۲۷:۱۳۹۰).

آنجل با کتاب «کاهش جرم از طریق طراحی شهری» خاطر نشان کرد که چگونه شهروندان میتوانند در جلوگیری از وقوع جرم نقش فعّالی را ایفا کنند، او بیان کرد که استفادۀ بسیار زیاد از یک قسمت شهر، توسط مردم موجب افزایش تعداد ناظران و شاهدان می شود (تصویر ۲-۲). همچنین تراکم پایین کاربری های یک منطقه و محیط سبب کاهش تعداد قربانیان بالقوه ناشی از ارتکاب جرم می شود که هر دو عامل فوق میتوانند منجر به ایجاد مانع برای ارتکاب جرم شوند. ولی از طرف دیگر، در مناطق مذبور، به سبب عدم وجود شاهدان کافی، امکان وقوع جرم افزایش مییابد (صالحی، ۲۷:۱۳۹۰).

تصویر (۲-۲) : دیدگاه آنجل در مورد اجرای CPTED در خیابان
کتاب آنجل به این امر اشاره داشت که چگونه شهروندان میتوانند نقش فعالی در پیشگیری از جرم داشته باشند. وی کار خود را با مشخص کردن محیط هایی که در آن ها قابلیت ایجاد فرصت برای ارتکاب جرم بیشتر بود، آغاز کرد. وی بر این عقیده بود که بعضی از مناطق از میزان جرایم بیشتر در مقایسه با مناطق دیگر برخوردارند، زیرا این مناطق فرصت بیشتری برای مجرمان در جهت ارتکاب جرم فراهم می آورند. به عبارت دیگر مجرمان، آماج های مورد نظر خود را انتخاب می نمایند و در این فرایند، تلاش و خطر رسیدن به نتیجۀ حاصله را کاملاً مورد ارزیابی قرار میدهند. هر چه فرصت و احتمال رسیدن به نتیجۀ حاصله به طور بالقوه بیشتر باشد، احتمال اینکه حداقل یک آماج، بزه دیده شود، بیشتر است (نیومن[۳۴]، ۱۳۲:۱۹۷۳).
همان طور که می بینیم در این دهه، بیشتر فعالیت ها مبتنی بر اثبات رابطه میان محیط فیزیکی و جرم قرار داده شده است. در این دوره با بهره گرفتن از اصول شهر سازی و طراحی آن دوره که مبتنی بر خیابان های خلوت و عدم تعامل مردم و اهالی با یکدیگر و عدم نظارت طبیعی بر محله بوده است، آغاز می شود و سپس مفاهیم اولیه CPTED در این دوره شکل میگیرد. در واقع این دوره را می توان دورۀ انتقاد از وضع موجود و تأکید بر توجه به نقش محیط دانست.
۲-۵-۲- دهۀ ۷۰ :
سی.ری جفری[۳۵]:
جفری در اصل عبارت «پیشگیری ازجرم از طریق طراحی محیطی» (CPTED) را ابداع کرد. او همچنین چندین کتاب مؤثر در زمینه جرم و عوامل آن نوشت. اگر چه او اخیراًً اظهار داشت، که ابتکار CPTED مدرن اساس کار نیومن است تا کار خودش(صالحی ۴۰:۱۳۹۰).
جفری در کتاب «پیشگیری بزهکاری از طریق طراحی محیطی» پیشنهاداتی برای طراحی شهری ارائه نمود و برای اصلاح طراحی خیابانها، پارکها، ترمینالها، بزرگراهها و… نکاتی بیان کرد تا بدین طریق و با بهره گرفتن از این شیوه طراحی، فرصتهای بزهکاری کاهش یابد و از وقوع بزه پیشگیری شود(جیسون، ۶:۱۳۸۷).
اسکار نیومن[۳۶]: (نظریه فضای قابل دفاع[۳۷])
نظریه فضای قابل دفاع اسکار نیومن نیز یک نظریه مهم است. تمام آثار قبلی به ویژه آثار جاکوبز، در اثر اسکار نیومن در سال ۱۹۷۲ تحت عنوان «فضای قابل دفاع» به اوج خود رسیدند. در سال ۱۹۷۰ و در راستای اندیشههای پیشگیری جرم از طریق طراحی محیط، نیومن دیدگاه فضای مقاوم در برابر جرم (فضای قابل دفاع) را مطرح نمود. به نظر وی این ایده به طراحان محیط شهر کمک میکند در ساخت فضاهای کالبدی، به نوعی شهروندان را در کنترل رفتارهای اجتماعی سهیم نمایند. نیومن در این نظریه به خودیاری مردم، بیش از مداخلۀ دولت اهمیت میدهد و همچنین به قابلیت طراحی کالبدی در افزایش سطح نظارت طبیعی مردم توجه بسیار کردهاست (رحمت، ۱۱۱:۱۳۸۸).
نیومن بر خلاف جاکوبز از توصیف و تجزیه و تحلیل کمی رابطه میان اشکال خاص طراحی و جرم، گامی فراتر نهاد و پیشنهاد های ارزشمندی را در زمینۀ جزئیات طراحی محیط به منظور ایجاد فضای قابل دفاع از طریق افزایش نظارت و مراقبت و کاهش تعداد راه های فرار مجرمین ارائه نمود. جاکوبز بر مراقبت به معنای عام آن تأکید داشت، در حالی که نیومن عقایدش را دربارۀ مراقبت و کاربرد محیط و حمایت از محیط کالبدی بر سلسله مراتبی که در بر دارنده چهار منطقه که حدود آن ها به وسیلۀ حصارهایی تعیین شده است بنا نهاد(تصویر ۲-۳) :
۱- فضای عمومی
۲- فضای نیمه عمومی
۳- فضای نیمه خصوصی
۴- فضای خصوصی (روزبنام و ویولیس، ۴۴:۱۳۷۹)
تصویر (۲-۳) : فضای قابل دفاع: که اصول مهم آن را اسکار نیومن طراحی کرد
طبق نظریات نیومن بازداشتن از ارتکاب جرم و کاهش جرایم یعنی:
– توانمندی طراحی کالبدی در ایجاد یک «قلمرو حس مالکیت در فرد» (تقویت غریزۀ طبیعی مالکیت و قلمرو)
– توانمندی طراحی کالبدی در ایجاد موقعیت نظارت و مراقبت شهروندان
– قادر بودن طراحی کالبدی در آگاهی دادن به جدایی حریم های عمومی از خصوصی و نیمه عمومی و نیمه خصوصی
– توانمندی طراحی کالبدی محیط در تشویق شهروندان به حضور در فضاهای عمومی و حفظ آزادی رفت و آمد به مکان های عمومی و حفظ اموال شخصی
– توانمندی طراحی کالبدی به سخت کردن اهداف مجرمانه و منصرف شدن آن ها از ارتکاب جرم
– توانمندی طراحی کالبدی به ترغیب حس مسئولیت پذیری شهروندان نسبت به فضاهای عمومی (حشمتی، ۴۴:۱۳۸۲)
این اصول بعد ها توسط دیگران برای پوشش زیرمقوله ها و مفاهیم مرتبط تکمیل شدکه به طور اصولی بر روی “قلمرو”، “نظارت”، “تعریف مرز” و “کنترل دسترسی” به عنوان اصول اساسی فضای قابل دفاع تمرکز کردند (اشنایدر[۳۸] و تدکچین[۳۹]، ۹۲:۲۰۰۲).
نیومن فضای قابل دفاع را این گونه تعریف میکند:
«فضای قابل دفاع»، واژها ی برای سلسله ای از نظام های فضایی شامل، موانع واقعی و نمادین، حوزه های نفوذ تعریف شده و امکان مراقبت بیشتر است که به همراه هم یک محیط را به کنترل اهالی در می آورد. «فضای قابل دفاع» در یک محیط به گونه ای سامان داده می شود که امنیت اهالی، همسایگان و دوستان را تأمین کند. بنابرین «فضای قابل دفاع»، فضایی است که تشخیص و کنترل فعالیت ها را برای اهالی آسان میسازد (صالحی، ۲۹:۱۳۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به گفته روسو[۲] زندگی سعادتمند برای کودک این است که آزاد باشد و در محیط سالم زندگی کند .تعیین سلامت محیط موضوعی است که خانواده بایستی نسبت به آن آگاهی یابد اگر ریشههای دانش کودک با پرجا نشود ، با ملل و مناطق مختلف جهان از طریق انواع مواد خواندنی آشنا نشود و احساس مسئولیت در او پدیدار نگردد ، پس چگونه میتوان او را برای دنیا آماده ساخت ؟ برای کودکان که باید از سالهای کودکی ، استعدادها و تواناییهای این دوره برای خوشبختی بهره گیرند، کتاب بسیار ضروری است ، زیرا کتاب وسیلهای است برای ایجاد آگاهی و پرورش فکر و باروری اندیشه کودکان باید بیاموزند که درشرایط مختلف چگونه بخوانند تا به درک و کشف مسائل نائل شوند . کتاب موجب رشد و تکامل فردی بچه ها میشود . آشنایی کودک با انواع کتابها ، کسب توانایی قضاوت درباره آثار و میل به کسب معلومات و لذت بردن از مطالعه از طریق پربار ساختن ادبیات کودکان درکتابهای آن ها صورت میگیرد (سلطان القرایی،۱۳۹۰، ص ۱۲۵)


کودکان این زمان کنجکاوی ها و پرسشهای بسیاردارند که هرگز هیچ مربی نمیتواند به تنهایی از عهده جوابگویی به آن ها برآید . مربی (مادر) آگاه این عصر ناچار است ازنوشتهها برای ارضا ذهن بیدار و پرشک طفل کمک بگیرد. رشد کودکان را عوامل مؤثر زیادی تقویت میکند. درآغاز ما درپیامهایی درباره عشق و امنیت یا اضطراب را از طریق بدنش به کودک منتقل میکند. هم زمان با رشد ، خانواده حیوانات و اشیاء هر کدام به طریقی فرصتهای آموزشی فراهم میکنند. گذشته از تجاربی که توسط خانه ، مدرسه و گروه هم سالان فراهم میشود . میتوان گفت مطالعه کتاب سازنده رشد است.(یغمایی و خندان ، ۱۳۸۳،ص ۴۵)
گرایش به خواندن به عنوان قسمتی از زندگی در خانه آغاز میشود ، مخصوصاً درخانههایی که افراد آن عادت به خواندن داشته باشند . کودکان هنگام ورود به مدرسه از لحاظ علاقه به خواندن با هم متفاوتند ، بعضی از آن ها که ازقبل با خواندن آشنا هستند ، لذت میبرند ، درصورتی که برخی دیگر نسبت به خواندن به کلی بیگانهاند .درنخستین فعالیتهای خواندن کودک ، وقتی والدین او مطلبی برایش میخوانند ذوق و رغبت او برانگیخته میشود و ادامه آن با خواندن متون جالب ، ذوق و رغبت کودک را رشد و گسترش میدهد(یغمایی وخندان،۱۳۸۳،ص ۸۸)
کودک از دو راه مستقیم و غیر مستقیم یاد میگیرد . محیط غیر مستقیم در تربیت عمومی کودک بیش از محیط مستقیم تاثیر دارد زیرا خود کودک با میل و رغبت آن را برمیگزیند و بیاراده از چگونگی آن متاثر میشود . درصورتی که محیط مستقیم بزرگسالان برایش انتخاب کردهاند . از جمله عوامل محیط غیر مستقیم ، میتوان کتاب، داستانگویی ،خواندن کتاب برای کودک هم هدفهای تربیتی را به دلیل نوع متون ونقش داستانها تامین میکند و هم در محیطی آشنا با حس آرامش به تقویت حواس او منجر میشود .
مطالعه درمراحل بحرانی زندگیمان میتواند نقش بسیار مهم و اساسی داشته باشد. ما میتوانیم از کتاب هایی استفاده کنیم که کودک را درمقابله با مسئلهای که از آن وحشت دارد کمک کند . بین کتاب و آنچه درزندگی واقعی کودک اتقاق میافتد ، بده- بستانهایی وجود دارد.کودکان از تجربیات زندگی واقعی شان استفاده میکنند تا کتاب را بفهمند واز آن طرف کتاب به آن ها کمک میکندتا زندگی واقعی را بهتر درک کنند (کولنیان، ۱۳۸۲ ، ص ۳۲) .گوردونولز[۳] در تحقیقی ثابت کرد که مطالعه چه تاثیری در زندگی افراد دارد . این افراد در امتحانات ورودی مدرسه بالاترین نمرات را کسب کردند . ولز تقاوت بین بچه ها را توضیح میدهد و میگوید که این مسئله به نوع کنار آمدن با داستانها بستگی دارد . او دریافت بچه ها به داستان نیازمندند برای اینکه از آن برای معنا بخشیدن به دنیای اطراف خود هستند.آن ها نیازی ندارند که به دیگران وابسته باشند . خود میتوانند آنچه را که میخواهند کشف کنند (کولینان،۱۳۸۲، ص ۱۶۸) .
زندگی پر بار معنوی وقتی نصیب آدمی میشود که همواره تشنه دانش درزندگی سرشار از فعالیت باشد . تا زمانی که بچه ها اشتیاقی به یادگیری ازخود نشان ندهند، تمام نقشههای ما نقش برآب است . فعالیت فکری کودکان با بزرگترها فرق دارد .کسب دانش نمیتواند انگیزه اصلی فعالیت فکری کودک باشد. بلکه سرچشمه شور و شوق یادگیری کودک در زوایای عاطفی افکار و درآرزوهایش خود بخود وجود دارد حال اگر این سرچشمه به هر دلیل بخشکد، هیچ کاری نمیتواند او رانشستن بر سر مطالعه مجبور کند . (ملینسکی،۱۳۸۰، ص ۱۰۰) خواندن با خانواده با تأکید بر عنصر کتاب است.هرکتاب برای ارتباط نوشته شده،ارتباطی که یک طرف آن نویسنده است وطرف دیگر آن خواننده است.این ارتباط وقتی به مطلوب خود میرسد که نویسنده منظور خود را به خواننده بتواند برساند. خواننده بزرگسال میداند چگونه خود را به دست کتاب بسپارد.او میتواند با صدها شخصیت همسان شود و در همان حال خودش باشد؛اما کودکان چنین کاری را بدرستی فرا نگرفتهاند و حضور مربی آگاه در ایجاد انگیزه و عادت اولیه ضروری است.
از طرفی در عصر سلطه رسانه ها نمیتوان از کودکان انتظار داشت چون گذشته خود را مقید به کتاب کنند . واقعبینانه آن است که جایگاه کتاب رادر میان همه رسانه هایی که در اختیار کودک است بشناسیم و کتابها را به صورتی با زندگی جدید تطبیق دهیم که در زندگی روزانه کودک باقی بمانند.چرا که دیگر رسانه ها با وجود نقش تعیین کنندهای که در پیشرفت اجتماعی به جای میگذارند به هیچ وجه فرد را از فراگیری خواندن و نوشتن بی نیاز نمیکنند و این رسانه ها توان فرو بردن بیننده به عمق را ندارند.(قزل ایاغ ،۱۳۸۶)

نقش والدین در این مورد نقشی بسیار حیاتی خواهد بود که به هنگام همراهی با کودکان برای خواندن بیشتر حس خواهد شد. به عبارتی در عصر سلطهی رسانه های تصویری، کودکان نیاز به انگیزه های قویتر و عوامل تشویقی بیشتری برای خواندن کتاب دارند. این انگیزه را والدین با همراهی شان با کودک میتوانند فراهم کنند. تاکنون به جنبههای گوناگون خواندن مانند عوامل مؤثر در ترغیب کودکان به مطالعه پرداخته شده است، اما شاید به نقش همراهی والدین در این مورد پرداخته نشده است. اینکه تجربه خواندن دسته جمعی در خانواده چگونه تجربهای میتواند باشد. امری است که طرح سبد خواندن با خانواده خانه کتابدار کودک و نوجوان به آن پرداخته است.
۱-۶٫ هدف پژوهش
– بررسی تاثیر خواندن با خانواده در علاقهمندی کودک به مطالعه؛
– شناسایی نقاط قوت و ضعف در طرح سبد خواندن در راستای تحقق هدف اصلی آن یعنی ترویج خواندن درخانواده.
دومورد بالا از اهداف اصلی پژوهش بوده که هدفهای فرعی دیگری را در برمیگیرد :
شکلگیری مطالعه متفکرانه؛
کسب مهارتهای زندگی؛
تامین سلامت روانی وعاطفی خانواده؛

ارائه مدل و الگو؛
افزونی شادی و هیجان در کودک.
۱-۷٫ روش انجام تحقیق
این پژوهش یک مطالعه موردی است که به صورت پیمایشی-توصیفی و با رویکرد کیفی انجام شده است.
بنا براین ، پژوهش در دست اقدام مطالعه موردی بوده، داده ها در شرایط طبیعی گردآوری شده و از آنجا که فرایندی پویا است که نیاز به ژرفنگری دارد، به روش کیفی مورد تحلیل قرار میگیرد
۱-۸٫ تعریف واژه ها:
مطالعه:نگریستن به هر چیزی برای واقف شدن به آن، نظر به دقت( دهخدا)
براتی علویجه (۱۳۹۲)؛مطالعه را به دو نوع تقسیم کردهاست:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عرف بینالمللی قدیمیترین و شاید یکی از مهمترین منابع در حقوق بینالملل و به تبع آن مصونیت کیفری بینالمللی میباشد. » عرف عبارت است از قواعدی که در اثر تکرار و به علت ایمان و اعتقادی که مردم به لزوم و اهمیت این قواعد پیدا میکنند در روابط بینالمللی مورد قبول واقع میشوند. [۲۱]«

به طور کلی قواعد مربوط به مصونیت مقامات دولتی از قدیمالایام صورتی عرفی داشته است و این قواعد مورد احترام اغلب کشورها بوده است. از جمله در خصوص مصونیت روسای دولتها بر اساس اصل تساوی حاکمیتها در عرف و رویه بینالمللی یک توافق عام وجود دارد.
از سوی دیگر قواعد مربوط به مصونیت بینالمللی تا حد زیادی از معاهدات بینالمللی ناشی میشود. معاهده بینالمللی به عنوان مهمترین منبع حقوق بینالملل عبارت است از » قراردادی که بین تابعان حقوق بینالملل به منظور تولید بعضی آثار حقوقی منعقد میشود. معاهده در عین حال با آنچه در نظم داخلی به نام قانون و عقد خوانده میشود، مناسبت و مشابهت دارد. [۲۲]«در برخی از معاهدات بینالمللی که دربردارنده مصونیت کیفری بینالمللی است به اصل تساوی حاکمیتها اشاره شده است.
در مقدمه ” معاهده وین درباره روابط دیلماتیک”[۲۳] (۱۹۶۱) که از جمله مصونیتهای دیپلماتیک را شامل میشود آمده است که طرفین این معاهده با در نظر گرفتن اهداف و اصول منشور ملل متحد در ارتباط با تساوی حاکمیت دولتها، حفظ صلح و امنیت بینالمللی و پیشبرد روابط دوستانه میان ملتها توافق میکنند.
همچنین در مقدمه ” معاهده وین درباره روابط کنسولی”[۲۴] (۱۹۶۳) که بخشی از آن به بحث مصونیتها اختصاص دارد به موارد فوق به عنوان یکی از اصولی که طرفین باید با در نظر گرفتن آن توافق نمایند اشاره شده است.
احکام محاکم بینالمللی از جمله دیوان بینالمللی دادگستری، دیوان بینالمللی کیفری و … یکی از منابع مهم مصونیت کیفری بینالمللی است. از سوی دیگر رویه قضایی به عنوان یکی از منابع حقوق بینالملل شامل تصمیمات دادگاههای داخلی نیز میباشد. » بسیاری از قواعد حقوق بینالملل در موضوعاتی نظیر مصونیتهای سیاسی توسط دادگاههای داخلی توسعه داده شده است.«[۲۵] به طوری که دیوان بینالمللی دادگستری در دعوای کنگو علیه بلژیک درجهت بررسی استدلال دولت بلژیک به بررسی رویه دولتها، قوانین ملی و تصمیمهای دادگاههای داخلی از قبیل مجلس اعیان انگلیس و دادگاه تمییز فرانسه پرداخت.
در قضیه مک فودن[۲۶] دادگاه اعلام داشت: »نمیتوان حاکمان خارجی یا حقوق آن ها را به عنوان موضوع صلاحیت قضایی دولتهای دیگر تعیین کرد. هیچ حاکمیتی زیر دست حاکمیت دیگر نیست و از آنجا که بر اساس تعهدات عالیه نمیتواند شرافت ملتش را با قرار دادن حقوق حاکمهاش تحت صلاحیت حاکمیت دیگری لکهدار کند تنها زمانی میتواند وارد سرزمین دولت بیگانه شود که یا مجوز صریحی داشته باشد یا اینکه اطمینان داشته باشد که مصونیتهای حاکمیتیاش هرچند به صراحت اعلام نگردیده، به طور ضمنی نسبت به او اعمال گردد. چرا که تمامی جهان متمدن در این امر اتفاق نظر دارند بدون هیچ شک و تردیدی حاکم خارجی قصد ندارد خود را مشمول صلاحیتی مغایر با شرافت خود یا ملتش قرار دهد. [۲۷]«
نظریات و عقاید علمای حقوق بینالملل مانند رویه قضایی یکی از منابع فرعی حقوق بینالملل محسوب میشود. » نویسندگان و دانشمندان در گذشته تأثیر عمیقی در توسعه حقوق بینالمللی و مصونیت داشتهاند لکن با ظهور دولتها و تأکید بر حاکمیت خویش و تدوین معاهدات از اهمیت آن ها کاسته شده است. [۲۸]«اما همچنان به دلیل ابهامات موجود در اغلب قواعد حقوقی نظریات این دانشمندان در جهت روشن نمودن این ابهامات از اهمیت برخوردار است. علمای حقوق بینالملل همواره اصل تساوی حاکمیتها را یکی از مبانی اساسی مصونیت بینالمللی عنوان نمودهاند.
منتسکیو در کتاب روحالقوانین آورده است: » قوانین مقرر میدارد که هر مجرمی در محاکم جنایی و مدنی کشوری که آنجا هست محاکمه شود و تحت نظر زمامداران آنجا باشد. از طرف دیگر به موجب قوانین بینالمللی سلاطین و روسای دول نمایندگانی را به نام سفیر به دربار یکدیگر میفرستند لکن دلایل طبیعی اجازه نمیدهد این نمایندگان مطیع سلاطین و محاکم کشوری باشند که به آنجا اعزام شدهاند و علتش این است که سفرا نماینده قول و تعهدات پادشاه متبوع خود میباشند و این قول و تعهد باید آزاد و هیچ مانعی در مقابل خود نداشته باشد. [۲۹]«
مبحث دوم : پذیرش مصونیت بر مبنای نمایندگی دولتها و الزامات ناشی از
حسن انجام این نمایندگی
قرار گرفتن مقامات دولت در جایگاه نمایندگی کشور در روابط بینالمللی و ضرورت حسن انجام این نمایندگی توجیه کننده برخورداری این افراد از مزایا و مصونیتهای خاصی است که حقوق بینالملل در جهت کمک به تنظیم روابط بینالمللی به این افراد اعطا میکند. این امر بدیهی است که عدم برخورداری این افراد از مزایا و مصونیتهای خاص تا حد زیادی اجرای صحیح وظایفشان را به عنوان تنظیم کننده روابط در عرصه بینالمللی، با چالش مواجه خواهد نمود.
در این مبحث ابتدا تاریخچه پذیرش مصونیت بر مبنای الزامات حسن انجام وظایف نمایندگی بررسی خواهد شد و سپس توسل به این مبنا در منابع حقوق بینالملل مورد تأمل قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: تاریخچه بحث
اعطای مصونیت به سفرا به سبب تأمین آزادی عمل آن ها در جهت انجام وظایف محول شده از دیرباز صورت میگرفت. از قدیمالایام نمایندگان دولتها و سفرا از احترام خاصی در نزد سایردولتها برخوردار بودهاند. اعطای مصونیت به نمایندگان سایر کشورها به صورت عرف و عادت بین المللی شکل گرفته بود بدون آنکه نیازی به تدوین آن احساس شده باشد. در دوران باستان و در یونان، روابط میان دولتشهرهای مستقل مانند آتن و اسپارت بر اساس معاهدات تنظیم شده میان آن ها شکل گرفته بود. از جمله مصونیت سفرا موضوعی بود که در معاهدات فوق به آن اشاره میشد.
» در روم باستان برای سفیران خارجی که به روم میرفتند قوانینی وضع شده بود که پایه و مبنای قسمتی از مصونیتهای دیپلماتیک محسوب میشد. این مصونیتها که همه شخصی بود شامل محل اقامت و خانواده سفرا نمیشد زیرا در آن موقع سفیر برای امور اتفاقی و موقت اعزام میشد و بدون خانواده میرفت. [۳۰]«

سیسرون[۳۱] خطیب و حقوقدان رومی معتقد است مصونیت شخصی سفرا، هم در حقوق بشری و هم به موجب حقوق الهی تضمین شده است و احترام او نه تنها در کشورهای دوست باید رعایت شود، بلکه هرگاه در دست دشمن نیز اسیر شود باید احترام و حیثیت او مصوم باشد.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف- مواد خام: شامل کالاها و موادی است که هنوز وارد فرایند تولید نشدهاند. اما نهایتاً به صورت بخشی از محصول تولید شده در خواهند آمد.

ب- موجودی کالای در جریان ساخت
شامل واحدهای موجود در فرایند تولید است که برای تکمیل شدن هنوز باید کارهایی روی آن صورت گیرد. بهای تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت معمولا شامل بهای تمام شده مواد اولیه به کار رفته در محصول نیمه ساخت، دستمزدی که برای تکمیل محصول مستقیما جذب میشود و علاوه براین شامل سربار تولید قبل از تعیین مبلغ موجودی کالا در جریان ساخت میباشد.

ج- موجودی کالای ساخته شده
شامل واحدهایی است که تکمیل شدهاند و در پایان دوره حسابداری،در انتظار فروش به سر میبرند بهای تمام شده کالای ساخته شده شامل بهای تمام شده مواد اولیه و دستمزدی که مستقیما به محصول تکمیل شده قابل ردیابی است. به علاوه این بها شامل سربار تولید متحمله طی فرایند تولید نیز میباشد.
۲-۳-۴-جمع هزینه های مربوط به موجودیها
تصمیم گیری درباره موجودیها، تحت تاثیر هزینه های سفارش، نگهداری و فقدان موجودیهای کافی قرار میگیرد. هریک از این هزینه ها با ذکر مثالهایی در زیر تشریح میگردد.
هزینه سفارش موجودیها شامل اقلام زیر است.
هزینه به دست آوردن فهرستها قیمتها و آخرین قیمتهای فروشندگان
هزینه تهیه و به تصویب رسانیدن سفارش خرید
هزینه فعالیتهای دریافت و مقابله کالای تحویلی با سفارش
هزینه نگهداری موجودیها شامل اقلام زیر است:
هزینه تامین مالی وجوه صرف شده در موجودیها
هزینه های سوخت، روشنایی و استهلاک تسهیلات انبار
هزینه جابجا کردن موجودیها
هزینه بیمه موجودیها
هزینه فاسد شدن، نابابی و از بین رفتن موجودیها
هزینه های پرسنلی انبار
هزینه فقدان موجودیهای کافی شامل موارد زیر است:
هزینه فرصت از دست رفته ناشی از فروشهای از دست رفته
هزینه اجرای عملیات تولیدی با کارآئی کم
هزینه جایگزینی مواد اولیه بالنسبه گران
هزینه جرائم ناشی از عدم اجرای به موقع قراردادها
از میان هزینه های سه گانه مشروح بالا، هزینه های سفارش و نگهداری موجودیها، در محاسبه با صرفهترین مقدار سفارش و هزینه فقدان موجودیهای کافی در تعیین حد تجدید سفارش مورد استفاده قرار میگیرد.
با صرفهترین مقدار سفارش[۷۴] که با اختصار EOQ نامیده میشود، مقدار سفارش یک قلم معین از موجودیها است که موجب تحمل کمترین هزینه در طول دوره مالی میگردد. همان گونه که قبلا گفته شد، هزینه هایی که برای تعیین با صرفهترین مقدار سفارش مد نظر قرار میگیرد هزینه سفارش و هزینه نگهداری است. با صرفهترین مقدار سفارش، برای هر یک از اقلام موجودی به طور جداگانه و با توجه به پارامترهای مربوط محاسبه میشود.
با صرفهترین مقدار سفارش برای یک قلم معین از موجودیها هنگامی به دست میآید که مجموع هزینه های دو گانه مشروح بالا، حداقل گردد. این حداقل نیز مقارن با مقداری از سفارش است که در آن، جمع هزینه سفارش مساوی جمع هزینه نگهداری باشد.
هنگامی که مقدار کالا در هر بار سفارش کم باشد، جمع هزینه سفارش در یک دوره مالی در سطحی نسبتاً بالا قرار میگیرد زیرا تعداد دفعات سفارش زیاد میشود. اما از آنجایی که اقلام نگهداری شده به عنوان موجودی به طور متوسط کم است، جمع هزینه نگهداری نیز بالنسبه کم خواهد شد. بر عکس، هنگامی که مقدار کالا در هر بار سفارش زیاد است، جمع هزینه سفارش کم و جمع هزینه نگهداری زیاد خواهد گردید. منحنی مجموع هزینه های سفارش و نگهداری، در نقطه تقاطع منحنیهای جمع هزینه سفارش و جمع هزینه نگهداری، حداقل است که معرف نقطه با صرفهترین مقدار سفارش یا EQO است. کلیه مقادیر واقع در طرفین این نقطه (EQO)، موجب تحمل مجموع هزینه بیشتری میگردد.
برای یافتن نقطه EQO چند روش وجود دارد. روش اول آزمون خطا[۷۵] است که در آن ابتدا مجموع هزینه ها در مقادیر مختلف سفارش محاسبه و سپس به طور تقریبی مقدار EQO که کمترین مجموع هزینه را داشته باشد انتخاب میگردد. این روش وقت گیر است و از دقت کافی نیز برخوردار نیست. روش دوم، انعکاس منحنیهای هزینه سفارش و هزینه نگهداری در یک نمودار و یافتن نقطه حداقل جمع هزینه به طور نظری است. علیرغم کمکی که این گونه نمودارها به درک مفاهیم مدل میکند، اما روشی عملی و دقیق محسوب نمیشود.
روش سوم، روش ریاضی و دقیق EQO نام دارد. طرز محاسبه با صرفهترین مقدار سفارش و پارامترهای این مدل به شرح زیر است:
A، مقدار مورد نیاز یک قلم کالای معین در طول دوره مالی؛
P، هزینه یک بار سفارش؛
U، بهای تمام شده یک واحد کالا؛
I، هزینه نگهداری که به شکل درصدی از بهای تمام شده یک واحد کالا بیان میگردد؛
TC، مجموع هزینه های سفارش و نگهداری کالا؛
Q، با صرفهترین مقدار سفارش یا EQO.
چنانچه مشتق اول تابع محاسبه و مساوی صفر قرار داده شود، نقطه می نیمم یا حداقل مجموع هزینه ها به دست میآید. ضمناً چون مشتق دوم تابع مذبور مثبت است، مسلم میشود که نقطه به دست آمده می نیمم است:
UIQ2=2AP
مدل به دست آمده بالا، یک معادله ریاضی است که رابطه بین هزینه سفارش، هزینه نگهداری و مقدار سفارش را بیان میکند. این مدل بر چند فرض مهم به شرح زیر، مبتنی است:
۱٫ تقاضا برای کالای مورد بررسی معلوم و مقدار آن در طول دوره مالی ثابت است.
۲٫ هزینه های سفارش و نگهداری اقلام کالا نیز معلوم و در طول دوره مالی ثابت است.
۳٫ ظرفیت تولید یا نگهداری موجودیها نامحدود است.
علیرغم مفروضات محدود کننده بالا، مدل EQO اطلاعات مفیدی را برای طرح ریزی موجودیها و تصمیم گیری در مورد سفارشها فراهم میکند.
۲-۳-۵- مدیریت به موقع موجودیها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
احتمال انجام مدیریت سود در شرکتهایی که مالکیت به طور عمده متعلق به سرمایهگذاران نهادی است، در مقایسه با دیگر شرکتها، بیشتر است. زیرا، رفتار سرمایهگذاران نهادی متغیر و موقتی است و هدفشان حفظ و نگهداری سهام برای یک دوره کوتاهمدت است (بوشی[۳۶]، ۱۹۹۸).

تغییر در عملکرد شرکت
عملکرد شرکت را میتوان با بهره گرفتن از شاخصهای متعددی مانند تغییر در میزان فروش، تولید، جریان نقدی، نسبت بازدهی حقوق صاحبان سهام و نسبت بازدهی داراییها اندازهگیری کرد. تفاوت بین سود واقعی و شاخص از قبل تعیینشده (سود پیشبینی شده) با افزایش عملکرد شرکت، افزایش مییابد. آنان به این نتیجه رسیدند که میزان عملکرد بر مدیریت سود مؤثر است (آبارتل و لیهاوی[۳۷]، ۱۹۹۹).

پیشبینی رشد سودهای آیندهی شرکت
غالباً پیشبینی می شود شرکتهایی که از رشد مداوم سود طی چند سال متوالی برخوردار هستند، در آینده نیز به این روند ادامه دهند سهام شرکتهایی که از رشد مداوم سود طی چند سالی متوالی برخوردار هستند، به مبلغی بیش از سهام شرکتهایی که دارای چنین رشدی نیستند، ارزشگذاری میشوند. هنگامی که این رشد متوقف می شود، ارزش سهام شرکتهای مذبور به شدت سقوط می کند. این موضوع انگیزه زیادی برای انجام مدیریت سود ایجاد می کند. در این حالت، هدف مدیریت سود جلوگیری از کاهش سود و ارزش سهام اینگونه شرکتهاست (بارث و همکاران[۳۸]، ۱۹۹۹).
واکنش منفی بازار سرمایه به عدم دستیابی به شاخص از پیش تعیینشده سود شرکتهایی که از رشد مداوم برخوردار بودهاند، در مقایسه با شرکتهای فاقد چنین رشدی، شدیدتر و نامتقارنتر است. یعنی شرکتهای دارای رشد مداوم سود، در نتیجه عدم دستیابی به شاخص از پیش تعیینشده سود، کاهش شدیدتر قیمت سهام را تجربه خواهند کرد. بنابرین، مدیران اینگونه شرکتها انگیزه بیشتری برای انجام مدیریت سود خواهند داشت (اسکینر و اسلوان[۳۹]، ۲۰۰۲).
۲-۱۹-مدیریت سود واقعی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی
مدیران برای دستیابی به اهداف مربوط به مدیریت سود دو راه کلی پیش رودارند؛ یا اقلام تعهدی اختیاری را دستکاری میکنند و یا اینکه در تصمیمهای عملیاتی واحد تجاری تغییراتی ایجاد میکنند. به عبارت دیگر، مدیران شرکتها میتوانند از طریق دستکاری اقلام تعهدی و همچنین دستکاری فعالیتهای واقعی(مدیریت سود واقعی)، سود را مدیریت کنند(تات و مالمندیر[۴۰]، ۲۰۰۵). در مدیریت سود واقعی، مدیریت با اتخاذ برخی تصمیمهای عملیاتی و به عبارت دیگر دستکاری فعالیتهای واقعی به مدیریت واقعی سود روی آورده و به سود موردنظر خویش دست مییابد. پژوهشهایی نظیر هیلی و والن، فادنبرگ و تیرول، دیچو و اسکینر و رویچودری به روشهایی نظیر تسریع (شتاب) فروش از طریق اعطای تخفیفات، تغییر جدول ارسال کالا، کاهش هزینه های اختیاری نظیر مخارج تحقیق و توسعه و تولید بیشازاندازه به عنوان روشهای مدیریت سود واقعی اشاره میکنند. برای مثال، تولید بیشازاندازه یکی از روشهای مدیریت سود واقعی است. با تولید بیشازاندازه میتوان هزینه سربار ثابت را بر تعداد واحد بیشتری سرشکن کرد. در نتیجه با کاهش هزینه ثابت هر واحد، هزینه تولید هر واحد کاهش و حاشیه سود هر واحد افزایش مییابد. ازآنجاییکه تولیدات فروش نرفته به موجودی کالا افزوده میشود، تولید بیشازاندازه به طور مؤثری، هزینه سربار بیشتری به موجودی کالا و هزینه سربار کمتری به بهای تمامشده کالای فروش رفته دوره جاری تخصیص میدهد و شرکت حاشیه سود بهتری را گزارش میکند. باوجوداین، شرکت هزینه های تولید و نگهداری اقلام بیشازحد تولیدشده را متحمل میشود که این هزینه ها از طریق فروش دوره جاری قابل بازیافت نیست. در نتیجه جریانهای نقد عملیاتی کمتر از سطح عادی(جریانهای نقد عملیاتی غیرعادی) میشود. از طرفی سود افزایشیافته در دوره جاری بعید است که پایدار باقی بماند. بنابرین، اگر تقاضا برای محصولات شرکت نسبتاً ثابت باشد، جریانهای نقدی دوره آتی احتمالاً کاهش مییابد(رویچودری[۴۱]، ۲۰۰۶)
کاهش هزینه های اختیاری یکی دیگر از روشهای مدیریت سود واقعی است. هزینه های اختیاری نظیر مخارج تحقیق و توسعه، تبلیغات و تعمیر و نگهداری معمولاً در دورهای گزارش میشوند که تحمل شدهاند. ازاینرو، مدیران شرکتها میتوانند از طریق کاهش هزینه های اختیاری، هزینه های گزارششده را کاهش و سود را افزایش دهند. این روش زمانی محتملتر است که چنین هزینه هایی فوراً ایجاد درآمد نکند. اگر مدیران هزینه های اختیاری را برای برآورده کردن اهداف سود، کاهش دهند باید به طور غیرمعمول هزینه های اختیاری پایینی گزارش کنند. هزینه های اختیاری اغلب شامل مخارج سرمایهای نیز هستند. اگر چنین مخارجی نقدی باشند، کاهش این هزینه ها وجه نقد کمتری از شرکت خارج میکند که این امر تأثیر مثبت بر جریانهای نقد عملیاتی دارد(رویچودری،۲۰۰۶)
از طرفی، مدیران شرکتها ممکن است از انتشار بیشازحد اطلاعات ترس داشته باشند؛ چراکه ممکن است رقبای آن ها از آن اطلاعات بهرهبرداری کنند. این موارد ازجمله اقداماتی است که ممکن است مدیران برای نشان دادن وضعیتی مطلوب از شرکت انجام دهند(قربانی و همکاران،۱۳۹۰)
مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی استفاده از اختیارات مجاز حسابداری و گزارشگری به منظور دستیابی به اهداف مهم است.
مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، از طریق تغییر برآوردها یا روشهای حسابداری با بهره گرفتن از انعطافپذیری اصول پذیرفتهشده حسابداری انجام میگیرد.برای مثال تغییر درروش استهلاک، برآوردهایی همچون عمر مفید داراییها، ذخیره برای مطالبات مشکوک الوصول و سایر اقلام تعهدی پایان سال، مواردی هستند که بدون تغییر معامله زیربنایی، منجر به مدیریت سود گزارششده در یکجهت مشخص خواهند شد (چن، ۲۰۰۹)
نتایج پژوهش گراهام و همکاران بیانگر تمایل زیاد مدیران به مدیریت سود از طریق فعالیتهای واقعی نسبت به دستکاری اقلام تعهدی است. زیرا اولاً، مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی بیشتر موردتوجه حسابرسان و قانونگذاران قرار دارد. ولی مدیریت سود واقعی اغلب شبیه تصمیمهای عادی واحد تجاری است و تشخیص آن مشکلتر است. دوماً، دستکاری اقلام تعهدی دربردارنده ریسک است. زیرا ممکن است مقدار سودی که برای دستکاری موردنیاز است فراتر از اقلام تعهدی اختیاری موجود باشد. در نتیجه، اگر از اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال استفاده شود، ممکن است اهداف مرتبط با سود برآورده نشود. این ملاحظات، مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی را با محدودیت مواجه میسازد. در عوض، دستکاری فعالیتهای واقعی کمتردرمعرض این محدودیتها قرارمیگیرد.
۲-۲۰-ارتباط مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی باکیفیت حسابرسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خاستگاه جغرافیایی این مکتب ایتالیا بود و به همین خاطر بنام«مکتب …ایتالیایی هم معروف است، چون: سه نفر از بنیانگذاران آن ایتالیایی هستند…»(همان، ص ۷۱). بنابرین اعضای این گروه فکری(بنیانگذاران)، عبارت بودند از «لمبروزو (۱۸۳۶-۱۹۰۹)، فری و گاروفالو. سزار لمبروزو پزشک بود و در ۱۸۷۶ کتاب مشهور خود انسان بزهکار را به رشتهای تحریر درآورد»(پرادل، ۱۳۹۲، صص ۹۶-۹۷). واکنشهای زیادی که علیه این اثر علمی مطرح شد« وی را به مقام پدر انسان شناسی جنایی رساند»(همان، ص ۹۷). دومین نظریه پرداز این مکتب انریکو فری (۱۸۵۶-۱۹۲۸)، بود. فری «مؤلف کتاب افقهای جدید عدالت جزایی [بود] که در سال ۱۸۸۱ منتشر گردید. [و بالآخره سومین متفکر این مکتب] گاروفالو(۱۸۵۲-۱۹۳۴)[است وی] در سال ۱۸۸۵ کتابی به نام جرم شناسی انتشار داد.»(صفاری، ۱۳۸۶، ص ۷۱). بنابرین سه اندیشمند یادشده، مکتبتحققی(اثباتی) را در «سال ۱۸۸۰ تشکیل داد. این مکتب با پذیرفتن یک اصل حقیقتاً انقلابی، اندیشههای نوینی را به قانونگذاران پیشنهاد کرد که آثار چشمگیر و محو نشدنی از خود بجای گذاشت»(پرادل،۱۳۹۲، ص ۹۷). در اینجا به طور مختصر سه نظریه پرداز مکتب اثباتی به معرفی گرفته میشود.


الف) سزارلمبروزو
لمبروزو که نخستین نظریه پرداز این مکتب بود، بیشتر از همفکران دیگر خود، جبرگرایانه میاندیشید. به نظر میرسد دو نکته بسیار اساسی او را به این جبرگرایی تقریباً افراطی رهنمون ساخته باشد: نخست نظریه پردازان و اندیشمندان زیستشناس قبل از او و یا در زمان او که نظریه های تکاملی را در مورد انسان ارائه نموده بودند، او را متاثر ساخته بود. از جمله میتوان از داروین و لامارک و دیگران یادکرد. همان طوریکه داروین بحث جهش در روند تکامل موجودات زنده را مطرح نموده بود و از این طریق وجود انسان را نتیجهای فرایندِ دانسته بود که از اثر جهش ژنیتیکی از موجودات پستتر از خود از دید تکاملی در سیستمهای زیستی به مرحلهای انسانی تکامل کردهاست. بنابرین لمبروزو این فرایند را بسوی برگشت به عقب یا عقب ماندگی تکاملی در مورد انسانهای جنایت کار مطرح کرده بود. طوریکه «…این پزشک ایتالیایی نوشته بود، بعضی از اشخاص در اثر انحطاط رجوع به اصل نموده اند و منش اجداد وحشی و سفّاک و جنایتکار در آن ها ظهور کردهاست»(کی نیا،۱۳۸۲، ص ۹۳).
دوّم، تحقیقات و تجربیات علمی که خودش در بخش قیافهشناسی و جمجمهشناسی انجام داده بود، نیز او را به اندیشهای جبرگرایی جنایی رهنمون ساخته بود. چنانکه لمبروزو «…ابتدا ۳۸۳ بزهکار را دقیقاً مطالعه و در آن ها گودی پس سریی را که به طور غیر طبیعی بزرگ بود کشف کرد.»(پرادل، ۱۳۹۲، ص۹۹)، او مطالعه خود را ادامه داد و ۵۹۰۷ بزهکار زنده را نیز مورد بررسی قرار داد. لمبرورزو با یک روش مقایسهای رفتار انسانهای عقبمانده و متمدن را به بررسی گرفت و برخی از اوصاف را در مورد انسانهای جنایتکار دریافت از جمله «…حرکات غیر ارادی و ناگهانی، خشونت و صفاکی، فقدان عواطف لطیف و…را بر میشمرد و معتقد بود که وراثت در تبهکاری سهمی قاطعی دارد»(همان،صص ۹۳ و۹۴). او بر اساس همین پندارهای خود به این نتیجهرسیده بود که، برخی انسانها ذاتاً جنایتکار اند، و آن جنایتکاری از والدین شان بر آن ها تحمیل میگردد.
ب) آنریکوفری
فری دومین نظریه پرداز مکتبتحققی بود. وی نسبت به سزارلمبروزو واقع بینتر بود و به این لحاظ جنبه(علت)های بیشتری بزهکاری را کشف نمود. شاید همین واقع بینی اش بوده است که اندیشهای جبرگرایی نزد او از نسبیت بیشتری برخوردار شده است. طوریکه در گذشته نیز اشاره نمودیم، لمبروزو در تبیین علل بزهکاری تنها به عوامل درون فردی (زیستی و روانی)، آن هم بسیار محدود، اکتفا نموده بود. اما آنریکوفری، علل و جنبههای برون فردی (عوامل محیط فزیکی و اجتماعی) را نیز در جمع آن ها افزود. بنابرین فری عقیده داشت که، اعمال انسانها همواره نتیجه ای «ارگانیسم فیزیولوژیکی و روانی او و فضای فیزیکی و اجتماعی که وی در آن زاده شده و زندگی میکند، است»(پرادل، ۱۳۹۲، ص۱۰۱).
با این حساب میتوانیم سه نوع عوامل را در اندیشهای علت شناسانهی جناییفری، دریابیم. نخست عوامل انسانشناختی، این عوامل به دو دستهای دیگر زیستی و روانی قابل تقسیم اند. عوامل زیستی در دو بخش اناتومی و فیزیولوژیکی، شامل: ساختمان بدنی، چگونگی ترشح غده ها، حالات مرضی و سلامتی، نوع فعالیتهای دستگاههای بدن (مانند: فعالیت قلب، دستگاه عصبی، دستگاه تنفسی، دستگاه هضمی و…) و عوامل روانی، مانند: سنخ شخصیتی، وضعیت حافظه، خاطراتگذشته، عقدههای روانی که از اثر تجربیات سخت گذشتهای فرد بجا مانده است، گرایش، هویت، نگرش، وضع ارادی و موارد دیگر مربوط به بزهکار.
دوم، عوامل محیط فزیکی، مانند: آب و هوا، نوع خاک، خشکی و رطوبت محیط، سر سبزی و غیرآن، کوهسار یا هموار بودن محیط جغرافیایی، درجه حرارت، نوع نبات مورد تولید، نوع گیاهان مورد زیست در آن محیط، حتی وجود حیوانات اهلی و وحشی ساکن در محیط جغرافیایی، و…. سوم، عوامل اجتماعی، حاوی: وضع اقتصادی، نوع و سطح فرهنگ، میزان جمعیت، وضعیت افکار عمومی، مذهب، نوع نظام خانواده، شیوهای حکومتداری، نوع نظام اقتصادی، نوع و سطح تعلیم و تربیت و…عواملی اند که روی بزهکاری افراد نقش اساسی بجا میگذارند. آنریکوفری بر مبنای همین تحقیقات خود به این نتیجه رسیده بود که شرایط خاص اجتماعی و طبیعی و میزان جرم رابطهای مستقیم دارد. به نظر میرسد در قانون اشباع جنایی خود از علوم طبیعی وام گرفته است و به همین اساس برای تأیید قانون اشباع جنایی از طبیعت مثال میآورد. همان طوری که «در یک حجم معین آب و در دمای معین، مقدار مشخصی از یک ماده شیمیایی، نه یک ذره بیش و نه یک ذره کمتر، حل میشود، در یک محیط اجتماعی با شرایط فزیکی معین، تعداد مشخصی جرم، نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر، به وقوع میپیوندد.»(همان، ص ۱۰۱).
ج) گاروفالو
لمبروزو از نظر رشته تخصصی طبیب بود و فری هم در حقوق و هم در جامعه شناسی تخصص داشت. با این وجود اندیشههای هردو متفکر در تغییرات حقوقجزا از فرایند سزاگرایانه به تدبیرگرایانه، خیلی مؤثر واقعشده؛ ولی گاروفالو بر خلاف دو متفکر اولیه مکتبتحققی، از نظرمسلک یک قاضی بوده است و بنابرین در زمینههای فنی و تجارب عملی حقوقجزا آشنایی بیشتر داشته است. به این ترتیب گاروفالو «در سال ۱۸۸۵ کتابی به نام جرمشناسی انتشار داد…»(صفاری، ۱۳۸۶، ص ۷۱). وی در این کتاب خود برخی از تعدیلهای جرمی و جزایی را مطرح کرده بود. اگرچه گاروفالو از نظر شغلی و حرفهای به عنوان یک قاضی داد گستری ایفای وظیفه مینمود، ولی از نظر فکری، همانند فری از نظریه های علما و دانشمندان علوم طبیعی متاثر شده بود. چنانچه «وی با الهام از اصل انتخاب طبیعی داروین قانون مشهور خود به نام قانون انطباق را وضع میکند. [مطابق آن] هرگاه عضوی از جامعه خود را با شرایط آن سازگار نسازد، مطرود است»(پرادل، ۱۳۹۲، ص ۱۰۸). با این تحلیل میتوان تأکید داشت که اندیشههای حقوقی گاروفالو، از دو جنبه اساسی آب خورده است: نخست، تجربیات شخصی و حرفه اش، دوم؛ تاثیر پذیری از اندیشههای علوم طبیعی و علوم انسانی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عبارت «وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ …» در مقام بیان علّت نسبت به تشریع قتال و جهاد است و حاصلش این است که تشریع قتال براى حفظ مجتمع دینى از شر دشمنان دین است که در پى خاموش کردن نور خدایند. اگر جهاد تشریع نمىشد، معابد دینى و مشاعر الهى ویران مىشد و مناسک و عبادات از بین مىرفت. اینکه تنها از معابد یاد کرد با آنکه اگر دفاع نباشد اصل دین باقى نمىماند، بدین جهت است که معابد مظاهر دین و نشانههاى آن مىباشند و تصویر دین را در اذهان حفظ مىکنند.[۱۳۰]

گفتار دوم: روایات و فلسفه جهاد
۲-۱- دفاع از حقوق ستمدیدگان
وضع حکم جهاد در اسلام بدان دلیل بوده تا از ضایع شدن حقوق الهى و مردم جلوگیرى شود. لذا اگر به مردمى ستم شد، بر ارتش اسلام است که دفع تجاوز و ستم نماید و اگر در این وظیفه خود کوتاهى نماید، مورد ملامت و سرزنش قرار مىگیرد. از اینجا است که حضرت علی «» مىفرماید:
«کأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیکمْ تَکشُّونَ کشِیشَ الضِّبَابِ لَا تَأْخُذُونَ حَقّاً وَ لَا تَمْنَعُونَ ضَیماً؛[۱۳۱] پندارى شما را مىبینم که بى آن که حقّى را به چنگ آورده باشید، یا ستمى را راه بسته باشید، سوسمار گونه به واپس مىخزید.»
۲-۲- عزّت اسلام
حفظ عزّت اسلام، با جهاد محقّق مىشود؛ زیرا اسلام، شرافت و عزّت و حق و عدالت و آزادى است و جهاد براى عزّت و سرافرازى اسلام است. چنان که امیرمؤمنان علی «» میفرماید:
«فَرَضَ اللَّهُ … الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ؛[۱۳۲] خداوند جهاد را برای عزّت اسلام قرار داد.»

۲-۳- احقاق حق
خداوند به اولیاء خود و پیروان آنان اجازه داده با ستمگران جهاد کنند تا حق خود را از چنگ سلطهگران و ظالمان بیرون بکشند.
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛[۱۳۳] به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند؛ و خدا بر یارى آن ها تواناست.»
درباره این فرموده؛ از امام صادق «» روایت شده است که هم زمین و آنچه در آن است ملک خدا و اولیاء خدا و مؤمنان و پیروانشان است، پس هر آنچه در اختیار کافران و ستمگران است صاحب اصلیاش اولیاء خدا میباشند که مورد ستم واقع شدهاند و به ایشان اجازه داده شده که جهت گرفتن حق خود جهاد کنند.
به امام صادق «» عرض شد: مردم مىگویند این آیه درباره مهاجرانى نازل شده، که از مکه بیرون رانده شدند، به دلیل آنکه خداوند در پى آن جمله فرموده است: «افرادى که از سرزمین خودشان به ناحق بیرون رانده شدهاند، و تقصیرى نداشتهاند، جز آنکه مىگویند: خداوند یکتا پروردگار ما است».
امام «» فرمود: این حکم درباره ایشان و هر آن شخصى است که در وضعیت آنان، از آنچه ما آن را ذکر کردیم قرار داشته باشد. و اگر تنها براى آنان (مهاجران) بود، به دیگران اجازه جهاد داده نمىشد.
«فی قَوْلِهِ تَعَالَى اُذِنَ لِلَّذِینَ یقاتَلُونَ الْآیهَ رُوِّینَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «» أَنَّهُ قَالَ الْأَرْضُ جَمِیعاً وَ مَا فِیهَا لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیائِهِ وَ لِأَتْبَاعِهِمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَمَا کانَ مِنْ ذَلِک فِی أَیدِی الْکفَّارِ وَ الظَلَمَهِ فَأَوْلِیاءُ اللَّهِ أَهْلُهُ وَ [هُمْ] مَظْلُومُونَ فِیهِ وَ مَأْذُونٌ لَهُمْ بِالْقِتَالِ عَلَیهِ قَالَ الْمُصَنِّفُ بَعْدَ کلَامٍ لَهُ فَقِیلَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ النَّاسَ یقُولُونَ إِنَّهَا نَزَلَتْ فِی الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ مَکهَ لِقَوْلِ اللَّهِ بِعَقِبِ ذَلِک- الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ قَالَ هِی فِی أُولَئِک وَ فِی جَمِیعِ مَنْ کانَ فِی مِثْلِ حَالِهِمْ مِمَّنْ ذَکرْنَاهُ وَ لَوْ کانَتْ فِیهِمْ خَاصَّهً لَمْ یکنْ یؤْذَنُ فِی الْجِهَادِ لِغَیرِهِمْ»[۱۳۴]
۲-۴- بارور شدن درخت دین
حضرت علی «» در یکی از خطبههای خود خطاب به قبیله بنیتمیم کوفه که از استمداد امام نسبت به سرکوبی شورشیان بصره و حمایت از فرماندار حضرت در بصره سرباز زدند، یکی از فلسفههای جهاد را بارور شدن درخت دین بیان میفرمایند:
«وَ لَعَمْرِی لَوْ کنّا نَأْتِی مَا أَتَیتُمْ، مَا قَامَ لِلدِّینِ عَمُودٌ، وَ لَا اخْضَرَّ لِلإِیمَانِ عُودٌ؛[۱۳۵] به جان خویشم سوگند که اگر ما را نیز کارنامهاى چونان شما بود، نه دین بر پاى مىایستاد و نه جوانههایى بر نهال ایمان مىرست و خرّمى مىیافت.»
یعنى اگر ما هم، چون شما از شرکت در میدان جهاد، ترس و هراس داشتیم و از مبارزه با دشمنان اسلام خوددارى مىنمودیم، نه از دین خبری بود و نه از اسلام اثرى.
در این بیان اگر مسلمانان در برابر توطئهگران و دشمنان اسلام بىاعتنا باشند و جهاد و مبارزه را به سویى نهند، شکوه و عظمت اسلام از میان مىرود و براى دین، پایهاى استوار نمىماند. بر تنهی درخت اسلام شاخهاى و برگى نمىماند و ستمکاران بر مسلمانان چیره مىشوند.
۲-۵- زنده نمودن ارزشهای اسلامی
«… اللَّهُمَّ إِنَّک تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یکنِ الَّذِی کانَ مِنَّا مُنَافَسَهً فِی سُلْطَانٍ وَ لَا الِتمَاسَ شَیءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِک وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِک فَیأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِک وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَهُ مِنْ حُدُودِک اللَّهُمَّ إِنِّی أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ لَمْ یسْبِقْنِی إِلَّا رَسُولُ اللَّهِ «» بِالصَّلَاهِ؛[۱۳۶] بارخدایا، تو نیک مىدانى که جنگ و درگیرى ما را کشمکش قدرت و فزونخواهى ثروت، انگیزه نبود، که هر آن چه بود، جز براى بازگرداندن نشانههایى از دین تو و اصلاح سرزمینهاى تو نبود، تا بندگان ستمدیدهات امنیت یابند و حدود به تعطیل کشیدهات، به اجرا درآیند.
بارخدایا، من نخستین کسم که با زارى بازآمدهام، و شنیدهام و لبیک گفتهام. در نماز- جز رسول خدا که درود خدا بر او و بر خاندانش باد- کسى از من پیش نیفتاد … .»
حضرت علی «» در این خطبه بیان میدارد که انگیزه و فلسفه جهاد در اسلام الهی است نه قدرتطلبی و فزونخواهی.
زنده نمودن ارزشهای اسلامی موجب میگردد که آن دسته از احکام و حدود الهی که به دلیل حاکمیت افراد غیر صالح بر زمین و تعطیل شده است به اجرا درآید و با اجرای کامل احکام و حدود الهی جامعه اصلاح گشته و جبران مافات و کم کاریها میشود و ستمدیدگان آسوده خاطر و فارغ البال زندگی کنند.
همچنین در بیانی دیگر حضرت تنها راه اصلاح جامعه و حاکم شدن ارزشها و باورهای دینی در آن را جهاد میداند و چنین میفرماید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این دیدگاه کارکنان درگیر دارای سطح بالایی از انرژی ، علاقمند و مشتاق به انجام کارشان میباشند علاوه بر این آن ها چنان در کارشان غرق میشوند که گذشت زمان را احساس نمی کنند مطالعات نشان میدهد که این انرژی و اشتیاق آن ها در بیرون از کار همچون ورزش و سرگرمیهای خلاق و کارهای داوطلبانه نیز پابرجاست . کارکنان درگیر سوپرمن نیستند. آن ها پس از کار زیاد احساس خستگی میکنند اما از این خستگی حاصل از کار لذت میبرند چراکه با انجام و اتمام کار همراه می شود. آن ها معتاد به کار[۱۵۵] نیستند و به خاطر یک تمایل غیر قابل کنترل درونی به شدت کار نمی کنند بلکه کار برای آنان یک تفریح و سرگرمی محسوب شده و از انجام آن لذت میبرند. (بیکر ، دموروتی[۱۵۶] ،۲۰۰۸،۲۱۲)

۲-۲-۱-۴- درگیری کارمند[۱۵۷]
چهارمین خط تحقیقاتی از درگیری ، کار ارزنده هارتر اسمیت و هایز (۲۰۰۲) و فراتحلیل آن ها بر روی نتایج تحقیقات مؤسسه گالوپ در محیطهای کاری است . به نظر آنان درگیری کارمند “دلبستگی و رضایت به همراه اشتیاق وی برای انجام کار” میباشد. افراد درگیر به طورعاطفی با دیگران در کار رابطه برقرار کرده و به طور شناختی همواره آماده خدمت و گوش به زنگ هستند. (هارتر، اشمیت و هایز، ۲۰۰۲، ۲۶۹)
اگرچه تعریف آن ها از درگیر ی شبیه مفهوم سازی کان از درگیری میباشد ، اما آن ها برای اندازه گیری درگیر ی مقیاس ممیزی محیط کار گالوپ را پیشنهاد کرده و این مفهوم را با بهره وری ،سود آوری ، تمایل به ترک ، رضایت شغلی کارکنان و رضایت و وفاداری مشتریان پیوند دادند. (سیمپسون، ۲۰۰۸ ،۹)
۲-۲-۲- رویکردهای درگیری در کار
سیمسون (۲۰۰۸) مطالعات صورت گرفته و مفهوم سازی های از درگیری را در فالب چهار خط سیر تحقیقاتی مختلف جای میدهد : دیدگاه کان(۱۹۹۰) ازدرگیری،دیدگاه مسلچ و لیتر(۱۹۹۷) از درگیری، دیدگاه شوفلی و همکاران(۲۰۰۲) از درگیری و دیدگاه هارترو همکاران(۲۰۰۲) از محققان مؤسسه گالوپ از درگیری . عده ای دیگر با نگرشی جامع تر مفهوم سازی های صورت گرفته را درون دو رویکرد متفاوت جای میدهند. رویکردی که مراکز غیر علمی ،مدیران و مؤسسات مشاوره ای نسبت به درگیری در کار داشته و رویکردی که محققان مراکز علمی و دانشگاهی نسبت به درگیری در کار دارند.
۲-۲-۲-۱- رویکرد صنعتی یا تجاری[۱۵۸] :مفهوم عام از درگیری
در این دیدگاه درگیری در کار با بهره وری کارکنان گره میخورد. این دیدگاه از درگیری بیشتر مورد اقبال مراکز مشاوره سازمانی و غیر آکادمیک بوده و چنین تصور می شود که کارکنان درگیر در کار پر انرژی، فعال ، دارای دید مثبت نسبت به کارفرما و سازمان بوده در راستای اهداف سازمان حرکت میکنند. که این خصوصیات موجب بهره وری بالای این کارکنان گشته و آرزوی هرکارفرمایی داشتن چنین کارکنانی است. معمولا مؤسسات مشاوره ی سازمانی و کسا نی که چنین رویکردی به درگیری در کار دارند درگیر کردن بیشتر کارکنان در کار را در راستای ارتقای بهره وری سازمان توصیه کرده و مدعی ارائه راهکارهایی برای افزایش درگیری کارکنان در کار هستند. البته اشکال عمده چنین دیدگاهی از درگیری نبود تعریف واحد و جامعی از درگیری در کار است به طوری که هریک تعریف خاصی و منحصر به خود را از درگیری داشته ، وابزارهای متفاوتی را برای سنجش آن به کار می گیرند. معمولا روش کار آن ها نیز چنین است که با تحقیقاتی که بر روی سازمانهای مختلف انجام میدهند، مجموعه از شاخصهای ،نگرشی، رفتاری و محیط کاری ای را که با بهره وری و عملکرد این سازمانها و نیروی انسانیشان ارتباط نزدیکی دارد را انتخاب کرده وآن را به عنوان ابزاری برای سنجش درگیری در کارمعرفی میکنند.برای مثال دیدگاه مؤسسه گالوپ ازدرگیری در کار میتواند در این رویکرد قرار گیرد. اگرچه تعریفی که این مؤسسه از درگیری در کار ارائه میدهد شبیه تعاریف کان (۱۹۹۰) از درگیری میباشد. (هارتر، اشمیت و هایز، ۲۰۰۲، ۲۶۹) اما برای اندازه گیری آن به جای سنجش و تعیین شاخصهای رفتاری، نگرشی و یا سنجش درگیری به عنوان یک حالت یا وضعیت روانشناختی ، ویژگیها و شاخصهای محیط کاری را بر می شمارند که در آن افراد درگیر در کار میگردند.شاخص ۱۲ گویه ای مؤسسه گالوپ برای سنجش درگیری در کار(کیو [۱۵۹]۱۲ یا ممیزی محیط کار گالوپ[۱۶۰]) نیز گویای این مدعا است. این شاخص نتیجه مطالعات و تحقیقات چندین ساله مؤسسه گالوپ در محیط های کاری است که البته تحت عناوین و کاربردهای مختلفی همچون شاخصی برای سنجش رضایت شغلی و بهزیستی کارکنان[۱۶۱] به کار گرفته شده است. اما هارتر و دیگران(۲۰۰۲) آن را به عنوان شاخصی برای درگیری در کار (یا بهتر است گفته شود یک محیط کار درگیر کننده) در نظر می گیرند.
مؤسسات مشاوره ای دیگری نیز همچون DDI[162]، شراکت هویت [۱۶۳] مؤسسه مرسر[۱۶۴] هستند که تعریف خاص خود را از درگیری در کار دارندDDI ، درگیری را ” حدی که افراد کار خود را باور داشته ، برای آن ارزش قائل بوده و از انجام آن لذت میبرند” تعریف میکند. شاخص ۲۰ گویه ای این مؤسسه نیز ، همچون مؤسسه گالوپ از مطالعات صورت گرفته برروی سازمانها و واحدهای تجاری با بهره وری بالا به دست آمده است ، که بیشتر دربردارنده ویژگیهای یک محیط کار درگیر کننده واعمال مدیریت منابع انسانی در جهت درگیر کردن کارکنان در کار میباشد.دیمانسیون توسعه بینالمللی معتقد است برای در گیر کردن کارکنان در کار پنج عامل ضروری وجود دارد:
-
- همراستایی تلاشها با استراتژی سازمان؛
-
- ارتقا و تشویق تیم کاری و همکاری؛
-
- کمک به افراد درراستای رشد و توسعه شخصی؛
- حمایت و قدردانی از افراد در جای مناسب خود(DDI,2005,5).
هریک از این عوامل به عنوان ابعاد درگیری در کار در نظر گرفته می شود که هریک دارای شاخصهایی است که در مجموع ۲۰ شاخص درگیری در کار را تشکیل میدهند.
با مروری بر مطالعات انجام شده در رویکرصنعتی از درگیری در کار و برنامه ها وتوصیه های مختلف برای درگیر کردن کارکنان در کار ، وانس[۱۶۵] (۲۰۰۶) معتقد است تعریف محققان و صاحبنظران در رویکردصنعتی از درگیری در کار غالبا در ۱۰ موضوع زیر خلاصه میگردد:
-
- احساس غرور و مباهات کارکنان نسبت به کارفرمای خود؛
-
- رضایت از کارفرما؛
-
- رضایت شغلی؛
-
- فرصتهایی برای عملتر بهتر در کار وداشتن شغل چالشی؛
-
- قدر دانی و بازخورد مثبت برای مشارکت؛
-
- دریافت حمایت شخصی از جانب سرپرست؛
-
- تلاش بسیار فراتر از حداقل؛
-
- درک رابطه میان شغل و مأموریت سازمان؛
-
- امید به رشد و پیشرفت آینده در کنار یک کارفرما ؛
- تمایل به ماندن در کنار یک کارفرما .
با توجه به مطالب عنوان شده از درگیری در کار در رویکرد صنعتی، اشکالات زیادی بر این رویکرد مترتب است. شاید بتوان گفت انتقاداتی که لیتل و لیتل[۱۶۶](۲۰۰۶) نسبت به مفهوم سازی از درگیری در کار عنوان میکنند؛ بیشتر درباره این رویکرد صدق میکند .که عبارتند از:
-
- نامفهوم بودن تعاریف موجود از این باب که معلوم نیست درگیری در کار یک نگرش است یا رفتار؛
-
- نامفهوم بودن تعاریف موجود از این بابت که معلوم نیست درگیری مفهوم مربوط به افراد است یا گروه ها؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیتردید قرارداد بایبک عقدی معوض است. در این قرارداد باید مادهای برای تعیین ارزش تعهّد بایبک، یعنی ارزش خرید محصولات به وسیله خریدار، گنجانده شود. این مبلغ میتواند مساوی، کمتر و یا بیشتر از قیمت تجهیزات یا تکنولوژی فروخته شده تحت قرارداد اولیه باشد. ارزش تعهد بایبک میتواند برحسب مقدار مشخصی پول، یا برحسب درصدی از کل قیمت تجهیزات یا تکنولوژی فروخته شده تحت قرارداد اولیه مورد توافق قرار گیرد. اگر قیمت تجهیزات یا تکنولوژی بدون ابهام ذکر شده باشد ارزش تعهد بایبک را میتوان برحسب درصدی از این قیمت تعیین کرد. ممکن است همیشه این امر امکانپذیر نباشد؛ برای نمونه، ممکن است ارزش کمک فنی جزو ارزش قرارداد اولیه منظور نشود، بلکه این قیمت بر مبنای مدت زمان در سیاهههای جداگانه منعکس گردد. در این مورد، ارزش تعهد بایبک باید به نحوی تعیین گردد که به حساب آوردن قیمت نهاییِ کمک فنی را امکانپذیر سازد. از مجموع بحث فوق چنین نتیجه میگیریم که قرارداد بایبک عقدی معوّض است، مشروط بر اینکه عوض، از محصولات حاصل از معوّض پرداخت میگردد. (طارم سری، ۱۳۷۰: ۲۶۶)


هـ- بلند مدت بودن قرار داد
قراردادهای بایبک جزو قراردادهای بلند مدت محسوب میشوند که دوره مؤثر آن ها میتواند از پنج تا بیست سال باشد. ساخت یک پروژه اقتصادی عظیم که به خط تولید برسد، یا توسعه یک میدان نفت و گاز مستلزم صرف وقت زیادی خواهد بود علاوه بر مدتی که جهت ساخت پروژه و رساندن آن به مرحله بهرهبرداری مورد نیاز است، مدت زمان نسبتا طولانی نیاز است تا به تدریج محصولات تولیدی بازخرید شوند. (همان)
هـ- ارتباط بین کالاهای صادراتی با کالاهای بازخرید شده
یکی دیگر از ویژگیهای قرارداد بایبک این است که تسهیلات و امکانات تولیدی ارائه شده از سوی صادر کننده اصلی با محصولاتی که قرار است در مقابل بازخرید شوند، در یک فرایند تولیدی به هم مرتبط هستند. در واقع صادرکننده اصلی میپذیرد که محصولات تولیدی آن پروژه یا مواد استخراج شده از آن پروژه را که با کمک و مساعدت خود او راهاندازی و به بهرهبرداری رسیده است بازخرید کند مثلا اگر موضوع بایبک توسعه، استخراج و بهرهبرداری از یک میدان نفت یا گاز باشد نفت و گازی که بعدا بر اثر فرایند توسعه و تولید موضوع قرار داد استخراج میشود از سوی صادرکننده اصلی بازخرید میشود. (شیروی، ابراهیمی، ۱۳۸۸: ۲۵۳)
مقایسه بایبک با قراردادهای مشابه در قانون مدنی
الف- مقایسه قرارداد بایبک با عقد بیع
هر چند قرارداد بایبک از بین عقود معین، بیشترین وجه تشابه را با بیع دارد و حتی معادل فارسی این قرارداد را «بیعمتقابل» قرار دادهاند، ولی بین این دو قرارداد تفاوتهایی به شرح زیر وجود دارد:
الف- ۱- طبق ماده ۳۳۸ قانون مدنی «بیع، تملیک عین به عوض معلوم» است. با آوردن کلمه «عین» قانونگذار مفهوم بیع را از عقودی که در آنجا معوض، چیزی غیر از عین باشد جدا ساخته است. در قرارداد بایبک در کنار کلمه تجهیزات، لفظ تکنولوژی به چشم میخورد. مراد از تکنولوژی مفهومی بسیار پیچیده، شامل دانش فنی، تربیت نیروی انسانی، حقّ اختراع، فروش دیسکتهای کامپیوتری و… است که همگی این موارد، قرارداد بایبک را از بیع معمولی متمایز میسازد. (نصیری، ۱۳۸۳: ۳۵۹)
در قسمتی از متن این قرارداد، طبق نمونه قراردادی که کمیسیون اقتصادی اروپا منتشر نموده آمده است: طبق قرارداد اولیه مورخ ۱۲/۱۰/۱۹۹۵ (از این به بعد قرارداد اولیه نامیده میشود) و قرارداد ارائه کمک فنی مورخ ۵/۸/۱۹۹۴ (از این به بعد قرارداد ارائه کمک فنی نامیده میشود) فروشنده، طبق شرایط و ضوابطِ مقرر در این دو قرارداد ماشینآلات و تجهیزات و حق اختراع و دانش فنی و کمک فنی مشخص شده در آن را برای ساخت محصولات در کشور خریدار به خریدار میفروشد. (همان)
الف- ۲- در عقد بیع هر چیزی میتواند عوض واقع شود؛ هر چند امروزه در حقوق بسیاری از کشورها بیع اختصاص به مبادله کالا با پول دارد و این مسئله امتیاز بین معاوضه و بیع است، ولی مادهی ۳۳۸ قانون مدنی به تقلید از نظر مشهور فقها، «بیع را تملیک عین به عوض معلوم» میداند. این نکته دومین وجه امتیاز بین عقد بیع و قرارداد بایبک است؛ چون در قرارداد بایبک، عوض، از محصولات حاصل از معوّض با شرایط و ویژگیهای بسیار مشخص پرداخت میگردد. در قرارداد بایبک در این خصوص چنین آمده است: بدین وسیله فروشنده موافقت میکند طبق شرایط و ضوابط مقرر در این قرارداد محصولاتی را که خریدار با بهره گرفتن از تجهیزات یا تکنولوژی خریداری شده از فروشنده ساخته است، از وی خریداری نماید. بدین وسیله خریدار موافقت میکند طبق شرایط و ضوابط مقرر در این قرارداد، این محصولات را به فروشنده (یا واگذار شونده وی) بفروشد و خرید فروشنده از این محصولات را در چارچوب این قرارداد به عنوان بایبک بپذیرد. (همان)
الف- ۳- عقد بیع، چنان که گذشت، عقدی تملیکی است؛ حتی در مواردی که مبیع کلّیِ فیالذمه باشد. فقها با این توجیه که متعاقدین کلی را به دلیل وجود مصداقهای آن مورد تملیک قرار دادهاند، سعی در توجیه تملیکی بودن عقد بیع نمودهاند. عدهای دیگر در توجیه تملیکی بودن عقد بیع در کلی فیالذمه، به توجیه ایجاد اقتضای تملیک متوسل شدهاند. به این معنا که در کلّی فیالذمه تملیک بالقوه و با تعیین آینده فروشنده صورت میپذیرد، در حالی که بایبک، عقدی عهدی است. (ایزدیفرد، ۱۳۸۹: ۱۱۸)
عهدی بودن قرارداد بایبک به وضوح از نمونه قرارداد کمیسیون اقتصادی اروپا به دست میآید. مطابق مادهی یک تعهّد بایبک، «طرف الف» توافق میکند طبق شرایط و ضوابط مقرر در این قرارداد، محصولاتی را که «طرف ب» با بهره گرفتن از تجهیزات و یا تکنولوژیِ خریداری شده از «الف» ساخته است، از وی خریداری نماید. (همان)
تمامی عبارات فوق حکایت از تعهدات متقابل در قرارداد بایبک دارد که منطبق بر عقد عهدی است.
ح- مقایسه قرارداد بایبک با عقد شرکت
عدهای از فقها شرکت را «اجتماع حقوق چند مالک در یک شیء به صورت مشاع» تعریف کردهاند. (حلی، ۱۴۱۳)
علامه حلی در تذکره شرکت را به «استحقاق دو شخص یا بیشتر نسبت به چیزی به نحو اشاعه» تعریف نموده است. قانون مدنی نیز در مادهی ۵۷۱ به تبعیت از فقه، شرکت را به «اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه» تعریف نموده است.
اساسیترین تفاوت این دو عقد، تفاوت در ماهیت است. عقد شرکت یک مبادله اختلاطی و مرکب است که سبب اشاعه در ملکیت و اعطای نیابت در تصرف میشود، در حالی که در قرارداد بایبک، اشاعه در مالکیت بیمعنا است و خریدارِ تجهیزات و تکنولوژی، مالکِ طلق آن میگردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابرین، در برخی دعاوی خوانده میتواند شخصاً در جلسه دادرسی حاضر و یا لایحهارسال نماید و در برخی دیگر، وکیل خوانده در این جلسه حاضر و به دفاع از دعوا می پردازد. ماده ۹۵ قانون آیین دادرسی در امور مدنی مقرر داشته است:«عدم حضور هریک از اصحابدعوا یا وکیل آنان در جلسه دادرسی مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست. در موردی که دادگاه به اخذ توضیح از خوانده نیاز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعیینشده، حاضر نشود و با اخذ توضیح از خوانده هم دادگاه نتواند رأی بدهد، همچنین درصورتی که با دعوت قبلیهیچیک از اصحاب دعوا حاضر نشوند و دادگاه نتواند در ماهیت دعوا بدون اخذ توضیح،رأی صادر کند، دادخواست ابطال خواهد شد.»


اگرچه در ماده مذکور، جلسه دادرسی، اطلاق دارد و ممکن است گفته شود شامل همهجلسات رسیدگی می گردد ولی به نظر میرسد که ضمانت اجرای مذکور در این ماده(صدور قرار ابطال دادخواست)، مربوط به اولین جلسه دادرسی می باشد زیرا:
اولاّ: مواد ۹۵-۹۳ مذکور، اولین مواد فصل چهارم قانون آیین دادرسی تحتعنوان جلسه دادرسی می باشند که این فصل نیز ادامه فصل سوّم قانون مذبور تحتعنوان”جریان دادخواست تا جلسه دادرسی”می باشد.به عبارت دیگر، قانونگذار در ادامه مواد مربوط به تقدیم و جریان دادخواست و ابلاغ آن به خوانده، مقرراتی را درباره جلسه دادرسی وضع کردهاست و از جمله اینکه، اصحابدعوا می توانند در جلسه دادرسی حضور یافته یا لایحه ارسال نمایند و در مواد بعدی مقرر شده است که خواهان و خوانده باید در اولین جلسه دادرسی، اصول اسناد خود را حاضر نمایند(ماده ۹۶)و خواهان میتواند در اولین جلسه، خواسته خود را افزایش داده یا خواسته یا درخواست یا نحوه دعوا را تغییر دهد(ماده ۹۸). ازاینرو منطقیتر آن است که ماده ۹۵ را نیز که قبل از مواد ۹۶ و ۹۸ وضع شده، مربوط به جلسه اول دادرسی بدانیم.
ثانیاًً: چنانچه خوانده در جلسه اول دادرسی حاضر شده و پیرامون خواسته و دعوای خود توضیح داده باشد، دیگر اخذ توضیح از نامبرده در جلسات بعدی لزومی ندارد، بهویژه اگر در نظر بگیریم که تجدید جلسه رسیدگی، امری استثنایی است و نیاز به وجود جهت یا جهات قانون دارد(ماده ۱۰۴).
وانگهی، در ماده ۱۶۵ قانون آیین دادرسی مدنی سابق نیز حکمی مشابه حکم مذکور در ماده ۹۵ کنونی مقرر شده بود:«عدم حضور هریک از طرفین در جلسه دادرسی مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست.در موردی که دادگاه محتاج به توضیح از مدعی باشد و مدعی در جلسه که برای توضیح معین شده، حاضر نشود و با اخذ توضیح از مدعی علیه هم دادگاهنتواند رأی بدهد، دادخواست مدعی ابطال می شود..».
ملاحظه می شود که در ماده مذکور تصریح شده بود که برای اخذ توضیح، باید جلسهای تعیین گردد و اگر خوانده در جلسه تعیینشده برای اخذ توضیح حاضر نگردید، دادخواست وی ابطال می شود. لیکن در ماده ۹۵کنونی به”جلسه که برای توضیح تعیین شده”،اشارهای نشده است و این ماده مقرر میدارد که در موردی که دادگاه به اخذ توضیح از خوانده نیاز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعیینشده حاضر نشود. دادخواست ابطال خواهد شد.ممکن است در جلسه اول دادرسی، نیاز بهاخذ توضیح از خوانده باشد و وی در این جلسه حاضر نگردد و با اخذ توضیح از خواهان نیز دادگاه نتواند رأی بدهد،د ر این صورت به استناد قسمت اخیر ماده ۹۵، دادگاه مبادرت بهصدور قرار ابطال دادخواست خواهد کرد.
برخی حقوقدانان معتقدند که چنانچه خواهان و خوانده در جلسه حاضر نشوند و دادگاهنیاز به اخذ توضیح داشته باشد، میتواند بدون اخطار مجدد و تجدید جلسه، قرار ابطال دادخواست را صادر کند[۲۲]. لیکن به نظر میرسد در جایی که خواهان در جلسه حاضر نگردیده و خوانده حاضر شده ولی با توضیحات خوانده هم دادگاه نتواند رأی صادر کند، همانند موردمذکور دادگاه بدون نیاز به اخطار مجدد و تجدید جلسه، قرار ابطال دادخواست صادر خواهد کرد. بهویژه اگر در نظر داشته باشیم که طبق ماده ۵۱ قانون آییندادرسی در امور مدنی خواهان مکلف است خواسته خود را در دادخواست تعیین کند(بند ۳)،
بسیاری از محاکم درصورت عدم حضور خواهان و خوانده در جلسه اول دادسی و نیاز به اخذ توضیح از وی، قرار ابطال دادخواست صادر کنند. بهعنوان نمونه، در پروندهای که با کلاسه ۸۴/۲۰۴۱ در یکی از دادگاههای عمومی مطرح رسیدگی بوده است،خانم ط.د. دادخواستی بهطرفیت آقای ا.ق.به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق توافقیتقدیم کردهاست.دادگاه، دستور تعیین جلسه رسیدگی و دعوت از طرفین را صادر کردهاست. در اولین جلسه دادرسی، هیچیک از طرفین(خواهان و خوانده)با وصف ابلاغ اخطاریه، در دادگاه حضور نیافتهاند و دادگاه به شرح زیر مبادرت به صدور قرار ابطال دادخواست نمودهاست:«در خصوص دادخواست خانم ط.د.به طرفیت آقای ا.ق.به خواسته صدور گواهی عدمامکان سازش(طلاق توافقی)نظر به اینکه زوجین در جلسه دادگاه حاضر نگردیده و توضیحیدر مورد حقوق مالی زوجه ندادهاند و دادگاه نیز بدون اخذ توضیح از آنان قادر به تصمیم گیری در موضوع مطروحه نمیباشد، لذا مستنداً به ماده ۹۵ قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست صادر می گردد. قرار صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابلاعتراض در دادگاه تجدیدنظر می باشد.»
با توجه به ماده ۹۵ برای صدور قرار ابطال دادخواست، وجود سه شرط لازم است: خواهانیا وکیل وی در جلسه دادگاه حاضر نشده باشند، نیاز به اخذ توضیح از خواهان وجود داشته باشد، با توضیحات خوانده نیز دادگاه نتواند انشای رأی کند. عدم وجود هریک از این شروط، باعث منتفی شدن صدور قرار ابطال دادخواست می شود .بهعنوان مثال، اگر خواهان به استناد سند ازدواج، مبادرت به تقدیم دادخواستی به خواسته محکومیت خوانده به پرداخت مهریهمندرج در سند رسمی ازدواج نماید و در جلسه اوّل دادرسی نیز خواهان حضور نیابد،ب اتوجه به صراحت خواسته خواهان نیازی به توضیح از وی نیست و درصورت عدم حضور وی، دادگاه باید رسیدگی را ادامه داده و دفاعیات خوانده را استماع کند. در این صورت یا خواندهدلیلی بر برائت ذمه خود را ارائه می دهد که دعوی خواهان محکوم به بطلان می شود یا اینکهخوانده دلیلی بر پرداخت مهریه ندارد و حکم به محکومیت وی صادر خواهد شد.
مبحث ششم: ابلاغ جلسه دادرسی
با تعیین زمان و مکان جلسه دادرسی مراتب می بایست به اصحاب دعوا ابلاغ گردد.
نکته: چنانچه هر یک از اصحاب دعوا وکیل معرفی کرده باشد، وقت جلسه می بایست به وکیل (نشانی وکیل) ابلاغ شود.
نکته: در صورتی که هر یک از اصحاب دعوا نماینده قانونی (ولی) و یا قضایی (قیّم) داشته باشند وقت جلسه بایستی به نماینده (به نشانی او) ابلاغ شود.
نکته: در مواردی که دادگاه حضور شخص خواهان یا خوانده یا هر دو را ضروری تشخیص دهد این موضوع در برگه اخطاریه قید می شود (مواد ۹۴ و ۹۵ ق.آ.د.مدنی)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۷) درگیری شغلی و پیامدهای حاصل از کار
بر طبق تعریف، درگیری شغلی بیانگر نوعی تعهد و شناخت روانشناختی است که فرد درخصوص کار خویش دارد و در واقع درجه ای از مشارکت و علاقه مندی فرد به شغل خویش را نشان میدهد. درگیری شغلی، شامل درونی سازی ارزشهای اصلی درخصوص خوب بودن در کار میباشد. کارکنانی که سطوح بالایی از درگیری شغلی را از خود نشان میدهند، بر انجام هرچه بهتر وظایف شغلی خویش به عنوان یکی از قسمتهای مهم زندگی تأکید دارند. برای کارکنان با درگیری شغلی بالا، انجام دادن وظایف مرتبط با شغل برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس ایشان بسیار پر اهمیت است و به همین علت چنین کارکنانی بشدت نسبت به شغل خویش احساس مسئولیت کرده و مراقب عملکرد خویش در کار میباشند (Mohsan, 2011: 494).


درگیری شغلی عنصر با اهمیتی است که بر روی نتایج فردی و سازمانی تاثیر خواهد داشت و ممکن است به عنوان یک نتیجه از کار تعریف گردد نظیر: استقلال شغلی، تنوع و هویت شغلی و نیز رفتارهای سرپرستی (Sarros, Tanewski, Winter, Santora, & Densten, 2002:285) و نیز ادراک شغل نظیر: تعارض و ابهام نقش. ویژگی های شخصیتی شامل: سن، جنسیت، تحصیلات و یا وضعیت تاهل به عنوان پبش بینی کنندههای ضعیف درگیری شغلی شناخته شده اند (Salmela-Aro & Nurmi, 2007:463). بدون شک بسیاری از پیامدهای کاری با درگیری شغلی در ارتباطند. پیامدهایی نظیر: تلاش شغلی و عملکرد، غیبت از کار و ترک شغل، رضایت شغلی، استرس شغلی، سلامتی و رضایت از زندگی (Blanch and Ajuja, 2010:237).
امروزه درگیری شغلی به عنوان یکی از ابزارهای پر ارزش شناخته شده است که سبب افزایش بهره وری کارکنان از طریق تسهیل مشارکت و تعهد ایشان به کار، میگردد. این متغیر و نتایج آن مانند: رضایت شغلی، تعهد شغلی و عملکرد شغلی کارکنان در میان اغلب تحقیقات در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی، بررسی شده اند. درگیری شغلی به عنوان معیار اندازه گیریِ سطح درگیری کارکنان با شغل و وظایف خویش و مشارکت در فرایند تصمیم گیری، تعریف شده است (Iqbal Khan, 2011:257 ).
۲-۴-۷-۱) درگیری شغلی و رفتار شهروند سازمانی
بر مبنای نظرات کاتز[۴۶] و کان[۴۷] (۱۹۷۸)، به منظور انجام شدن فعالیتها به طور مؤثر، سازمانها نیازمند کارکنانی هستند که نه تنها نقش تعیین شده ی خویش را به خوبی ایفا کنند، بلکه حتی بایستی در رفتارهایی که فراتر از وظایف و تعهدات ایشان است. این جنبه از عملکرد با نظریات اورگان[۴۸] (۱۹۸۸) درخصوص رفتار شهروند سازمانی، سازگار میباشد. در واقع رفتار شهروند سازمانی، رفتارهایی بصیرتی است که از نیازهای اصلی و اولیه شغل فراتر میباشند. این مهم معمولا توسط رفتارهایی توصیف میشوند که ماورای انجام وظیفه ی صرف قرار می گیرند (Chughtai, 2008:169).
رفتار شهروند سازمانی، رفتاری است که به قصد کمک به همکاران یا سازمان توسط یک فرد انجام میگیرد و در حیطه ی وظایف رسمی وی قرار ندارد. ارگان، پنج بعد از رفتار شهروند سازمانی را توصیف نموده است:
-
- وظیفه شناسی[۴۹]: به انجام رفتارهایی از طرف کارمند در جهت انجام مطلوب وظایف سازمانی در سطحی فراتر از ملزومات تعیین شده شغلی و یا آنچه از او انتظار می ورد، اطلاق می شود.
-
- نوع دوستی[۵۰]: رفتارهایی یاری دهنده هستند که توسط یک فرد به منظور کمک به همکاران دیگر، در ارتباط با وظایف و مسایل سازمانی معین، انجام می گیرند.
-
- فضیلت مدنی[۵۱]: به مسئولیتها و نقش فعالی که کارکنان به عنوان شهروند سازمانی در زندگی سیاسی سازمان به عهده می گیرند، مربوط می شود.
-
- جوانمردی[۵۲]: نشان دادن تحمل و گذشت در شرایط غیرایده آل سازمانی بدون اظهار شکایت و ناراحتی، تعریف شده است.
- نزاکت[۵۳]: اندیشیدن به چگونگی تاثیرات اقدامات فرد بر دیگران میباشد (حسنی و جودت، ۱۳۹۱: ۳۴۱).
این رفتارها، اغلب از طرف کارکنان به منظور حمایت از منابع سازمان صورت می گیرند، هرچند که ممکن است به طور مستقیم منافع شخصی به دنبال نداشته باشند. رفتارهای شهروند سازمانی، رفتارهایی هستند که برای سازمان مفیدند اما با این حال به عنوان بخشی از عناصر اصلی شغل درنظر گرفته نمی شوند. این رفتارها، اغلب از سوی کارکنان به منظور حمایت از منابع سازمان صورت می گیرند (Hossam, 2008:72).
سامرز[۵۴] و همکاران (۱۹۸۸) بر روی ارتباط بین رفتار شهروند سازمانی و درگیری شغلی مطالعه ای را انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که نوعی همبستگی معنادار بین این دو فاکتور وجود دارد. صاحب نظرانی دیگر نظیر: دیفندورف (۲۰۰۲)، بلگر[۵۵] و سومچ[۵۶] (۲۰۰۴)، چو[۵۷] و همکاران (۲۰۰۵) و روتنبری و موبرگ (۲۰۰۷) نیز وجود ارتباط ثبت بین درگیری شغلی و رفتار شهروند سازمانی را تأیید نمودند. با توجه به این حقیقت که رفتار شهروند سازمانی بشدت تحت تاثیر نگرش و احساس کارکنان نسبت به شغل خویش قرار دارد و درگیری شغلی نیز منعکس کننده ی نوعی نگرش مثبت فرد نسبت به کار وی میباشد، چنین بر میآید که افراد با درگیری شغلی بالا در مقایسه با افرادی که از درگیری شغلی پایین برخوردارند، در چنین رفتارهایی بیشتر مشارکت خواهند داشت. نتایج حاصل از تحقیقات نشان میدهند که درگیری شغلی مستقیما بر روی رفتار شهروند سازمانی تاثیر میگذارد (Chughtai, 2008:170). از آنجایی که درگیری شغلی بالا یکی از عوامل مهم در تعیین رفتار شهروند سازمانی و افزایش کارایی سازمان میباشد، پرورش آن در منابع انسانی یکی از اهداف اساسی و پر اهمیت سازمانی است (Mohsan, 2011:494).
۲-۴-۷-۲) درگیری شغلی و رضایت شغلی
به طور کلی، اکثر صاحب نظران بر این باورند که رضایت شغلی احساسات مثبت فرد درخصوص شغل خویش است. در تعریفی مشابه، گراهام[۵۸] (۱۹۸۲) رضایت شغلی را میزان احساسات مثبت یک فرد و نگرشهای او نسبت به شغل خویش تعریف میکند. در این زمینه بوتنداچ و ویت[۵۹] (۲۰۰۵) پیشنهاد میکنند که رضایت شغلی به دیدگاه و ارزیابی های افراد در مورد شغل باز میگردد و این دیدگاه بر اثر نیازها، ارزشها و انتظارات قابل تغییر میباشد. بنابرین افراد شغلشان را بر اساس عواملی ارزیابی میکنند که از نظر خودشان مهم است. رضایت به رابطه میان انتظارات سازمانی و نیازهای فردی اشاره میکند. رضایت شغلی میتواند به نگرشهای کلی کارمندان اشاره کند و هم به قسمتهایی از شغل و حرفه ی او مربوط گردد (نجفی و کریمی، ۱۳۸۹: ۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ﺗﻬﺪﻳﺪ ورود ﺑﻪ ﻳﻚ ﺻﻌﺖ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻮاﻧﻊ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮ ﺳﺮ راه ورود ﺑﻪ آن و واﻛﻨﺶ رﻗﺒﺎی ﻣﻮﺟﻮد درآن دارد ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎزه وارد اﻧﺘﻈﺎر آن را ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اﮔﺮ ﻣﻮاﻧﻊ زﻳﺎد ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻳﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎزه وارد ﺑﺮﺧﻮرد اﻧﺘﻘﺎﻣ ﺠﻮﻳﺎﻧﻪ از ﻃﺮف رﻗﺒﺎی ﻣﻮﺟﻮد را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﻄﺮ ورود ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس در اداﻣﻪ ﺑﻪ ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻣﻮاﻧﻊ ورود ﺑﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت در ﻛﺸﻮر ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﻧﻘﺶ ﻫﺮ ﻳﻚ را ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﻣﻲدﻫﻴﻢ[۷]
۳-۲-۱۵-ﻣﺰﻳﺖﻣﻘﻴﺎس
ﻣﺰﻳﺖ ﻣﻘﻴﺎس ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﺔ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻳﻚ ﻣﺤﺼﻮل (ﻳﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮد و ﻳﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﻛﻪ در ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻳﻚ ﻣﺤﺼﻮل ﺻﻮرت ﻣﻲﮔﻴﺮد) ﺑﻪ ﻣﻮازات اﻓﺰاﻳﺶ ﺣﺠﻢ ﻣﻄﻠﻖ ﺗﻮﻟﻴﺪ در واﺣﺪ زﻣﺎن. ﻣﺰﻳﺖ ﻣﻘﻴﺎس ﺑﺎ ﻓﺸﺎر ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎزه وارد، آن را ﻣﺠﺒﻮر ﻣﻲﺳﺎزد ﻛﻪ ﺑﺮای ورود در ﺳﻄﺢ اﻧﺒﻮه اﻗﺪام ﻛﻨﺪ و ﺧﻄﺮ واﻛﻨﺶ ﻗﻮی ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﺎزار را ﺑﭙﺬﻳﺮد و ﻳﺎ در ﺳﻄﺢ ﻣﺤﺪود وارد ﺷﻮد و ﺗﺎوان ﻧﺎﺷﻲ از ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﺑﺎﻻی ﺗﻮﻟﻴﺪ را ﺑﭙﺮدازد ﻛﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﻫﺮ دو ﮔﺰﻳﻨﻪ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. در ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت ﻧﻴﺰ در ﻣﺮاﺣﻠﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﺑﺨﺸﻬﺎی ﻛﻨﺘﺮل ﻛﻴﻔﻴﺖ، ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺒﻮه ﻳﻚ ﻣﺰﻳﺖ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد ﭼﺮا ﻛﻪ ﻫﺰﻳﻨﺔ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺮﺧﻲ ﺗﺠﻬﻴﺰات ﺗﻮﻟﻴﺪی ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺎﻻ ﺑﻮده و ﺑﺮای ﺳﺮﺷﻜﻦ ﻛﺮدن آن ﻣﻲﺑﺎﻳﺴﺖ ﻣﻴﺰان ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻴﺰ اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﺑﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﻣﺘﺨﺼﺺ و ﺗﺠﻬﻴﺰات ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪای ﻛﻪ در ﺑﺨﺶ ﻛﻨﺘﺮل ﻛﻴﻔﻴﺖ و آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻬﺎی ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻟﺒﻨﻴﺎت ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد، ﻫﺰﻳﻨﺔ زﻳﺎدی را ﺑﺮ دوش ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬار ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮔﺬاﺷﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ در ﺑﺨﺶ ﻓﺮآوری و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻟﺒﻨﻲ، ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺒﻮه از اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻪﺳﺰاﺋﻲ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. اﻣﺎ از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ، ورود ﺑﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺣﺠﻢ ﺑﺎﻻی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻴﺰ دارای رﻳﺴﻚ زﻳﺎدی اﺳﺖ. ﭼﺮا ﻛﻪ در ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎتﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻟﺰوم ﺷﻨﺎﺧﺘﻪﺷﺪن ﻋﻼﻣﺖ ﺗﺠﺎری، اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﭘﺮﺳﺎﺑﻘﻪ و ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ زﻳﺎد ﻣﺼﺮفﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﻴ ﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻟﺒﻨﻲ – ﻳﻚ ﺗﺎزهوارد ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻣﺤﻚ زدن ﺑﺎزار و ورود ﺗﺪرﻳﺠﻲ ﺑﻪ آن، ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺬب ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﻧﻮﻋﻲ وﻓﺎداری درآﻧﻬﺎ اﻳﺠﺎد ﻧﻤﺎﻳﺪ. دﻟﻴﻞ اﻳﻦ ﻧﺤﻮه ورود ﻧﻴﺰ در ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت ﻧﻬﻔﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻋﻤﺪه ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻈﻴﺮ ﺷﻴﺮ و ﻣﺎﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻧﮕﻪداری و اﻧﺒﺎر ﻛﺮدن ﺑﻪ ﻣﺪت ﻃﻮﻻﻧﻲ را ﻧﺪاﺷﺘﻪ و در واﻗﻊ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺗﺎ ﻓﺮوش ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﺑﻪ ﻣﺪت ۷۲ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﻃﻮل ﻣﻲاﻧﺠﺎﻣﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺒﻮه، ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺎزار ﻓﺮوش آن رﻳﺴﻚ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺰرﮔﻲ ﺑﺮای ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬار در ﭘﻲ دارد. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻲﺷﻮد ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎی ﺗﺎزه ﺗﺄﺳﻴﺲ در ﺻﻨﻌﺖ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﺎً ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻓﺮآوری ﺑﻴﺶ از ۵۰۰ ﺗﻦ ﺷﻴﺮ را در روز دارﻧﺪ ﺑﺎ ﻛﻤﺘﺮ از ده درﺻﺪ ﻇﺮﻓﻴﺖ اﺳﻤﻲ ﺧﻮد ﻛﺎر ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﻣﻮرد دﻻﻳﻞ دﻳﮕﺮی ﻧﻴﺰ دارد ﻛﻪ در ﺑﺨﺸﻬﺎی ﺑﻌﺪی ﺑﻪ آن اﺷﺎره ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺒﻮه ﺷﺮﻛﺘﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت ﻓﻌﺎﻟﻨﺪ و ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺳﺘﻔﺎده از ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪی ﺧﻮد را دارﻧﺪ، ﻣﺎﻧﻊ ورود ﺑﺰرﮔﻲ ﺑﺮای رﻗﺒﺎی ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲآﻳﺪ.
ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮ از ﻣﻮاردی ﻛﻪ در ﻣﺒﺤﺚ ﻣﺰﻳﺖ ﻣﻘﻴﺎس ﻣﻄﺮح ﻣﻲﮔﺮدد، ﻇﺮﻓﻴﺖ اﺷﺘﺮاک ﻗﺎﺑﻠﻴﺘﻬﺎی ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﺳﺖ. در ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت، ﻫﺮﭼﻪ ﻣﻴﺰان ﺷﻴﺮ ﻓﺮآوری ﺷﺪه ﺑﻴﺸﺘﺮ و ﻛﻴﻔﻴﺖ آن ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻨﻮع ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻧﻴﺰ اﻓﺰاﻳﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﻳﺎﻓﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻓﺮآوری ﺷﻴﺮ ﺧﺎم ﻛﻪ در ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﺑﺰرگ و ﺷﻨﺎﺧﺘﻪﺷﺪه وﺟﻮد دارد، ﻳﻜﻲ از ﻣﻮاﻧﻊ ورود ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ﺗﺎزه واردﻫﺎﺳﺖ.
در ﺑﺤﺚ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻣﺸﺘﺮک ﻧﻴﺰ ﻣﻲﺗﻮان وﻳﮋﮔﻴﻬﺎی ﺻﻨﻌﺖ را ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار داد. ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻣﺸﺘﺮک زﻣﺎﻧﻲ اﺗﻔﺎق ﻣﻲاﻓﺘﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﻣﺤﺼﻮل A را ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ (و ﻳﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ را ﻛﻪ ﺑﺨﺸﻲ از ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮل A اﺳﺖ اﻧﺠﺎم ﻣﻲدﻫﺪ) ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮل B را ﻧﻴﺰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت، اﻣﻜﺎن ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻧﺒﻲ ﺑﺴﻴﺎری وﺟﻮد دارد. ﻋﻼوه ﺑﺮ اراﺋﺔ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺪﻳﺪ ﻛﻪ از ﭼﺮﺑﻲ ﺷﻴﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﺴﻴﺎری از ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﻓﻌﺎل در اﻳﻦ ﺻﻨﻌﺖ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اراﺋﺔ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ، آﺑﻤﻴﻮه، آب ﻣﻌﺪﻧﻲ و ﻣﺎءاﻟﺸﻌﻴﺮ را دارﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ از آﻧﻬﺎ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ از اﻳﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. در ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻟﺒﻨﻲ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ ﻗﺎدرﻧﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت دﻳﮕﺮی ﻧﻴﺰ اراﺋﻪ دﻫﻨﺪ، ﻋﻜﺲ آن ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ ﺻﺎدق ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﻫﺮ ﺷﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻟﺒﻨﻲ ﺑﭙﺮدازد ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ و ﺗﺨﺼﺼﻲ وارد آن ﺷﺪه و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻟﺒﻨﻴﺎت را ﭘﻴﺸﺔ اﺻﻠﻲ ﺧﻮد ﻗﺮار دﻫﺪ. ﻳﻌﻨﻲ ﺳﺎﻳﺮ ﺻﻨﺎﻳﻊ اﺻﻮﻻً ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اراﺋﺔ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻟﺒﻨﻲ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻧﺒﻲ ﻧﺪارﻧﺪ. .
در ﺻﻨﻌﺖ ﻟﺒﻨﻴﺎت، ﺑﺮونﺳﭙﺎری – ﭼﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻫﺰﻳﻨﻪ و ﭼﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻛﻴﻔﻴﺖ – اﺻﻮﻻً ﺑﻪ ﺻﻼح ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، ﻫﺮ ﺷﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻣﻴﺰان ﺷﻴﺮ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز را از ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﺗﺎﺑﻌﺔ ﺧﻮد ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﺪ، ﻇﺮوف ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﺶ را ﺧﻮد ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻤﻮده و ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﻮزﻳﻊ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﺶ را ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻧﺤﺼﺎری در دﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﻮدآوری ﺑﻴﺸﺘﺮی ﻧﻴﺰ ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. دﻻﻳﻞ اﺻﻠﻲ آن ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ﻛﻮﺗﺎه ﺑﻮدن ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﻋﺮﺿﻪ ﺑﻪ ﺑﺎزار ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻟﺰوم وﺟﻮد ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ را ﺑﻪ ﺷﺪت اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲدﻫﺪ؛ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ وﺟﻮد ﻧﻈﺎرت ﻛﺎﻣﻞ و دﻗﻴﻖ در ﺗﻤﺎم ﻣﺮاﺣﻞ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﻮاد اوﻟﻴﻪ، ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﺗﻮزﻳﻊ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻛﻴﻔﻴﺘﻲ و ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ؛ ﻋﺪم اﻣﻜﺎن ذﺧﻴﺮهﺳﺎزی ﻣﻮاد اوﻟﻴﻪ – ﺑﻪ وﻳﮋه ﺷﻴﺮ ﺧﺎم – و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﺪه ﺑﻪ ﻣﺪت ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻛﻪ در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﺧﻼل در ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻣﺮاﺣﻞ زﻧﺠﻴﺮه ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻮﻗﻒ ﻛﺎﻣﻞ ﻋﺮﺿﺔ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﻪ ﺑﺎزار ﻣﻲﮔﺮدد[۷]
۳-۲-۱۶ﺗﻤﺎﻳﺰﻣﺤﺼﻮل
ﻣﻨﻈﻮر از ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻣﺤﺼﻮل اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎی ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺷﺪه در ﺑﺎزار دارای ﻋﻼﻣﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎزرﮔﺎﻧﻲ و اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺸﺘﺮی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺧﻮد رﻳﺸﻪ در ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن و ﺗﻨﻮع ﻣﺤﺼﻮﻻت دارد ﻳﺎ ﺷﺎﻳﺪ در اﻳﻨﻜﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه اوﻟﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖ در آن ﺻﻨﻌﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻣﺤﺼﻮل ﻧﻮﻋﻲ ﻣﺎﻧﻊ ﺑﺮ ﺳﺮ راه ورود اﻳﺠﺎد ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎزهوارد را وادار ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮای ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻋﻼﻳﻖ ﻣﺸﺘﺮی ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻓﺮاواﻧﻲ ﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﺗﻼش ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻣﺴﺘﻠﺰم ﺗﺤﻤﻞ ﺧﺴﺎرﺗﻬﺎی ﺷﺮوع ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ و اﻏﻠﺐ زﻣﺎن زﻳﺎدی را ﻣﻲﻃﻠﺒﺪ. اﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬارﻳﻬﺎﻳﻲ ﺟﻬﺖ اﻳﺠﺎد ﻳﻚ ﻧﺎم ﺗﺠﺎری ً ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺎ رﻳﺴﻚ ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ، ﭼﺮا ﻛﻪ اﮔﺮ ورود آﻧﻬﺎ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﻜﺴﺖ ﺷﻮد، آﻧﻬﺎ ﻫﻴﭻ ارزش ﺑﺎزﻳﺎﻓﺘﻨﻲ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ. ﻳﻜﻲ از دﻻﻳﻠﻲ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎی ﭘﻴﺸﺮو
-
- Gary Hamel&C.K. Prahalad ↑
-
- Reengeenearing ↑
-
- Total quality management ↑
-
- -Strategy ↑
-
- – Strategic Management ↑
-
- competitiveness ↑
-
- competitive advantage ↑
-
- Sustainable Competitive Advantage(SCA) ↑
-
- – Competition ↑
-
- – strategic Group-SG ↑
-
- Five Forces Model ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بسیاری از مناطق فقرا مصالحی جز گیاهان برای خانه سازی، یا در واقع برای بر پا کردن آلونکهایشان ندارند.

در مورد گونههای جانوری، با شکار و ماهیگیری انسانهای فقیر جهت تغذیه خود به انواع موجودات زنده روی میآورند و در چنین شرایطی انتظار از آن ها در خصوص اهمیت دادن به حفظ گونههای نادر و رو به انقراض در طبیعت غالباً برآورده نمیشود.
ثروتمندان چگونه تخریب محیط را دامن میزنند؟
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و مردم ثروتمندی که در کشورهای مختلف زندگی میکنند نیز به اشکال مختلفی در تخریب محیط زیست نقش ایفا میکنند.
بهرهگیری افزونتر از منابع مختلف محیط زیست از ویژگیهای کشورهای ثروتمندتر و طبقات برخوردارتر جوامع است. ثروتمندان کالاها و خدمات بیشتری مصرف میکنند و این مصرف بیشتر در بسیاری مواقع فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.

ثروتمندان با مصرف بنزین بیشتر برای مسافرتهای هوایی و زمینی، برخورداری از تعداد بیشتر خودرو و امکان استفاده از ماشینهای بزرگتر و پرمصرف تر، با خودروهای تک سرنشین و با مسافرتهای تفریحی طولانی جادهای یا هوایی میتوانند به عنوان عامل مؤثری در تخریب محیط زیست عمل کنند. با وجود همه اقدامات طرفداران محیط زیست در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا برای کاهش مصرف بنزین، هنوز شرکتهای خودروسازی و شاید صاحبان شرکتهای تولید و عرضه بنزین مردم را به استفاده از ماشینهایی بزرگتر و در نتیجه پر مصرفتر ترغیب میکنند. در یعضی کشورهای ثروتمند (معمولاً کشورهایی که درآمد نفتی در اختیار دولتهایشان هست) نه تنها مالیاتی جهت احیای محیط زیست از بنزین اخذ نمیشود بلکه حتی (به دلیل ضعف دولتهایشان در سامان دهی منابع موجود در دست دولت که میتواند در تأمین اجتماعی و ایجاد شغل و بیمه و امثال آن صرف گردد) بر روی بنزین یارانه پرداخت میشود و مصرف بنرین را بیشتر میکنند. و ثروتمندان که ماشین بیشتر و سفرهای بیشتر دارند بازهم به محیط بیشتر صدمه میزنند.
افراد ثروتمندتر و کشورهای ثروتمندتر امکان مصرف کالاهای لوکس و کالاهایی که در مقیاسهای کنونی جهانی غیر ضروری محسوب میشود را پیدا میکنند. تولید و مصرف بسیاری از این کالاها با بهرهگیری از منابع محیط، نفت، انرژی، چوب و یا خیلی از مواد کمیاب در طبیعت امکان پذیر میگردد و مصرف بیشتر از آن ها فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.
ثروتمندان با بهرهگیری از امکانات بیشتر برای سفرهای تفریحی به مناطق بکر طبیعت سفر میکنند. برای سفرهای خود دولتها را وادار به احداث جادههایی از بین جنگلها میکنند و طبیعت آنجا را از بین میبرند.
افرادی از این طبقه به جهت امکانات مالی که دارند به شکار به جهت تفریح علاقه نشان میدهند. حتی با وجود بعضی محدودیت های ایجادشده برای این کار در بعی مناطق و بعضی فصول این افراد با دارا بودن قدرت اعمال نفوذ خود، یا با رشوه و تطمیع به عرصهها هجوم میبرند و گاهی که جریمه نقدی در کار است به راحتی جریمه را پرداخت نموده و به از بین بردن گونههای جانوری ادامه میدهند.
اگر فقرا برای سیر کردن شکم خود به گیاهان بومی و گاه کمیاب و در معرض نابودی دست مییازند، ثروتمندان هم به دلایل مختلفی به این اقدامات دامن میزنند. از قرنها پیش تا کنون فقیرترین افرادی از جامعه برای بهرهبرداری از گیاهان دارویی و صنعتی محیطهای طبیعی به کار گمارده میشوند. محصولات آرایشی و بهداشتی و بعضی محصولات سلامتی که به علت کمیابی گران هستند، مورد تقاضای ثروتمندان است و از این رو به انقراض این گونهها در عرصههای طبیعی منجر میشود.
ساخت محصولات زینتی از کمیابترین موجودات زنده روی زمین و تقاضایی که برای آن ها توسط ثروتمندان وجود دارد به تخریب محیط زیست دامن میزند. کلکسیون پروانهها یا گیاهان و گلها و حشرات کمیاب و یا حیوانات تاکسیدرمیشده از جمله مصداقهای اثرات تقاضای ثروتمندان بر محیط زیست است.
ایده کسب درآمد به هر طریق ممکن توسط گروههای صاحب ثروت و کشورهای ثروتمند، به آن ها اجازه میدهد به جنگ افروزی و تولید و فروش صلاحها و انواع تأسیسات و خدمات نظامیبپردازند تا از این طریق درآمد بیشتری را نصیب خود سازند. مرور سوابق نشان میدهد که در جنگها (خصوصاً جنگهای منطقهای و کمتر جنگهای جهانی) کشورهای ثروتمندتر بهره بردهاند و افراد و گروههای ثروتمند داخل کشورها ثروتمندتر شدهاند، ضمن اینکه ثروتمندان غالبا کمترین صدمات را در جنگها میبینند. جنگها و انواع بحرانهایی که در مقدمه آن ها میآید تا بحرانهایی که بعد ار آن میآید، از جمله مهمترین عوامل تخریب محیط زیست در مناطق درگیر میباشد و گاه میتواند اثراتی فرا منطقهای داشته باشد.
ثروتمندان، به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته با بهرهگیری از پول و قدرت و انواع ابزارهایی که در دست دارند به تسخیر عرصههای منابع طبیعی اقدام میکنند، یا قوانین را به شکلی جهت میدهند که به نفع خود در تغییر کاربری اراضی و تخریب عرصههای طبیعی از آن بهره ببرند و یا اگر قوانین به نفع آن ها نباشد با قانونگریزی و رشوه و انواع روشها عرصههای محیط زیست را به خاطر کسب ثروت بیشتر تخریب میکنند. اراضی جنگلها و مراتع و فضای سبز را تبدیل به ویلا و ساختمان و جاده و مجتمع تجاری میکنند و به این گونه به تخریب محیط زیست کمک میکنند.
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و یا گروههای ثروتمند در داخل کشورها به دلیل قدرتی که دارند، چنانچه برنامه ها، قوانین و لوایح زیستمحیطی بر خلاف منافع آن ها به نظر برسد، از تصویب و یا اجرای آن جلوگیری میکنند. در مجامع بینالمللی محیط زیست بزرگترین آلوده کنندگان اتمسفر کره زمین یعنی آمریکا و چین در تصمیمگیری و تصویب قوانین بینالمللی محیط زیست سنگ اندازی میکنند و بودجههای کافی را در این مسیر هدایت نمیکنند. با وجودی که اثرات به کارگیری سوختهای فسیلی و انواع اقدامات بشری در گرمایش زمین و تغییر اقلیم و عواقب زیانبار آن مورد تأیید قاطبه دانشمندان است، هنوز بسیاری از سیاستمداران در چنین کشورهایی سعی در ایجاد تردید در این موضوع دارند. هنوز شرکتهایی که از مصرف انرژیهای ناپاک در جهان سود میبرند در جهان دانشمندان را به انجام تحقیقاتی ترغیب میکنند که شک و تردید در مورد علل گرمایش زمین ایجاد کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین کاتز و کان در سال ۱۹۷۸ به رفتارهای فراتر از نقش که موجب افزایش اثربخشی سازمان می شود اشاره کردهاند. در دهه ۱۹۳۰ چستر برنارد پدیده رفتار شهروندی سازمانی را که او در آن زمان اصطلاح ERB یا رفتارهای فرانقشی را برای آن در نظر گرفته بود به عنوان رفتارهایی خودجوش و خودانگیخته تعریف کرد که هم شامل رفتارهایی که درشرح شغل آمده اند و رفتار مورد انتظار و پذیرش مدیریت سازمان است و هم رفتارهای فرانقشی که نمودهایی از کمک به کارکنان جدید در سازمان، عدم تضییع حقوق دیگران و ابراز حمیت با دیگران میباشد را در بر میگیرد (برنارد، ۱۹۳۸).ابعاد رفتار نواورانه خود جوش که به وسیله کتز ارائه گردیده عبارتند از: همکاری با دیگران، حفاظت سازمان، ایده های سازنده داوطلبانه، خودآموزشی و حفظ نگرش مطلوب به سازمان (Shaoiro,Jacqeline، ۲۰۰۲، ص ۹۲۹).


البته بعد از ابداع این مفهوم توسط ارکان و همکارانش، صاحبنظران مختلف با بکاربردن مفاهمیمی همچون رفتار فرانقشی، رفتار سازمانی مددکارانه، خودانگیختگی سازمانی و عملکرد زمینه ای، در طول دو دهه به تبین این موضوع پرداختهاند (padsakoff و همکاران، ۲۰۰۰، ص ۵۱۴).
۲-۳) رفتار شهروندی سازمانی ارگان[۴۳]
ارگان و نیر[۴۴] (۱۹۸۳) رفتار شهروندی سازمانی را با دو بعد در نظر گرفتند: نوع دوستی و وظیفه شناسی کلی . پس از آن اورکان (۱۹۸۸)، ۵ بعد متعلق به رفتار شهروندی سازمانی را مورد شناسایی قرار داد:
-
- نوع دوستی: کمک به همکاران و کارکنان برای انجام وظایف در شرایط غیر معمول
-
- وظیفه شناسی: انجام وظایف تعیین شده به شیوه ای فراتر از آنچه انتظار می رود.
-
- جوانمردی: تأکید بر جنبههای مثبت سازمان به جای جنبههای منفی آن
-
- فضیلت مدنی: مستلزم حمایت از عملیات های اداری سازمان است.
- ادب و نزاکت: مشورت با دیگران قبل از اقدام به عمل، دادن اطلاع قبل از عمل و رد و بدل کردن اطلاعات (orgon، ۱۹۸۸).
ویلیامز و اندرسون (۱۹۹۱)، مفهوم دو بعدی از رفتار شهروندی سازمانی را مطرح نمودند: OCB-I (رفتارهایی فردمدار یافردمحور شامل نوع دوستی و ادب و نزاکت)، OCB-O (رفتارهای سازمان محور، شامل سه بعد بعدی موجود در مفهوم ارگان (۱۹۸۸). برخی محققان نیز از معیار تک بعدی یا کلی رفتار شهروندی سازمانی در تحقیق خود استفاده کردهاند (برای مثال، Cirka,Mangel,Decktop ، ۱۹۹۹).
فرا تجزیه و تحلیل اخیر انجام شده توسط هافمن، بلیر، مریاک و وهر(۲۰۰۷) نشان داد که عملیاتی نمودن کنونی رفتار شهروندی سازمانی به عنوان شاخص های عامل کلی رفتار شهروندی سازمانی تلقی شده اند و احتمال کمی وجود دارد که از طریق استفاده از معیارهایی با ابعاد مجزا به دست آید.
مبنای نظری رفتار پیشبینی کننده از شخصیت و پیشبینی رفتار نگرش های کلی، به یک اندازه در نظر گرفته شده اند. یعنی، برخی تحقیقات موید آن است که معیارهای شخصیت به ندرت برای تغییر در رفتارهای خاص در موقعیت های کنترل شده ی سخت در نظر گرفته می شود (orgon، ۲۰۰۴). شخصیت دارای توان پیشبینی کننده ای است که Mischel (1977) آن را موقعیت ضعیف می نامد.موقعیت ضعیف، موقعیت هایی بدون انگیزه خارجی و فاقد حداکثر توان پیشبینی کننده میباشد.به نظر میرسد که رفتار شهروندی سازمانی با ماهیت خود، نشان دهنده ی رفتاری است که در موقعیت های ضعیف اتفاق می افتد.. در مجموع، باید انتظار داشته باشیم که نوعی عملکرد را در رفتار شهروندی سازمانی بیابیم که به شخصیت نسبت داده می شود.
اکثر مطالعاتی که ساختار رفتار شهروندی سازمانی را مورد بررسی قرر دادهاند معتقدند که این ساختار یک مفهوم چند بعدی است (برای مثالGraham ، ۱۹۸۹، lakely,Moorman،۱۹۹۵ ؛ Organ، ۱۹۸۸؛ Felter,moorman,Mackenzie,Podsakoff، ۱۹۹۰). برای مثال، گراهام[۴۵] (۱۹۸۹)، یک مدل ۴ بعدی از رفتار شهروندی سازمانی را مطرح کرد که متشکل از : کمک های بین فردی، فعالیت های نوآورانه فردی، ضعف شخصی و حمایت متعصبانه است (Blakely,Moorman ، ۱۹۹۵).
رفتار شهروند سازمانی ، شکلی از رفتار اجتماعی است و اصطلاحی است که به عملکردهایی اشاره دارد که مردم برای توسعه و حفظ روابط مناسب با دیگران انجام میدهند (Motowidlo,Brief، ۱۹۸۶). تحقیقات اولیه در مورد کنش های اجتماعی بر کمک های فوری و اضطراری متمرکز بوده است (Darley,Latane ، ۱۹۷۰).اخیراً دانشمندان علوم رفتاری، توجه خود را به درک برآیندهای خدمات پیشرفته و غیر تعهدی معطوف داشته اند. دو شکل از فعالیت پایدار بیشترین توجه را داشته اند: رفتار داوطلبانه و رفتار شهروندی سازمانی (penner، ۲۰۰۲).
مدل های مفهومی که برای توضیح رفتار داوطبانه بلندمدت ارائه شده اند، برای رفتارهای شهروندی سازمانی نیز اختصاص یافته اند (penner، ۲۰۰۲؛ penner,Finkelstein، ۲۰۰۴).رفتار شهروندی سازمانی (ارگان، ۱۹۸۸)، به فعالیت های کاربردی اشاره دارد که متجاوز از نیازهای شغلی رسمی شکل میگیرد و در عملیات مؤثر سازمان نقش دارد. مطالعه رفتار شهروندی سازمانی به چندین دهه پیش بر میگردد.کاتز (۱۹۶۴) تأکید کرد که رفتارهای کمک کننده و همکاری کننده ورای نقش تعیین شده کارکنان برای عملکرد سازمانی بسیار حائز اهمیت میباشد. از دهه ۱۹۸۰، با ارائه اصطلاح رفتار شهروندی سازمانی (organ,Batman، ۱۹۸۳؛ Near,Organ,Smith، ۱۹۸۳)، توجه به این نوع فعالیت افزایش یافته است.
Motowidlo,Allen,Penner,Borman (2001) عنوان کردند که آنچه را که عملکرد شهروندی مینامند در اثربخشی سازمانی نقش دارد زیرا به ایجاد زمینه سازمانی، اجتماعی و روانی برای انجام مسئولیت های رسمی شغل کمک میکند. رفتار شهروندی دستگاه های اجتماعی سازمان را روغن کاری میکند، کارایی ها را افزایش و اصطکاک بین کارکنان را کاهش میدهد (penner,schroedor,piliauin، ۲۰۰۶).رجوع به عملکرد زمینه ای یا رفتار سازمانی اجتماعی (Motowidlo,Borman ، ۱۹۹۳، ۱۹۹۷؛ Motowidlo، Brief، ۱۹۸۶). برماهیت داوطلبانه این فعالیت ها تأکید داشته اند و آن ها را از عملکرد کاری وظایف تعیین شده ی کارکنان متمایز می نمایند (Finkelstein، ۲۰۰۶؛ penner، ۲۰۰۴). تغییر در تعاریف شهروندی منجر به روش هرمی اندازه گیری رفتار شهروندی سازمانی شد (Lepine,Erez,Jahnson، ۲۰۰۴).
مارکوزی[۴۶]، رفتار شهروندی سازمانی را به دو نوع تقسیم میکند:
-
- یاری و کمک مثبت و فعال
- اجتناب از رفتارهایی که به همکاران و سازمان فرد لطمه وارد میکند.
عملکرد شهروندی شامل فعالیت هایی است که کمک به دیگران در انجام کارشان، حمایت از سازمان و داوطلب شدن درانجام کارهای جانبی یا مسئولیت پذیری را شامل می شود.بورنن و متوویدلو[۴۷]، به طور خاص برای تبیین عملکرد شهروندی سازمانی مدلی پنج بعدی ارائه می کند که این ابعاد عبارتند از:
-
- پشتکار توام با شور و شوق و تلاش فوق العاده که برای تکمیل فعالیت های کاری به طور موفقیت آمیز ضروری است.
-
- داوطلب شدن برای انجام فعالیت های کاری که به صورت رسمی بخشی از وظیفه کاری افراد نیست.
-
- مساعدت و همکاری با دیگران
-
- پیروی از مقررات و رویه های سازمانی
- پشتیبانی، حمایت و دفاع از اهداف سازمانی (Borman و همکاران، ۲۰۰۱، ص ۵۲).
۲-۴)ابعاد جهانی رفتار شهروندی سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رابینسون: مسئولیت اجتماعی یکی از وظایف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه است؛ به نحوی که هدف اولیه سازمان یعنی به حداکثر رساندن سود را صورتی متعالی بخشد (رسولی،۱۳۸۹؛ عراقی و مهرانگیز ۱۳۸۳). دیویس[۱۲] درباره مسئولیت اجتماعی معتقد است: «مسئولیت اجتماعی یعنی نوعی احساس تعهد به وسیله مدیران سازمان های تجاری بخش خصوصی که آن گونه تصمیم گیری کنند که در کنار کسب سود برای مؤسسه، سطح رفاه کل جامعه نیز بهبود یابد» (رسولی،۱۳۸۹؛ عراقی و مهرانگیز ۱۳۸۳). سترو[۱۳] و داگلاس[۱۴] در کتاب تجارت میگویند: «مسئولیت اجتماعی از تعهدات مدیریت است که علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومی جامعه نیز انجام میگیرد» (عراقی،۱۳۸۳؛شیخیان عزیزی و باقری،۱۳۸۹؛قاهری،۱۳۸۹).


ایران نژاد پاریزی در مورد مسئولیت اجتماعی میگوید: «مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی است که به طور کلی علاوه بر تأمین منابع خودشان، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می آورد» (ایران نژاد پاریزی،۱۳۸۹).
انجمن کیفیت آمریکا ( ASQ) ، «مسئولیت اجتماعی» را به عنوان رفتار و مشارکت تجاری مردم و سازمان ها از نظر اخلاقی با درنظر گرفتن جامعه، فرهنگ و اقتصاد تعریف نموده و آن را تلاشی میداند که افراد، سازمان ها
کنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل (UNCTAD) مسئولیت اجتماعی شرکت ها را چنین تعریف میکند:
مسئولیت اجتماعی شرکت ها در پی این است که شرکت ها تا چه اندازه با اهداف و نیازهای جامعه در ارتباط هستند و چقدر روی اهداف و نیاز های جامعه تأثیر میگذارند. تمامی گروههای اجتماعی مایلند کارکرد و نقش معینی را اعمال کنند یا بتوانند به مرور زمان باعث تحول جامعه شوند (چاوش باشی،۱۳۸۹).
ابعاد مسئولیت اجتماعی:
کارول[۱۵]، در مطالعه ای با عنوان «هرم مسئولیت اجتماعی بنگاه»، برای هر بنگاه چهار دسته مسئولیت اجتماعی قائل شده است. به تعبیر دیگر، او مسئولیت اجتماعی را برآیند چهار مؤلفه زیر میداند:
۱- اقتصادی؛
۲- رعایت قوانین و مقررات عمومی؛
۳- رعایت اخلاق کسب و کار؛
۴- مسئولیت های بشر دوستانه.
بعد اقتصادی: مهم ترین بعد مسئولیت اجتماعی سازمان ها، بعد اقتصادی است که در آن فعالیت ها و اقدامات اقتصادی مدنظر قرار میگیرد. به عبارت دیگر، مسئولیت اولیه هر سازمان کسب سود است، لذا وقتی که سازمان سود لازم را به دست آورد و حیات خود را تضمین کند، میتواند به مسئولیت های دیگر بپردازد. در حقیقت اهداف اولیه سازمانی در این بعد مورد توجه قرار میگیرد. سازمان ها موظفند نیازهای اقتصادی جامعه را برآورند و کالاها و خدمات مورد نیاز آن را تأمین کنند و انواع گروهای مردم را از فرایند کار بهره مند سازند (بزرگی،۱۳۸۳؛ قاهری،۱۳۸۹).
بعد قانونی: دومین بعد مسئولیت اجتماعی، بعد قانونی (حقوقی) است و سازمان ها ملزم میشوند که در چارچوب قوانین و مقررات عمومی عمل کنند. جامعه این قوانین را تعیین میکند و کلیه شهروندان و سازمان ها، موظف هستند به این مقررات به عنوان یک ارزش اجتماعی احترام بگذارند، آن ها وظیفه دارند به بهداشت و ایمنی کارکنان و مصرف کنندگان خود توجه کنند، محیط زیست را آلوده نکنند، از معاملات درون سازمانی بپرهیزند، دنبال انحصار نروند و مرتکب تبعیض نشوند. بعد قانونی مسئولیت اجتماعی را «التزام اجتماعی» نیز میگویند (بزرگی،۱۳۸۳؛ قاهری،۱۳۸۹).
بعد اخلاقی: سومین بعد مسئولیت اجتماعی سازمان ها، بعد اخلاقی است. از سازمان ها انتظار می رود که نظیر دیگر اعضای جامعه به ارزش ها، هنجارها، اعتقادات و باورهای مردم احترام گذاشته و شئونات اخلاقی را در فعالیت های خود مورد توجه قرار دهند. بعد اخلاقی مسئولیت اجتماعی را «پاسخگویی اجتماعی» میگویند. در این قلمرو اصولی چون صداقت، انصاف و احترام جای دارد (بزرگی،۱۳۸۳؛ قاهری،۱۳۸۹).
بعد انسان دوستی (عمومی و ملی): چهارمین بعد مسئولیت اجتماعی، بعد ملی است که شامل انتظارات، خواسته ها و سیاست های مدیران عالی در سطح کلان است. انتظار می رود مدیران و کارگزاران سازمان ها با نگرش همه جانبه و رعایت حفظ وحدت و مصالح عمومی کشور، تصمیمات و استراتژی های کلی را سر لوحه امور خود قرار داده و با دید بلند مدت تصمیم گیری کنند. بعد ملی مسئولیت اجتماعی را «مساعدت اجتماعی» مینامند. تعبیر دیگر کارول از این مؤلفه، «شهروند خوب» بودن است، یعنی مشارکت سازمان در انواع فعالیت هایی که معضلات جامعه را کاهش دهد و کیفیت زندگانی آن را بهبود بخشد (بزرگی،۱۳۸۳؛چاوش باشی،۱۳۸۹؛ قاهری،۱۳۸۹؛ کارول،۱۹۹۹).
مدل مسئولیت اجتماعی دیویس:
یک مدل کلی مسئولیت اجتماعی به وسیله کیت ارائه شده است. دیویس پنج قضیه عمده را فهرست کرده و توضیح میدهد که چرا و چگونه سازمان ها باید متعهد باشند تا اقداماتی را به عمل آورند که از رفاه جامعه و همچنین سازمان حمایت میکنند و آن ها را بهبود می بخشند:
۱- مسئولیت اجتماعی از قدرت اجتماعی ناشی می شود. دیویس استدلال میکند که به لحاظ اینکه سازمان ها قدرت اثرگذاری بر جامعه را دارند، لذا جامعه میتواند و باید آن ها را برای شرایط اجتماعی که از اعمال این قدرت ناشی می شود، مسئول بداند.
۲- سازمان ها باید به عنوان یک سیستم باز دوجانبه عمل کنند، بدین معنی که برای دریافت داده ها از جامعه و برای افشای عملیاتش به عموم باز باشد. دیویس توجیه میکند که باید ارتباطات باز و صادقانه بین سازمان ها و نمایندگان جامعه برای حفظ یا تثبیت و بهبود رفاه عموم وجود داشته باشد.
۳- هزینه های اجتماعی و مزایای یک فعالیت، محصول یا خدمت در صورتی که لازم است تداوم یابند، باید در تصمیم گیری کاملا محاسبه شوند.
۴- هزینه های اجتماعی مربوط به هر فعالیت، محصول یا خدمت باید به مشتری انتقال یابد. این ویژگی تأکید میکند که از کسب و کار نباید انتظار داشت که کاملا فعالیت هایی که ممکن است از نظر اجتماعی دارای مزایا باشد، اما از لحاظ اقتصادی نفع چندانی نداشته باشد، تأمین مالی کند.
۵- نهاد های بازرگانی (به مثابه شهروندان) مسئولیت دارند تا در مسائل اجتماعی که خارج از حوزه های عملیاتی معمول آن ها هستند، درگیر شوند. آخرین قضیه به این نکته اشاره دارد که اگر کسب و کار دارای تخصصی است که میتواند مسئله اجتماعی را حل کند (لکن مستقیما به کار آن ارتباط ندارد)، باید مسئول شناخته شود و در حل مسئله اجتماعی مساعدت نماید (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۸۹؛ دیویس،۱۹۸۴).

فریدمن[۱۶] و مسئولیت اقتصادی
فریدمن ضمن اعلام التزام بنگاه ها به مسئولیت های قانونی، معتقد است مسئولیت اجتماعی کسب و کار، افزایش مداوم سود است. به بیان دیگر، تا زمانی که مسئولیت محدود برای سهام داران شرکت های اقتصادی به شکل قانونی وجود داشته باشد، شرکت ها هیچ گاه به طور کامل مسئولیت اجتماعی خود را نخواهند پذیرفت. در واقع، او مسئولیت اصلی بنگاه را مسئولیت اقتصادی میداند و مسئولیت های دیگر (از جمله بشردوستانه) را در زمره مسئولیت های بنگاه نمی داند (بزرگی،۱۳۸۳؛ قاهری،۱۳۸۹).
کارول[۱۷] و هرم مسئولیت اجتماعی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در خصوص گواهی حق اختراع باید به این نتیجه برسیم که این حق طبیعی مخترع است که از فعالیتهای علمی خود بهرهمند شود یا اینکه اقتضای پیشرفت اجتماعی و بهرهمندی جامعه از حق موجب ایجاد و شناسایی چنین حقی شده است. اگر حق اختراع را از مصادیق حق طبیعی بدانیم مخترع مالکیت مطلق و بلامنازع نسبت به آن خواهد داشت و حقوق ذکر شده در ماده ۱۵ قانون ثبت اختراعات، علایم تجاری و طرحهای صعتی تمثیلی خواهد بود و اگر این حق در راستای رفاه اجتماع و مصلحت جامعه برای مخترع شناخته شده باشد محدود و محصور به مورد ذکر شده در ماده ۱۵ خواهد بود و بند (ج) ماده ۱۵ قانون اختراعات که امکان استفاده اشخاص را ذکر میکند تمثیلی خواهد بود و در این تفسیر نقض مدنی حدود محدودی خواهد داشت. با این تفکر ذاتاً حق اختراع وجود ندارد بلکه توسط دولت ایجاد میشود.



به نظر میرسد که جهت شناسایی حق در جامعه و قابلیت تعقیب آن میبایست قانون نسبت به شناسایی حق اقدام و راهکارهای اجرای آن را تعیین و سپس ضمانت اجراهای حمایت از آن را معین نماید. در عالم حقوق به حقائق کاری نداریم صرفاً در محدوده واقعیتها قدم میزنیم هر چند مطالبه وجه که مشمول مرور زمان شده است حق طبیعی و شرعی یک طلبکار میباشد لکن به علت اینکه مشمول مرور زمان شده قابلیت استماع را ندارد و دارنده این حق قدرت اجرای این حق را ندارد جهت حمایت از آن نمیتواند به ضمانت اجراهای پیشبینی شده متوسل شود. دستگاه قضائی به عنوان بازوی حمایت، از حقوقی که مشمول مرور زمان شده حمایت نمیکند و وجود خارجی برای آن شناسایی نمیکند حق اختراع با تصویب قانون ثبت اختراعات، علایم تجاری و طرحهای صنعتی سال ۱۳۸۶ در جامعه فعلی به رسمیت شناخته شده است[۴] در همان قانون جهت امکان اجرای این حق تشریفاتی را الزامی نموده است اگر اختراعی این تشریفات را رعایت نکند قابل حمایت نخواهد بود.
قبل از تصویب قانون اختراعات علیرغم اینکه اختراعهای مختلفی ایجاد شده لکن به طور رسمی چنین حقی مورد شناسایی نبوده و قانون آن را شناسایی نموده است و اجرا شدن آن نیز منوط به رعایت تشریفات میباشد و رعایت این تشریفات به این علت است که مخترع اقدام به افشا اختراع نماید تا جامعه از آن بهرهمند شود و در قبال حکومت حقوق انحصاری را برای مخترع شناسایی میکند. اختراع یک قرارداد قانونی بین مخترع و حکومت است و هر چند از نظر ذاتی امکان دارد در عالم معنی حق اختراع از حقوق طبیعی باشد لکن هدف ما حمایت از حق اختراع در اجتماع است و قانون در اجتماع حکومت میکند و حدود تعریف شده در قانون میبایست رعایت شود لذا به نظر میرسد حقوق تعیین شده برای مخترع محدود به موارد مندرج در ماده ۱۵ قانون ثبت اختراعات، علایم تجاری و طرحهای صنعتی مصوب ۱۳۸۶ باشد و حقوق تعیین شده حصری است نه تمثیلی.
بنابر مطالب گفته شده صرفاً بهرهبرداری از حقوق مندرج در ماده ۱۵ قانون اختراعات نقض حق اختراع تلقی و از نظر مدنی و کیفری قابل پیگرد میباشد.
بند سوم: محدوده نقض
مسئولیت مدنی نسبت به اموال مادی با صدمه به اموال حاصل میشود. لکن مسئولیت مدنی در خصوص حق اختراع با نقض اختراع حاصل میشود صدمه به حق اختراع نقض نامیده میشود که تشخیص نقض دارای ظرافتهای بسیار دقیق و مهمی است.
چارچوب حمایت از حق اختراع در همه کشورها با این حقهای مورد ادعا(حقهای ادعا شده در برگه اختراع) تعیین میگردند. معنا و مفهوم ادعا نهایتاً توسط دادگاههای تفسیر میگردد. روشی که در آن دادگاهها به نوبه خود یک ادعا را تفسیر میکنند بستگی به حقوق داخلی و به میزان زیادی به قواعد و مقررات دارد. بنابرین، اینکه یک ادعا به چه معنا است بستگی به قلمرو قضاییای دارد که در آن مورد تفسیر واقع میشود.[۵]
نقض، عین یا مشابه ادعاهای عنوان شده در اظهارنامه ثبت اختراع است محدوده حمایتی ورقه اختراع با ادعاهای مطرح شده تعیین میشود. مطابق ماده ۶ قانون ثبت اختراعات، علایم تجاری و طرحهای صنعتی مصوب ۱۳۸۶ در اظهارنامه ثبت اختراع باید موضوعی را که حمایت از آن درخواست میشود تعیین کرد و اظهارنامه میبایست خواسته، توصیف ادعا، خلاصهای از توصیف اختراع و در صورت لزوم نقشههای مربوطه را در برداشته است.
مطابق بند (ج) ماده ۶ ادعای مذکور در اظهارنامه گویا و مختصر بوده و با توصیف همراه باشد به نحوی که برای شخص دارای مهارت عادی در فن مربوط واضح و کامل بوده و حداقل یک روش اجرائی برای اختراع ارائه کند.
توصیف ادعا مطابق ماده ۱۰ آییننامه قانون اختراعات مصوب ۱۳۸۶ میبایست به نحوی باشد که زمینه فنی اختراع در آن قید شود و اینکه این اختراع چه مشکل فنی را حل میکند و هدفهای اختراع چیست؟ در شرایط اختراع گفته شد که میبایست دارای تازگی، کاربرد صنعتی و ابتکاری باشد و میبایست شرح وضعیت دانش پیشین و سابقه پیشرفتهایی را که در رابطه با اختراع ادعایی وجود دارد به نحوی که برای درک و بررسی جدید بودن اختراع کفایت کند بیان شود و ضمن ذکر دقیق مشکل فنی در صنعت میبایست اظهارنامه راهحل عملی جهت حل مشکل فنی موجود باشد.
ادعاهائی که در اظهارنامه مطرح میشود و راهحلهائی که برای حل مشکل فنی مطرح میشود حدود و مرز حق اختراع را تعیین میکند حقوق ذکر شده در ماده ۱۵ قانون ثبت اختراع حق بهرهبرداری انحصاری از این ادعاها میباشد که صرفاً مالک گواهی حق اختراع حق ساخت، صادرات، واردات، عرض برای فروش و استفاده از فرآورده و فرایند را خواهد داشت و اشخاص دیگر که بدون رضایت مالک یا دولت اقدام به بهرهبرداری نمایند ناقص حق اختراع تلقی و قابل و پیگیرد خواهند بود.
اما ذکر یک توضیح در خصوص عبارت آخر این ماده (بند ج از ماده ۶ قانون ثبت اختراعات، علایم تجاری و طرحهای صنعتی مصوب ۱۳۸۶) لزم است و آن اینکه در اظهارنامه در کنار توصیف کامل اختراع، خلاصهای از توصیف و ادعاها معین میگردد، لذا قانونگذار ما برای رفع ابهام توضیح داده است که خلاصهای که در اظهارنامه آمده است نباید برای محدود کردن گستره حمایت مورد استناد قرار گیرد زیرا این خلاصه، صرفاً برای ارائه اطلاعات فنی مانند اشکال و تصاویر مربوط به اختراع است و کاربرد دیگری ندارد.[۶]
وظیفه دادگاه همان طور که آمده، این است که اولاً اعتبار گواهی حق اختراع و محدود حق اختراع را مشخص کند و پس از آن مشخص کند نقض در محدود حقوق صاحب گواهی به وقوع پیوسته یا خیر؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه ی پژوهش
ادبیات و پیشینه ی پژوهش
بررسیهای متعددی درباره ی تن انگاره و نارضایتی از بدن طی سالهای متمادی انجام شده است. این مطالعات و بررسیهای در چارچوبهای نظری مختلف از روان پویایی گرفته تا شناختی- رفتاری انجام شده اند و محور این بررسیها از میزان شیوع نارضایتی از بدن و آشفتگی تن انگاره ، رشد، شکل گیری و عوامل دخیل درتن انگاره تا درمان نگرانی و نارضایتی از بدن، متغیربوده است. در این فصل ضمن بازبینی ادبیات پژوهشی مربوط به تن انگاره و نارضایتی از بدن مروری اجمالی برنظریه های تن انگاره و نارضایتی از بدن خواهیم داشت. در این بازبینی هم به نقش عوامل و متغییرهای جسمانی(قد، وزن، وشاخص توده بدنی) وهم تاثیر مؤلفه های روانشناختی یا به عبارتی عوامل شناختی ورفتاری(عزت نفس، طرحواره ی ظاهر، باورهای مربوط به بدن و وارسی بدن) می پردازیم. همچنین، درهمین فصل چارچوب نظری مدلهای فرضی مربوط به تن انگاره و نارضایتی از بدن را که این پژوهش با هدف بررسی و تعیین برازش آن ها طرح شده است ، مرور میکنیم.

تعریف تن انگاره
شیلدر(۱۹۳۵) از پیشروان بررسی و نظریه پردازی درباره ی تن انگاره، معتقد بود تن انگاره، تصویر ذهنی سه بعدی است که فرد میتواند برای خودش از جلو، عقب و یا طرفین نه به طور همزمان تجسم کند. شیلدر (۱۹۵۰) درکتابش به نام “درباره ی تصویر و ظاهر بدن آدمی” بیان داشت که،”تن انگاره فقط سازه ای ادراکی نیست بلکه، باز تابی از نگرشها وتعاملهایی است که فرد با دیگران دارد“. وی به انعطاف پذیری تن انگاره و دلایل نوسان ادراک شده در اندازه ی بدن، احساس سبکی و سنگینی آن، اثرات تن انگاره بر تعامل با دیگران و تاثیر پذیری تن انگاره از این تعاملها توجه داشت. او تن انگاره را درکتابش چنین تعریف میکند:

“تصویری که از بدنمان در ذهن شکل میدهیم وتصور میکنیم همان است که به نظر دیگران میرسد”(شیلدر، ۱۹۵۰؛ به نقل از رحیمی، ۲۰۱۰).
رویکرد روان پویایی تن انگاره را به عنوان مجموعه ای از تصویرهای ذهنی، خیالبافیها و معانی میدانست که افراد درباره ی بدنشان، اجزا و کنشهای آن دارند. بنا به نظر روانکاون تن انگاره مؤلفهای از مؤلفههای منسجم خود پنداره(خویشتن پنداره) و پایه باز نمایی خود است(کروگر[۸۷]، ۲۰۰۲).
رویکرد شناختی- رفتاری براین باور است که خود پنداره ازعوامل مختلفی همچون حوادث گذشته ، اسنادها و تجارب کنونی افراد ناشی میشود و افراد را مستعد چگونگی اندیشه، احساس و عمل درباره بدنشان میکند (کش، ۲۰۰۲). در این چارچوب تن انگاره یکی از مهمترین مؤلفههای خود پنداره است که در کودکی شروع به رشد میکند و بر عواطف، افکار و رفتارهای روزمره تأثیر میگذارد و به ویژه میتواند روابط صمیمانه را تحت تأثیر قرار دهد(کش وپروزینسکی، ۲۰۰۲). بر اساس این رویکرد آشفتگی تن انگاره با کاهش عزت نفس رابطه دارد.
طی قریب به نیم قرن گذشته، تعریف تن انگاره از سازهای تک ساحتی به سازهای چند ساحتی تغییر یافته است (کش وپروزینسکی، ۲۰۰۲). تعریفهای اولیه، عمدتاًً ادراکی بودند و به تصویری که فرد از بدنش در ذهن شکل میداد، تأکید میکردند. اما با تحقیقات بیشتر درباره چگونگی ادراک افراد از تن و ظاهرشان، واژه تن انگاره چیزهای دیگری همچون رضایت از وزن ، دلتنگی از تن، بد شکلی بدن، ادراک اندازه بدن، و عزت تن، را هم در برگرفت (کش و پروزینسکی ، ۲۰۰۲). در تعاریف دیگری تن انگاره به عنوان ادراکی کلی از ظاهر جسمی در نظر گرفته می شود که همه ی عناصر ذهنی خود انگاره یا تصویر ذهنی خود از جمله: ادراکها، احساسها و نگرشها را دربر میگیرد (پوکراجاک بولین وزیویک سروویک[۸۸]،۲۰۰۵).
از سال ۱۹۵۰ به بعد نظریه پردازان و پژوهشگران از تن انگاره معانی مختلفی را برداشت کردهاند و از تعریف ادراکی اولیه ی شیلدر فاصله گرفته اند.تامپسون وهمکارانش[۸۹](۱۹۹۹) به شانزده تعریف متفاوت از تن انگاره اشاره میکنند که به وسیله ی پژوهشگران و کارآزمایان بالینی مورد استفاده قرار گرفته اند. این تعریفها رضایت از وزن، دقت ادراک اندازه ی بدن، رضایت از ظاهر، رضایت از بدن، ارزیابی ظاهر، سوگیری نسبت به ظاهر، نگرانی از بدن، عزت بدن، طرحواره ی تن و ادراک بدن را دربرمی گیرند.
سارا گروگن (۲۰۰۸) با در نظر گرفتن عناصر اصلی که در تعریفهای تن انگاره به آن ها توجه شده بود، تعریف زیر را درکتابش به نام “تن انگاره : درک نارضایتی از بدن در مردان، زنان و کودکان” ارائه کردهاست:
“ادراکات، افکار و احساساتی که افراد درباره ی بدنشان دارند“.
این تعریف هم دربرگیرنده ی مفاهیم روانشناختی همچون ادراک و نگرشهای مربوط به بدن و هم تجربه های مربوط به آن است. تن انگاره ی ادراکی به وسیله ی بررسی تخمین اندازه ی بدن نسبت به اندازه ی واقعی آن ارزیابی می شود. تن انگاره ی نگرشی با اندازه گیری چهار مؤلفه ی زیر ارزیابی می شود.:
۱- رضایت ذهنی یا فاعلی[۹۰] کلی از بدن (ارزیابی کلی بدن)
۲- عواطف (احساسهای همراه با تصور بدن)
۳- شناختها (اشتغال خاطر با بدن، اهمیت به ظاهر و باورهای مربوط به بدن)
۴- رفتارها (مثل وارسی و پایش مکرر بدن و اجتناب از موقعیتهایی که به بدن و ظاهر مربوط است) .
از نظر کش وپروزینسکی (۲۰۰۲)تن انگاره پدیدهای پیچیده و چند ساحتی است که در برگیرندهی نگرشها، ادراکات و تجارب افراد با تن و ظاهر جسمی شان است وبه حیطههای وابسته ی دیگری همچون رضایت از وزن ، دلتنگی از بدن ، بد شکلی تن ، ادراک اندازه بدن و عزت بدن هم گسترش مییابد و این واژه ها اغلب به طور مترادف به کار میروند و دلالت بر احساس افراد نسبت به بدنشان دارنداگرچه،در تعریف ممکن است متفاوت باشند.
عزت بدن اشاره به ارزیابیهای شخصی و نگرانیهایی دارد که فرد درباره ی ظاهر و بدنش دارد (رحیمی، ۲۰۱۰). واژه عزت بدن، توصیف کننده احساس فرد نسبت به شکل و اندازه بدن نیز هست. همچنین، احساس فرد نسبت به بخشهای مختلف بدن، وزن، شکل و کنش بدن را نیز شامل میشود. رضایت از بدن یا بر عکس نارضایتی از بدن دلالت بر میزان رضایت یا نارضایتی فرد از شکل و اندازه بدنش به طور کلی یا بخشهایی از بدنش دارد. به علاوه، میزان نگرانی که فرد از چاق شدن دارد را نیز شامل میشود( رحیمی ۲۰۱۰). رضایت یا نارضایتی را میتوان برای وزن و شکل بدن یا اندامهای بدن و خصوصیات آن ها نیز به کار برد. به همین دلیل گاه از آن تحت عنوان نگرانیهای مربوط به وزن و شکل نیز نام میبرند(اسمولاک، ۲۰۰۲).
برآوردهای اندازه بدن، صرفاً تخمینی است که فرد از اندازه واقعی بدنش دارد یا به عبارتی احساسی است که فرد از میزان بزرگ یا کوچک بودن بدنش دارد (فارل، لی و شافران، ۲۰۰۵ ).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موافقتنامهی تریپس نیز غافل از شناسایی حق بر توسعه نبوده، گواه این باور نیز مواد ۷ و ۸ این موافقتنامه است که از حقوق دولتها در برابر یکدیگر و حق دولتها و اشخاص بر توسعه و پیشرفت تکنولوژیک سخن میگوید و میتوان توجه آنها را به افزایش توان دسترسی به دانش و فناوری و نه فقط امکان دسترسی به دانش و فناوری دریافت.

ماده ۷ موافقتنامه تریپس به بحث رفاه عمومی و تعادل میان حقوق و تعهدات اعضا تصریح دارد. مطابق این ماده «حمایت از حقوق مالکیت فکری و اجرای این حقوق باید به توسعه ابداعات تکنولوژیک و انتقال و اشاعه فناوری و استفاده متقابل تولیدکنندگان و به کارگیرندگان دانش فنی کمک کند و به گونهای صورت گیرد که به رفاه اقتصادی و اجتماعی و توازن میان حقوق و تعهدات منجر شود.» مطابق با این ماده، حمایت از حقوق مالکیت فکری نه تنها به منظور ارتقا «نوآوری فناورانه» بلکه برای «انتقال و اشاعه» فناوری در نظر گرفته شده است. به علاوه، این ماده حکایت از این دارد که حقوق مالکیت فکری خود، هدف نیست بلکه به منظور تحقق اهدافی نظیر رفاه اجتماعی و اقتصادی و تعادل میان منافع تولیدکنندگان و مصرف کنندگان وضع شده است.

همچنین در ماده ۸ این موافقتنامه: «۱- اعضا در تنظیم یا اصلاح قوانین و مقررات ملی خود می توانند اقدامات لازم را برای حفظ بهداشت و تغذیه و همین طور گسترش منافع عمومی در بخش های حائز اهمیت حیاتی برای توسعه اجتماعی-اقتصادی و تکنولوژیک اتخاذ کنند مشروط بر اینکه اقدامات مذبور با مقررات موافقت نامه حاضر انطباق داشته باشد. ۲- به منظور جلوگیری از سوء استفاده دارندگان حق مالکیت فکری از این حق و همین طور پرهیز از توسل به روش هایی که به گونهای غیرمعقول تجارت را محدود میسازند یا بر انتقال بینالمللی فناوری اثر منفی دارند، اقدامات و مصوباتی مناسب، به شرط انطباق با موافقتنامهی حاضر، میتواند وضع شود.»
بنابرین نظر به مفاد این دو ماده، کشورهای در حال توسعه می توانند از ظرفیتهای قانونی مقرر در این مواد به منظور بهرهمندی بیشتر مصرف کنندگان دانش فنی در قلمروی کشور خود و برای اصلاح قوانین و مقررات ملی خود استفاده کنند.
بنا بر این مواد، از یک سو حقوق انحصاری شناسایی شده در این موافقتنامه نمیتواند ابزاری جهت ممانعت ازدسترسی مشروع افراد به اطلاعات و دانش فنی قرار گیرد و اطلاق این مواد، این ممانعت را هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی نمیپذیرد. از جمله مصادیق این ممانعت، جلوگیری از به کارگیری روشهای مشروعِ کسب اطلاعات نظیر مهندسی معکوس در جایی است که تنها دلیل ما، بیم از منتهی شدن آن به نقض حقوق مالکیت فکری است.
از سوی دیگر نظر به اینکه، مقررات مندرج در مواد ۷ و ۸ موافقتنامهی تریپس به نحوی که سبب تحقق تعادل در حقوق و تعهدات، انتقال و گسترش فناوری و رفاه اقتصادی و اجتماعی عمومی شوند، فاقد ضمانتاجرا بوده و این امر در سطح بین المللی نگرانکنندهتر است، ضرورت پیش بینی نهادهایی با چارچوب و شرایط مشخص جهت تضمین این اهدافِ بنیادی احساس می شود. نهادهایی که فینفسه نقض حقوق مالکیت فکری نبوده و با تعیین حدود و صغور آن ها، دسترسی همگانی به دانش محقق می شود و چنانچه در بندهای آتی نیز با تفصیل بیشتری خواهیم گفت، شناسایی حق مهندسی معکوس در سطح بینالمللی، نظر به دشواری یافتن ضمانتاجراهای قابل اعمال، مبانی قویتر و گسترهی بیشتری دارد.
حق بر توسعه در مورد کشورهای در حال توسعه، در کاهش وابستگی این کشورها به کشورهای توسعه یافته بهویژه در عرصه فناوریهای بهره برداری از منابع طبیعی معنا مییابد. تنها از این طریق است که اهداف مقرر در ماده ۷ تریپس (رفاه اجتماعی اقتصادی و توازن میان حقوق و تعهدات) محقق خواهند شد. تا زمانی که کشورهای در حال توسعه، در زمینه فناوریهای فوق وابسته به کشورهای توسعه یافته باشند، قدرت جذب فناوری را نداشته، تحریمهای اقتصادی به راحتی آن ها را از پا درآورده و اهداف سازمان تجارت جهانی بهراحتی، با بهره گرفتن از چنین حربههایی کنار گذاشته می شوند.
نهایتاً اینکه که در بررسی تعارض حقوق مالکیت فکری و حقوق بشر، تا حد امکان باید میان این دو جمع کرد و ضمن توجه به مبانی حقوق بشری نظیر حق دسترسی به دانش و اطلاعات، حق دسترسی به بهداشت (در مواردی مثل ابداعات دارویی) و حق توسعه، باید حق بشری مالکیت هم به رسمیت شناخته شود. [۱۲۶] در مقابل نیز، حق بشری مالکیت باید در بستر سایر حقهای بشر مانند حق بر توسعه تفسیر و تعدیل شود، چراکه اساسا شناسایی حق مالکیت، راهکاری برای بهبود و توسعه زندگی بشر بوده است. بنابرین حق مالکیت که ابزاری برای توسعه و رشد انسانی است، نباید خود به هدف تبدیل شده و هدف عالیتر را نقض کند. عدم پیش بینی راهکارهایی برای تضمین اشاعه دانش، حق دسترسی به آن و حق توسعه، زمینههای سوءاستفاده از حق مالکیت و تأکید فراقانونی بر آن را فراهم خواهد کرد.
۲-۲-۳-۲ مبانی حقوقی مبتنی بر نارساییهای مقررات حقوق مالکیت فکری
الف)نارسایی مقررات مجوزهای اجباری در سطح بین المللی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- احیا و اعاده حقوق و آزادی های از دست رفته انسانی
-
- احیاء حسن اطمینان و امنیت و آرامش

- برگرداندن حس وظیفه شناسی و احساسات مداراجویانه، تحمل جامعه، بزه دیده و بزهکار
ب- بزهکاران در فرایند پویای عدالت ترمیمی، از آثار واقعی و اجتماعی و انسانی عمل خویش بر بزه دیده و بستگان او و جامعه آگاه شده و به طور فعال و آگاهانه مسئولیت های ناشی از عمل خویش را جبران میکنند.
ج- در خلال عدالت ترمیمی پویا،از امکا بزه کاری و بزه دیدگی مجدد جلوگیری شده و هر دو به عنوان عضو فعال به جامعه برمیگردند.
د- ترغیب اعضای جامعه به اینکه به صورت مسالمت آمیز گرد هم جمع شوند و به حل تعارضات بین خود بپردازند و از این طریق از احتمال بزه کاری و بزه دیدگی مجدد کاسته شود.
ه-از هزینه های تصاعدی اعمال کیفری و اشباع دادگاه ها و اشباع زندان ها و اتلاف وقت و هزینه و نیروی انسانی در جامعه جلوگیری شود.[۱۰۴]
گفتار دوم: پلیس و عدالت ترمیمی
»عدالت ترمیمی « الگوی جدیدی در عدالت کیفری است که بر احیای حقوق بزه دیده و حل و فصل مسائل ناشی از ارتکاب بزه با مشارکت فعال بز ه دیده و جامعه) محلی ( و نیز بزهکار از طریق مذاکره و ترمیم خسارات و ایجاد صلح و آشتی تأکید و تکیه دارد. عدالت ترمیمی با مشارکت آحاد جامعه اسلامی و شرکت آزادانه طرفهای اختلاف صورت میگیرد و در پی ایجاد صلح و آشتی بین طرفهای اختلاف از طریق ترمیم خسارات وارد شده است.
الگوی عدالت ترمیمی ارتکاب بزه را نقض قوانین و مقررات رسمی و مخالفت با دولت نمی پندارد بلکه آن را به عنوان یک اختلاف و تعارض در روابط اشخاص قلمداد میکند. با اینکه همه افراد جامعه محلی میتوانند در جهت اصلاح ذات البین گام نهند ولی بر مبنای مطالعات جرم شناختی، صلح و سازش بعد از وقوع جرم، از سوی پلیس که فردی حرفه ای و آموزش دیده است صورت میگیرد تا با به حداقل رساندن اشتباهات میانجیگری در مسیر صلح و سازش، رغبت افراد را به عدالت ترمیمی بیشتر نماید.
در عدالت ترمیمی، حضور پلیس و عملکرد او حائز اهمیت است. از جمله موارد عملکرد پلیس در عدالت ترمیمی، روش میانجیگری پلیس است که برای بزده دیده ذی نفع فرصتی را فراهم میسازد که بزهکار خود را در شرایطی سالم ملاقات کند و با کمک یک میانجیگر آموزش دیده، به بحث درباره جرم بپردازد. علی الاصول این میانجیگر پلیس است که با انجام وظیفه حرفه ای خود سعی در ملاقات بزهکار و بزه دیده و جبران خسارات ناشی از جرم دارد.

تحقیقات نشان دادهاند که چنین برنامه هایی بیشترین میزان رضایت میان بزده دیده و بزهکار را از پلیس و اجرای برنامه عدالت ترمیمی ایجاد میکنند. داوطلبانه بودن این برنامه ها باعث ترس کمتر در بزده دیده و تمایل بزهکار به جبران کامل خسارت می شود. همچنین این بزهکاران، کمتر از آنهایی که به جرم شان در دادگاه عادی رسیدگی شده است، مرتکب جرایم جدید میشوند.
از دیگر موارد نقش اثرگذار پلیس در عدالت ترمیمی، در روش گردهمایی گروه جامعه یا خانواده است که بزه دیده، بزهکار و خانواده و دوستان طرفین را گردهم می آورد تا در مورد جبران عواقب جرم تصمیم بگیرند. در این گردهمایی و ایجاد اثربخشی آن، پلیس نقش اساسی دارد. به خصوص حضور مشاوران پلیس در جهت ایجاد رضایت در بزه دیده و قبول مجازات از طرف بزهکار نقشی انکارناپذیر دارد.
مصالحه یا دایره های صدور احکام که شامل پلیس هم می شود برای ارتقای توافق و رضایت عام میان اعضای اجتماع، بزه دیدگان، بزهکاران، حامیان طرفین، قضات، دادستان، گروه وکلا و پلیس طراحی شده و مبتنی است بر صدور حکم مناسب که به تمام نگرانی ها و مطالبات طرفین ذی نفع توجه داشته باشد.
دو ضمانت اجرای کیفری سنتی در مقابله ترمیمی با جرم مورد استفاده قرار میگیرد: جبران زیان وارد آمده و خدمات عام المنفعه.
جبران زیان وارد آمده مبلغی است که بزهکار بابت زیان های مالی ناشی از جرم به بزه دیده پرداخت میکند. مطالعات نشان میدهند که هرگاه جبران خسارت در فرایند میانجیگری از طرف پلیس کنترل شود، احتمال پرداخت کامل آن بیشتر از زمانی است که این تصمیم صرفاً ناشی از حکم دادگاه باشد. زیرا حضور مشاوران پلیس نقشی اساسی در فرایند قبول خسارت وارده از سوی بزهکار دارد.
از طرفی خدمات عام المنفعه، فعالیتی است که توسط بزهکار با نظارت مستقیم پلیس در راستای منافع جامعه صورت میگیرد. آنچه کاربرد این روش را به عنوان پاسخی ترمیمی متمایز میکند تلاش برای تضمین این امر که آسیب یاد شده با خدمات عام المنفعه ترمیم می شود. این خدمات عام المنفعه با نظارت پلیس در جهت وادار کردن افراد با نیروی دولتی انجام می شود.
الف) نتیجه ها:
۱- ﺗﺎ دﻫﻪ ﻫﺎی اﺧﻴﺮ ﻧﻈﺎمﻫﺎی ﺣﻘﻮﻗﻲ ( ﺑـﻪ وﻳـﮋه ﻗـﻮاﻧﻴﻦ آﻳـﻴﻦ دادرﺳـﻲ ﻛﻴﻔـﺮی ) و ﻣﻜﺎﺗﺐ ﺟﺮم ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﺘﻬﻢ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺘﻪ اﻧﺪ و ﺑﻪ ﺣﻘﻮق و ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺑﺰه دﻳﺪه ﻛﻤﺘﺮ ﺗﻮﺟﻪﻛﺮده اﻧد. اﻧﺪﻳﺸﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ از ﺑﺰه دﻳﺪه در دﻫﻪ ﻫﺎی اﺧﻴﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﺟﺮم ﺷﻨﺎﺳـﺎن، ﻗـﺎﻧﻮن ﮔﺬاران، ﻣﻘﺎﻣﺎت ﻗﻀﺎﻳﻲ و ﭘﻠﻴﺲ ﺷﺪه و اﻗﺪاﻣﺎت ﻗﺎﺑـﻞ ﺗـﻮﺟﻬﻲ در ﺟﻬـﺖ ﺣﻤﺎﻳـﺖ از ﺑﺰه دﻳﺪﮔﺎن، ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎ و ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎی آﻧﺎن ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ .
-
- ﺑﺰه دﻳﺪﮔﺎن ﺟﺮاﻳﻢ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺳﻦ، ﺟﻨﺴﻴﺖ، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎ و ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوتی دارﻧﺪ ﻛﻪ ﻻزم اﺳﺖ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ دﺳﺘﮕﺎه ﻋﺪاﻟﺖ ﻛﻴﻔﺮی ﺑﻪ وﻳﮋه ﻣﺄﻣﻮران ﭘﻠﻴﺲ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد. ﺣﻘﻮق وﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺰه دﻳﺪﮔﺎن ﻋﺒﺎرت اﻧﺪ از : ﺣﻖ ﺗﺄﻣﻴﻦ اﻣﻨﻴـﺖ و آﺳﺎﻳﺶ، رﻓﺘﺎر ﻛﺮاﻣﺖ ﻣﺪار ﺑﺎ ﺑﺰه دﻳﺪﮔان ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﮕﺮاﻧﻲآﻧﺎن، ﻫﻤﺪردی ﺑﺎ ﺑﺰه دﻳﺪﮔﺎن، ﺣﻔﻆ ﻫﻮﻳﺖ و آﺑﺮوی آﻧﺎن، ﺟﺒﺮان ﺧـﺴﺎرت آﻧﻬـﺎ، ﻣـﺸﺎرﻛﺖ دادن آﻧـﺎن در ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻛﻴﻔﺮی، ﻛﻤﻚ رﺳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺑﺰه دﻳﺪﮔﺎن در ﺻـﺤﻨﻪ ﺟـﺮم و ﺳـﺎﻋﺎت اوﻟﻴـﺔ ﭘـﺲ از ﺑﺰه دﻳﺪﮔﻲ، اراﻳﻪ ﻣﺸﺎوره و دادن آﮔﺎﻫﻲ ﻫﺎی ﻻزم ﺑﻪ آﻧﺎن، ﺣﻖ دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺳﺮﻳﻊ و آﺳﺎن ﺑﻪ ﭘﻠﻴﺲ، ﺣﻖ دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﭘﻠﻴﺲ زن ﺑﺮای زﻧﺎن ﺑﺰه دﻳﺪه، ﺧـﻮش رﻓﺘـﺎری و ﻣﻬﺮﺑـﺎﻧﻲ ﭘﻠﻴﺲ ﺑﺎ ﺑﺰه دﻳﺪﮔﺎن، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻋﺎﻃﻔﻲ و رواﻧﻲ از آﻧﺎن، و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﻛﺸﻒ ﺟﺮم، ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ و دﺳﺘﮕﻴﺮی ﻣﺘﻬﻤﺎن و اﻧﺠﺎم ﺻﺤﻴﺢ و دﻗﻴﻖ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻠﻴﺲ
-
- مشارکت بزه دیدگان در فرایند کیفری، در همه نظام های حقوقی چه در زمینه اعلام گزارش و چه در زمینه ارائه اطلاعات ناشی از جرم نقش بسزایی دارد. به خصوص در جرایمی که جنبه خصوصی دارند باعث دستگیری مجرمان شده و از تجری آنان و زیان های بعدی جلوگیری میکند.
- در اختیار داشتن جدیدترین و علمی ترین تکنولوژی موجب می شود که پلیس در کشف و پیگیری بزهکاران مقتدر بوده و به خصوص در دستگیری بزهکارانی که با ضریب هوشی بالا به آسانی در دام پلیس نمی افتند ابتکار عمل به خرج دهد و در برابر حیله های بزه کاران عملکرد قویتری داشته باشد.
ب) پیشنهادها:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
دیدگاه تأثیر رفتاری این دیدگاه معتقد است که نیروهای قوی محیطی، مصرف کننده را به سمتی سوق میدهند که او بدون احساسات و یا باورهای قوی از پیش ساخته شده، به خرید یک محصول اقدام میکند. در این هنگام، مصرف کننده از طریق فرایند عقلایی تصمیم گیری یا متکی بر احساسات، به خرید محصول اقدام

نمی کند. در عوض خرید او ناشی از تأثیر مستقیم رفتار از طریق نیروهای محیطی از قبیل ابزارهای ارتقای فروش، هنجارهای فرهنگی، محیط فیزیکی و یا فشارهای اقتصادی میباشد (موون و مینور، ۱۳۸۱، ص ۵۰).
-
-
- دیدگاه ادراک عملکرد
این دیدگاه بر این فرض مبتنی است که آنچه مشتری از ارائه خدمات و محصولات ادراک می کند، در رضایت او مؤثر است. تسه و ویلتون[۱۷] در مقاله خود تحت عنوان «مدل های ساختار رضایت مشتری» بیان کردهاند که عملکرد درک شده از سوی مشتری در تعیین رضایت مشتری یا عدم رضایت مشتری نقش مؤثری دارد (تسه و ویلتون ۱۹۹۸،ص ۲۰۸). همچنین مارتنسن[۱۸] و همکارانش ۲۰۰۰، ص ۵۰۰) در تحقیقی تحت عنوان «محرک های رضایت مشتری و وفاداری مشتریان : یافته های صنعت در دانمارک» به این نتیجه رسیده اند که انتظارات مشتریان، در رضایت مشتری و وفاداری او یا هیچ تاثیری نداشته یا دارای تاثیر کمی میباشد (مارتین و همکاران، ۲۰۰۰، ص ۲۰۸). گروهی از پژوهشگران با رد این تعریف، بر جنبه بازشناسی خواسته های مشتریان تأکید نمودند. لشاوسکی و کومار [۱۹] در تحقیق خود تحت عنوان «آشکارسازی نقش واقعی انتظارات مشتری در رضایت مشتری با تجربه کالاها و باور آن ها » از خواسته های مشتری و نه ادراک منهای انتظارات، بر این تعریف رضایت مشتری از کالاها و خدمات استفاده کردهاند. مثلاً دانش آموز انتظار دارد که نمره B بگیرد، اما خواسته او نمره A است، اگر این دانش آموز نمره B بگیرد با این که انتظار نمره کسب را داشته ، اما ناراضی خواهد بود (الشاوسکی و کومار، ۲۰۰۱، ص ۶۹). زیتمل و پاراسورامان[۲۰] در مقاله خود به نام «کیفیت خدمات» نیز به همین نکته اشاره و پیشنهاد کردهاند که برای اندازه گیری کیفیت خدمات، استفاده از متغیر مناسب باید بر هدف تحقیق مبتنی باشد. اگر هدف تحقیق پی بردن به کمبودهای ارائه خدمات باشد، استفاده از نمره ادراک منهای انتظارات برای اندازه گیری کیفیت خدمات، مناسب تربوده اطلاعات غنی تری را در اختیار ما قرار میدهد (زیتمل و پارسورکان، ۲۰۰۴،ص ۸۸).

-
- مشتری مداری و وفاداری
پرفسور کانو معتقد است که همه مشتریان با هم برابر نیستند؛ به همین جهت شناخت و انتخاب مشتری دائمی و وفادار تنها شرط بقای دائمی هر شرکت است. تحلیل قانون پارتو در نظام مشتری محور بیان میکند که۲۰% مشتریان،۸۰% درآمد ما را تأمین میکنند و مابقی یعنی ۸۰% مشتریان فقط ۲۰% کالا و خدمات ما را می خرند؛ لذا شناخت و سنجش میزان وفاداری مشتریان برای ما بسیار ضرور است (محمدی ، ۱۳۸۲، ص ۵۷). سالگنا و گودویین[۲۱] (۲۰۰۵) در تحقیقی با عنوان «وفاداری مشتریان به ارائه خدمات: یک مدل مفهومی یکپارچه»، وفاداری مشتریان نسبت به مارک را در این زمینه ارائه خدمات مورد بررسی قرار دادند . آن ها در این تحقیق، با بهره گرفتن از منابع کتابخانه ای، تعریف یکپارچه ای از وفاداری به خدمات، با ارائه یک مدل مفهومی پیشنهاد دادهاند که در آن ارتباط میان ساختارهای پیشین وفاداری مشتریان نشان داده شده است . این مدل نشان میدهد که وفاداری خانوارهای مشتریان به خدمات، تابعی است از رفتار تکرار خرید، رضایت مشتریان، و تعهد احساسی است.[۲۲] در مدل آن ها نوع ارتباطات و همچنین عمق ارتباطاتی که یک سازمان با مشتری ایجاد میکند، تعیین کننده وفاداری مشتری و همچنین عمر سوددهی سازمان میباشد و اعتماد، یک عنصر ضرور برای دوام ارتباطات پایدار بین سازمان و مشتری است . بدون اعتماد، ایجاد ونگهداری تعهد احساسی در مشتریان غیر ممکن میگردد. در تعریف ارائه شده در این تحقیق، رضایت مشتری و تعهد احساسی آن ها به سازمان، به عنوان وفاداری تعریف گردیده است و برای این که سازمان ها بتوانند این تعریف را اجرا کنند، نیاز دارند تا روش های اندازه گیری وفاداری مشتریان رابهبود بخشند، برروی بخش بندی بازار و مشتریان تأکید نمایند، محصولات خود را با خواست مشتریان تطبیق دهند، و استراتژی های پوشش دهنده ای را اتخاذ نمایند. در این تحقیق، فرض شده است که درجه وفاداری مشتریان قابل اندازه گیری است؛ هم چنین برای تعیین ساختار وفاداری و برای ارائه توصیه های عملی به منظور تدوین برنامه ریزی استراتژیک و اجرای آن، وفاداری مشتری باید به طور دائم تعریف گردد . از نظر آن ها مفهوم وفاداری یک مفهوم غلط انداز است و مدل ارائه شده از سوی آ نها سعی کردهاست تا تعدادی ساختار و مسائل مرتبط با آن را به این مدل اضافه نماید . تعریف وفاداری، به عنوان یک ساختار چند بعدی م ی باشد که در آن رفتار مصرف کننده، نگرش و احساسات آن ها مورد بررسی قرار میگیرد (سالگنا و گودویین، ۲۰۰۵، ص ۵۱).
-
- مشعوف شدن مشتری مهم تر از رضایت مشتری
مشتریان مشعوف کسانی هستند که سازمان ها فراتر از نیازها و انتظارات «تلویجی» (خواسته ها و الزاماتی که از سوی مشتری بدیهی محسوب میشوند) و نیازها و انتظارات «تصریحی» (خواسته ها و الزامات مشخص شده از سوی مشتری) آن ها را تامین نموده اند. مشتریان مشعوف نه تنها خرید از سازمان را تکرار میکنند، بلکه دیگران را نیز به خرید از سازمان تشویق می نمایند . هیکس[۲۳] و همکارانش در تحقیقی با عنوان «مشتریان مشعوف[۲۴] دوباره خرید میکنند»، نقش یک متغیر میانه را در زمینه رضایت مشتری مورد بررسی قرار دادند . در این تحقیق نقش میزان آگاهی قبلی مشتری برروی تکرار خرید بررسی میگردد که در آن میزان آگاهی مشتری به عنوان یک متغیر میانه بین رضایت مشتری و تکرار خرید وهمچنین مشعوف بودن مشتری و تکرار خرید در نظر گرفته شده است . این تحقیق بر روی مشتریانی انجام شده که یک تجربه خرید اولیه دارند و در آن، عملکرد درک شده از سوی مشتریان با خرید یک گل آپارتمانی و تکرار خرید آنان مورد سنجش قرار داده می شود. این مطالعه به صورت نمونه گیری میدانی و از طریق اینترنت، توسط یک شرکت تحقیقاتی حرفه ای در تحقیقات اینترنتی صورت گرفته است . در این نمونه، به صورت تصادفی ۱۵۰۰نفر از افراد پایگاه داده، انتخاب گردیده که آنان نیز ازطریق سؤالاتی غربال گردیدند و در نهایت ۶۵۹ پاسخ دهنده پرسشنامه را تکمیل نمودند . اندازه گیری های انجام شده در زمینههای زیر صورت گرفته است: – رضایت مشتری – مشعوف بودن مشتری – سطح دانش و آگاهی مشتری – دلیل تکرار خرید نتایج نشان داده است که سطح دانش و آگاهی مشتریان بر روی مشعوف کردن مشتری به منظور تکرارخرید و همچنین برروی رضایت مشتری به منظور تکرار خرید دارای اثری متعادل است . اما مشعوف کردن مشتری به منظور تکرار خرید بر روی تکرار خرید اثر قابل توجهی داشته و نتایج نشان میدهند که باید تأکید بیش تری برروی مشعوف کردن مشتری نسبت به رضایت مشتری قائل گردید (هیکس و همکاران، ۲۰۰۵، ص ۹۴) .
- مدل شناختی به عنوان نماینده درونی مشتری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول۲-۱: استراتژی های چهارگانه ماتریس SWOT ونحوه تعیین آن (دیوید،۳۶۵:۱۳۷۹)

ماتریس SWOT
نقاط قوت-S
نقاط قوت را فهرست کنید
نقاط ضعف-W
نقاط ضعف را فهرست کنید
فرصت-O
فرصت ها را فهرست کنید
استراتژی هایSO
(حداکثر-حداکثر)
با بهره جستن از نقاط قوت درصدد بهره برداری از فرصت ها برآیید
استراتژی های WO
(حداقل- حداکثر)
با بهره جستن از فرصت ها،نقاط ضعف را از بین ببرید
تهدید- T
تهدیدات را فهرست کنید
استراتژی هایST
(حداکثر-حداقل)
برای احراز از تهدیدها،از نقاط قوت استفاده کنید
استرتژی هایWT
(حداقل- حداکثر)
نقاط ضعف را کاهش دهید واز تهدیدات پرهیز کنید
مدل SWOT در حالت معمولی متشکل از یک جدول مختصاتی دوبعدی است که هر یک از چهار نواحی آن نشانگر یک نوع راهبرد است؛ لذا با بهره گرفتن از این الگو می توان عوامل درونی بیرونی صنعت گردشگری را به خوبی شناسایی وبابهره برداری بهینه از آن ها در جهت مدیریت بهتر گام نهاد .این چهار راهبرد به قرار زیر است:

-
- راهبردهای تهاجمی(SO):در قالب این راهبردها،سازمان بااستفاده از نقاط قوت داخلی می کوشد از فرصت های خارجی بهره برداری نماید وبا بره گیری از نقاط قوت،فرصت ها را به حداکثر برساند.
-
- راهبردهای رقابتی(ST):سازمان با اجرای این راهبردها می کوشد تابا استفاده از نقاط قوت خود،اثرات ناشی از تهدیدات موجود را کاهش داده ویا آن ها را از بین میبرد.
-
- راهبردهای محافظه کارانه(WO):هدف از این راهبرد ها،بهبود بخشی نقاط ضعف داخلی صنعت با بهره برداری از فرصت های موجود در محیط داخل است.
- راهبردهای تدافعی(WT):صنعت با به کارگیری این راهبرد،حالت تدافعی به خود میگیرد.هدف از این راهبرد،کم کردن نقاط ضعف داخلی و پرهیز از تهدیدات ناشی از محیط خارجی است.
به طور کل راهبردها برای دست یابی به موقعیتی مطلوب تر تدوین میشوند ؛وشامل سلسله اعمال ویژه ی مورد نیاز برای تامین خط مشی ها هستند که میتوانند تعیین کنند چه نوع گردشگری،در کجا باید توسعه یابد وچه سیاستی را اتخاذ کرد تا از تسهیلات وخدمات استفاده شود.
۲-۶-۲ مدل برنامه ریزی راهبردی کمی(QSPM)
مدل QSPM یا برنامه ریزی راهبردی کمی روشی تحلیلی است که به واسطه آن می توان جذابیت هرکدام از راهبردهای به دست آمده در مرحله ورودی ومقایسه را مشخص و پایداری هرکدام از راهکارها در مواجهه با شرایط بیرونی را به دست دهد که در این جا اگر راهبردی توان مواجهه با شرایط متغییر بیرونی را نداشته باشد از لیست راهبرد ها حذف میگردد.
جدول۲-۲: ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی(QSPM) (دیوید،۳۸۶:۱۳۷۹)
انواع استراتژی های قابل اجرا
عوامل اصلی
ضریب نسبی
استراتژی اول
استراتژی دوم
استراتژی سوم
عوامل خارجی
عوامل داخلی
مجموع
فصل سوم
وضعیت گردشگری در
استان گلستان
۳-۱ موقعیت جغرافیایی استان گلستان
گلستان نام جدید سرزمینی است که در طول تاریخ وتاسده هفتم هجری به نام ایالت گرگان واز آن پس تا آغاز سده دهم به نام استرآباد و در نوشته های دوران اولیه اسلامی به نام جرجان واز اسفند ۱۳۱۶ همراه با استان های تهران،مازندران،قم و سمنان بخشی از استان دوم ایران به شمارآمد .این استان تاسال۱۳۷۶ بخشی از استان مازندران بود اما درآن سال به صورت استان مستقلی به نام گلستان که نام جنگل شرقی استان است،در عرصه ی سیاسی واداری مطرح شد وشهر گرگان به عنوان مرکز این استان برگزیده شد.این استان در اوستا به صورت «هرکانه» ،در کتیبه بیستون«ورکانه» ثبت شده است ونویسندگان یونان باستان آن را «هیرکانیان» نامیدند. بیشتر شهرهای کنونی استان از دیرینگی چندانی برخوردار نیستند واز بزرگ شدن روستاها به وجود آمدند وبه عبارتی روستاشهر به شمار میآیند با این همه،شهرهای گرگان وگنبدکاووس ریشه تاریخی دارند[۲۰].در واقع اهمیت آن به خاطر زایش تمدن آریایی در شمال کشور میباشد.
نقشه۳- ۱: موقعیت استان گلستان در کشور
گلستان استانی در شمال کشور بین۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۸ دقیقه شمالی و در طول جغرافیایی ۵۳ درجه و ۵۷ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۲ دقیقه شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است که این استان از شمال به جمهوری ترکمنستان،از سمت شرقی به استان خراسان شمالی،از جانب غربی به استان مازندران ودریای مازندران واز سمت جنوب به استان سمنان منتهی می شود که مساحتی حدود۱۲۷/۲۰۳۶۷ کیلومتر مربع که تقریبا برابر ۳/۱درصد مساحت کل کشور است و به عبارتی رتبه ۲۱ را در سطح پوشش بین استان های کشور دارد که حدود یکصد کیلومتر خط ساحلی(بندرگز، ترکمن،نوکنده وگمیشان) این استان میباشد.طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ استان گلستان دارای ۱۷۷۷۰۱۴ جمعیت دارد که سهم آن از کل کشور ۳۶/۲ درصد میباشد.
۳-۲ تقسیمات سیاسی استان گلستان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اینک هر یک از کلیدهای تواناسازی را ازدیدگاه کنث بلانچارد و همکاران[۲۲] بررسی میکنیم.

۱- همه را در اطلاعات سهیم کنید(مشارکت همگانی در اطلاعات). نخستین رکن تواناسازی مشارکت اطلاعاتی است و یکی از نقش های رهبران سازمانی، دادن اطلاعات مؤثر، به موقع و کافی به کارکنان است. آن دسته از رهبرانی که تمایل ندارند افراد را در اطلاعات سهیم کنند هرگز کارکنانشان را در اداره موفقیت آمیز سازمانشان شریک نخواهند کرد و هرگز سازمان توانمندی نخواهند داشت. سهیم شدن در اطلاعات برای تواناسازی سازمان و اعتماد برای یک سازمان توانمند یک ضرورت حتمی است. مشارکت و سهیم شدن کارکنان در اطلاعات موجب برقراری جو اعتماد و صمیمیت و مسئولیت پذیری می شود. چنانچه به افراد اطلاعات لازم و ضروری کار داده نشود جو بی اعتمادی ایجاد شده و دیگر نمی توان از آنان رفتار مسئولانه انتظار داشت. جو بی اعتمادی موجب اختلال در امر تصمیم گیری می شود. افراد بدون اطلاعات قادر نیستند خود را اداره کنند یا تصمیمات مناسب را بگیرند. بنابرین، افراد با داشتن اطلاعات ناگزیرند مسئولانه عمل کنند.(کنث بلانچارد و همکاران[۲۳]،۱۳۷۹،۵۸). کانتر[۲۴] اطلاعات را یکی از حیاتی ترین ابزارقدرت مدیریتی شناسایی کرد. کسب اطلاعات به ویژه اطلاعاتی که به نظر میرسند نقش محوری یا راهبردی در سازمان داشته باشد، می تواند برای ساختن یک پایگاه قدرت و نیز برای متنفذ کردن یک شخص در سازمان به کار رود. از طرف دیگر، وقتی مدیران افراد خود را با اطلاعات بیشتر تجهیز میکنند، آن افراد احساس توانمندی و به احتمال بیشتر با بهره وری، کامیابی و در هماهنگی با خواسته های مدیریت کار میکنند(کمرون و وتن[۲۵]،۱۳۸۱،۵۱). بنابرین، داشتن اطلاعات:

-
- نسبت به سازمان شناخت بیشتری ایجاد میکند.
-
- قدرت تحلیل شرایط و موقعیت فعلی و آتی سازمان را افزایش میدهد.
-
- برای پذیرش مسئولیتهای بالاتر آمادگی بیشتری را ایجاد میکند.
-
- روابط بین مدیران، سرپرستان و کارکنان را تسهیل میکند.
- جو اعتماد و صمیمیت را تقویت و توسعه می بخشد.
به زعم بلانچارد و همکاران، اطلاعات در سرزمین توانا سازی به مثابه پول رایجی است برای خرید مسئولیت و اعتماد. هر رهبری به پیروان مسئول و قابل اعتماد در سازمان نیاز دارد که این مهم از طریق دادن اطلاعات به آن ها قابل وصول است. چنانچه کارکنان را در اطلاعات حتی اطلاعات حساس و محرمانه سهیم کنیم، اعتماد آنان به مدیریت و رهبری دو چندان خواهد شد. بنابرین، افراد به اطلاعات نیاز دارند تا مسئول باشند و احساس کنند مورد اعتمادند(همان منبع ص ۶۲). کمرون و همکاران نیز براهمیت فراهم آوردن اطلاعات برای افزایش توانمندی بیشتر تأکید میکنند، یافته های پژوهشی آنان نشان داد که از طریق سهیم کردن افراد در اطلاعاتی که برای بهبود و اصلاح سازمان به دانستن آن نیاز دارند میتوان به موفقیتهای چشمگیری دست یافت(کمرون و وتن[۲۶]،۱۳۸۱، ۵۳).
آلن رندالف یکی از گامهای کلیدی برای ایجاد فرهنگ تواناسازی در سازمان را سهیم ساختن کارکنان در اطلاعات میداند. سهیم شدن در اطلاعات[۲۷] مربوط به سهم شرکت در بازار، استراتژی های رقابت، فرصتها، هزینه های واقعی، تقلیل احتمالات، ارقام سود و نظایر آن. افراد بایستی درک کنند که چگونه میتوانند از دانش کسب شده به بهترین وجه ممکن استفاده کنند. افراد بدون اطلاعات نمیتوانند مسئولیت تصمیم گیری را به عهده بگیرند.افراد با اطلاعات تقریباً به طور کامل میتوانند عهده دار مسئولیت تصمیم گیری شوند(رندولف[۲۸]، ۲۰۰۳).
جین اسمیت یکی از کلیدهای اساسی کمک به توسعه استقلال افراد را سهیم کردن آنان در اطلاعات میداند. ایشان نیز تأکید میکند که اطلاعات سبب تسهیل در تصمیم سازی و تصمیم گیری می شود. اگر کارکنان را در اطلاعات سهیم نکنیم نمی توان از آنان انتظار داشت مسئولیت بپذیرند. بدون داشتن اطلاعات نمی توان تصمیم گرفت وآن را اجرایی نمود. اگر به افراد اطلاعات دهیم به آن ها کمک نکردهایم بلکه به آنان مسئولیت دادهایم(اسمیت[۲۹]، ۲۰۰۰، ۱۲).
جمع بندی کلید اول: به عنوان جمع بندی از کلید اول میتوان گفت سازمانها برای ادامه حیات خود و ماندن در دنیای رقابت ناچارند سطح آگاهیها و دانش خود را نسبت به محیط داخلی و بیرونی افزایش دهند. از سوی دیگرسازمانها، مجموعه های انسانی هستند و افراد تا تغذیه اطلاعاتی نشوند نمی توانند در راستای تحقق اهداف،استراتژیها و سیاستها و برنامه ها و طرحها تلاش کنند. این تلاشها زمانی ثمربخش است که افراد نسبت به چشم انداز، مأموریتها، استراتژیها، سیاستها و برنامه عملیاتی سازمان آگاهی داشته باشند و این آگاهیها زمانی افزایش مییابد که افراد را در اطلاعات سهیم کنیم. کنث بلانچارد و همکاران به چهار دلیل مشارکت اطلاعاتی[۳۰] را به عنوان کلید تواناسازی میدانند:
– اگر قرار باشد کسانی را که در خط مقدم هستند، مامور و مسئول گرفتن تصمیمهایی کنیم که بر حیات شرکت اثر میگذارند باید همان اطلاعاتی را که مبنای تصمیم گیریهای مدیریت است، در اختیار آن ها قرار دهیم. افراد بی اطلاع قادر به تصمیم گیری نیستند و انگیزه خطر کردن(ریسک) را ندارند. – هنگامی میتوانیم از افراد انتظار خطر کردن و پذیرش مسئولیت گرفتن تصمیم های کاری را داشته باشیم که آن ها به مدیریت و نظام های سازمانی، اعتماد پیدا کرده باشند. اگر افراد از پیامد تصمیمهای خود در هراس باشند(یعنی به رهبری اعتماد نداشته باشند) میل به خطر کردن و گرفتن تصمیمها را نخواهند داشت. یکی از سودمندترین و سادهترین راه های تقویت روح اعتماد در سازمان، مشارکت اطلاعاتی است.
آخرین دلیل مربوط می شود به موضوع تغییر، در هر نوع تغییر افراد در شروع کار دارای انواع دلواپسی اطلاعاتی هستند که باید مورد توجه قرار گیرد. چنانچه در این مرحله مشارکت اطلاعاتی صورت گیرد افراد می توانند به انواع پرسشهایی از قبیل اینکه چرا تغییر لازم است، دقیقاً چه چیز باید تغییر کند و باید منتظر چه نتیجه ای باشیم و چه قدر تغییر کنیم و با چه سرعتی؟ پاسخ گویند و نگرانی های اطلاعاتی خود را به حداقل رسانند. بنابرین مشارکت دادن در اطلاعات:
-
- اولین کلید در تواناسازی افراد و سازمانها است.
-
- به افراد امکان میدهد که وضعیت فعلی سازمان را به طور روشن بدانند.
-
- در سراسر سازمان اعتماد ایجاد میکند.
-
- طرز فکر سلسله مراتب سنتی را از میان بر میدارد.
-
- به افراد کمک میکند که بیشتر مسئول باشند.
- افراد را بر می انگیزد تا مانند مالکان سازمان(سهامداران) عمل کنند.
۲-با تعیین حدود، خود مختاری ایجاد کنید(ایجاد خودگردانی در قلمرو جدید).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴- اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش، شفافسازی نقش اطمینان بیش از حد مدیریت در تبیین برخی از جنبههای سیاست تقسیم سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.

هدفهای فرعی پژوهش:
-
- تبیین دیدگاه مدیران و سرمایهگذاران نسبت به اطمینان بیش از حد مدیریت در بورس اوراق بهادار تهران
-
- بررسی تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت در ارتباط با دیگر عوامل تأثیرگذار بر سیاست تقسیم سود
-
- تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت بر رابطه بین سیاست تقسیم سود و فرصتهای رشد شرکت
-
- واکنش قیمت سهام به اعلان خبر افزایش سود سهام به وسیله مدیریت دارای اطمینان بیش از حد
-
- ارائه معیارهای اندازهگیری قابلاجرا برای اطمینان بیش از حد مدیریت در بازار سرمایه ایران

۱-۵- فرضیههای پژوهش
فرضیه اول: بین اطمینان بیش از حد مدیریت و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم: اطمینان بیش از حد مدیریت بر رابطه بین فرصتهای رشد شرکت و سیاست تقسیم سود تأثیر دارد.
فرضیه سوم: اطمینان بیش از حد مدیریت بر واکنش قیمت سهام به خبر افزایش سود سهام تأثیر دارد.
روش اجرای پژوهش
۳-۱- مقدمه
انتخاب روش پژوهش بستگی به هدف و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد؛ بنابرین، هنگامی میتوان در مورد روش بررسی و انجام یک پژوهش تصمیم گرفت که ماهیت موضوع پژوهش، هدف و وسعت دامنه آن مشخص باشد. بهعبارت دیگر، هدف از انتخاب روش پژوهش آن است که پژوهشگر مشخص نماید چه شیوه و روشی را اتخاذ کند تا او را هرچه دقیقتر، سریعتر و ارزانتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخهایی برای پرسش یا پرسشهای پژوهش موردنظر کمک کند (نادری و سیف نراقی، ۱۳۷۹: ۶۳).
در این فصل، روششناسی پژوهش بیان میشود. ابتدا با توجه به هدف پژوهش، فرضیهها بیان میشود. سپس مدلهای پژوهش و روش آزمون فرضیهها تشریح میشود. تعریف متغیرهای پژوهش و اندازهگیری هر یک از آن ها، جامعه آماری و نمونه پژوهش، داده های مورد استفاده و روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز در این فصل مطرح میشود.
۳-۲- روش پژوهش
هدف از انتخاب روش پژوهش آن است که پژوهشگر مشخص کند اتخاذ چه شیوهای او را هر چه دقیقتر، آسانتر و سریعتر به پاسخ برای پرسش پژوهش موردنظر میرساند (نادری و سیف نراقی، ۱۳۷۹: ۶۴).
این پژوهش از منظر هدف پژوهش، کاربردی است. از منظر مکان پژوهش، در زمره پژوهشهای کتابخانهای قرار می گیرد و در نهایت، این پژوهش از منظر روش پژوهش، در زمره پژوهشهای توصیفی- همبستگی است. طرح پژوهش آن از نوع نیمه تجربی و با بهره گرفتن از رویکرد پسرویدادی (از طریق اطلاعات گذشته) است. از روش پسرویدادی زمانی استفاده میشود که پژوهشگر پس از وقوع رویدادها به بررسی موضوع میپردازد، افزون بر این، امکان دستکاری متغیرهای مستقل وجود ندارد (نمازی، ۱۳۸۹: ۳۹).
۳-۳- فرضیههای پژوهش
فرضیه حدس عالمانهای درباره حل یک مسأله است. فرضیه را میتوان به منزله رابطهای منطقی بین دو یا چند متغیر تعریف کرد که به صورت جملهای آزمونپذیر بیان میشود. این روابط بر پایه شبکه ارتباطهایی تجسم میشود که ریشه در چهارچوب نظری تدوینشده برای پژوهش دارند (صائبی و شیرازی، ۱۳۹۰: ۱۰۲).
طبق مبانی نظری و بهاستناد پژوهشهای بومن (۲۰۰۹) و دشماخ و همکاران (۲۰۱۳) فرضیههای زیر تدوین شده است:
فرضیه اول: بین اطمینان بیش از حد مدیریت و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم: اطمینان بیش از حد مدیریت بر رابطه بین فرصتهای رشد شرکت و سیاست تقسیم سود تأثیر دارد.
فرضیه سوم: اطمینان بیش از حد مدیریت بر واکنش قیمت سهام به خبر افزایش سود سهام تأثیر دارد.
-۶- جامعه و نمونه آماری
۳-۶-۱- جامعه آماری
یک جامعه آماری عبارت است از مجموعهای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. معمولاً در هر پژوهش، جامعه مورد بررسی یک جامعه آماری است که پژوهشگر مایل است درباره صفت یا صفتهای متغیر واحدهای آن به مطالعه بپردازد. تعریف جامعه آماری باید جامع و مانع باشد. به عبارت دیگر، این تعریف باید چنان بیان شود که ازنقطهنظر زمانی و مکانی، همه واحدهای مورد مطالعه را در برگیرد و درعینحال، از شمول واحدهایی که نباید به مطالعه آن ها پرداخته شود، جلوگیری به عمل آید (سرمد و همکاران، ۱۳۷۹: ۱۷۷).
جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
۳-۶-۲- نمونه آماری
در این پژوهش برای تعیین نمونه آماری از روش غربال (حذف سامانمند) استفاده شده است؛ یعنی، ابتدا لیستی از کلیه شرکتهای بورسی تهیه میشود و سپس شرکتهایی که دارای شرایط موردنظر در پژوهش حاضر نباشند، حذف میشوند و بقیه شرکتهایی که دارای شرایط موردنظر باشند، به عنوان نمونه انتخاب میشوند.
بدین ترتیب که از میان کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (اعضای جامعه آماری)، شرکتهایی که واجد شرایط ذیل باشند، انتخاب شدهاند.
-
- پایان سال مالی شرکتها ۲۹ اسفند باشد و طی دوره زمانی موردنظر تغییر فعالیت یا تغییر سال مالی نداده باشند.
-
- داده های موردنظر برای آن ها در دسترس باشد.
-
- شرکتهای انتخابشده جز بانکها و مؤسسههای مالی نباشند.
- طی دوره مورد بررسی در بورس به طور فعال شرکت داشته باشند.
بر اساس این شرایط، از بین شرکتهای مربوط به جامعه آماری، تعداد ۹۲ شرکت که واجد شرایط فوق بودهاند از میان صنایع مختلف به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. لیست کامل شرکتهای منتخب به عنوان نمونه در پیوست شماره یک درج شده است.
۳-۷- روش جمع آوری داده ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱ انواع دلبستگی کودکان
اینزورث و همکاران(۱۹۸۷) سبک دلبستگی کودکان را به سه گروه که دارای هشت زیر گروه(گروهA با دو زیرگروه، گروهB با چهار زیرگروه و گروهC با دو زیر گروه) طبقه بندی کردهاند.
۲-۲-۱-۱ دلبسته ناایمن اجتنابی(گروهA)
کسانی که در گروهA1 قرار دارند در برابر غریبه ها مضطرب نمی شوند و زمانی که مادر کودک را ترک میکند کودک اعتراض کمتری میکند و ممکن است حضور مادر را نادیده بگیرد. افرادی در گروهA2 قرار می گیرند که از طرد شدن از طرف دیگران می هراسند و با وابستگی شدید به دیگران از اضطراب خود می کاهند(شافر،۲۰۰۰). کودکانی که در زیر گروهA قرار دارند رفتار جستجوی مجاورت یا مراقبت را آمیخته با رفتار اجتناب از مجاورت و زندگی مراقب نشان میدهند و به نظر میرسد که کودکان دارای دلبستگی اجتنابی در عواطف شان نسبت به مادر بی تفاوتند ولی این امر ظاهری است چرا که آزمایش ها الگویی از برانگیختگی فیزیولوژیکی را نشان میدهند که بیانگر چشم نهفته در آن ها است.

۲-۲-۱-۲ دسته ایمن(گروهB)
کسانی که به گروه ایمن دلبسته میشوند از والدین به عنوان مبنا و اساس ایمنی بخش جهت و جستجوی محیط پیرامون خود استفاده میکنند و در دیدار مجدد با مادر در موقعیت ناآشنا به احساس و آرامش دست مییابند و بلافاصله به اکتشاف و ایمنی می پردازند و هنگامی که کودک ناراحت می شود سعی در ایجاد تماس فیزیکی با مادرش را دارد. چرا که این تماس فیزیکی به کودک کمک میکند که آرامش یابد. کودکان با الگوی دلبسته ایمن قادر هستند تا روابط دلبستگی جدیدی را شکل دهند، در حالی که روابط قبلی با والدین شان را نگه می دارند کودکان زیر گروه ۱B پس از جدایی از نگاره دلبستگی با تمام توان تعامل خود را با نگاره آغاز میکنند کودکان زیر گروه B2 مجاورت و تعامل با مادر را جستجو میکنند اما کمتر از زیر گروه B3 رفتار مجاورت را از خود نشان میدهد. کودکان B1 و B2 بعضی اوقات رفتار اجتنابی از خود نشان میدهند اما رفتار دلبستگی ایمن از رفتار اجتنابی نیرومندتر است. کودکان B3 اغلب به صورت ایمن دلبسته میشوند و به طور فعال در تماس و تعامل فیزیکی با مادر هستند. کودکان B4 ممکن است یک رفتار اجتنابی مقاومتی در آن ها دیده شود به طور کلی کودکان گروههای A و B کمتر و یا اصلا مقاومتی در مقابل نگاره دلبستگی نشان نمی دهند(شافر،۲۰۰۰).
۲-۲-۱-۳ دلبسته ناایمن مقاوم یا اضطرابی/ دوسوگرا (گروهC)
این افراد سعی میکنند در نزد نگاره دلبستگی (مادر) بمانند و هنگامی که مادر در کنار آن ها حضور دارد کمتر به جستجوی محیط پیرامون خود می پردازند و زمانی که مادر جدا می شود به شدت ناراحتی خود نشان میدهند اما هنگامی که مادر بر میگردد، کودک، دوسوگرا(دمدمی مزاج) است به این معنی که از طرفی تمایل برای مجاورت به مادر را دارد و از طرفی دیگر وقتی مادر با گرمی و صمیمیت با او برخورد میکند از خود مقاومت نشان میدهد ضمنا این کودکان از غریبه ها حتی زمانی که مادرش حضور دارد اجتناب میکند(شافر،۲۰۰۰). کودکان زیر گروه C1 و c2 مقاومت قوی یا متوسطی را نسبت به نگاره دلبستگی نشان میدهند اما کودکان زیر گروه C2 بسیار منفعل بوده و در حضور مادر کمتر به جستجو محیط می پردازند و نگران و مضطرب بنظر میرسند(کولین،۱۹۶۰).

۲-۲-۱-۳ دلبستگی جهت نایافته یا سازمان نایافته(گروهD)
اخیراً سبکی تحت عنوان دلبستگی جهت نایافته سازمان نایافته کشف شده که به عنوان زیر شاخه ای از سبک دلبستگی ناایمن محسوب می شود این سبک به ترکیبی از سبک های دلبستگی اجتنابی و مقاوم میباشد که به صورت سردرگمی در فرد بازتابش را نشان میدهد که آیا به مراقب نزدیک شود یا از او اجتناب کند(شافر[۴۱]،۲۰۰۰).
۲-۲-۲ انواع دلبستگی بزرگسالان
طبقه بندی دلبستگی بزرگسالان بر اساس پرسش نامهAAS
مقیاس دلبستگی بزرگسالان ابتدا در سال ۱۹۹۰ به وسیله کالینر ورید تهیه شد و در سال۱۹۹۶ مورد بازنگری قرار گرفت. مقیاس دلبستگی بزرگسالان سه زیر مقیاس وابستگی، نزدیکی و اضطراب دارد.
-
- وابستگی میزان اطمینان و تکیه کردن آزمودنی به دیگران را نشان میدهد.
-
- نزدیکی میزان صمیمیت و نزدیکی عاطفی آزمودنی به دیگران را می سنجد.
- اضطراب میزان نگرانی فرد از طرد شدن را مورد ارزیابی قرار میدهند.
آزمودنی ها بر مبنای نتایج به دست آمده در یکی از سه گروه دارای سبک دلبستگی ایمن، اضطرابی و اجتنابی قرار میگیرد.
ثبات دلبستگی
پژوهشگران معتقدند که طرح بندی دلبستگی در طول زمان ثابت می ماند در« موقعیت ناآشنا نوزادان ۱۲ماهه مورد آزمون قرارگرفتند و پس در ۱۸ ماهگی همین آزمون تکرار شده نتایج نشان داد عموما نوزادان در این دو مقطع زمانی یک گونه طبقه بندی میشوند. نوزادانی که در ۱۲ماهگی دلبستگی ایمن داشتند در ۱۸ ماهگی هم ایمن درجه بندی شدند، همین طور نوزادانی که الگوی دلبستگی اجتنابی دوسوگرا نشان دادند در طول فاصله ۶ ماهه در همین وضع ثابت باقی ماندند( والترز، ۱۹۹۲). پژوهش ها نشان دادند که بعضی کودکان تغییر از دلبستگی ایمن به سمت دلبستگی اضطراب را نشان میدهند مخصوصا اگر سطح فشار روانی خانواده بالا باشد. همین طور اگر تغییر موقعیت خانواده همراه با کاهش تنش باشد نوزادان در طول زمان به سمت دلبستگی ایمن گرایش پیدا میکنند( کسیدی، ۱۹۹۸). لذا باید در نظر داشت به رغم وجود شواهد مبنی بر تداوم دلبستگی شواهدی وجود دارد که سبک های دلبستگی دائم نیستند. در شرایط فعالی، تداوم سبک دلبستگی در طول زمان و دلایل تداوم به میزان کمتر یا بیشتر هنوز مورد بحث است(کرتیندن[۴۲]،۱۹۹۲). یافته هایی که تاکنون به دست آمده بیانگر قابلیت تغییر در روابط دلبستگی است. همان طور که وان(۱۹۹۰) نشان داده است. دلبستگی کودک مادر مانند هر ارتباط عاطفی دیگر ناشی از تعامل است. این دلبستگی ها حتی بعد از شکل گیری پیوند عاطفی به رشد خود ادامه میدهد(وان،۱۹۹۰). اگر کودک ، دلبستگی ایمن با مراقبت خود برقرار کند، احتمالا دلبستگی ایمن را نیز با دیگران به دنبال خواهد داشت. بنابرین رابطه دلبستگی با مراقب نخستین نوع الگوی دلبستگی را فراهم میکند، و این الگو به دیگر اعضای خانواده، که انتظار می رود پیوند هیجانی مشابه را با کودک برقرار کنند بسط داده می شود( ماین[۴۳] و همکاران،۱۹۸۵).
بزرگسالی و کیفیت دلبستگی
بالبی معتقد است که نظریه دلبستگی حفظ نظریه نظریه تحول کودکی نیست، بلکه نظریه تحول در گستره حیات نیز هست( ویس[۴۴]،۱۹۹۴).
وی چنین می نویسد: « در حالی که رفتار دلبستگی در اوایل کودکی بیشتر از هر زمان دیگری قابل مشاهده است». اما می توان در«چرخه حیات» و به ویژه در فوریت ها آن را مشاهده کرد»(بالبی،۱۹۷۹).
بینگ هال(۱۹۹۵) استدلال کرد که دانستند اینکه شخصی وجود دارد که نرگان شما است و شما را در ذهن خود جای دارد در هر سن و شرایطی نقش اساسی داشته و به عنوان یک پایگاه ایمنی بخش عمل میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته باید توجه داشت که وابستگی کسب و کار به مسئولیت اجتماعی متناسب با نوع کار و اندازه واحد اقتصادی است، لیکن به لحاظ منافع و ارزشی که مسئولیت پذیری اجتماعی برای هر کسب و کار سازمـان ایجاد میکند، بهره گیری از آن را در اندازه های مختلف واحد اقتصادی ضروری میسازد. بنابرین مسئولیت اجتماعی شرکتها مختص به کسب و کارهای بزرگ و سودآورتر شدن آن ها نیست بلکه رفتار سازمانی تمامی شرکتها و سازمانها را در بر میگیرد.


در این راستا هر چه شرکتهای بزرگ نسبت به اصول اخلاقی و زیست محیطی خود حساس تر و آگاه تر شوند. شرکتهای کوچک نیز در مراوده و تبعیت از آن ها مصرتر خواهند شد که از این طریق موجبات جلب اعتماد مشتریان و جامعه را فراهم سازند.
برای موفقیت در برنامه مسئولیت اجتماعی، طرح مذکور باید از درون بنگاه ها شکل بگیرد و به بیرون ارائه گردد. از طرفی همه بنگاه ها باید بر اساس توانایی ها و شرایط ویژه خود اقدام به برنامه ریزی در زمینه مسئولیت اجتماعی نمایند.
مسئولیت اجتماعی باید به عنوان ابزاری قوی در جهت توانمندکردن رقابت بنگاه های اقتصادی مدنظر قرار گیرد و از این طریق رابطه برد – برد بین کارکنان، مشتریان، جامعه و سایر ذینفعان برقرار گردد.مسئولیت پذیری باید به عنوان برنامه ای برای توسعه و رشد پایدار در زمینه اقتصادی و محیط زیست و نیز ابزاری برای مبارزه با فساد در اشکال مختلف آن در جامعه در نظر گرفته شود.مسئولیت اجتماعی فرامرزی است و شامل فعالیتها در سازمان ملل، سازمان جهانی کار می شود. و باید از طریق نهادهای مدنی و انجمنها در سراسر جهان توسعه یابد.
۲-۶-۲-۲ پایش و اندازه گیری
در این باره می توان به یک سیستم که همان سیستم «کارت امتیازی متوازن» اشاره کرد. این سیستم به طور یکپارچه کل عملکرد یک سازمان را هم پایش و هم اندازه گیری میکند و بهبود می بخشد. در این سیستم در وجه مالی، تامین رضایت کامل سهامداران، در وجه مشتری و بازار، تامین رضایت کامل مشتریان، در وجه کسب و کار، بهبود فرایندها و سیستم و در وجه یادگیری و رشد به ارتقای قابلیت های نیروی انسانی و کارکنان توجه می شود.
اما ذینفعان دیگری مثل دولت ، انجمن ها و اتحادیه ها نیز وجود دارند که این سیستم از پایش و اندازه گیری مسئولیت هایی که شرکتها در قبال آن ها دارند عاجز و ناقص است به همین علت وجه جدیدی به چهار وجه دیگر این سیستم افزوده اند با نام « وجه تامین رضایت ذینفعان بیرونی و محیطی غیرمستقیم ». این وجه پنجم، کارت امتیازی متوازن را کامل و تمامی ذینفعان داخلی و خارجی را عادلانه و دقیق مدنظر میگیرد.اندازه گیری مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتها را می توان در سه زمینه منافع سهامداران و کارکنان، منافع جامعه و مردم و ملاحظات زیست محیطی انجام داد.
در زمینه منافع سهامداران و کارکنان، ارتقای عملکرد مالی، کاهش هزینه های عملیاتی، اعتلای نام و نشان شرکت، افزایش فروش و اعتماد مشتری، بهره وری بیشتر و کیفیت بالاتر، کاهش نیاز به وضع مقررات نوین، دسترسی به سرمایه، ارتقای ایمنی محصولات و کاهش نیاز به تضمین های جدید ملاک عمل قرار می گیرند.در بعد منافع جامعه و مردم نیز مشارکت در امور عام المنفعه ، ارائه طرحهای داوطلبانه کارکنان، مشارکت همگان در تحصیلات عمومی، اشتغال و برنامه های کمک به بی خانمان ها، و ایمنی و کیفیت محصول مدنظر قرار می گیرند.
در زمینه ملاحظات زیست محیطی، بازیافت هرچه بیشتر مواد، کارکرد و دوام بیشتر محصولات، استفـاده بیشتر از منابع تجدید شدنی و به کـارگیری ابزارهای مدیریت زیسـت محیطی در طرحهای کسب و کار شامل ارزیابی چرخه حیات و هزینه ها و استانداردهای مدیریت زیست محیطی به عنوان شاخصهای مسئولیت پذیری شرکتها مورد استفاده قرار می گیرند. در این راستا مدیران ارشد شرکتها با مشارکت در کنفرانس ها و سمینارهای مربوط به مسئولیت اجتماعی شرکتها و نیز از طریق مذاکره و رسیدن به نتایج مشترک با دیگر ارکان جامعه مدنی مثل سازمانهای غیردولتی، سازمان ملل و دولتهای محلی و منطقه ای میتوانند نقش مهمی را در اجرای استراتژی های مسئولیت اجتماعی سازمانها ایفا نمایند.
۲-۶-۲-۳ قواعد جدید کسب و کار
این یک عادت انسانی است وقتی که به تاریکی قدم میگذارد، چرا غی می طلبد. پس پذیرش و عمل به مسئولیتهای اجتماعی و ارزشهای محوری، آن چراغی است که بستر سرآمدی شرکتها و توسعه ملی را فراهم میسازد . وقتی یک رویکرد یا مفهومی درمیـــان کشورهای پیشرفته مطرح می شود و تصمیم می گیرند تا آن رویکرد و مفهوم به کار برده شود دو مرحله کلی را مد نظر می گیرند:
در مرحله اول:رویکرد یا مفهوم جدید بدون آنکه به عمق آن وارد شوند مطرح می شود و کلیه موضوعات مرتبط با آن را مطرح میسازند. در این مرحله جزئیات مطرح نمی شود بلکه سعی می شود. مفاهیم به شکل ساده و قابل فهم بیان شود اما تمام تلاش این است تا بستری مهیا شود که ادامه پیاده سازی رویکرد موردنظر و تکامل مفاهیم مرتبط با آن تحقق یابد.در این مرحله بیشتر بر بسترسازی موردنظر توجه جدی می شود تا پرداختن به جزئیات. که اگر این بستر فراهم نشود، مفاهیم موردنظر عقیم و نازا میشوند.
مرحله دوم : در این مرحله وقتی بستر و موضوعات مرتبط با رویکرد موردنظر در یک سطح قابل فهم، مهیا شد، سعی میکنند، وارد عمق آن شوند و به شناسایی جزئیات رویکرد بپردازند. در این حالت رویکرد در بستر مهیا شده صیقل داده می شود تا این رویکرد از یک سو وضعیـت اقتصادی و شرایط کسب و کار را بهبود بخشد و از سوی دیگر این مفاهیم و رویکردها در راستای تحقق آرزوهای انسانی و نهادینه کردن ارزش های محوری انسانی – اجتماعی به کار گرفته شود به این دلیل در برخورد با هر رویکرد، یک نگاه قبلی یا پیشین وجود دارد که به آن دیدگاه سنتی گفته می شود و یک نگاه جدید و روبه جلو که به دیدگاه آینده نگر معروف است.
با این توصیف مقوله مسئولیتهای اجتماعی شرکتها (CSR) هم از این قاعده مستثنی نیست. از نگاه پیشین یا رویکرد سنتی ، مسئولیت اجتماعی شرکت تنها و تنها افزایش سود است تا جایی که فقط در چارچوب قواعد بازی باقی بماند. یا تا جایی که درگیر رقابت آزاد بدون کلاهبرداری و فریب کاری باشد.
اما طرفداران دیدگاه آینده نگر معتقدند، «ما همان طور که استراتژی هایمان را در سراسر جهان دنبال میکنیم، مسئولیتی اجتماعی و محیطی را نیز می پذیریم، این مسئولیت شامل ترویج یک اقتصاد پایدار و درک پاسخگویی ماست در قبال اقتصادها، محیط ها و جوامعی که ما در سراسر جهان در آن ها به کسب و کار مشغولیم».
شاید بتوان نتیجه گرفت که برخلاف دیدگاه سنتی، وظیفه شرکتها و سازمانها تنها کسب سود و سود رسانی نیست بلکه تمام شرکتها و سازمانها در قبال محیط و فضای کسب و کار خود چه در منطقه و چه جهان، مسئولیتهایی دارند. آن ها باید سعی کنند تا به توسعه همه جانبه اقتصادی برای خود، کشورشان و توسعه پایدار جهانی دست یابند.
۲-۷ مفاهیم حسابداری اجتماعی
۲-۷-۱ معاملات اجتماعی
معاملات و مبادلات متقابل بین واحد تجاری و جامعه پیرامون آن است.
۲-۷-۲ سود اجتماعی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوم
نقش مددکار اجتماعی در پیشگیری از جرم
۲-۱- مفهوم پیشگیری
پیشگیری که معادل آن در زبان انگلیسیPrevention است، واژه پیشگیری از نظر لغوی «جلوگیری کردن، دفع، صیانت، مانع شدن، جلو بستن، جلوی چیزی را گرفتن و نیز اقدامات احتیاطی برای جلوگیری از رخدادهای بد و ناخواسته» معنا کردهاند. (معین، ۱۳۷۱: ۹۳۳).


از نظر اصطلاحی، مرکز بینالمللی پیشگیری از جرایم، پیشگیری را چنین تعریف کردهاست: «هر عملی که باعث کاهش بزهکاری، خشونت، ناامنی از طریق مشخص کردن و حل کردن عوامل ایجاد کننده این مشکلات به روش علمی شود، پیشگیری از جرایم است».
در ادبیات جرم شناسی، تعاریف موسع یا مضیقی از پیشگیری ارائه شده است. پیشگیری در مفهوم موسع، طیف وسیعی از اقدامات کیفری و غیرکیفری را در جهت خنثی کردن عوامل ارتکاب جرم دربر میگیرد. در این مفهوم، هر آنچه علیه جرم بوده و بزهکاری را کاهش میدهد، پیشگیری است. (شاکری، ۱۳۸۷: ۹) به عبارت دیگر، پیشگیری در بینش موسع، شامل کلیه اقدامات قهرآمیز و غیرقهرآمیز میشود. پیشگیری قهرآمیز شامل کلیه تدابیر کیفری در مبارزه علیه بزهکاری است که با دو هدف پیشگیری خاص در جهت جلوگیری از تکرار جرم توسط شخص مرتکب و پیشگیری عامل شامل بازدارندگی از طریق تهدید و ارعاب سایر کسانی که در معرض ارتکاب بزه هستند، به کار گرفته میشود. (میرخلیلی، ۱۳۸۸ :۳۴) پیشگیری قهرآمیز نیز شامل کلیه تدابیر غیرکیفری است. پیشگیری در این مفهوم وسیع، به به کار بر میگردد؛ با جمله مشهور «پیشگیری از وقوع جرایم بهتر از کیفر دادن است». وی آخرین فصل رساله جرایم و مجازاتهای خود را به پیشگیری از جرم اختصاص داده و پس از وی، بنیان گذاران مکتب تحققی، این مسیر را ادامه دادند. (مهدوی، ۱۳۹۰ : ۱۹-۲۰)
از نظر «ریمون گسن» پیشگیری در مفهوم مضیق آن، هر تدبیر سیاست جایی است که هدف نهایی آن، تجدید حدود امکان پیشامد مجموعه اعمال جنایی، از راه غیرممکن ساختن، دشوار کردن یا کاهش دادن احتمال وقوع آن هاست بدون این که از تهدید کیفر یا اجرای آن استفاده شود. (گسن، ۱۳۷۰ :۱۳۳) پیشگیری در این مفهوم، صرفاً تدابیر غیرکیفری را در بر میگیرد و دارای ویژگیهای زیر است:
-
- هدف اصلی آن، اثرگذاری بر عوامل یا فرآیندهایی است که در بروز بزه نقش دارند.
-
- پیش از ارتکاب جرم اعمال میشوند.
- جنبه قهرآمیز (کیفری) ندارد. زیرا تدابیر سرکوب گر پس از وقوع بزه بر بزهکار تحمیل میشود. (گسن، ۱۳۷۰: ۱۲۶)
رویکردی که اکثر مؤلفان جرم شناسی و نهادهای ملی و بینالمللی ذیربط در مورد تعریف پیشگیری از جرم در پیش گرفتهاند، مبتنی بر تعریف مضیق پیشگیری از جرم است. (مهدوی، ۱۳۹۰: ص.۲۱)
لایحه پیشگیری از وقوع جرم نیز تعریفی مطابق با مفهوم مضیق پیشگیری از جرم ارائه داده است. مطابق این تعریف، پیشگیری از وقوع جرم عبارت است از: «پیشبینی، شناسایی و ارزیابی وقوع جرم و اتخاذ تدابیر و اقدامات لازم برای جلوگیری از وقوع آن».
۲-۲- پیشگیری از جرم
پیشگیری از جرم برای نخستین بار به همت انریکوفری با عنوان همارزهای کیفری با جانشینهای کیفری مطرح شد . وی پی برده بود که نظامهای کیفری منحصراًً نمیتواند برای مبارزه با بزهکاری موفق باشد، بلکه در کنار آن باید از مداخلههای بیش از وقوع جرم، به عنوان تدبیر تکمیلی،بهره جست؛ بنابرین از نظر وی پیشگیری از جرم دربرگیرندۀ تدابیر و اقداماتی است که جنبۀ قهرآمیز ندارند (نیازپور،۱۳۸۲: ۱۲۵) .
۲-۲- ۱- انواع پیشگیری از جرم
دیدگاههای مختلفی در مورد نحوه دستهبندی اقدامات پیشگیرانه از جرم وجود دارد. مثلاً استانویچ[۱۲] اقدامات پیشگیرانه را به دو دسته تقسیم کردهاست وی در نخستین دسته بندی، پیشگیری از جرم را در سه خصیصه کلی توصیف میکند که به عنوان پیشگیری اولیه پیشگیری ثانویه و پیشگیری ثالث از آن ها نام برده شده است (به عنوان نمونه مراجعه فرمایید به: وان دیک و دی وارد[۱۳]، ۱۹۹۱). دومین گروه از اقدامات پیشگیرانه شامل دستهبندی هایی مانند دسته بندی اومالی و ساتن[۱۴] (۱۹۹۷) است که مطابق آن رویکردهای پیشگیری از جرم بر اساس کاهش فرصتهای جرم یا پیشگیری اجتماعی دسته بندی شدهاند. مشابه همین تقسیم بندی، تونری و فارینگتون[۱۵] (۱۹۹۵) راهبردهای پیشگیری از جرم را با عناوین پیشگیری انتظامی[۱۶]، پیشگیری توسعه ای[۱۷]، پیشگیری جامعهای[۱۸] و پیشگیری وضعی[۱۹] تقسیم میکنند؛ در حالی که باتومس (۱۹۹۰) از پیشگیریهای وضعی، اجتماعی و توسعه ای سخن میگوید. جرم شناس دیگری به نام شفت[۲۰] رویکردهای پیشگیری از جرم را به سه روش اصلی به شرح جدول زیر تقسیم نموده است:
جدول۲-۱ : تقسیمبندی انواع پیشگیری از نظر مکانیسم پیشگیری
۱
استفاده از سیستم عدالت کیفری (پلیس، دادگاهها، زندانها و غیره) برای بازداشتن مردم از ارتکاب جرم یا خارج ساختن آنان از چرخه جرم به نحوی که جرائم بعدی را مرتکب نشوند.
۲
کاهش فرصتهای وقوع جرم در انگلستان و امریکای شمالی، این کار پیشگیری وضعی از جرم نامیده میشود و معمولاً با اصلاح امنیت محیطی یا طراحی ساختمان ها و محلهها آغاز میشود.
۳
کاهش انگیزه ارتکاب جرم . این نوع از پیشگیری برخی مواقع پیشگیری از مجرمیت یا پیشگیری اجتماعی از جرم نامیده میشود.
۲-۲- ۲-تقسیم بندی پیشگیری از جرم در رهنمودهای سازمان ملل متحد
سازمان ملل متحد در رهنمودهای خود برای پیشگیری از جرم و بینظمی، دو تقسیم بندی دیگر از پیشگیری ارائه و مصادیق آن را جهت اجرا به دولت های عضو توصیه کردهاست:
۲-۲- ۲-۱- پیشگیری اولیه و پیشگیری از تکرار جرم
۱-پیشگیری اولیه
شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد در بند (۱) بخش D قطعنامه شماره ۹/۱۹۹۵ خود به همه کشورهای عضو توصیه کردهاست که از طریق تدابیر زیر به پیشگیری اولیه از جرم بپردازند:
-
- از طریق ترویج تدابیر پیشگیری وضعی مانند سختتر کردن هدف
-
- از طریق توسعه رفاه و سلامت و به وسیله مبارزه با تمام اشکال محرومیت اجتماعی
-
- از طریق ارتقای ارزشهای اجتماعی و احترام به حقوق اساسی بشر
-
- از طریق ارتقای مسئولیت و رویه های میانجیگری اجتماعی
- از طریق تسهیل انطباق شیوه های کاری پلیس و دادگاه ها (با یکدیگر)
- پیشگیری از تکرار جرم
سازمان ملل متحد در بند (۲) بخش D قطعنامه شماره ۹/۱۹۹۵ شورای اقتصادی و اجتماعی خود در کنار پیشگیری اولیه، از پیشگیری از تکرار جرم نیز نام برده است. برای نیل به این پیشگیری راهکارهای زیر توصیه شده است:
الف) کارآمد ساختن شیوه های مداخله پلیس (واکنش سریع، مداخله در قالب جامعه محلی و غیره)
ب) کارآمد کردن شیوه های مداخله قضایی و اجرای راهکارهای جایگزین، از قبیل:
-
- تنوع بخشیدن به شیوه های برخورد و اتخاذ تدابیری بر اساس ماهیت و اهمیت موضوع (تنوع طرح ها، میانجیگری، دادرسی ویژه خردسالان و غیره)
-
- انجام تحقیقات سازمان یافته در مورد بازسازی بزهکاران درگیر در جرایم شهری از طریق اجرای مجازاتهای جایگزین حبس؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

در اقتصاد پر چالش کنونی با فشارهای فزاینده محیطی و منابع خارجی محدود,داراییها و بدهیهای جاری در قالب سرمایه در گردش بنگاههای اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار است و مدیریت بهینه آن در بنگاهها میتواند به عنوان یک مزیت رقابتی محسوب شود.

گونداولی[۱]بر این باور است که امروزه شرکتها راههای جدیدی را برای رشد و بهبود عملکرد مالی و کاهش ریسک جستجو میکنند و در این راستا سرمایه در گردش به عنوان منبعی مهم برای بهبود عملکرد مالی به شمار میآید.هاووتیس[۲] نیز بر این باور است که مدیریت سرمایه در گردش فعال یک نیاز اساسی برای توانایی شرکتها جهت سازگاری در یک اقتصاد پر چالش است و هدف آن برقراری یک تعادل حساس بین حفظ نقدینگی برای پشتیبانی از عملیات روزانه و حداکثر سازی فرصتهای سرمایهگذاری کوتاهمدت میباشد.( فتحی و توکلی ,۱۳۸۸)

مدیریت سرمایه در گردش نقش اساسی را در عملکرد روزانه واحدهای تجاری ایجاد میکند. بنابرین مدیریت سرمایه در گردش یک عنصر مالی مهم شرکت میباشد بهطوریکه تأثیر مستقیمی بر نقدینگی و سودآوری[۳] هر مؤسسهای دارد (Rehman &Nasr,2007)
شرکتها میتوانند سرمایهگذاری در سرمایه در گردش خود را به حداقل برسانند یعنی یک سیاست جسورانه را در پیش گیرند و یا اینکه یک سیاست محافظهکارانه را انتخاب کنند، بنابرین مدیریت شرکت مجبور است قبل از انتخاب سیاست سرمایه در گردش خود در مورد موازنهی ریسک و بازده تصمیمگیری نماید. حداقل کردن سرمایهگذاری در سرمایه در گردش (سیاست تهاجمی) ممکن است به طور مثبتی بر روی سودآوری شرکت تأثیر بگذارد . از سوی دیگر سرمایهگذاری سنگین در سرمایه در گردش (سیاست محافظهکارانه) نیز ممکن است منجر به سودآوری گردد .در کل میتوان اینچنین استدلال کرد که سیاستهای سرمایه در گردش جسورانه، اگرچه ریسک زیادی را نیز دارا میباشد در مقایسه باسیاستهای سرمایه در گردش محافظهکارانه دارای سودآوری بیشتری است و شرکتها باید از طریق موازنه ریسک و بازده که شالودهی تمام تصمیمگیریهای مالی است، سیاستهای سرمایه در گردش مناسب را اتخاذ نمایند.(حسینی ، ۱۳۸۹)
واحدهای انتفاعی با بهکارگیری راهبردهای گوناگون در ارتباط با مدیریت سرمایه در گردش میتوانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تأثیر قرار دهند. این راهبردها میتواند بر میزان خطر و بازده آن ها اثرگذار باشد(زهدی،۱۳۸۹)
۱-۳ اهمیت وضرورت تحقیق
در مورد اهمیت موضوع سرمایه در گردش ،برخی از مطالعات نشان میدهد که حجم زیادی از دارایی شرکتها در سرمایه در گردش سرمایهگذاری شده است . موضوع دیگر در مقوله سرمایه در گردش و وجه نقد در خلق ارزش و مازاد بازده سهام این است که اگرچه سرمایه در گردش معمولاً به اختلاف بین دارایی جاری و بدهی جاری اطلاق میشود،اما وجه نقد موجود در سرمایه در گردش،وجه نقد محدودشده تلقی میگردد و نمیتواند برای بازده سرمایهگذاریها به کار گرفته شود (فخاری،۱۳۹۲)
اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یکرشته تخصصی مدیریت مالی درآید .در شرکتهای بسیار بزرگ ،تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تماموقت و انرژی خود را منحصراًً صرف اداره سرمایه در گردش میکنند .دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است :
-
- سطوح واقعی و مطلوب داراییهای جاری (با توجه به تغییراتی که درفروش واقعی و پیشبینی شده رخ میدهد)دستخوش تغییرات دائمی است.این وضع باعث میشود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از داراییهای جاری ، به صورت مستمر(روزانه) تصمیماتی گرفته شود .
-
- شاید با توجه به تغییراتی که در میزان داراییهای جاری رخداده است ، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تأمین مالی گرفتهاند تجدیدنظر کنند ، مثلاً اگر برای تأمین مالی داراییهای جاری از مبالغ سنگینی وام کوتاهمدت استفاده شده است گرفتن وامهای اضافی و تمدید وامهایی که به سررسید میرسند مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.
-
- میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده میشود باید مشخص شود .داراییهای جاری حدود ۷۵ درصد کل داراییهای شرکت و بدهیهای جاری حدود ۶۰ درصد ساختار سرمایه هستند این بدان معنا است که به عنوانمثال اگر کل داراییهای یک شرکت ۵۰۰ میلیارد ریال باشد مبلغ ۳۷۵ میلیارد ریال ممکن است به صورت داراییهای جاری باشد و بدهیهای جاری هم حدود ۳۰۰ میلیارد ریال خواهد شد .
- اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چهبسا شرکت در پرداخت بهموقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.(نوو،۱۳۸۵)
اهمیت روزافزون سرمایه در گردش در تداوم فعالیتهای واحدهای انتفاعی موجب گردیده که راهبردهای مختلفی برای مدیریت سرمایه در گردش مدنظر قرار گیرد .واحدهای انتفاعی با بهکارگیری راهبردهای گوناگون در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش میتوانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تأثیر قرار دهند.این راهبردها میزان خطر و بازده آن ها را مشخص میکند . بهطورکلی مدیران اداره واحدهای انتفاعی یا خطرپذیر هستند و یا اینکه خطر گریز هستند که به تعبیری محافظهکارانه عمل مینمایند.( رهنمای رودپشتی و همکاران ، ۱۳۸۵)
۱-۴ سؤال تحقیق
سؤال اساسی تحقیق به صورت زیر است :
– سیاستهای سرمایه در گردش چه نقشی بر عملکرد مالی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران دارد؟

۱-۵ فرضیههای تحقیق
در این تحقیق فرضیههایی به شرح زیر وجود دارد :
فرضیه اول : بین نسبت داراییهای جاری بهکل دارایی بر نرخ بازده دارایی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معناداری دارد.
فرضیه دوم : بین نسبت بدهیهای جاری بهکل دارایی بر نرخ بازده دارایی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معناداری دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوم:
مبانی نظری و
ادبیات پژوهش
بخش اول
برنامه ریزی استراتژیک
۲-۱-۱- مقدمه
بدون شک یکی از ملزومات اساسی سازمانها برای رشد و پیشرفت، استفاده از فنون برنامهریـزی و داشتن برنامه های دقیق و عملیاتی است. در حالی که در گذشته، از برنامه ریزیهای سالیانه و کوتاهمدت و در برههای دیگر از برنامه های پنج ساله استفاده میگردید، امروزه استفاده از برنامه ریزی راهبردی در سازمانها به عنوان یکی از اصول مسلم رشد و تعالی سازمانی پذیرفته شده است. تفاوت عمدهی برنامه ریزی راهبردی با سایر برنامه ریزیها که در گذشته انجام میپذیرفت، در توجه به نقش محیط و تأثیرات آن بر روی سازمان میباشد. برنامه ریزی راهبردی به نوعی برنامه تمام بخشهای سازمان را به صورت یکپارچه درمیآورد. از سوی دیگر، مقوله ارزشها یکی از مهمترین و اساسیترین موضوعات امروز سازمانها به شمار میرود. امروزه اکثر سازمانها در کنار چشمانداز و رسالت، به ارزشهای اساسی خود اشاره نمود و اعلام مینمایند که توجه ویژهای به نهادینه شدن این ارزشها در سازمان دارند. حال این سؤال مطرح میگردد که سازمانها چگونه خواهند توانست به این مهم عمل نمایند. آنچه در مرحله اول به ذهن متبادر میگردد این است که سازمان بایستی در نگاه خود به موضوعات گوناگون تجدید نظر نموده و هنگام تدوین برنامه ریزیهای راهبری خویش، توجه ویژهای به مقوله ارزشها نماید؛ به گونه ای که تصمیمات و برنامه ریزیهایش را در زیر چتر ارزشهای خود به انجام برساند. پس نقش تفکر و برنامه ریزی راهبردی در سریان یافتن ارزشها در کل سازمان واضح و غیرقابل انکار است. بنابرین به نظر میرسد اگر سازمانی در پی آن است تا به عنوان الگوی یک سازمان ارزشمدار مطرح گردد، چارهای جز ایجاد تغییرات بنیادین در تصمیمات و برنامه ریزیهای راهبردی خویش ندارد.


۲-۱-۲- استراتژی و مدیریت
واژه «استراتژی»[۱]از کلمه یونانی «استراتگوس»[۲] گرفته شده که دقیقاً به معنی ژنرالی است که در مقام فرماندهی ارتش قرار دارد و «جیمز براین کوبین» از مدرسه بازرگانی «اموس تاک»[۳] پس از تشریح واژه هایی که در مورد استراتژی به کار رفته است چنین میگوید: «در گذشته های دور واژه استراتگوس به وظیفه و نقش یک ارتش اشاره داشت و سپس مفهوم هنر ژنرال به آن اطلاق گردید که حاکی از مهارت های روانشناختی و رفتاری است که به کمک آنها وی چنین نقش و وظیفه ای را تقبل می نماید».
این واژه در زمان بریکلس (۴۵۰ پیش از میلاد) به معنی مهارت مدیریت (اداره امور، رهبری، سخنوری، قدرت) به کار میرفت و در زمان اسکندر (۳۳۰ پیش از میلاد) به عنوان مهارت در به کارگیری نیروها برای غلبه بر مخالفان و ایجاد نظام حکومت جهانی مورد اشاره قرار میگرفت (کویین و دیگران، مترجم صابتی، ۱۳۷۳، ص۳).
در زبان فارسی، استراتژی با راهبرد، رهیافت، راهبری، راهکاری اصولی برای رسیدن به هدف و لشکرکشی و از نظر مفهوم با روش یا سیاستی برای دستیابی بـه اهداف معیـن مترادف است. از لحاظ ماهیت استراتژی را کلاً میتوان تحت دو عنوان تهاجمی و تدافعی طبقه بندی نمود. «اگر استراتژی به منظور حفظ مواضع باشد ماهیتاً تدافعی است و در غیر اینصورت تهاجمی میباشد.»
تعاریف متعدد و زیادی از استراتژی شده که ذیلاً به بعضی از آن ها اشاره میکنیم:
استراتژی عبارت از یک طرز تفکر و روش اندیشیدن است که هدف آن تنظیم، تدوین، طبقه بندی کردن، سیستماتیک نمودن و به صورت کد (علامت اختصاری قراردادی) درآوردن حرکاتی است که باید بر حسب تقدم و تأخر و ترتیب و توالی ویژه انجام یابد و سپس بر حسب همین توالی و ترتیب مؤثرترین این روشها را انتخاب نمود. لذا میتوان گفت که بـرای هر موقعیت و حالت خاص استراتژی ویـژهای میتوانـد بهترین و موفقترین و در موارد دیگر بدترین و ناموفقترین استراتژیها به شمار آید (آندره بوفر).
-
- استراتژی هنر به کار بردن زور و جبر است، به طوری که این زور و جبر بتواند تا آنجا که ممکن است بیشترین نتیجه را در رسیدن به اهداف سیاسی به بار آورد (آندره بوفر).
-
- استراتژی، طرحی واحد، جامع و یکپارچه است که برای اطمینان از دستیابی به اهداف اساسی مؤسسه تنظیم می شود (ویلیام. اف. گلوک)
- استراتژی عبارت آزمون از الگو یا طرحی که اهداف، سیاستها و زنجیرههای عملیاتی یک سازمان را در قالب یک کل به هم پیوسته با هم ترکیب می کند. در واقع استراتژی آینده را به تصویر کشیده و مشخص می کند که آینده باید چگونه باشد و بر اساس آن یک دگرگونی در وادی مـربوط به وجود میآورد تا بر آینده پیش بینی شده دست یابد (منوریان، ۱۳۷۴، ص ۷۲).
پیشگامان و برجستهترین صاحب نظران مدیریت استراتژیک را میتوان انسف، دراکر، پورتر، آندروز و چندلر دانست (کرمی، ۱۳۷۴). پروفسور «ایگور انسف» که در دهه ۱۹۶۰ پدر مطالعات مدیریت استراتژیک و اولین مدرس استراتژی به حساب میآمد در کتاب کلاسیک استراتژی جامع خود«استراتژی شرکت»[۴] تصمیمات مربوط به یک واحد تجاری یا سیاست کسب و کار را به سه بخش تفکیک کرد:
۱) تصمیمات عملیاتی[۵]: چگونه کارها را بهتر انجام دهیم.
۲) تصمیمات اداری[۶]: چگونه کارها را پشتیبانی و سازماندهی کنیم.
۳) تصمیمات استراتژیک[۷]: چه کاری را به انجام برسانیم.
همچنین انسف کسی بود که با معرفی اندیشه «افق برنامه ریزی»[۸] و چهار حالت جهتگیری استراتژیک به مدیران توصیه نمود که باید تصمیماتی پیرامون رشد بازارهای محصول مبتنی بر مزیتهای رقابتی و تشریک مساعی اتخاد نمایند (همان).
پروفسور «مایکل پورتر»[۹] استاد دانشگاه هاروارد در دهه ۶۰ با مطرح نمودن سه وضعیت رقابتی (رهبری هزینه، استراتژی تمرکز و استراتژی تمایز) در کتاب خود با عنوان استراتژی رقابتی[۱۰] توانست شهرت بالایی کسب نماید. وی معتقد بود که استراتژی «تمرکز» از بازار و استراتژی «تمایز» از محصول ناشی می شود (همان).
«چندلر»[۱۱] نخستین کسی بود که پژوهشی وسیع در زمینه ارتباط میان استراتژی یک شرکت و محیط را انجام داد و نتیجه گرفت که تغییر در استراتژی شرکت مقدم بر تغییر ساختار میباشد و چنانچه مؤسسه ای تغییراتی را در استراتژی خود به وجود آورد، خواه ناخواه ساختار سازمان هم از آن تبعیت می کند (رابینز، ۱۹۸۳، ص ۷۵).
«هنری مینتزبرگ»[۱۲] استاد دانشگاه مک گیل در مونترال و ابداع کننده «استراتژی خودجوش»[۱۳] بر این اعتقاد بود که آنچه به عنوان استراتژی مورد نظر است حدود یک سوم آن در معرض اجرا قرار داده می شود، دو سوم دیگر مدیون استراتژی خودجوش است که به صورت شقوق جایگزینی شکل میگیرد. (کرمی، ۱۳۷۴).
«ریچاردجی. هامرمش»[۱۴] معتقد است که نوشته های مربوط به استراتژی نخستین بار در سال ۱۹۶۴ منتشر گردیده و شامل ۳ قضیه اصلی است:
۱- استراتژی به عنوان «الگوی اهداف»، اهداف اساسی و سیاستهای اساسی و طرحهایی که برای رسیدن به آن اهداف تعریف می شود:
۲- استراتژی شامل دو وظیفه مهم و به هم مرتبط و معادل است، فرموله کردن استراتژی و اجرای استراتژی.
۳- فرموله کردن استراتژی نیازمند مدیران عمومی برای ایجاد تناسب در میان جنبه های زیر است:
الف) فرصتهای محیط خارجی صنعت ب) نقاط قوت و ضعف مؤسسه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴ – ۴ .توزیع افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس سابقه مشتری

سابقه مشتری
فراوانی
درصد فراوانی
کمتر ۵ سال
۱۷۱
۷/۵۵
بین ۵ تا ۱۰ سال
۱۰۸
۲/۳۵
بین ۱۰ تا ۱۵ سال
۲۵
۱/۸
بیشتر از ۱۵ سال
۳
۱/۰
جمع کل
۳۰۷
۰/۱۰۰
با توجه به نمودار زیر می بینیم که سابقه کمتر از ۵ سالبا ۷/۵۵ درصد در بین ۳۰۷ پاسخ دهنده به پرسشنامه دارای بیشترین درصد فراوانی و سابقه بیشتر از ۱۵ سال با ۰/۱ درصد دارای کمترین درصد فراوانی میباشند:
شکل۴ – ۴٫ نمودار درصد فراوانی افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس سابقه مشتری
- متغیر تعداد تسهیلات دریافتی: با توجه به جدول زیر می بینیم که از ۳۰۷ پاسخ دهنده به پرسشنامه، ۱۱۹ نفر دارای ۱ موردتسهیلات دریافتی، ۱۰۶ نفر دارای ۲موردتسهیلات دریافتی، ۶۰ نفر دارای ۳موردتسهیلات دریافتی، ۱۵ نفر دارای ۴موردتسهیلات دریافتی و ۷ نفر دارای ۵موردتسهیلات دریافتی از مؤسسه میباشند:
جدول ۴ – ۵ .توزیع افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس تعداد تسهیلات دریافتی
تعداد تسهیلات دریافتی
فراوانی
درصد فراوانی
۱ مورد
۱۱۹
۸/۳۸
۲ مورد
۱۰۶
۵/۳۴
۳ مورد
۶۰
۵/۱۹
۴ مورد
۱۵
۹/۴
۵ مورد
۷
۳/۲
جمع کل
۳۰۷
۰/۱۰۰
با توجه به نمودار زیر می بینیم که افراد دارای ۱ موردتسهیلات دریافتیبا ۸/۳۸ درصد در بین ۳۰۷ پاسخ دهنده به پرسشنامه دارای بیشترین درصد فراوانی و افراد دارای ۵موردتسهیلات دریافتی با ۳/۲ درصد دارای کمترین درصد فراوانی میباشند:
شکل۴ – ۵ .نمودار درصد فراوانی افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس تعداد تسهیلات دریافتی
- متغیر شغل: با توجه به جدول زیر می بینیم که از ۳۰۷ پاسخ دهنده به پرسشنامه ۳۵ نفر بیکار، ۱۱۶ نفر کارمند، ۱۰۰ نفر دارای شغل آزاد و ۵۶ نفر دارای سایر مشاغل میباشند:
جدول ۴ – ۶٫ توزیع افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس شغل
شغل
فراوانی
درصد فراوانی
بیکار
۳۵
۴/۱۱
کارمند
۱۱۶
۸/۳۷
شغل آزاد
۱۰۰
۶/۳۲
سایر
۵۶
۲/۱۸
جمع کل
۳۰۷
۰/۱۰۰
با توجه به نمودار زیر می بینیم که شغل کارمند با ۸/۳۷ درصد در بین ۳۰۷ پاسخ دهنده به پرسشنامه دارای بیشترین درصد فراوانی و افراد بیکار با ۴/۱۱ درصد دارای کمترین درصد فراوانی در نمونه موجود میباشند:
شکل۴ – ۶٫ نمودار درصد فراوانی افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس شغل
- متغیر درآمد: با توجه به جدول زیر می بینیم که از ۲۸۱ پاسخ دهنده به پرسشنامه ۶۸ نفر دارای درآمد مالی کم، ۱۵۶ نفر دارای درآمد متوسط، ۶۶ نفر دارای درآمد زیاد و ۱۹ نفر دارای درآمد خیلی زیاد میباشند:
جدول ۴ – ۷ .توزیع افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس درآمد
درآمد
فراوانی
درصد فراوانی
کم
۶۸
۱/۲۲
متوسط
۱۵۶
۲/۵۰
زیاد
۶۶
۵/۲۱
خیلی زیاد
۱۹
۲/۶
جمع کل
۳۰۷
۰/۱۰۰
با توجه به نمودار زیر می بینیم که افراد دارای درآمد متوسط با ۲/۵۰ درصد در بین ۳۰۷ پاسخ دهنده به پرسشنامه دارای بیشترین درصد فراوانی وافراد دارای درآمد خیلی زیاد با ۲/۶ درصد دارای کمترین درصد فراوانی در نمونه موجود میباشند:
شکل۴ – ۷ .نمودار درصد فراوانی افراد پاسخ دهنده به پرسشنامهها بر اساس درآمد
۴ – ۲ – ۲ .وضعیت پاسخگوئی به سوالات پرسشنامه (فراوانی، میانگین و انحراف معیار پاسخها)
جدول ۴ –۸ .وضعیت پاسخگوئی به سوالات پرسشنامه
انحراف معیار
میانگین
جمع
کاملا مخالف
مخالف
نظری ندارم
موافق
کاملا موافق
سوال
.۸۶۷
۴٫۱۲
۳۰۷
۲
۱۹
۳۰
۱۴۶
۱۱۰
سوال ۱
.۹۰۴
۴٫۰۱
۳۰۷
۴
۱۷
۴۸
۱۴۰
۹۸
سوال ۲
.۹۸۰
۳٫۹۸
۳۰۷
۷
۱۹
۵۱
۱۲۶
۱۰۴
سوال ۳
۱٫۱۰۳
۳٫۷۹
۳۰۷
۱۴
۳۲
۴۴
۱۳۰
۸۷
سوال ۴
۱٫۰۰۱
۴٫۰۲
۳۰۷
۷
۲۰
۴۸
۱۱۶
۱۱۶
سوال ۵
۱٫۰۱۸
۳٫۸۶
۳۰۷
۱۱
۲۳
۴۸
۱۴۱
۸۴
سوال ۶
.۹۴۸
۴٫۰۱
۳۰۷
۷
۱۵
۴۹
۱۳۳
۱۰۳
سوال ۷
.۹۴۳
۴٫۰۰
۳۰۷
۷
۱۶
۴۶
۱۳۹
۹۹
سوال ۸
.۹۲۶
۳٫۹۲
۳۰۷
۴
۲۱
۵۷
۱۳۸
۸۷
سوال ۹
۱٫۰۵۴
۳٫۶۵
۳۰۷
۱۱
۳۳
۷۷
۱۱۷
۶۹
سوال ۱۰
.۹۸۸
۳٫۷۷
۳۰۷
۶
۳۰
۶۷
۱۳۰
۷۴
سوال ۱۱
۱٫۰۲۰
۳٫۸۴
۳۰۷
۹
۲۶
۵۵
۱۳۱
۸۶
سوال ۱۲
۱٫۱۰۹
۳٫۴۷
۳۰۷
۱۳
۵۰
۸۵
۹۸
۶۱
سوال ۱۳
.۹۹۴
۳٫۹۱
۳۰۷
۶
۲۷
۵۰
۱۳۱
۹۳
سوال ۱۴
.۹۰۹
۴٫۰۶
۳۰۷
۵
۱۷
۳۷
۱۴۴
۱۰۴
سوال ۱۵
.۸۵۰
۳٫۸۴
۳۰۷
۲
۱۴
۸۵
۱۳۶
۷۰
سوال ۱۶
.۸۸۶
۳٫۷۷
۳۰۷
۳
۱۷
۹۴
۱۲۶
۶۷
سوال ۱۷
.۹۸۹
۳٫۷۹
۳۰۷
۹
۲۶
۵۷
۱۴۴
۷۱
سوال ۱۸
۱٫۰۰۳
۳٫۷۵
۳۰۷
۸
۲۵
۷۹
۱۱۹
۷۶
سوال ۱۹
.۹۹۳
۳٫۷۱
۳۰۷
۱۲
۲۱
۷۴
۱۳۸
۶۲
سوال ۲۰
.۹۱۷
۳٫۸۵
۳۰۷
۸
۱۳
۶۸
۱۴۶
۷۲
سوال ۲۱
۱٫۰۱۸
۳٫۷۱
۳۰۷
۱۳
۲۱
۷۵
۱۳۱
۶۷
سوال ۲۲
۱٫۰۲۷
۴٫۰۱
۳۰۷
۹
۱۸
۵۲
۱۱۰
۱۱۸
سوال ۲۳
.۹۷۹
۳٫۷۴
۳۰۷
۹
۲۴
۷۱
۱۳۷
۶۶
سوال ۲۴
۱٫۰۲۲
۳٫۹۲
۳۰۷
۸
۲۰
۶۶
۱۰۹
۱۰۴
سوال ۲۵
۱٫۰۳۴
۳٫۷۲
۳۰۷
۷
۳۹
۵۹
۱۲۹
۷۳
سوال ۲۶
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خانواده درمانی رفتار و شناختی – رفتاری بر اساس یکی ازکامل ترین رویکردهای تحقیق شده و بر کمک به خانواده ها یعنی نظریه یادگیری استوار است . سرچشمه این نظریه به اوایل قرن بیستم باز میگردد . پیشگامان اولیه آن کسانی همچون ایوان پاولف ، جان . ب.واتسون ،و ب.اف. اسکینر بوده اند .
خانواده درمانی رفتاری دارای چهار شکل اصلی تعلیم رفتاری به والدین ، زناشویی درمانی رفتاری ، درمان اختلال در عملکرد جنسی و خانواده درمانی کارکردی است . این تاکیدها غالباً از روش های شناختی – رفتاری استفاده میکنند . همه آن ها بجز رویکرد چهارم خطی هستند و بر روابط فردی یا دوتایی تأکید می ورزند . بسیاری از مداخلات مورد استفاده در خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری همان مداخلاتی هستند که در درمان فردی به کار میروند. تقویت ، شکل دهی ، حذف کردن ، سر مشق دهی ، بازی نقش ، ایست فکری ، و خاموش سازی رایج هستند . با این حال ، جنبههای خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری نیز شامل مواد عملی جدیدی نظیر قرار دادهای مشروط ( وابستگی ) ، قرار دادهای یک جانبه ، و رفتارهایی است که بر اصل رفتار نظیر استوارند .

در بهترین حالت ، رویکردهای خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری عینی برای کمک به والدین ، زن و شوهرها ، و خانواده ها برای تغییرکردن فوراً قابل کاربرد هستند . شاخه ای از یکی از این رویکردها ، یعنی خانواده درمانی کارکردی ، سیستمی است . مفاهیم اصلی که درمان بر اساس آن استوار است در حد گسترده ای مورد تحقیق قرار گرفته اند . از میان تمامی خانواده درمانیها رویکردهای خانوادگی رفتاری و شناختی – رفتاری علمی ترین آن ها است.

از طرفی ، رویکردهای خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری در بیشتر اوقات هنوز هم به میزان بسیار زیادی بر دید خطی و محدود به خانواده ها تکیه میکند .این رویکردها قدر مسلم می دانند که اگر درمان برای یک واحد در خانواده و برای نشانه های مرضی مشکل به کار رود سایر جنبههای خانواده نیز تغییر خواهد کرد .
درمان راه حل محور
درمان راه حل محور با در نظر گرفتن محبوبیت و رواج آن ، شاید درمان انتخابی عصر حاضر باشد.
این نوع درمان به دلیل دارا بودن ویژگی های چون تأکید شناختی ، گرایش حداقل آن به عمل گرایی و شیوه هایی که به آسانی قابل تعلیم هستند ، گرمترین بازار کار را در حوزه کارگاه های آموزشی کسب کردهاست و به سبب وعده ای که برای ارائه راه حل های سریع میدهد ، در صنعتمراقبت و درمان محبوب شده است
شواهدی دیگر بر رواج و محبوبیت آن
شمارگان فروان کتاب هایی که درباره این مدل درمانی نوشته شده شاهد دیگری بر اوج رواج و محبوبیت آن است.
( د شازر ،۱۹۸۸،۱۹۹۱،۱۹۹۴; اهانلون و واینر – دیویس،۱۹۸۹ ;والتر و پلر، ۱۹۹۲ ;لیپچیک ، ۲۰۰۲) کتاب های بسیار دیگری نیز درباره به کار گیری این مدل درمانی برای همسران ( واینر – دیویس ۱۹۹۲ ;هادسون و اهانلون ،۱۹۹۲) و نیز الکلی ها نگاشته شده است( برگ و میلر ،۱۹۹۲).
طراحان اولیه نظریه
استیو د شازر، بنیان گذار درمان اینسو کیم برگ درمانگری برجسته
پیشگامان
مبدعان درمان به شیوه راه حل – محور استیو د شازر، انیسو کیم برگ، و همکارنشان در مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت (BFTC) در شهر میلواکی ، ایالت ویسکانسین، امریکا هستند. گروه بنیانگذار از زوج های همکار تشکیل شده بود . استیو د شازر و اینسو کیم برگ،جیم درکز و ایلین نانالی، مارلین لاکورث و ایو لیپچیک، جان والتر ، جین پلز و مایکل واینر – دیویس نیز شاگردان آن ها بودند .
تشابهات و تفاوتهای درمان راه حل محور و رویکرد MRI
• درمان راه حل محور ، ظرافت خود را از مدل MRI گیرد و آن را به شکل نوینی صورت بندی میکند. هدف مدل MRI کمک به مراجعان است تا آن چیزهایی را که کارایی و اثری ندارند را کمتر انجام دهند، حال آنکه رویکرد راه حل محور، افراد را تشویق میکند تا آن چیزهایی را که کارایی دارند و مؤثر هستند ، بیشتر انجام دهند.
• هر دو شیوه رویکرد عمل گرایانه هستند که بر مشکل عنوان شده توسط مراجع، تمرکز میکنند.
• تفاوت واقعی بین این دو رویکرد این است که مدل MRI تاکیید بر رفتار ، و مدل راه حل محور تأکید بر شناخت دارد.
صورت بندی های نظریه
• پیش فرض هایی که درمان راه حل محور بر اساس آن ها بنیان نهاده شده است، ساده و صریح هستند. همان طور که برگ میگوید : ما به ساده بودن نظریه مان افتخار میکنیم . برای ساده کردن این نظریه، نظم شدیدی به کار گرفته شده است. ( وایلی، ۱۹۹۰)
• همواره یکی از ویژگی های بارز این نظریه تمرکزآن بر زمان حال یعنی آنجا که مشکلات وجود دارند، و نه جستجو در گذشته برای یافتن علل بوده است ترجیح درمانگرهای راه حل – محور نگاه به آینده است. آنجا ست که می توان مشکلات را حل کرد.
• این درمانگران نیز مانند مدل MRI معتقدند که تنگ نظری ها و میدان دید محدودی که انسانها از مشکلات خویش دارند منجر به تثبیت و دائمی شدن الگو های خشک راه حل های غلط در زندگیشان می شود.
• درمانگران راه حل محور معتقدند افرادی که برای درمان مراجعه میکنند توانایی بروز رفتارهای مؤثر را دارند اما قابلیت اثر گذاری آن ها توسط طرز تفکر منفی شان مسدود شده است در این رویکرد کوشش می شود تا توجه مراجعان به زمانی جلب شود که به خوبی از عهده مشکلاتشان بر می آمدند و بدین ترتیب به آن ها کمک میکنند تا مسائل را به گونه دیگری ببینند.
• مراجع از نقطه نظر اهمیت مشکل را اولیه میداند ( و استثنائات را – اگر متوجه آن ها شده باشد_ ثانویه می پندارد ) در حالی که از نظر درمانگر استثنائات اولیه و مشکل ثانویه است . مداخله های درمانی به مراجع کمک میکند تا این دیدگاه را جا به جا کند و با وارونه سازی موفق به یافتن راه حل شود(د شازر ۱۹۹۱).
• پیش فرض راه حل – محور ها در این است که مراجعان واقعا می خواهند تغییر کنند.
• مدل MRI تحت تاثیر نظریه اریکسون است و میگوید که انسانها اغلب فقط نیاز به یگ تغغیر کوچک در دیدگاهشان دارند تا نیروهای بالقوه شان آزاد گردد.
• تمام آن چیزی که نیاز داریم تغییرشیوه حرف زدن افراد است ، از این اندیشه است که هدف راه حل – محور شکل میگیرد و مراجعان را از « حرف زدن از مشکل» به «حرف زدن از راه حل» هدایت میکند.
•برخی دیگر معتقدند که دلیل تاثیر گذاری درمان راه حل – محور ایجاد احساس خوب در مراجع نسبت به خودش است و این کار با نمایان کردن نقاط قوت و موفقیتهای او تحقق مییابد.
• درمانگران راه حل – محور از اندیشه ساخت گرایی مبنی بر اینکه هیچ چیز مطلقی وجود ندارد هواداری میکنند.
• درمانگر راه حل – محور فقط به زبان توجه دارد یعنی شیوه ای که انسانها خودشان و مشکلات خودشان را توصیف میکنند.
رشد اختلالات رفتاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رویکردهای موجود در حسابداری سنتی یک سازمان به صورت یک کل مرتبط میشوند و نمیتوانند بخش های
موضوع در جهانی که به تخصصگرایی در یک زمینه خاص توجه دارد، متناقض است (کننان ،۲۰۰۴،صص ۴۱۳-۳۸۹)[۱۸۰] .

۲-۲-۶-۳ برخی از محدودیتهای سیستم حسابداری سنتی از نظر بونتیس
رویکردهای موجود در حسابداری سنتی یک سازمان به صورت یک کل مرتبط میشوند و نمیتوانند بخش های
انفرادی یا کارکنان دانش محور را مورد توجه قرار دهند. آن ها نمیتوانند توازنی بین پیشبینیهای گذشتهنگر و پیشبینیهای آیندهنگر خود برقرار کنند(عدم توازن بین معیارهای مالی یا کمّی و معیارهای غیرمالی یا کیفی) ،
پویاییهای رفتاری و اثرات آن بر روی اقتصاد سازمانی[۱۸۱] اندازهگیری نمیشود. هیچ سیستمی برای اندازهگیری اثربخشی فرایند در شکلگیری و انتقال دانش ضمنی، وجود ندارد (همان منبع، صص۴۱۳-۳۸۹).

به طور خلاصه چنین میتوان گفت که :
پارادایم حسابدرای سنتی برای عصر صنعتی مناسب بوده است زیرا بیشتر دارایی های شرکتها، مشهود بودهاند و این پارادایم فقط به معاملات[۱۸۲] انجام شده در گذشته توجّه میکند ولی با ورود به اقتصاد دانش محور، این پارادایم دیگر دارای کارایی لازم نیست و پارادایم حسابدرای جدیدی در حال مطرح شدن است (سیدرامن ،۲۰۰۲،صص ۱۴۸-۱۲۸)[۱۸۳] .
رویکردهای اندازهگیری سرمایه فکری، حقایق نرمی مانند کیفیتها را در برمیگیرند در حالی که معیارهای حسابداری، حقایق سختی مانند کمّیتها را اندازهگیری میکند.
اندازهگیری سرمایه فکری بر روی خلق و ایجاد ارزش تکیه میکند درحالی که حسابداری سنتی، پیامدهای معاملات گذشته و جریانهای نقدی گذشته را که تحقق یافته است، منعکس میکند.
رویکردهای سرمایه فکری تمایل به آینده دارند (آیندهنگر) در حالی که رویههای حسابداری سنتی گذشتهنگر هستند (چن ،۲۰۰۴،صص ۱۰۰-۸۵)[۱۸۴].
به طور تدریجی این موضوع تأیید شده است که اندازهگیری و سنجش مالی سنتی، در راهنمایی و رهنمود خط مشیگذاری استراتژیک دولتها، ناکافی و ناتوان است. این رویکرد نیاز دارد تا با اندازهگیریهای جدیدی مانند سرمایه فکری، جایگزین یا تکمیل شود. این موضوع باعث شده است که بحث اندازهگیری سرمایه فکری در سطح ملی و استفاده از این اطلاعات نیز در بین دولتها و مجامع بینالمللی داغ شود. برخی از محققان معتقدند که درک دوباره مفاهیم و روشهای حسابداری ممکن است؛ شروع خوبی برای درک امکانپذیری شناسایی و اندازهگیری و افشا سرمایه فکری باشد و برخی دیگر از محققان معتقدند برای اینکه قادر باشیم که سرمایه فکری را اندازهگیری و مدیریت کنیم، ابتدا نیاز به درک بهتر و تعریف دقیقتری از مفهوم سرمایه فکری داریم (گودری، ۲۰۰۱، صص۳۸۲-۳۶۶)[۱۸۵] .
در سطح ملی و استفاده از این اطلاعات نیز در بین دولتها و مجامع بینالمللی داغ شود. برخی از محققان معتقدند که درک دوباره مفاهیم و روشهای حسابداری ممکن است؛ شروع خوبی برای درک امکانپذیری شناسایی و اندازهگیری و افشا سرمایه فکری باشد و برخی دیگر از محققان معتقدند برای اینکه قادر باشیم که سرمایه فکری را اندازهگیری و مدیریت کنیم، ابتدا نیاز به درک بهتر و تعریف دقیقتری از مفهوم سرمایه فکری داریم (گودری، ۲۰۰۱، صص۳۸۲-۳۶۶)[۱۸۶] .
امروزه طراحی یک مدل اندازهگیری برای سرمایه فکری تبدیل به مشکل بزرگی برای اکثر شرکتها شده است؛ بویژه شرکتهایی که میخواهند الزامات اقتصاد مبتنی بر دانش و جهانی شدن را برآورده سازند . در این طبقه بندی چن و همکارانش، منظور از سرمایه انسانی که در واقع مبنا و اساس سرمایه فکری است، دانش، مهارت ها و تواناییهای کارکنان و طرز فکرهای کارکنان، درباره کسب و کار است.
از نظر آن ها در واقع این سرمایه انسانی است که می تواند دانش را به وسیله تبدیل به سه جزء دیگر سرمایه یعنی سرمایه ساختاری، مشتری و نوآوری، به ارزش بازاری تبدیل کند و از طرف دیگر این سرمایه انسانی است که اشکال عملیاتی سه سرمایه دیگر را تعیین می کند.
به طور دقیقتر تعریف اجزای سرمایه فکری از نظر آقای چن و همکارانش به شرح زیر است:
-
- سرمایه انسانی نمایانگر دانش ضمنی قرار گرفته در ذهن و افکار کارکنان است. سرمایه انسانی یک منبع مهم از نوآوری و بازآفرینی یک شرکت است و سرمایه انسانی به صورت ترکیبی از شایستگیها، طرز فکر و خلاقیت کارکنان تعریف می شود. شایستگی کارکنان در واقع بخش سختافزاری سرمایه فکری است که شامل دانش، مهارت ها و استعدادهای کارکنان است و منظور از دانش، دانش فنی و دانش دانشگاهی است و مهارت های کارکنان در واقع توانایی انجام وظایف و تکالیف عملی کارکنان است که از طریق تمرین حاصل می شود و برخی از آن ها از طریق تحصیلات به دست می آید. طرز فکرها در واقع بخش نرمافزاری سرمایه فکری است که شامل انگیزه برای کار و رضایت از کار است و در واقع به عنوان پیش شرطی برای نمایش شایستگیهای کارکنان در نظر گرفته می شود. خلاقیت کارکنان آن ها را قادر میسازد تا از دانش خود استفاده کنند و به طور مستمر نوآوری داشته باشند و بنابرین عامل مهمی در گسترش و ایجاد سرمایه فکری یک شرکت است.
-
- سرمایه ساختاری با سیستم و ساختارهای یک مؤسسه سروکار دارد و در واقع روتینهای یک کسب و کار است. یک مؤسسه با سرمایه ساختاری قوی می تواند شرایط مساعد و مناسبی را برای استفاده و بهره برداری از سرمایه انسانی ایجاد کند و به سرمایه انسانی اجازه دهد تا از توان بالقوه خود نهایت استفاده را ببرد و بنابرین باعث افزایش سرمایه نوآوری و مشتری می شود. سرمایه ساختاری را میتوان به صورت فرهنگ، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی و فرآیندهای عملیاتی و سیستمهای اطلاعاتی تقسیم کرد. هر کدام از اجزاء سرمایه ساختاری، می توانند بر روی سه سرمایه دیگر و بخصوص سرمایه سرمایه ساختاری با سیستم و ساختارهای یک مؤسسه سروکار دارد و در واقع روتینهای یک کسب و کار است. یک مؤسسه با سرمایه ساختاری قوی می تواند شرایط مساعد و مناسبی را برای استفاده و بهره برداری از سرمایه انسانی ایجاد کند و به سرمایه انسانی اجازه دهد تا از توان بالقوه خود نهایت استفاده را ببرد و بنابرین باعث افزایش سرمایه نوآوری و مشتری می شود. سرمایه ساختاری را میتوان به صورت فرهنگ، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی و فرآیندهای عملیاتی و سیستمهای اطلاعاتی تقسیم کرد. هر کدام از اجزاء سرمایه ساختاری، می توانند بر روی سه سرمایه دیگر و بخصوص سرمایه انسانی تأثیر بگذارند و متقابلاً از آن ها تأثیر بپذیرند. برای مثال؛ یک فرهنگ قوی می تواند عامل مهمی در انگیزش کارکنان باشد. سرمایه نوآوری به ارائه ترکیب جدیدی از عوامل حیاتی و ضروری تولید در درون یک سیستم تولیدی اطلاق می شود. این سرمایه می تواند شامل محصولات جدید، تکنولوژی های جدید، بازار جدید و مواد جدید و ترکیب جدید باشد.با افزایش اهمّیت دانش، سرمایه نوآوری به جزء مهمی از سرمایه فکری تبدیل می شود و این سرمایه می تواند به سه جزء موفقیتهای نوآوری، مکانیسمهای نوآوری و فرهنگ نوآوری تقسیم شود (چن ،۲۰۰۴،صص۱۰۰-۸۵)[۱۸۷].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲- خسارت معنوی ناشی از صدمه بدنی
صدمه ای که به شخص وارد می شود ممکن است مالی باشد مثل هزینه درمان و هم خسارت غیر مالی که جنبه غیر مالی و مادی که قابل رؤیت نیست ، مانند قطع امید از زندگی ، درد و رنج ، بر هم خوردن تعادل یا از دست دادن توانایی و استعداد [۴۳].

در مورد اول و دوم بر طبق تبصره ۳ ماده ۱ قانون بیمه اجباری تصریحی به این خسارت نکرده و از آنجا که مسئولیت دارنده وسیله نقلیه ، مسئولیتی استثنایی است ، باید گفت اصولاً اینگونه خسارات در قلمرو مسئولیت مدنی دارنده قرار نمی گیرد .
اما در مورد بند اخیر یعنی بر هم خوردن تعادل یا از دست دادن توانایی یا استعداد که مصادیقی مانند از دست دادن توانایی جنسی ، محرومیت به اشتغال به بعضی از شغلها ، … که در قانون مجازات برای آن ها دیه یا ارش مقرر شده است و قابل جبران دانسته شده است و می توان گفت در این مورد ، مواردی که دارای دیه و ارش است طبق تبصره ۳ ماده ۱ قانون بیمه اجباری در قلمرو مسئولیت دارنده قرار میگیرد .

۲-۳- خسارت روحی
کسی که در اثر یک حادثه دچار افسردگی ، یأس ، نا امیدی ، وحشت ، رنج و اندوه می شود ، در ابعاد مختلف زندگی اش تأثیر میگذارد . در بند ۲ ماده ۹ قانون آ. د . ک سابق به خسارات معنوی از نوع صدمات روحی اشاره شده بود ، اما در قانون آ د .ک مصوب سال ۱۳۸۷ از متن ماده ۹ حذف شده بود و به همین دلیل در مورد قابل مطالبه بودن اینگونه خسارات تردید وجود داشت ، تا اینکه در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۴/۱۲/۱۳۹۲ ، در ماده ۱۴ که مقرر دارد : شاکی میتواند جبران تمام ضرر و زیان های مادی و معنوی و ….. مطالبه کند . و در تبصره این ماده مقرر میدارد ( زیان معنوی عبارت است از صدمات روحی یا هتک حیثیت و اعتبار شخصی ، خانوادگی یا اجتماعی است ….) و رد تکمیل این ماده می توان به اصل ۱۷۱ ق . ۱ که میثاق ملی است و همینطور تصریح مواد او . اق .م . م بی شک اینگونه خسارات قابل جبران است و زیان دیده میتواند ، علاوه بر خسارات دیگری که در اثر حادثه متحمل می شود خسارات از این دست را نیز مطالبه کند .هر چند ، در قانون اصلاحی بیمه اجباری ، از جمله تبصره ۳ ماده ۱ و نیز ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون سابق تصریحی به اینگونه خسارات نشده است و بر این اساس گفته شده بود ، مسئولیت دارندۀ اتومبیل به جبران خسارتهای مادی و بدنی محدود شده است[۴۴] . (( در تبصره ۲ ماده ۱۴ ق . آ د . ک مصوب ۱۳۹۲ مقرر داشته است که (( … خسارات معنوی شامل جرائم موجب تعزیرات منصوص شرعی و دیه نمی شود )) ، می توان با توجه به مطالب گفته شده به این نتیجه رسید که خسارات معنوی در غیر از تعزیرات منصوص شرعی و دیه ، با جمع بودن سایر شرایط قابل مطالبه است و زیان زننده موظف به جبران آن میباشد .

۲-۴- خسارات بدنی
خسارت بدنی ، صدمه ای است که به سلامت و تمامیت جسمانی انسان وارد می شود و به شکل نقص یا قطع عضو یا جراحت یا بیماری ظاهر شود . به هر حال بدیهی است که مرگ شدیدترین صدمه بدنی به شمار می رود [۴۵]. این صدمات از یک سو هزینه های درمان ، از کار افتادگی ، جراحی را به زیان دیده تحمیل میکند و از طرف دیگر باعث وارد شدن صدمات روحی و روانی به فرد آسیب دیده می شود [۴۶].
به همین دلیل در مورد ماهیت این صدمات اظهار نظرهای متفاوتی شده است ، برخی آن را خسارت مالی دانسته اند [۴۷] و برخی نیز به دلیل اینکه خسارت بدنی هم خسارت مالی را به دنبال دارد و هم خسارت معنوی ، این نوع خسارت را خسارت مختلط نامیده اند [۴۸].
در ماده ۱ قانون اصلاح قانون بیمه اجباری خسارات مالی و بدنی را از هم تفکیک شده و آن را از خسارات غیر مالی در قلمرو مسئولیت مدنی دارنده وسیله نقلیه و به تبع آن ، مسئولیت بیمه گر اعلام شده است و باید توجه داشت که بدن انسان دارای ارزش بالایی است باید آن را مستقل از زیان مالی و معنوی دانست ، در فقه نیز و همینطور در قوانین موضوعه ، خسارات بدنی جداگانه در نظر گرفته شده است و برای جبران آن ها ، شیوه و مقدار معینی از مال عنوان شده است . به موجب تبصره ۳ ماده ۱ یاد شده ، منظور از خسارات بدنی در این قانون ( هر نوع دیه یا ارش ناشی از صدمه بدنی ، شکستگی ، نقص عضو ، از کار افتادگی ( کلی یا جزیی – موقت یا دائم ) یا دیه فوت شخص ثالث به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون است .
به این ترتیب ، خسارت در این تبصره به معنای ( تاوان و مابازایی ) به کار برده شده که در مقابل صدمه یا فوت پرداخت می شود که همان دیه و یا ارش است که شارع مقدس معین کردهاست و علت تحقق آن میتواند صدمات بدنی و فوت باشد و سایر عبارات تبصره نظیر شکستگی ، نقص عضو یا از کار افتادگی از مصادیق صدمه میباشند که دیه مقرر دارند یا ارش به آن ها تعلق میگیرد [۴۹].
باید توجه داشت که پرداخت دیه و ارش شیوۀ جبران خسارت است و با خود خسارت تفاوت دارد ، اما در هر حال خسارتی در قلمرو مسئولیت مدنی دارندۀ وسیله نقلیه قرار میگیرد که شرعاً و قانوناً مستوجب دیه یا ارش باشد .
گفتار ۲ – خسارات مازاد بر دیه
در گفتار قبل به مفهوم ضرر و شرایط ضرر قابل جبران پرداختیم ، اقسام خسارات را به صورت مختصر بررسی کردیم . در یک حادثه وسیله نقلیه صدمه و خسارتی که وارد می شود یا به خود وسیله نقلیه است یا به سر نشینان آن وسیله . اما بحثی که مطرح می شود این است که در قانون مجازات اسلامی برای صدماتی که به بدن انسان وارد می شود مقدار معینی دیه مشخص شده است و زمانی که صدمه یا جرحی به فرد وارد می شود ، قاضی با مراجعه به قانون مجازات اسلامی مقدار دیه را مشخص میکند و دستور پرداخت میدهد ، که البته در این راه از نظریه کارشناس هم استمداد می طلبد.
در بعضی از این موارد هیچ تناسبی بین خسارتهای وارده و دیه مقرر شرعی وجود ندارد و چه بسا خسارتها و زیان های وارده به مجنی علیه ، چندین برابر میزان دیه ای است که نسبت به صدمه های وارده ی بر وی معین شده است . به عنوان مثال ؛ ممکن است که شخصی بر اثر یک صانحه تصادف دچار شکستگی استخوان پا شود ، نامبرده علاوه بر اینکه به سبب صدمه های وارده مجبور است مدت طولانی متحمل درد و رنج و صدمات روحی شود ،باید مبالغ فراوانی را صرف درمان و معالجه خود کند ، علاوه بر آن ممکن است ، به سبب صدمه های مذبور مدتی طولانی محروم از کسب و کار خویش شود و یا ممکن است بر اثر صدمه ی وارده دچار نقص عضوی در بدن شود و شخص برای همیشه خانه نشین و از کار افتاده دائم شود . سؤالاتی در این مورد مطرح می شود : از نظر مقررات شرعی و موازین قانونی ، آیا تمامی خسارتها و زیانهای وارده به مجنی علیه قابل مطالبه است ؟ یا صرفاً زیآنهای وارده به وی به میزان دیه مقرر و معین از جانب قانونگذار قابل وصول میباشد ؟ آیا نهاد دیه میتواند پاسخگوی تمامی خسارات وارده در یک سانحه باشد و آنها را پوشش دهد و حالت زیان دیده را به حالت نخست باز گرداند ؟ و سؤال اساسی تر آن است که آیا دیه برای جبران خسارت وضع شده است ؟ اگر برای جبران خسارت است آیا برای التیام درد و رنج قرار داده شده است یا شامل زیانهای مالی هم می شود ؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با یک جمع بندی می توان گفت روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، سیستم طرح ریزی هزینه ها با تأکید بر فرایند مستمر بهسازی است، در این روش شناسایی فعالیت های ارزشمند از یک سو و شناسایی فعالیت های بی ارزش از سوی دیگر تشویق می شود و برای حذف فعالیت های بی ارزش کوشش به عمل میآید.


یکی از تفاوت های مهم سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت نسبت به سیستم سنتی در این است که در اجرای این روش مسیر منابع به فعالیت ها مشخص می شود یعنی هزینه ها ردیابی میشوند و هزینه هر فعالیت به حساب کالا ، خدمت یا مشتری منظور می شود. در مرحله نخست هزینه سربار کارخانه به حساب فعالیت یا مرکز هزینه فعالیت گذاشته می شود و در این راه از مقدار مناسب عامل هزینه مصرف منابع استفاده می نمایند. به عنوان مثال تعیین مراکز فعالیت و هزینه هر یک از فعالیت ها مربوط به شرکت آلفا در جدول زیر نشان داده شده است:
تومان فعالیت نوع هزینه
۱۳۷۰ آماده سازی ماشین آلات
۲۴۰۰ سرپرستی و نظارت هزینه سربار کارخانه
۱۹۸۰۰ ماشین آلات
۲۴۰ انجام سفارش ها
۴۰۰۰ حمل و نقل مواد اولیه و کالای خریداری شده هزینه های خرید هزینه دایره خدمت
۱۶۰۰ انبار کردن محصولات تکمیل شده انبارداری و ارسال محموله ها
۱۵۰۰ تحویل محصولات به مشتریان
۳۳۰۰ نیرو
۷۹۲۰ قبول سفارش هزینه فروش
جدول ۲-۱ ( نمازی ، ۱۳۹۲ ، ص ۶۹ )
در مرحله دوم هزینه فعالیت ها یا مخزن هزینه فعالیت را به حساب موضوع هزینه منظور میکنند و در اجرای این روش مقدار مناسب عامل هزینه مصرف فعالیت را محاسبه میکنند یعنی معیاری که تعیین کننده مقدار فعالیت از نظر موضوع هزینه باشد. به عنوان مثال محرک های مناسب به منظور تخصیص هزینه فعالیت ها به محصولات A و B شرکت آلفا در جدول زیر نشان داده شده است:
مبنای تقسیم هزینه ها
محصولات
A
B
حجم تولید(عدد)
۱۰۰
۵۰
زمان آماده سازی ماشین ها(ساعت)
۱٫۵
۲
زمان سرپرستی در هر دوره(ساعت)
۷۵
۴۰
زمان استفاده از ماشین آلات(ساعت)
۰٫۵
۰٫۵
تعداد دفعات سفارشات انجام شده در هر دوره
۱۰
۲۰
مواد اولیه لازم برای تولید هر واحد محصول(کیلوگرم)
۲
۵
میانگین موجودی کالای تکمیلی نگهداری شده(عدد)
۰
۱۰۰
تعداد دفعات تحویل در هر دوره
۱۰
۴۰
زمان صرف وقت مسئولان فروش در هر دوره(ساعت)
۳۲
۱۶۰
جدول ۲-۲ ( نمازی ، ۱۳۹۲ ، ص ۷۰ )
۲-۳-۱-۳ گام های عملی جهت پیاده سازی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
با توضیح کوتاه که در بالا داده شد در اینجا مبحث را با ارائه گام های لازم جهت پیاده سازی این سیستم ، کامل میکنیم : ( بلوچر و همکاران ، ۲۰۰۸ ؛ نمازی ، ۱۳۹۲ )
هنگام اجرای این سیستم باید سعی شود کلیه هزینه های مستقیم و غیر مستقیم مربوط به اهداف هزینه مشخص شود ( اهداف هزینه ، همان هدف نهایی سیستم هزینه یابی فعالیت محور است که تعیین بهای تمام شده محصول ، خدمت ، مشتری و غیره میباشد ). هزینه های مستقیم ( مواد اولیه و کار مستقیم ) به تسهیم نیازی ندارند و مستقیما به اهداف هزینه اختصاص مییابند اما هزینه های غیر مستقیم ( سربار ) باید به دقت بررسی شوند ، می بایست این هزینه ها را از حالت هزینه های غیر مستقیم به مستقیم تبدیل نمود. باقیمانده هزینه های سربار ، که قابلیت تبدیل به هزینه های مستقیم را ندارند ، باید در نهایت به اهداف هزینه تسهیم یابند. بنابرین برای پیاده سازی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت ابتدا باید سیستم هزینه یابی سنتی پالایش شود و در حد امکان مبلغ سربار ، با توجه به ماهیت هزینه ها نیز کاهش یابد ، سپس گام های زیر به صورت سیستماتیک دنبال شود:
گام اول) تعیین هزینه های مستقیم : ۱٫ شناسایی اهداف هزینه ۲٫ شناسایی هزینه های مستقیم مربوط به اهداف هزینه.
گام دوم) تخصیص هزینه منابع به فعالیت ها ( تخصیص اولیه ) : ۳٫ شناسایی فعالیت های مربوط ۴٫ شناسایی منابع مربوط به هر فعالیت ۵٫ شناسایی محرک هزینه منابع ( محرک هزینه معیاری است که به وسیله آن ، منابع مصرف شده بابت هر فعالیت تعیین می شود ) ۶٫ تخصیص هزینه های غیر مستقیم منابع به فعالیت های شناسایی شده.
[ بیشتر شرکت ها هزینه های منابع را در حساب های خاص منظور میکنند ، نمونه ای از آن ها عبارتند از حساب هایی که در برگیرنده ملزومات ، خرید ، حمل مواد ، انبارداری ، هزینه های دفتری ، مبلمان ، ساختمان ، تجهیزات ، آب و برق و گاز و حقوق و مزایای کارکنان می شود. در تجزیه و تحلیل فعالیت باید داده های متعلق به دفاتر و اسناد موجود را جمع آوری کرد و نیز با بهره گرفتن از پرسشنامه ؛ مشاهده یا مصاحبه با نیروهای ارشد یا کلیدی در هر واحد ، اقدام به جمع آوری داده های اضافی نمود.
برای کمک به تشخیص محرک فعالیت ها و بهبود مدیریت فعالیت ها معمولا آن ها به چهار دسته طبقه بندی میشوند که هزینه این فعالیت ها نیز با توجه به میزان استفاده هر محصول یا خدمت از فعالیت ها، به آن ها تخصیص مییابد. چهار طبقه فعالیت شامل موارد زیرند ( هنسن و موون[۲۰]، ۲۰۰۶):
۱٫فعالیت های سطح واحد محصول، که با هر بار انجام آن فعالیت، یک واحد محصول تولید می شود. مانند سوراخ کردن و ماشین کاری هر قطعه. هزینه این نوع فعالیت ها به طور مستقیم به واحد محصول یا خدمت مربوط تخصیص مییابد.
۲٫فعالیت های سطح دسته محصول، که با هر بار انجام آن فعالیت یک دسته محصول تولید می شود. مانند آماده سازی ماشین آلات یا سفارش مجموعه ای از قطعات. هزینه های سطح دسته محصول صرف نظر از تعداد واحدهای موجود در هر دسته اغلب ثابت است.
۳٫فعالیت های پشتیبانی سطح محصول، که با انجام آن محصول های مختلفی تولید می شود. این فعالیت ها بر اساس نیاز پشتیبانی انواع محصولات مختلف اجرا می شود و هزینه های آن ثابت بوده و می توان آن ها را به محصولات مختلف تخصیص داد، مانند حفظ مشخصات محصول و انجام تغییرات مهندسی
۴٫فعالیت های سطح عمومی کارخانه، که فرایند عمومی تولید کارخانه را پشتیبانی میکند مانند روشنایی و نظافت کارخانه
سه دسته اول با هزینه هایی سر و کار دارند که می توان آن ها را به گونه مستقیم یا غیر مستقیم به محصولات تخصیص داد اما دسته آخر شامل هزینه هایی است که برای انواع محصولات مشترک است و تنها بر مبنای تخصیص می توان آن ها را بین محصولات تسهیم کرد.]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بارچ[۷۶] معتقد است فعالیتهایی شناختی در زندگی فرد به صورت خودکار صورت میگیرد . ساختارها تعیین میکنند که چه اطلاعاتی رمزگردانی شوند و این اطلاعات چطور سازماندهی ، تفسیر و معنادهی گردند. این ساختارها مستقیماً اطلاعات دریافت شده را تعیین نمیکنند بلکه واقعیت بیرونی ساختارهای شخصی را به شدت تحت تاثیر قرار میدهند (بارچ، ۱۹۹۷ به نقل از برزونسکی ، ۲۰۰۳).

برزونسکی معتقد است افراد به شیوه های متفاوتی به نظریه پردازی راجع به خود میپردازند یعنی افراد در چگونگی مواجهه و پردازش اطلاعات، تصحیحات و تعارضات مرتبط با هویت با هم تفاوت دارند. ولی سه سبک نظریهپردازی را تشخیص داده است که عبارتند از : علمی (اطلاعاتی) ، جزمی(هنجاری) و موقعیتی(موردی).
-
- افراد با شیوه علمی ، اطلاعات مدار هستند و همواره یک نگرش همراه با تردید درباره خودشان دارند. آن ها به جستجو، پردازش و ارزیابی اطلاعات مربوط به خود میپردازند و همواره درگیر یک فرایند خود کاوشگری فعال هستند.
-
-
- افرادی که سبک جزمی ، دارند همواره با تجارب و انتظارات افراد مهم زندگیشان (مثل والدین) همنوایی میکنند. این افراد تلاش میکنند که ساختارهای مربوط به خود را که از قبل موجود است حفظ کنند. در مقابل تهدیدات بالقوهای که برای ساختارهای خودشان وجود دارد از طریق پاسخهای قالبی و تعریفات شناختی به دفاع میپردازند.

- افرادی با سبک موقعیتی ، راجع به خود نظریهپردازی میکنند، به طور مداوم بر اساس تقاضاهای محیطی واکنش نشان میدهند. این افراد جهت گیری مغشوش یا اجتنابی نسبت به اطلاعات مرتبط با خود دارند (برزونسکی ،۱۹۹۷ به نقل از فارسی نژاد ، ۱۳۸۴).
- محتوای هویت :
در بیشتر تحقیقات مربوط به پایگاههای هویت، محتوی به طور عملی در سه حوزه: مذهب، شغل و نقش جنسی تعریف میشود. اما هویت نوجوانان در یک حوزه مشابه ممکن است عناصر متفاوتی داشته باشد. برای مثال در حوزه مذهب ، بعضی از نوجوانان ممکن است روی عقاید و درک شخصی خودشان از مسائل معنوی تأکید کنند و بعضی ممکن است به موقعیت اجتماعی حاصل از رعایت اعمال مذهبی و بیان اعتقاد دینی توجه کنند و عدهای نیز انتظارات مذهبی والدین و اعضای فامیل برایشان از اهمیت برخوردار باشد (برزونسکی ،۲۰۰۳).
یک رویکرد متفاوت به محتوای هویت، تمرکز روی ماهیت اسنادها و عناصری است که هویت فرد طبق آن ها تعریف میشود. برای مثال، چک و همکارانش سه محتوا برای هویت تعریف کردهاند:
-
- هویت اجتماعی [۷۹] (چک و همکاران ، ۱۹۸۲ به نقل از برزونسکی ، ۲۰۰۳).
هویت شخصی ریشه در اسنادهای خود خصوصی ، از قبیل اهداف و ارزشهای شخصی، خودآگاهیها و وضعیتهای روانی منحصر به فرد دارد.
هویت جمعی روی انتظارات و هنجارهای دیگران مهم و گروههای مرجع مثل خانواده، گروه اجتماعی، کشور، مذهب و غیره تأکید دارد.
هویت اجتماعی به عناصر خود عمومی از قبیل شهرت، محبوبیت و تأکید روی دیگران برمیگردد.
نتایج تحقیقات برزونسکی روی دانشجویان امریکایی نشان میدهد انواع اسنادهایی که نوجوانان برای تعریف و تبیین هویتشان به کار میبرند بنا به سبک پردازش هویتی که دارند متفاوت است. افرادی که از یک سبک اطلاعاتی استفاده میکنند روی اسنادهای خود شخصی (مثل اهداف، ارزشها و معیارهایشان) تأکید دارند و میزان بازخوردهای مربوط به خود را که منجر به تأکید دیدگاههای شخصیشان میشود اساس خود ارزیابیهایشان قرار میدهند.
افرادی که سبک هنجاری را جهت پردازش اطلاعات مربوط به هویتشان به کار میگیرند، احساسی که از خود دارند مبتنی بر عناصر خودجمعی (مثل: خانواده، مذهب یا کشور) است. معیار ارزش این نوجوانان، ارزشها و انتظارات افراد مهم زندگیشان است و هدف آن بر مبنای افزایش عزت نفس جمعی – مثلا از طریق مقایسه گروههایی که آن ها را از سایرین متمایز میکند- تنظیم شده است. برعکس، افرادی که از سبک سردرگم / اجتنابی استفاده میکنند. درکشان از هویت مبتنی بر عناصر خود اجتماعی (مثل محبوبیت، شهرت و تاثیر روی دیگران) است. خودارزیابیهای این افراد بر اساس انتظارات فوری و موردی و تقاضاهای موقعیتی است.
توجه اصلی آن ها روی حضور مطلوب و اثرگذاریهای مناسب اجتماعی در جهت حفظ عزت نفس اجتماعیشان است (برزونسکی ۲۰۰۳).
- ساختار هویت : تعهد هویت
در مدل پایگاههای چها گانه هویت، ساختار در اصطلاح تعهد تعریف شده است. تحقیقات شناختی اجتماعی (بریکمن[۸۰] ۱۹۸۷ ، کمبل[۸۱]۱۹۹۰، میوس[۸۲]، لرما[۸۳]، هلسن[۸۴] و لبرگ[۸۵] ۱۹۹۹) نشان میدهند که تعهدات ثابت شخصی نقش مهمی را در تقویت عملکرد شخص و سلامت روانی- اجتماعی وی بازی میکند. تفاوت در میزان تعهد به تفاوتهایی که افراد در قدرت و روشنی معیارهای مربوط به خود، اعتقادات و باورهای خود دارند، مربوط میشود (به نقل از برزونسکی ، ۲۰۰۳).
طبق نظر بریکمن” تعهد به رفتار فرد، تحت شرایطی که او سعی دارد طور دیگری عمل کند ثبات میبخشد.” تعهد یک چارچوب ارجاعی جهت دار و هدفمند ایجاد میکند که رفتار و بازخوردهای آن در درون این چارچوب بازبینی، ارزیابی و تنظیم میشود (بریکمن، ۱۹۸۷ به نقل از برزونسکی، ۲۰۰۳).
تحقیقات نشان داده است که میزان بالای تعهد با تصمیمگیری هوشیارانه و مقابلهای متمرکز بر مشکل رابطه مثبت و با تعویق توجه عقلانی و اضطراب قبل از تصمیمگیری رابطه منفی دارد. مطالعات برزونسکی همچنین نشان میدهد که تعهد هویت با سبکهای پردازش هویت رابطه دارد. افرادی که فرآیندهای اطلاعاتی و هنجاری را به کار میگیرند تعهدات قویتری نسبت افراد دارای سبک سردرگم/ اجتنابی دارند (فارسی نژاد ، ۱۳۸۴).
برزونسکی سه مدل متفاوت آزمایش جهت نقش تعهد در ارتباط بین سبکهای هویتی و متغیرهای برونداد شخصیتی پیشنهاد میکند:
۱- مدل اثر مستقیم: در این مدل فرض میشود سبکهای پردازش هویت و تعهد هویت به طور مستقیم و مستقل با تغییرات یک متغیر برونداد ارتباط دارند.
۲- مدل اثر تعدیلگر: در این مدل محققان فرض میکنند که قدرت و جهت ارتباط بین سبک پردازش هویت و یک متغیر برونداد و با سطوح مختلفی از تعهد تغییر میکند.
۳- مدل اثر رابطهای: در این مدل فرض بر این است که رابطه بین سبکهای پردازش هویت و یک متغیر برونداد، وقتی که اثر متغیر تعهد کنترل میشود، به طور معنیدار تقلیل پیدا میکند (برزونسکی، ۲۰۰۳).
طبق تحقیقاتی که برزونسکی انجام داد چنین نتیجه گرفت افراد دارای سبک پردازش اطلاعاتی و هنجاری هویت قویتر و خود واضح تری نسبت به افراد سبک مغشوش دارند. تعهدات ضعیفتر با سطوح پایین جسارت شخصی ، مسئولیت پذیری و سطوح بالای افسردگی رابطه دارد (برزونسکی، ۱۹۹۲).
انواع سبک های پردازش هویت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت


یکی از نهادهای مالی که نقش بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی کشور هادارد بورس اواراق بهادار میباشد. نقش بورس اوارق بهادار تنها در جمع آوری نقدینگی و تخصیص درست آن ها خلاصه نمیشود بلکه اهمیت این بازار بیشتر رونق بخشیدن به فعالیتهای تولیدی، صنعتی و کمک به رشد اقتصادی است.

بورس اوراق بهادار بازاری است رسمی، متشکل و سازمان یافته که در آن خرید و فروش سهام و دیگر اوراق بهادار تحت شرایط و ضوابط خاصی صورت میگیرد .
این بازار دارای ویژکی های زیر است . ۱ – سازمان یافتگی و متشکل بودن ۲- حاکم بودن قوانین و ضوابط خاص بر این بازاراز جمله حمایت قانون از صاحبان سرمایه ها و الزامات قانونی برای متقاضیان سرمایه .۳-خرید و فروش اوراق بهادار ۴- دارا بودن شرایط بازار رقابت کامل یعنی تعداد خریداران و فروشندگان سهام بسیار زیاد است ، ورود و خروج افراد به این بازار بسیار زیاد است و همه اطلاعات لازم در باره آن دارند(سایت بورس اوراق بهادار تهران).

بازار بورس اوراق بهادار از سویی مرکز جمع آوری پساندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تامین مالی سرمایه گذاریهای بلند مدتو فعالیت های اقتصادی است واز سوی دیگر یک مرجعی رسمی و قابل اعتماد که دارندگان پس انداز ها میتوانند به آن مراجعه و اقدام به سر مایه گذاری نمایند.بنابرین فلسفه وجودی بازار بورس اوراق بهادار جمع آوری نقدینگی و پس انداز های مردم و به کار گیری آن ها در امر تولید به منظور بالا بردن رشد اقتصادی است(باوندپور،۱۳۸۹).

اهمیت و نقش بازار بورس در اقتصاد تا جایی است که اقتصاد دانان آن را قلب اقتصاد کشور لقب دادهاند زمانی که این قلب اقتصادی در انتقال منابع به بخشهای تولیدی و صنعتی خوب عمل میکند اقتصاد هم از کارایی و سلامت لازم برخوردار است .برخی هم بازار بورس اوراق بهادار را میزان الحرارهای میدانند که وضعیت سلامتی اقتصاد را نشان میدهد کاهش ارزش سهام دلالت بر رکود و بحران اقتصادی و افزایش آن نشانه رونق و بهبود است . در نهایت بازار بورس اواراق بهادار را به عنوان یک شاخص توسعه یافتگی اقتصادی به حساب می آورند و با نگاهی به عملکرد بازار بورس در هر کشور می توان به درجه توسعه یا توسعه نیافتگی آن پی برد(باوندپور،۱۳۸۹).
در خصوص عملکرد بازار بورس دیدگاه های متعددی وجود دارد . اقتصاد دانان بورس اوراق بهادار را برای تجهیز منابع مالی و کمک به رشد و توسعه اقتصادی حیاتی می دانندآن ها گویند بورس میتواند در تخصیص درست منابع، رشد اقتصادی ، ایجاد اشتغال، کنترل نقدینگی، جلوگیری از فرار سرمایه ها ،تقسیم مالکیتهای بزرگ ، افزایش بهروری ، توسعه دمکراسی اقتصادی و کاهش تورم نقش داشته باشند(سایت بورس اوراق بهادار تهران ۱۳۹۱)
علمای اجتماعی آن را ابزاری می دانند که با تقسیم مالکیتها و توزیع درآمدها باعث ایجاد عدالت اقتصادی میشود . بدبینان هم آن را به قمار خانه ای تشبیه کردهاند که در آن یک شبه میتواند ثروتمند شد یا بخاک سیاه افتاد . مع الوصف عملکرد بازار بورس همانند هر متغیر و ابزار اقتصادی میتواند مفید یا زیان بار باشد و عملکرد این بازار تابع عوامل اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی و حمایت دولت و قانون از این بازار است(سلیمی۱۳۸۹ ).

اگر بازار بورس اوراق بهادار دارای کارایی و شفافیت لازم و از حمایت قانون برخوردار باشد و مردم نیز آگاه و اطلاعات کامل در مورد عملکرد آن داشته باشند در این صورت این ابزار هم برای سرمایه گذاران مفید خواهد بود و هم برای رشد و توسعه اقتصادی در غیر این صورت این بازار نقش یک قمار خانه بازی میکند .
کارایی بورس اوراق بهادار را در کشور ها بر اساس یک سری شاخص های اقتصادی تعیین میکنند.
۱ – نسبت حجم معاملات انجام شده در بازار بورس به تولید ناخالص ملی ،که این نشان میدهد چند درصد از تولید ناخالص ملی از طریق بازار بورس حاصل شده است .
۲ –نسبت حجم سرمایه گذاری های انجام شده به تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ،این معیار هم نشان می دهدچه میزان از سرمایه گذاری های انجام شده در کشور از طریق بازاربورس بوده است .
۳ – ارزش سهام ،نشان دهنده وضعیت اقتصاد کشور است ،افزایش آن دلالت بر رونق اقتصادی و کاهش آن نشانه رکود و بحران میباشد .
۴ – در صد جمیت مراجعه کنند ه به بازار بورس ،هر اندازه جمعیت بیشتری به این بازارمراجعه نمایند نشانه رونق و کارایی آن است(سایت بورس اوراق بهادارتهران) .
نامانایی یا گام تصادفی در بورس اوراق بهادار
وجود یا عدم وجود نامانایی یا گام تصادفی و یا کارایی بورس اوراق بهادار در کشورها موضوعی است که همواره مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته و به تحقیقاتی در این زمینه پرداختهاند. شواهد و بررسیهای بعمل آمده نشان میدهد دو نوع حرکت در بازارهای بورس وجود دارد. یکی حرکت مانایی یا ایستایی است که به باز گشت به میانگین معروف است.در این حالت قیمتهای سهام حول یک خط مستقیم عموما نوسان میکند، گاهی افزایش مییابد و سپس کاهش می پذیرد و گاهی به حداقل میرسد و بعد بالا میرود طوری که دو باره بحالت اول بر میگردند این حرکت دلالت بر یک ناهنجاری و بی ثباتی و عدم اطمینان در این بازار دارد (فاما[۱]، ۱۹۷۰).
در حرکت مانایی شوکهای وارده بر بورس اثر ناپایدار و موقتی داشته و افزایش یا کاهش قیمتها دو باره به حالت اولیه خود باز میگردد(تهرانی، انصاری، ۱۳۸۷ ). حرکت مانایی یا گام غیر تصادفی اعتقاد دارد که بازار های مالی تا اندازه ای قابل پیشبینی هستند و حرکت قیمت ها در یک روند ثابت قرار دارند و حول آن بالا و پایین میروند و مطالعه قیمت های گذشته میتواند برای پسش بینی قیمت های آینده مفید باشد(تالانه۱۳۹۰ ).
حرکت دیگر بورس حرکت نامانایی یا نا ایستایی است که به گام تصادفی هم معروف است بدین معنی قیمت سهام نمی تواند قابل پیشبینی باشد در واقع قیمت ها تابع حوادث و اتفاقاتی است که به دلایل مختلف رخ میدهند و نمی توان آن ها را پیشبینی نمود.حرکت نامانایی یا ناایستایی حرکتی است پیشبینی نشده ، منظم و از اصول اقتصادی و سازوکار بازار پیروی میکند این حرکت دلالت بر فرضیه بازارکارا دارد که قیمت های سهام از فرایند گام تصادفی یا نامانایی پیروی میکند(فاما و فرنچ[۲] ۱۹۸۸). فاما بازاری را کارا میداند که تمام اطلاعات موجود در آن منعکس گردد . انتظار از بازار کارا آن است که در تخصیص منابع بدرستی عمل کند .در شرایط گام تصادفی سهامدارن و بازار سازان تصمیمات خود را بر اساس سازوکار بازار، شرایط رقابتی و اطلاعاتی که از اوضاع و احوال اقتصادی و حتی سیاستهای دولت به دست میآورند اتخاذ میکنند( باوند پور ۱۳۸۹). در واقع بازده سرمایه گذاریها تابعی از اطلاعات جمع آوری شده میباشد (گروسمن[۳] و دیگران،۱۹۸۰).
در روند نامانایی یا گام تصادفی دامنه نوسان قیمتهای سهام کوتاه و ریسک سرمایه گذاری هم اندک است(شیر کوند،۱۳۸۷).
از این نظر افراد به بورس اعتماد داشته و تمایل بیشتری برای سرمایه گذاری در آن نشان میدهند.بر اساس فرضیه بازار کارآ قیمت سهام از فرایند گشت تصادفی پیروی میکند. (فاما و ساروس[۴]،۱۹۸۷).
دربازارهای کارا بازده سهام را نمی توان بر اساس تغییرات گذشته قیمت ها پیشبینی کرد.
فرضیه ضعیف کارایی بازار به ایده تئوری گشت تصادفی قیمت سهام در سال ۱۹۶۰ بر میگردد. اگر قیمت ها از گشت تصادفی تبعیت کنند، تغییرات قیمت در طول زمان تصادفی (مستقل)خواهند بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ت – آزمون معنی دار بودن ضریب همبستگی®
ضریب همبستگی با توجه به نمونه ای مشخص محاسبه می شود. بدیهی است که این ضریب، که بعضی مواقع ضریب همبستگی نمونه ای خوانده می شود، از نمونه ای به نمونه دیگر تغییر مییابد. حال سوال اینجا است که آیا بین دو متغیر x و y که ضریب همبستگی آن را تعیین کردیم همبستگی معنی داری وجود دارد یا نه ؟ به عبارت دیگر، آیا می توان به وجود یک رابطه علت و معلولی خطی اذعان داشت و یا ضریب همبستگی به دست آمده ناشی از شانس و تصادف بوده و ضریب همبستگی جامعه، که آن را با نشان میدهیم، برابر صفر است؟

به منظور بررسی ضریب همبستگی مدل با بهره گرفتن از آزمون t میتوان معنی داری ضریب همبستگی را آزمون نمود. برای این منظور فرض آماری و فرمول آماره مربوطه به صورت زیر است:

(درجه آزادی (
بر اساس فرمول فوق مقدار آماره t محاسبه می شود. طبق جدول توزیع آماری t، مقدار بحرانی، با درجه آزادی ۹۸ درسطح معنی داری ۱% برابر با ۳۲۴/۲ و در سطح معنی داری ۵% برابربا ۶۴۵/۱ است. چنانچه قدر مطلق مقدار آماره t محاسبه شده بزرگتر از مقدار بحرانی مذکور باشد از این رو میتوان نتیجه گرفت که فرض H0 رد می شود. ردفرض H0 به منزله معنی دار بودن ضریب همبستگی مدل خواهد بود.
ث– آزمون خود همبستگی بین مشاهدات
خود همبستگی متغیرها زمانی رخ میدهد که خطاها با هم مرتبط باشند به عبارت دیگر هنگامی که جزء خطای مربوط به یک مشاهده تحت تاثیر جزء خطای مشاهده دیگر باشد خودهمبستگی متغیرها پیش می آید. برای بررسی این مشکل از آماره « دوربین – واتسون» استفاده می شود. این آماره نیز توسط نرم افزار آماریSPSS ارائه می شود. و به طور کلی چنانچه این آماره در سطح اطمینان ۹۵%، نزدیک به عدد ۲ (بین ۱٫۵ و ۲٫۵) باشد، خود همبستگی بین مشاهدات وجود نخواهد داشت.
برای آزمون فرضیات از الگوی رگرسیون چند متغیره زیر استفاده خواهد شد.
AGGRESSIVEit = β۰ + β۱ CSRit + β۲ POS_CSRit + β۳ ABS_DAit + β۴ IOit + β۵ CASHit + β۶ ROAit + β۷ LEVit+ β۸NOLit + β۹ ΔNOLit+ β۱۰ FIit + β۱۱ PPEit + β۱۲ INTANGit + β۱۳ EQINCit + β۱۴ R&Dit + β۱۵EMPit+ β۱۶ ΔSALEit + β۱۷ SIZEit-1 + β۱۸MBit-1+ εit
در مدل فوق اگر β۱ و β۲ مثبت باشد به ترتیب فرضیه اول و دوم تحقیق تأیید می شود در غیر اینصورت فرضیات رد می-شود.
جهت آزمون فرضیههای تحقیق، با بهره گرفتن از الگوهای فوق، ابتدا آن ها به صورت فرضهای آماری بیان شدند و سپس با بهره گرفتن از رگرسیونهای فوق مورد آزمون قرار گرفتند.
۳-۵-۱- تعاریف عملیاتی متغیرها
داده های مورد نیاز برای محاسبه متغیرهای مدل تحقیق در ذیل ارائه شده است.
AGGRESSIVEit: اجتناب مالیاتی با استفاده سه روش ذیل برآورد می شود:
نام متغیر
نماد
نحوه اندازه گیری
نرخ مؤثر مالیاتی نقدی
CETR
وجه نقد پرداختی بابت مالیات
سود قبل از کسر مالیات
نرخ مؤثر مالیاتی نقدی بلند مدت
LCETR
مجموع وجوه نقد پرداختی بابت مالیات درطی۳سال
مجموع سود قبل از کسر مالیات طی همان دوره
اختلاف دائمی مالیات
PBT
مالیات ابرازی – مالیات طبق برگ تشخیص
مجموع داراییهای اول دوره
CSRit: برای مسئولیت پذیری اجتماعی از سه روش به شرح ذیل استفاده می شود
۱) نحوه محاسبه مخارج EER: علاوه بر دستمزد کارمندان، شرکتها نیز باید با تامین سود، مراقب کیفیت زندگی کارمندان باشند. این تحقیق از منابع انسانی صرف شده به صورت درصدی از درآمد برای سنجش واکنش شرکت نسبت به کارمندان استفاده میکند. این مخارج عبارتند از حقوق، هزینه های اضافهکاری، پرداخت ساعت کار، پاداش به مدیران و سرپرستها، هزینه رفت و آمد، پاداشهای آخر سال، دستمزد، انگیزه های تجاری، پرداخت به پیمانکاران، بازنشستگی، جبران خسارت، حقوق بازنشستگی، هزینه های تعلیم و آموزش، مزایا، پرداخت بیمه، هزینه های ناهار، هزینه مناسبتها برای کارمند، پرداخت پول غذا، مخارج دارویی، و سود سهام به کارمندان.
EER =درآمد / مخارج منابع انسانی.
۲) نحوه محاسبه حفاظت زیست محیط(EP): با هماهنگی بابخش کنترل کیفیت شرکتهای نمونه انتخابی اطلاعات مربوط به نوع گواهینامه ها (که در این پژوهش دو گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ و ایزو۱۴۰۰۱ مورد مطالعه تحقیق بوده است) و زمان اخذ آن ها به دست آمده است و برای اطمینان بیشتر، اطلاعات به دستآمده از شرکتهای نمونه با لیست سازمان ملی استاندارد، سازمان تأیید صلاحیت مدیریت و سازمان غذا و دارو مطابقت داده شده است. برای محاسبه از لوجیت باینری استفاده می شود. چنانچه شرکت دارای گواهینامه ISO باشد ۱ و در غیر اینصورت ۰ را نشان میدهد.
۳) اگر شرکت جزو شرکتهای آلاینده محیط زیست باشد یک در غیر اینصورت صفر
POS_CSRit: اگر شرکت در بدهیهای احتمالی خود در یادداشتهای همراه صورتهای مالی بدهی بابت مشکلات اجتماعی و دعاوی حقوقی داشته باشد یک در غیر اینصورت صفر
ABS_DAit: قدرمطلق اقلام تعهدی اختیاری که با بهره گرفتن از مدل دچو و دیچو (۲۰۰۲) به صورت ذیل برآورد می شود.
مدل ذیل در هرصنعت برای هرسال برآورد می شود:
: جریان نقدی حاصل از عملیات تقسیم بر جمع دارایی ها
: تغییر سود شرکت تقسیم بر جمع دارایی ها
: مانده خالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات تقسیم بر جمع دارایی ها
: اگر جریان خروج وجه نقد حاصل از عملیات باشد ۱ در غیر اینصورت صفر
که در آن:
: اقلام تعهدی سرمایه در گردش که ار رابطه ذیل به دست میآید: (چن و همکاران (۲۰۱۱))
تغییرات دارایی های جاری: CurrentAssets
تغییرات وجه نقد: Cash
تغییرات بدهی های جاری: CurrentLiabilities
تغییرات تسهیلات دریافتی کوتاه مدت: CurrentDebt
ذخیره مالیات: Taxpayables
جمع کل دارایی ها: TotalAssets
باقیمانده مدل فوق بیانگر خطای تخمینی در اقلام تعهدی است که با جریان نقدی حاصل از عملیات ارتباط ندارد و اینکه نمی تواند با تغییر سود و دارایی های ثابت توجیه شود. از مقدار باقیمانده مدل به عنوان کیفیت اقلام تعهدی میباشد.
IOit: درصد مالکیت نهادی در شرکت
CASHit: نقدینگی شرکت که از تقسیم موجودی نقد و بانک بر جمع دارایی ها محاسبه می شود.
ROAit: بازده دارایی ها که از تقسیم سود خالص بر جمع دارایی ها محاسبه می شود.
LEVit: درجه اهرمی بودن شرکت از تقسیم حسابهای پرداختنی بر جمع دارایی ها محاسبه می شود.
NOLit: اگر شرکت زیان ده باشد یک در غیر این صورت صفر
ΔNOLit: تغییر در زیان شرکت تقسیم بر جمع دارایی ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د)انواع اطلاعاتی که دستگاه مورد نظر در اختیار دارد و شکلبندی آن ها.

هـ)اطلاعات مربوط به هر تصمیم و یا سیاستی که بر زندگی عموم تأثیر مینهد، همراه با دلایل و مستندات قانونی اتخاذ آن. [۶۰]
اصل سوم: تقویت حکومت باز: (Open government)نهادهای دولتی باید فعالانه حکومت باز را تقویت کنند برای تحقق هدفهای قانون آزادی اطلاعات، آگاهی شهروندان از حقوق خود و نیز تقویت فرهنگ فضای باز در ساختار حکومت، امری ضروری است. تجربه های گوناگون به روشنی نشان میدهد که سرپیچی نهادهای دولتی، حتی پیشروترین قوانین را ناکارآمد میکند. بنابرین به عنوان یک اصل در نظام آزادی اطلاعات، پیوسته باید به فعالیت برای تقویت در هر دو عرصه پرداخت. البته چگونگی پرداختن به این دو ضرورت، با توجه به ویژگیهای سازمان نهاد دولت، محدودیتهای موجود در زمینهی انتشار اطلاعات، سطح آگاهی شهروندان از حقوق خود و نظایر آن در همه کشورها یکسان نیست. اما به هر حال، باید در قانون آزادی اطلاعات، به ارتقاء آگاهی شهروندان از حقوق خود در زمینهی دسترسی به اطلاعات و نیز تقویت فرهنگ فضای باز در ساختارهای حکومتی، به طور ویژه توجه شود. [۶۱]

اصل چهارم: دامنه محدود موارد استثناء: استثناها بر اصل آزادی اطلاعات و حق دسترسی باید به طور دقیق پیش بینی شوند.
اساس این اصل به این شرح است:«درخواستهای دسترسی به اطلاعات دولتی، در همه موارد باید اجابت شود؛ مگر آن که نهاد دولتی موردنظر بتواند اثبات کند که درخواست، از جمله استثناهای پیش بینی شده در قانون است.» برای این که درخواستی در شمول موارد استثناء قرار بگیرد، باید سه ویژگی کلی زیر را دارا باشد:
الف)اطلاعات درخواست شده با هدف مشروعی که در قانون مورد توجه قرار گرفته است، ارتباط داشته باشد.
ب)افشای اطلاعات، آسیب جدی به هدف مورد اشاره وارد آورد؛ و
ج)آسیب به هدف باید بیش از منافع عمومی آگاهی از اطلاعات موردنظر باشد.
هیچ یک از دستگاهها و نهادهای دولتی نباید به طور کامل از حیطه قانونی آزادی اطلاعات، مستثنی شده باشند، حتی اگر بیشتر، کارکردهای آن در محدوده استثناها قرار گیرد. این امر در مورد تمام بخشهای حکومت (قوه مقننه، مجریه و قضاییه)و نیز تمامی کارکردهای حکومت از جمله دستگاههای امنیتی و دفاعی صادق است. فاش نکردن اطلاعات باید مورد به مورد توجیه شود.
اِعمال محدودیت هایی که هدف آن ها ممانعت از سرافکندگی، آشفتگی و یا افشای اشتباه کاریهای حکومت است، هیچ گونه قابل توجیه نیست.
فهرست تمامی موارد مشروعی که ممکن است پنهان ماندن اطلاعات را توجیه کند، باید در قانون ذکر شود، این فهرست باید به موضوع هایی همچون اجرای قانون، پاسداری از حریم شخصی افراد، امنیت ملی، محرمانه بودن اطلاعات مربوط به فعالیتهای اقتصادی افراد، امنیت فردی، سلامت عمومی، کارایی و یکپارچگی فرآیندهای تصمیم گیری حکومت محدود شود. استثناها باید به دقت تعریف شوند؛ به گونهای که نتوان اطلاعاتی را که آشکار شدن آن ها به هدف تعیین شده در قانون آسیب نمیرساند، در زمرهی استثناها قرار داد. تعیین موارد استثناء باید بر اساس محتوای سند باشد تا نوع آن به هر حال، حتی اگر موردهایی استثنا تلقی میشوند، باید برای عدم افشای آن ها محدودیت زمانی در نظر گرفت. برای مثال توجیه محرمانه نگه داشتن اطلاعات بر مبنای تهدید امنیت ملی، پس ازفروکش کردن تهدید، قابل دفاع و اتکا نیست.
در عین حال، این ادعا که اطلاعات درخواست شده با هدفهای پیش بینی شده در قانون در تضاد است برای خودداری از افشای اطلاعات کافی نیست. دستگاه مربوطه باید نشان دهد که افشای اطلاعات آسیب بنیادی به هدف مشروع وارد میآورد. چرا که دربسیاری موارد، افشا میتواند هم آسیب رسیان و هم مفید باشد. از همین رو، باید سود و زیان افشای اطلاعات توأمان سنجیده شود و تنها در مواردی که زیان افشا بیش از سود است، از در اختیار قرار دادن اطلاعات پرهیز کرد. [۶۲]
اصل پنجم: آسان کردن دسترسی به اطلاعات: درخواست دسترسی به اطلاعات باید به سرعت و منصفانه به جریان بیفتد. در عین حال وقتی درخواستی رد میشود، درخواست کننده باید از امکان طرح موضوع در مرجعی مستقل برخوردار باشد.
فرایند تصمیم گیری درباره تقاضای دسترسی به اطلاعات باید در سه سطح اجرایی مستقل، قابل بررسی باشد: درون دستگاه دولتی که اطلاعات را در اختیار دارد، قابل تجدیدنظر در یک نهاد اجرایی مستقل و قابل استیناف در دادگاه، در قانون باید تسهیلات لازم برای کسانی که نمیتوانند بنویسند یا بخوانند، با زبان سند نا آشنایند یا از معلولیتهایی همچون نابینایی رنج میبرند، پیش بینی شود. قانون باید همه نهادهای دولتی را به یک نظام باز و قابل دسترسی برای تضمین حق دریافت اطلاعات مکلف کند. دستگاههای دولتی باید فردی را به عنوان مسئول و پاسخگوی درخواستهای دریافت اطلاعات تعیین کنند. دستگاههای دولتی همچنین باید مکلف شوند، هنگامی که اطلاعات درخواست شده پراکنده و یا ناواضح است به متقاضی کمک کند. در عین حال دستگاههای دولتی ملزم به پاسخگویی به درخواستهای بیهوده و آزاردهنده نیستند و الزامی به در اختیار نهادن اطلاعاتی که در نشریات و مطبوعات چاپ شده است، ندارند. اما باید متقاضی را در جهت استفاده از اطلاعات انتشار یافته یاری دهند.
برای تمام مواردی که یک نهاد دولتی تقاضای در اختیار نهادن اطلاعات را رد میکند، درخواست کننده باید بتواند موضوع را در مرجعی بالاتر طرح و تقاضای تجدیدنظر کند. مرجع بالاتر میتواند مأمور رسیدگی به شکایات، کمیسیون حقوق بشر یا یک نهاد مشخص تأسیس شده برای این منظور باشد. در مواقعی که نیز دستگاه دولتی به صورتی مجرمانه، مانع از دسترسی به اطلاعات میشود و یا به طور ارادی سبب از میان رفتن مدارک میشود، مرجع رسیدگی کننده باید بتواند موضوع را به دادگاه ارجاع دهد. طبیعی است که حق تجدیدنظر و مراجعه به دادگاه باید هم برای درخواست کننده اطلاعات و هم برای نهاد دولتی در نظر گرفته شود. [۶۳]
اصل ششم: هزینه ها: هزینه های سنگین نباید مانع در خواست دسترسی به اطلاعات افراد شود. از آن جا که هدف قانون آزادی اطلاعات، تقویت دسترسی باز به اطلاعات است، بنابرین هزینه هایی که از سوی نهاد دولتی برای در اختیار نهادن اطلاعات تعیین میشوند، نباید چندان زیاد باشد که درخواستکنندگان بالقوه را از توسل به این حق باز دارد؛ به ویژه که منافع بلندمدت آزادی اطلاعات برای جامعه از هزینه های تحقق آن به مراتب بیش تر است.
در قوانین موجود آزادی اطلاعات و حق دسترسی به اطلاعات، شیوه های گوناگون دریافت هزینه ها پیشبینی شده است. عموماً تلاش بر این است که هزینه ها مانع درخواست اطلاعات نشود در برخی موارد یک بخش هزینه ثابت است و همه تقاضاها را شامل میشود. بخش متغیر نیز به هزینه واقعی تأمین و احیای اطلاعات بستگی دارد. تلاش بر این است وقتی که افراد، متقاضی اطلاعات هستند و یا هنگامی اطلاعات درخواست شده به نحوی با منفعت عمومی در ارتباط است، از دریافت بخش دوم هزینه ها خودداری و یا به میزان زیادی از هزینه کاسته شود. [۶۴]
اصل هفتم: مذاکرات علنی: جلسه های نهادهای حکومت باید علنی باشند.
آزادی اطلاعات مشتمل بر حق دانستن همگان نیز هست، به این معنا که شهروندان باید بدانند حکومت به انجام چه اموری مشغول است و بتوانند در فرآیندهای تصمیم گیری، مشارکت فعال داشته باشند، بنابرین قانون آزادی اطلاعات باید بر فرض علنی بودن همه جلسه های دستگاههای حکومت، استوار باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مردم به زمامدار خوب یا بد نیازمندند تا در حکومت او مرد با ایمان کار خویش کند و کافر بهره خود برد، در سایه حکومت او…، با دشمنان پیکار کنند و راهها را ایمن سازند و به نیروی او حقِ ناتوان را از توانا بستانند.

پیامبر گرامی اسلامˆ نیز میفرمایند: «امنیت و سلامت، دو نعمتی هستند که بسیاری از مردم در آن مغبون هستند.
همچنین امام علی، فلسفه نبردهای خود با دشمنان دین را چنین بیان میدارند:
خدایا، تو میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت دنیا و ثروت نبود، بلکه خواستیم نشانه های حق و دین تو را بر جایگاه خویش برگردانیم و ـ در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیدهات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات فراموش شدهات، بار دیگر اجرا گردد.

روایات در این زمینه بسیارند و ما به همین موارد اکتفا میکنیم. در این زمینه باید به چند نکته اشاره کرد:
اولاً، برقراری امنیت واقعی در سایه اجرای عدالت، امکانپذیر است؛ زیرا در جامعهای که در آن، قوانین عادلانه نباشند و مردم احساس تبعیض و بیعدالتی کنند، امنیت یا هرگز پا نخواهد گرفت و یا بسیار شکننده خواهد بود.
ثانیاًً، برقراری امنیت به دو عنصر اساسی منوط است:
الف. مقررات عادلانه، دقیق، محکم و متضمن عوامل بازدارنده از جرم: چنین مقرراتی هزینه ارتکاب جرم را برای مجرمان به حدی افزایش میدهد که افراد سود و صلاح خود را در ارتکاب جرم نمیبینند. علت مجازاتهای بسیار شدید در مقررات کیفری اسلام، علاوه بر جنبه تربیتی، توجه به همین امر است؛ برای مثال، در فقه اسلامی حد محارب، یعنی کسی که برای ترساندن مردم و گسترش فساد در جامعه، اسلحه خود را آشکار میسازد، قتل یا به صلیبکشیدن و قطع دست و پای مخالف است.
ب. مجریان قوی: برای اجرای قانون باید مجریان مناسب، کارآزموده، قاطع، سالم و جدی انتخاب کرد. مجریان قانون (در زمینه امنیت) دو دسته هستند؛ قضات و نیروهای امنیتی. قضات در حکومت اسلامی از جایگاه بسیار رفیعی برخوردارند و باید دقت نظر کافی در نصب و به کارگیری آن ها صورت گیرد. امام علی† در نامه ۵۳ نهج البلاغه، شرایط ذیل را برای قضات مقرر فرمودند: ۱- باید از بین برترین افراد نزد حاکم، انتخاب شود؛
۲- باید از ظرفیت بالایی برخوردار باشد، به گونهای که مراجعه فراوان، او را به ستوه نیاورد؛
۳-آنچنان سعه صدر داشته باشد که برخورد مخالفان او را به خشم نیاورد؛
- در اشتباهات پافشاری نکند و بازگشت به حق پس از آن برای او دشوار نباشد؛
۵٫ طمع را از دل ریشهکن کرده باشد؛
۶٫ دقتنظر کافی داشته باشد و با تحقیق اندک، رضایت ندهد؛
۷- در شبهات از همه با احتیاطتر عمل کند؛
۸-در یافتن دلیل، اصرار او از همه بیشتر باشد و در کشف امور از همه شکیباتر باشد؛ ۹- پس از آشکار شدن حقیقت، در فصل خصومت از همه برندهتر باشد؛
۱۰- با ستایش فراوان فریب نخورد و چربزبانی او را منحرف نسازد.
ج. امنیت خارجی: یکی دیگر از مهمترین وظایف دولت اسلامی، تضمین امنیت خارجی، یعنی استقلال و تمامیت ارضی و حفظ منافع کشور اسلامی در سرتاسر جهان است. برای این منظور، کشور باید از ارتشی قدرتمند و برخوردار از عده و تجهیزات کافی، بهرهمند باشد. قرآن کریم میفرماید:
وَأَعِدُوا لَهُم مَااستَطَعتُم مَن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الخَیلِ تُرهِبُونَبِهِ عَدُوَّاللَّهِ وَعَدَوَّکم وَءَاخَرِینَ مِن دُونِهِم لاَ تَعلَمُونَهُمُ اللَّهُ یعلَمُهُم (انفال:۶۰)؛ و هرچه در توان دارید، از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگر را جز ایشان ـ که شما نمیشناسیدشان و خدا آنان را میشناسدـ بترسانید.
آیه شریفه، بر اصل اساسی بازدارندگی در مقابل دشمنان آشکار و پنهان تأکید دارد و در این رابطه هیچ مرز و حدی قایل نشده است. دهها آیه مربوط به جهاد در قرآن، به نوعی تایید کننده لزوم ایجاد ارتشی قوی و قدرتمند هستند.
امام علی در نامه ۵۳ نهج البلاغه الزامات یک ارتش اسلامی را موارد ذیل میداند: ـ فرمانده سپاه باید خیرخواهیاش برای خدا، پیامبر و رهبر جامعه اسلامی، از همه بیشتر باشد (اصل وفاداری)؛
ـ دامن او پاکتر و شکیبایی او از همه برتر باشد (اصل سلامت نفس و پایداری)؛
ـ دیر به خشم آید و عذرپذیرتر باشد (سعهصدر برای فرماندهی)؛
ـ بر ناتوان رحم آورد و با قدرتمندان با قدرت برخورد کند؛
ـ درشتی او را به تجاوز نکشاند؛
ـ نظامیان از خانواده های ریشهدار و دارای شخصیت حسابشده، پارسا، دارای سوابق نیکو و درخشان، دلاور، بخشنده و بلندنظر باشند.
ارتشی با این ویژگیها، در کنار برخورداری از تجهیزات و تسلیحات کافی، پناهگاه استوار ملت، زینت حکومت، شکوه دین و یکی از عوامل اصلی تحقق امنیت کشور است
۲٫ آموزش و پرورش همگانی و توسعه فرهنگی
همان گونه که در مباحث گذشته بیان شد، یکی از اهداف اساسی حکومت اسلامی، تضمین حرکت رو به کمال جامعه است و از مهمترین لوازم این امر، آموزش و تربیت است که در دو سطح عمومی (از طریق رسانه ها) و برگزاری دوره های تحصیلی برای مردم مطرح میباشد. پیامبر گرامیˆ، هنگام اعزام معاذ بن جبل به یمن، به او فرمان میدهند:
ای معاذ، کتاب خدا را به مردم آن سامان بیاموز و آن ها را با اخلاق شایسته و نیکو تربیت کن…، کوچک و بزرگ مسائل اسلام را آشکار کن، مردم را متذکر آخرت کن و برای نشر تعالیم اسلام، معلمینی را به هر سو بفرست.
پس پیامبرˆ از یکسو، بر تکلیف دولت اسلامی بر آموزش همگانی احکام و مقررات اسلام تأکید میفرمایند و از سوی دیگر، حاکم اسلامی را مکلف میکند، نظامی آموزشی تهیه و تنظیم کند که مردم در اقصا نقاط کشور تحت تعلیم قرار گیرند. درامر آموزش، سه کار مهم باید در دستور کار نظام اسلامی قرار گیرد:
الف. طراحی راهبردها، خط مشیها و ساختارهای آموزشی ارزشمدار و هدفمند برای تربیت انسانهای دانشمند و مهذب: زیرا عالمان مهذب هستند که علم را در جهت کمال جامعه به کار میبندند.
جامعه سعادتمند
عالم مهذب
ساختار آموزشی ارزشی و هدفمند
راهبردها و خط مشیهای مبتنی بر ارزشهای اسلامی
ب. اولویت دادن به امر آموزش و تربیت: در یک نظام اسلامی تربیت و آموزش اولویت تام دارند و از حقوق ملت بر حاکمان به شمار میآیند. امام علی میفرمایند:
ای مردم،… حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم، بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، شما را آموزش دهم تا بیسواد نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار۲-۴:مراحل برنامه ریزی گردشگری
۲-۴-۴ عناصر موجود در برنامه ریزی مقاصد گردشگری
عوامل موجود در برنامه ریزی مقاصد گردشگری شامل دو عنصر میباشد؛ تقاضا وعرضه.در قسمت تجزیه وتحلیل تقاضای گردشگری در مقاصد می بایست بازار گردشگران موجود واحتمالی برای مقصد بررسی وارزیابی شوند وهمچنین باید در مورد گردشگران ورودی،الگوهای سفر وانگیزه ها،زمانهای سفر،ونرخ بازار توجه ویژه ایی شود تا بتوانیم روند گردشگری در آینده را پیشبینی کنیم.اگرچه پیشبینی آینده همیشه مخاطره آمیز است.اما ملاحظه روندها در برنامه ریزی برای توسعه آینده ضروری است.این روندها با پیشرفت زمان کنترل شده و در صورتی که برخی شرایط تغییر کند.تعدیل های لازم دربرنامه به عمل میآید.در این صورت است که می توان بادیدی جامع تری نسبت به به پیش رفت وامکانات وتسهیلات مورد نیاز را در جهت توسعه منظور کرد.این تجزیه وتحلیل همچنین به ما در بررسی های مربوط به رقابت مقاصد توریستی با یکدیگر، کمک کند.


واما سمت عرضه گردشگری نیازمند بررسی خود مقاصد که شامل مجموعه ایی از جاذبه ها،اقامتگاه ها وامکانات خدماتی، حمل ونقل،زیرساخت ها،منابع انسانی ودیگر عوامل مؤثر در کیفیت تجربه سفر فرد مسافر میباشد،است.که موفقیت وتوسعه گردشگری در گرو ارائه صحییح وبی نقص این عوامل وامکانات میباشد چرا که فعالیت های گردشگری به علت خاصیت کشش پذیر بودن،در صورت عدم برآورده کردن انتظار مسافران در اولین دیدار،باعث ناکامی مقصد گردشگری در رسیدن به اهداف توسعه ایی می شود.بنابرین لازم است تا با توجه به بعد تقاضا وتجزیه وتحلیل های کارشناسانه، نسبت به انتخاب مقاصد توریستی وایجاد تسهیلات وامکانات مختص به آن اقدام شود.
۲-۴-۵ رویکردهای برنامه ریزی گردشگری
رویکرد به نحوه نگاه به مسائل تعبییر می شود.به این صورت که از چه جنبه هایی می توان یک موضوع را بر اساس کارکرد آن مورد کنکاش وبررسی قرار داد و شرط اساسی تحقق مزیت رقابتی و کسب جایگاه برتر انتخاب رویکرد متناسب با شرایط است که این امر نتیجه شناخت و اتخاذ رویکردهای مناسب وبرنامه ریزی در جهت آن میباشد. در گردشگری نیز رویکردهای مورد بحث بر اساس اهمیت موضوع انتخاب می شود .برای نمونه ممکن است بر اساس اهمیت ، تاثیرات وکارکردی که محیط زیست برگردشگری دارد که لازمه انجام فعالیت های گردشگری وتوسعه آن است و متقابلا گردشگری نیز بر محیط پیرامونی خود تاثیر گذار است ،بحث از رویکرد زیست محیطی وتوسعه پایدار شود. علاوه رویکرد زیست محیطی،رویکرد سیستمی، طولانی مدت و استراتژِیک نیز در برنامه های گردشگری جای میگیرد که در ادامه به صورت مختصر به هر یک از این رویکردها اشاره شده است.
۲-۴-۵-۱ رویکرد سیستمی[۱۳]
گردشگری به عنوان یک سیستم یکپارچه از اجزای درون خود وهمچنین همپیوند شده با طرح های فرادست والگوهای جامع توسعه یک ناحیه،برنامه ریزی شده وتوسعه مییابد.برای توفیق در الگوهای کارآمد توسعه وبه وجود نیامدن مشکلات جدی زیست محیطی یا اجتماعی،باید تمام جنبههای یک ناحیه یا بخش قابل توسعه که برای آن برنامه ریزی می شود درک شده وبه دقت تلفیق شوندونتایج اجتماعی و زیست محیطی توسعه آن ها به حساب آید.بدین سان،امروز رویکرد سیستمی در بسیاری از موقعیت های برنامه ریزی؛مشتمل بر شهری،منطقه ای،ملی ونیز برنامه های توسعه بخشی به کار گرفته شده است.رویکرد سیستمی به برنامه ریزی مستلزم در دسترس بودن اطلاعات کافی درباره نظام،به منظور درک وتحلیل آن است(ضرغام بروجنی،۷۹:۱۳۹۲).
از جمله ویژگی های رویکرد سیستمی را می توان به قرار زیر دانست:
-
- یک نظام دو طرفه بین عوامل تقاضا و عرضه
- استفاده چند منظوره از منابع و جاذبه ها
۲-۴-۵-۲ رویکرد زیست محیطی وتوسعه پایدار[۱۴]
در این رویکرد،گردشگری به صورتی که منابع فرهنگی وطبیعی آن فساد نیافته و تخریب نشوند بلکه به عنوان منابع ماندنی وپایدار برای استفاده مداوم در آینده، محافظت شوند،برنامه ریزی شده،توسعه یافته واداره می شود.تحلیل ظرفیت تحمل،فن مهمی است که در رویکرد توسعه زیست محیطی وپایدار از آن استفاده میشوند.
توسعه پایدار،در واقع به معنی حفاظت از منابع توسعه در مقابل فرسایش است،به طوری که برای تداوم بهره وری در آینده قابل دسترس باشد(همان،۸۰:۱۳۹۲)وگردشگری پایدار یعنی گردشگری ای که از لحاظ اقتصادی موفقیت آمیز است لیکن منابعی را که درآینده گردشگری نیز به آن ها بستگی دارد به خصوص محیط کالبدی و بافت اجتماعی جامعه میزبان را ویران نمی کند که اهداف آن رسیدن به توسعه پایدار،حفاظت از منابع زیست محیطی،فرهنگی و تاکید بر کار مردمی است،که در واقع مسئولیت حفاظت از این منابع را به افراد(میزبان و مهمان )واگذار میکند تاامر توسعه نهادینه شود.

۲-۴-۵-۳ رویکرد طولانی مدت[۱۵]
رویکرد طولانی مدت یا جامع که بر اساس تجارب به دست آمده طی دوره های ۱۵تا۲۰ به نتیجه میرسد که ابتدا تصور می شد برای هدایت وکنترل الگوهای آینده توسعه کافی باشد اما به مرور زمان مشخص شد که این نوع برنامه ها بیش از اندازه سخت و غیرقابل انعطاف اند وبرای اجرا برای دوره های بلند مدت عملی نیستند.
۲-۴-۵-۴ رویکرد استراتژیک[۱۶]
الگوی استراتژی اثربخش به جای پرداختن به فرایندهای برنامه ریزی، بر جوهره استراتژی تکیه میکند در رویکرد استراتژیک، سازمانها به جای پیشبینی آینده آن را خلق میکنند .ازبین رفتن قدرت، پیشبینی بلندمدت، تغییر پی درپی پارادایم ها و برهم خوردن حیطه بندی رقابتی برخی ازنمودهای بارز این رویکرد است. شرایط کسب و کار امروز هیچ یک از ویژگی های گذشته ر ا ندارد . تحولات دوران گذشته عمدتاًً در چارچوب پارادایم ها انجام می گرفت ولی تحولات امروز متوجه تغییر خود پارادایم هاست .شرایط امروز به گونه ای است که سازمان ها و مقاصد توریستی کوچک و نوپا در حال رقابت با مقاصد توریستی بینالمللی هستند که در بسیاری از این موارد کامیاب میشوند .زیرا در پیش گرفتن این رویکرد به معنای مجهز کردن سازمان برای مقابله با آینده متغییر میباشد براین اساس این رویکرد در سال های اخیر توجهات زیادی را به خود جلب کردهاست و به عنوان اولین گزینه در برنامه ریزی ها مورد توجه قرار میگیرد. روش کار در این رویکرد به صورت زیراست:
-
- شناسایی و پیشبینی مسایل ناگهانی
-
- رسیدگی به وقایع غیر قابل پیشبینی
- جستجوی بهترین تناسب بین سیستم گردشگری و محیط آن
۲-۴-۶ عوامل فعال در برنامه ریزی گردشگری
عوامل فعال در برنامه ریزی گردشگری شامل موارد زیر میباشد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تبصره ۲
برای تهیه رونوشت از اسنادی که در سامانه ثبت الکترونیک اسناد تنظیم میگردد، از طریق «فرم سایر خدمات ثبتی» که در سامانه پیشبینی شده، اقدام خواهد شد.

به منظور حسن اجرای این دستورالعمل، «کارگروه راهبری و نظارت بر ثبت الکترونیک اسناد» متشکل از معاون امور اسناد (رییس کارگروه)، مدیرکل دفتر توسعه فناوری و اطلاعات (دبیر کارگروه)، مدیرکل امور اسناد و سردفتران، مدیرکل دفتر بازرسی و پاسخگویی به شکایات، مدیرکل دفتر حقوقی و رییس هیات مدیره کانون سردفتران و دفتریاران تشکیل و چگونگی پیشرفت امور را مستمراً پیگیری خواهند نمود. مدیران محترم کل ثبت اسناد و املاک استانها در جهت اجرای صحیح دستورالعمل نظارت و پیگیری لازم را معمول خواهند داشت.

پیوست ۲٫ قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور
این قانون مصوب ۱۲ بهمن ۱۳۹۳ مجلس شورای اسلامی میباشد. قانون فوق مشتمل بر بیست ماده و یازده تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ دوازدهم بهمن ماه یکهزار و سیصد و نود و سه مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۲۹/۱۱/۱۳۹۳ به تأیید شورای نگهبان رسید. مفاد این قانون شامل تعاریف، مواد، تبصرهها در ذیل آمده است:
تعاریف
ماده ۱. در این قانون اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار میرود:
حدنگار (کاداستر): فهرست مرتب شده اطلاعات مربوط به قطعات زمین است که مشخصه های زمین مانند اندازه، کاربری، مشخصات رقومی، ثبتی و یا حقوقی به نقشه بزرگ مقیاس اضافه شده است.
حدنگاری (عملیات کاداستر): مجموعه فعالیتهای مرتبط با حدنگار (کاداستر) است که شامل تهیه نقشه با بهره گرفتن از عکسها و تصاویر زمینی، دریایی، هوایی، ماهواره ای، تبدیل رقومی عکسها و تصاویر، عملیات زمینی نقشه برداری، ویرایش و تکمیل نقشههای زمینی و تطبیق نقشه با وضعیت واقعی و موجود املاک و اضافه کردن کلیه اطلاعات ثبتی، حقوقی و توصیفی و کنترل نهائی و به روزرسانی آن میباشد.
نظام جامع: نظام جامع اطلاعات املاک و حدنگار (کاداستر) کشور و سامانه اطلاعات رایانهای مکان محوری است که کلیه اطلاعات حدنگاری از جمله اطلاعات نقشهها و اسناد مالکیت حدنگار و سایر اطلاعات ثبتی، حقوقی و توصیفی کلیه املاک و عارضههای طبیعی کشور در آن ثبت میشود.
نقشه حدنگار: نقشهای است که بر اساس حدنگاری تهیه میشود.
سند مالکیت حدنگار: سند مالکیتی است که بر اساس حدنگاری و تحت نظام جامع تهیه میشود.
دستگاهها: کلیه دستگاههای اجرائی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری و دستگاه های موضوع مواد (۲)، (۳)، (۴) و (۵) قانون محاسبات عمومی کشور
سازمان: سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
منطقه: حوزه ثبتی است که به تشخیص سازمان در آن حدنگاری اجراء شده یا میشود.
مرکز داده: مرکز ملی داده های ثبتی موضوع بند (م) ماده (۲۱۱) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران است.
وظایف سازمان و سایر دستگاهها
ماده ۲٫ سازمان، متولی اجرای حدنگاری، صدور اسناد مالکیت حدنگار، ایجاد و بهره برداری نظام جامع و سایر تکالیف مندرج در این قانون است.
ماده ۳٫ سازمان مکلف است ظرف مدت پنج سال از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون حدنگاری را به نحوی به انجام برساند که موقعیت و حدود کلیه املاک و اراضی داخل محدوده مرزهای جغرافیایی کشور اعم از دولتی و غیردولتی و همچنین موقعیت و حدود کلیه کوه ها، مراتع، جنگلها، دریاها، دریاچهها، تالابها، اراضی مستحدث ساحلی، مسیلهای دایر و متروکه و جزایر کشور، مشخص و تثبیت شود و امکان بهره برداری از نقشهها و سایر اطلاعات توصیفی و ثبتی کلیه املاک و اراضی کشور، به صورت نقشه و اسناد مالکیت حدنگار در نظام جامع میسر گردد، به گونهای که هیچ نقطهای از کشور بدون نقشه و اسناد مالکیت حدنگار نباشد.
تبصره: کلیه دستگاهها مکلف به همکاری با سازمان جهت اجرای حدنگاری میباشند.
ماده ۴. سازمان مکلف است ظرف مدت مذکور در ماده (۳)، نظام جامع را به نحوی ایجاد کند و مورد بهره برداری قرار دهد که علاوه بر اطلاعات نقشهها و اسناد مالکیت حدنگار، دربرگیرنده اطلاعات مربوط به پلاک و بخش ثبتی ملک، آدرس دقیق پستی آن، شناسه (کد) انحصاری ملک، مشخصات کامل مالک یا مالکان و کد ملی یا شناسه ملی و آدرس دقیق پستی اقامتگاه و یا محل سکونت آن ها و مشخصات فردی انتقال دهندگان و انتقال گیرندگان ملک و محدودیتها و ممنوعیتهای آن باشد.
ماده ۵. سازمان مکلف است کلیه اقدامات حقوقی و ثبتی انجام شده بر املاک موضوع این قانون اعم از تغییرات، انتقالات، تعهدات، معاملات اعم از قطعی، شرطی و معاملات دیگر، تجمیع، افراز، تفکیک، اصلاحات و غیره را که به صورت رسمی انجام میشوند در نظام جامع به طور آنی ثبت کند و پس از تکمیل و بهره برداری از نظام جامع، کلیه استعلامات ثبتی را به صورت آنی و الکترونیک پاسخ دهد.
ماده ۶. سازمان مکلف به تجهیز کلیه ادارات ثبت کشور به نرم افزارهای مورد استفاده در نظام جامع و افزایش قابلیتهای آن ها با رعایت معیارها و استانداردهای فنی لازم است.
ماده ۷. سازمان مکلف است دفاتر موضوع قانون ثبت اسناد و املاک و قانون دفاتر اسناد رسمی و مقررات مرتبط با آن ها را به صورت الکترونیک و به نحوی که صحت، تمامیت، اعتبار و انکارناپذیری آن تأمین شده باشد؛ در زیرمجموعه مرکز داده ها، نظام جامع و سامانههای مرتبط، ساماندهی و ایجاد کند. همچنین سازمان مکلف است امکان اتصال دفاتر اسناد رسمی به سامانههای مرتبط مذکور و بهره برداری از آن ها را به نحوی که امکان ثبت برخط (آن لاین) اسناد و معاملات و پاسخ آنی و الکترونیک به استعلامات ثبتی ایجاد شود؛ فراهم کند. با ایجاد دفاتر الکترونیک مذکور، ثبت در دفاتر دست نویس منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین دفاتر موجود میشود.
تبصره ۱. سازمان مکلف است در راستای الکترونیک کردن دفتر ثبت اسناد رسمی، به نحوی برنامه ریزی کند که دفاتر اسناد رسمی، نسخه الکترونیک پشتیبان و غیرقابل تغییر کلیه اسنادی را که به وسیله سردفتر از طریق سامانه الکترونیک سازمان تنظیم میشود؛ بایگانی کنند. همچنین دفاتر اسناد رسمی مکلفند از کلیه اسنادی که در سامانه الکترونیک سازمان تنظیم میشود نسخهای چاپی با امضای شخص یا اشخاص ذی ربط به عنوان پشتیبان تهیه و بایگانی کنند.
تبصره ۲. ادارات ثبت اسناد و املاک مکلفند نسخه چاپ شده اسناد مالکیت حدنگار صادرشده را به عنوان پشتیبان نگهداری نمایند.
ماده ۸. سازمان مکلف است از توانمندیهای سازمان نقشه برداری کشور و سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح و سایر بخشهای دولتی و غیردولتی به منظور تأمین عکسها و تصاویر هوایی و زمینی و یا ماهوارهای و تأمین نقشه و سایر اطلاعات مکانی و توصیفی مرتبط استفاده نماید.
ماده ۹. کلیه دستگاهها مکلفند تمام مستندات و اطلاعات توصیفی املاک متعلق به خود یا تحت اداره خود از جمله مشخصات ثبتی، کاربری، نام بهره بردار و نقشههای مختصات جغرافیایی املاک مذکور را با رعایت جنبههای امنیتی حداکثر ظرف مدت دو سال از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون تهیه نموده و جهت صدور سند مالکیت حدنگار در اختیار سازمان قرار دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴- محرومیت از اشتغال به حرفه روزنامه نگاری از سه ماه تا یک سال.

۵- محرومیت از اشتغال به حرفه روزنامه نگاری از یک سال تا پنج سال.
۶ – محرومیت دائم از اشتغال به حرفه روزنامه نگاری و لغو پروانه.
ماده۵۷- تخلفات موضوع بندهای زیر به مجازات حرفه ای از درجه ۱ تا ۳ محکوم میشوند:
١. عدم پرداخت حق عضویت روزنامهنگاری به سازمانهای استانی؛
٢. سرقت ادبی و نقض حقوق مالکیت معنوی مصوب از سوی مراجع ذیصلاح
ماده۵۸- تخلفات موضوع بندهای زیر به مجازات حرفه ای از درجه ۳ تا ۵ محکوم میشوند:
١. انتشار محتوای رسانه ای بدون ذکر منبع یا بدون رضایت پدیدآورنده آن در صورت تصریح قبلی
۲٫ دوبار تکرار تخلفات حرفه ای تا درجه ۳
ماده۵۹- تخلفات موضوع بندهای زیر به مجازات حرفه ای درجه ۵ محکوم میشوند:
١. تبلیغ و یا ترویج رفتارهای مجرمانه .
٢. سابقه ۳ بار تخلفات حرفه ای از درجه ۲ تا ۴
ماده۶۰- تحلفات موضوع بندهای زیر به مجازات حرفه ای درجه ۶ محکوم میشوند :
۱٫صدور حکم قطعی مبنی بر محکومیت روزنامهنگار به مجازاتهای تعزیری درجه ۴ به بالا به جز در جرایم غیر عمد.
۲٫ سابقه ۳ بار مجازات حرفه ای درجه ۵٫
ماده۶۱- هریک از روزنامهنگاران عضو ارکان یا واحدهای تابع سازمان که از انجام تکالیف قانونی ناشی از سمت خود تخلف کند، علاوه بر محرومیت دائم از عضویت در ارکان و واحدهای تابع مذکور، به مجازات حرفه ای درجه ۵ نیز محکوم میشود.
ماده ۶۲– هیات بدوی درموارد ذیل مکلف به شروع رسیدگی است:
الف – شکایت شاکی؛
ب – اعلام تخلف از مراجع قضائی – اداری؛
ج – اعلام تخلف از طرف هیئت مدیره، شورای عالی و رییس کل؛
د – شکایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
هـ – تخلفات مشهودی که به نظر اعضاء هیات رسیده است.
ماده ۶۳ – درصورت اعتراض هر یک از طرفین شکایت به رأی هیئت بدوی، پرونده جهت رسیدگی مجدد به هیئت تجدید نظر استان ارجاع میشود.
ماده ۶۴- هر یک از هیأتهای بدوی استان علاوه بر این که مسئولیت رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفهای روزنامه نگاران را به عهده دارند، مراجعی صلاحیتدار در اعلام نظر کارشناسی و تخصصی به مراجع ذیصلاح قضائی نیز هستند.
ماده ۶۵- هر یک از هیأتهای بدوی میتوانند در امر رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفهای موضوع این قانون نظرات کارشناسی کمیسیونهای تخصصی – مشورتی سازمان استان مربوطه را درخواست کنند. کمیسیونهای مذکور موظفند حداکثر ظرف مدت پانزده روز نظرات کارشناسی خود را دراختیار هیأتهای بدوی قرار دهند.
ماده ۶۶- به منظور رسیدگی مجدد به پروندههائی که پس از صدور رأی هیأتهای بدوی مورد اعتراض هر یک از طرفین قرار گیرد، هیأتی به نام هیئت تجدیدنظر استان با ترکیب زیر در محل سازمان استان در مرکز استان تشکیل میگردد:
الف – یک نفر از قضات دادگاه های تجدیدنظر استان و آشنا به حقوق رسانه با معرفی رئیس کل دادگستری استان؛
ب – یک روزنامه نگار به انتخاب مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان؛
ج – دو عضو هیئت مدیره سازمان استان به انتخاب این هیئت؛
د- یک روزنامه نگار به انتخاب مجمع نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی.
تبصره ۱: افراد موضوع این ماده در نخستین جلسه، یک نفر را از میان خود به عنوان رئیس هیئت انتخاب میکنند.
تبصره۲: اعضای روزنامه نگار این هیئت می بایست حداقل پنج سال سابقه فعالیت در حرفه روزنامه نگاری داشته باشند.
تبصره ۳: اعضای این هیئت توسط رئیس سازمان استان معرفی و حکم آنان توسط رییس کل صادر خواهد شد و تغییر یا عزل آنان قبل از انقضای مدت ۴ سال با مراجع معرفی کننده خواهد بود.
ماده ۶۷- آرای هیأتهای تجدیدنظر تا حد مجازاتهای درجات ۱، ۲ و ۳ ماده ۵۳ قطعی است.
ماده ۶۸- برای رسیدگی به تخلفات حرفه ای اعضای روزنامهنگار شورای عالی، رییس کلّ، رییس و اعضای هیئت مدیره سازمانهای استانی، اعضای روزنامهنگار هیئت های بدوی و تجدیدنظر و نیز رسیدگی به آرای صادره از سوی هیئتهای بدوی و تجدیدنظر، هیئت عالی رسیدگی به تخلفات حرفه ای مرکب از اعضای زیر در سازمان تشکیل میگردد:

الف- یک نفر از قضات باتجربه و آشنا به حقوق رسانه با معرفی رئیس قوه قضائیه.
ب- معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا نمایندم تام الاختیار وی.
ج- یک روزنامه نگار به انتخاب کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی.
د- یکی از اساتید علوم ارتباطات و رسانه به انتخاب شورای عالی.
هـ- یک روزنامه نگار عضو یکی از هیئت های رسیدگی به تخلفات حرفه ای به انتخاب شورای عالی.
ماده ۶۹- اعضای هیات های بدوی، تجدیدنظر و عالی رسیدگی به تخلفات حرفه ای با حکم رئیس کل سازمان برای مدتچهار سال منصوب میگردند.
تبصره ۱: عزل و یا تغییر آن ها قبل از انقضای مدت چهار سال با مراجع معرفی کننده خواهد بود.
تبصره ۲: تجدید انتخاب آن ها برای دوره های بعدی بلااشکال است.
تبصره ۳: افراد موضوع این مادّه در نخستین جلسه، یک نفر را از میان خود به عنوان رئیس هیئت انتخاب میکنند.
تبصره ۴: اعضای روزنامه نگار این هیئت باید عضو سازمان بوده و حداقل ۷ سال سابقه فعالیت روزنامه نگاری داشته باشند. در دوره اول، عضویت در سازمان موضوعیت ندارد.
ماده ۷۰ – اعضای هیئت عالی باید واجد شرایط زیر باشند:
-
- حداقل ۳۵ سال سن؛
-
- عدم پیشینه محکومیت کیفری مؤثر؛
-
- عدم پیشینه محکومیت قطعی حرفه ای درجه چهار و بالاتر؛
- عدم عضویت در شورای عالی.
ماده ۷۱ ـ مرجع انتخابکننده اعضای هیئت عالی، با رعایت شرایط مقرر در این قانون باید به تعداد اعضای اصلی عضو علیالبدل انتخاب کند تا در موارد رد، غیبت، حجر، ورشکستگی یا فوت اعضای اصلی، جایگزین آنان شوند.
ماده ۷۲ـ آئین نامه داخلی هیئت عالی توسط این هیئت تهیه وبه تصویب شورای عالی سازمان میرسد.
ماده ۷۳- چنانچه ریس کل سازمان و یا حداقل دو نفر از اعضای هیئت عالی، آرای قطعی هیأتهای بدوی و تجدیدنظر انتظامی استان را خلاف قانون تشخیص دهد میتواند از هیئت عالی درخواست بررسی مجدد کند، رأی هیئت عالی قطعی است.
ماده ۷۴- هیئتهای بدوی و تجدیدنظر هر یک از استانها موظفند نظر مشورتی کارشناسی و تخصصی خود نسبت به هر یک از پرونده های رسیدگی به اتهام بزه ناشی از حرفه شاغلان روزنامه نگاری را در صورت درخواست دادگاه ها و دادسراهای استان حداکثر ظرف یک ماه در اختیار آنان قرار دهند.
ماده ۷۵- دادگاه ها و دادسراهای جمهوری اسلامی ایران در هر یک از استانها باید حداقل چهل و هشت ساعت قبل از احضار و جلب هر یک از روزنامه نگاران به دادگاه و یا دادسرا به خاطر رسیدگی به اتهام بزه ناشی از حرفه این شاغلان، مراتب را به اطلاع هیئت بدوی برسانند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به عنوان نکته پایانی همان طور که مفصلا بیان گردید، در مورد تطبیق تئوریهای متابعت شده در ایران و آمریکا میتوان گفت که در ایران تنها یک تئوری مورد پذیرش قانون میباشد و آن تئوری «مالکیت عمومی» است با این قید که حکومت متصدی امور مربوطه خواهد بود. همچنین مالکیت خصوصی معادن نفت و گاز در حقوق ایران نظریهای مردود است که مقبول قانون نمیباشد. برخلاف حقوق آمریکا که اولا در برخی ایالات تئوری عدم مالکیت و در برخی ایالات دیگر تئوری مالکیت در محل مجرا میباشد و ثانیاً مطابق هر دو تئوری، مالکیت خصوصی به رسمیت شناخته شده و اشخاص خصوصی نیز قادر خواهند بود از منافع منابع نفت و گاز بهرهمند گردند.

در اینجا نموداری از شش تئوری بررسی شده در این تحقیق، برای تطبیق بهترتئوریها ارائه میگردد:

-
- مالکیت امام فقه
-
- مباحات فقه
-
- مالکیت عمومی فقه و حقوق ایران
-
- تفصیل فیاض فقه
- تفصیل شهید ثانی فقه و حقوق آمریکا
(مالکیت در محل)
- عدم مالکیت حقوق آمریکا
تئوری های مالکیت
بر نفت و گاز
اما در پایان پیشنهادی که نگارنده در باب مالکیت معادن ارزشمند نفت و گاز ارائه میدهد به شرح ذیل میباشد:
با عنایت به اینکه نفت و گاز، منابعی خدادادی هستند که تشکیل آن ها در اعماق زمین به میلیونها سال نیازمند میباشد، لذا باید آن ها را در زمره ثروتهایی که خداوند در اختیار عموم مردم قرار داده است، شمرد. اینکه شخصی زمینی را حیازت کند یا در عصر حاضر آن را خریداری نماید و دست بر قضا منبع عظیمی از نفت و گاز در اعماق آن زمین یافت شود، دلیل کافی و قانع کنندهای برای مالکیت نفت و گازِ نهفته شده در اعماق آن زمین، برای صاحب زمین نخواهد بود. اما چون وجود چنین منابع گرانبهایی از نعمات و الطاف الهی میباشد و اختصاص به فرد یا گروه خاصی ندارد، باید در تملک جامعه قرار گیرد تا عموم مردم از منافع آن بهرهمند گردند. همچنین حاکم یا امام به عنوان فرد برتر اجتماع و شخصی که درایت و تدبیر لازم برای اداره جامعه را دارا میباشد، به عنوان متصدی این معادن در نظر گرفته میشود. البته باید متذکر شویم که تئوری منتخب نگارنده، همان تئوری پذیرفته شده در حقوق ایران میباشد که به نظر میرسد تئوری مناسب و قابل قبولی است.
در انتها میتوان گفت، عنوان «مالکیت عمومی؛ تحت تصدیگری حکومت» عنوانی مناسب برای تئوری منتخب خواهد بود.
فهرست منابع و مآخذ:
الف. منابع فارسی
-
- احمدی میانجی، علی. مالکیت خصوصی در اسلام. تهران: نشر دادگستر، چاپ اول، ۱۴۲۴ه.ق.
-
- اصغریان، مجتبی. حقوق نفت و گاز در ایالات متحده آمریکا. تهران: انتشارات خرسندی، چاپ اول، ۱۳۹۱ه.ش.
-
- امامی، سید حسن. حقوق مدنی. ج۱، تهران: انتشارات اسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۶۶ه.ش.
-
- بوشهری، جعفر. حقوق اساسی – حکومت. ج۵، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم، ۱۳۹۰ه.ش.
-
- ———–. حقوق اساسی – مسائل. ج۵، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم، ۱۳۹۰ه.ش.
-
- دهخدا، علی اکبر. دهخدا. تهران: چاپ سیروس، ۱۳۳۷ه.ش.
-
- روسو، ژان ژاک. قرارداد اجتماعی با اصول حقوق سیاسی. ترجمه منوچهر کیا، تهران: انتشارات گنجینه، چاپ سوم، ۱۳۶۶ه.ش.
-
- جعفری لنگرودی، محمدجعفر. مجموعه محشی قانون مدنی. تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ چهارم، ۱۳۹۱ه.ش.
-
- ——————–. وسیط در ترمینولوژی حقوق. تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ سوم، ۱۳۸۹ه.ش.
-
- شیروی، عبدالحسین. حقوق نفت و گاز. تهران: انتشارات میزان، چاپ اول، ۱۳۹۳ه.ش.
-
- صابر، محمد رضا. بیع متقابل در بخش بالادستی نفت و گاز. تهران: انتشارات دادگستر، چاپ اول. ۱۳۸۹ه.ش.
-
- صانعی، سید مهدی. انفال و آثار آن در اسلام. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۹ه.ش.
-
- صدر، محمدباقر. اقتصادنا. ج۱، ترجمه محمد کاظم موسوی، تهران: انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۵۰ه.ش.
-
- ———-. اقتصادنا. ج۲، ترجمه علی اسپهبدی، تهران: انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۵۷ه.ش.
-
- طاهری، حبیباله. حقوق مدنی. ج۱، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ه.ش.
-
- عدل، منصور. حقوق مدنی. تهران: نشر خرسندی، چاپ اول، ۱۳۸۹ه.ش.
-
- عمید زنجانی، عباسعلی. کلیات حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: انتشارات مجد، چاپ سوم، ۱۳۸۷ه.ش.
-
- قاضی، سید ابوالفضل. حقوق اساسی و نهادهای سیاسی. تهران: انتشارات میزان، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۳ه.ش.
-
- ————–. بایستههای حقوق اساسی. تهران: انتشارات میزان، چاپ سی و پنجم، ۱۳۸۸ه.ش.
-
- کاتوزیان، ناصر. اموال و مالکیت. تهران: نشر میزان، چاپ سی و یکم، ۱۳۸۹ه.ش.
-
- ———. قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران: انتشارات میزان، چاپ بیست و دوم، ۱۳۸۸ه.ش.
-
- لطفی، اسداله. حقوق اساسی و ساختار جمهوری اسلامی ایران. تهران: انتشارات جاودانه، جنگل، چاپ اول، ۱۳۸۹ه.ش.
-
- مصباحی، غلامرضا. بررسی سیستمهای اقتصادی. قم: انتشارات ناصر، بیتا
-
- مطهری، مرتضی. فقه و حقوق (مجموعه آثار). ج۲، قم: انتشارات صدرا، چاپ اول، بیتا
-
- معین، محمد. فرهنگ فارسی معین (یک جلدی). تهران: انتشارات فرهنگنما، چاپ اول، ۱۳۸۷ه.ش
-
- موسوی خمینی، سید روحاله. تحریرالوسیله. ج۳، ترجمه علی اسلامی، قم: دفتر انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ بیست و یکم، ۱۴۲۵ه.ق.
- مهرپور، حسین. مختصر حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر دادگستر، چاپ اول، ۱۳۸۷ه.ش.
ب. منابع عربی
-
- ابن ابی الحدید. شرح نهج البلاغه. ج۱، قم: دار الکتاب العملیه، چاپ اول، ۱۳۷۸ه.ق.
-
- ابن منظور، محمد بن مکرم. لسان العرب. ج۱۰، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ سوم، ۱۴۱۴ه.ق.
-
- آصفی، محمد مهدی. ملکیه الارض و الثروات الطبیعیه فی الفقه الاسلامی. قم: مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۳ه.ق.
-
- انصاری، مرتضی. کتاب الخمس. قم: انتشارات کنگره، چاپ اول، ۱۴۱۵ه.ق.
-
- جوهری، اسماعیل بن حماد. الصحاح – تاج اللغه و صحاح العربیه. ج۶، بیروت: دار العلم للملایین، چاپ اول، ۱۴۱۰ه.ق.
-
- حائری یزدی، مرتضی بن عبدالکریم. کتاب الخمس. قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ه.ق.
-
- حرّ عاملی، محمد بن حسن. وسایل الشیعه. ج۹، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ه.ق.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با این حال، انتقادات بسیاری علیه تدبیر میانجیگری کیفری مطرح شده است. کریستین موهانا، جامعهشناس فرانسوی بر این باور است که میانجیگری کیفری در فرانسه، «در اصل، از سیستم انگلوساکسون اقتباس شده است، میانجیگری کیفری در این سیستم، ایدهای است که بدون تشکیل جلسه دادرسی در دادگاه، میتواند ضمانت اجرا داشته باشد اما در مقابل، نقش مهمی به وکیل در جریان مذاکراتی که بین دادستان و مجرم در مورد کیفر احتمالی رد و بدل میشود، نمیدهد[۸۴]». بنابرین، وی معتقد است که «قضات فرانسه، بدترین بخشها را از این سیستم در زمینه میانجیگری کیفری الهام گرفتهاند[۸۵]». در چارچوب میانجیگری کیفری، نماینده دادستان فرانسه تصریح میکند به اینکه «اگر متهم، ضمانت اجرای پیشنهادی را رد بکند و بخواهد در جلسه دادگاه جنحهای حاضر بشود، با خطر ضمانت اجرای سنگین تر روبرو میشود؛ بنابرین، متهم حتی اگر خودش را بیگناه بداند، به پذیرش سیستماتیک پیشنهاد نماینده دادستان تمایل دارد، چرا که اعتمادی به دستگاه عدالت به منظور آشکار شدن حقیقت ندارد و معتقد است که با پذیرش ضمانت اجرای سبک، از حسابرسی دقیق نجات پیدا میکند»[۸۶].


علاوه بر این، جرم ارتکابی، نمایانگر شرایط ناعادلانه موجود قبل از وقوع آن و صدمه، ضرر و زیان وارده میباشد؛ این شرایط ممکن است ناشی از نوع خاصی از وضعیت ساختاری در قالب نابرابری اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امثال اینها باشد. بنابرین، میانجیگری کیفری برای جلوگیری یا پیشگیری از این نابرابری ها، باید در جست و جوی تعیین اصول و ضوابط خاصی برای ترمیم وضعیتهای جرم زای موجود باشد تا در سایه این اصول، این رابطه را حیات دوباره بخشیده و تجدید کند.

بند دوم: لزوم تعیین اصول میانجیگری کیفری و بررسی دلائل توجیه کننده آن
اصول ناظر بر میانجیگری کیفری، را میتوان به اصول کلی و جزئی تقسیم نمود. در خصوص اصول کلی، سه اصل اساسی عبارتند از:
-
- جرم قبل از هر چیز تعدی و تجاوز به روابط میان فردی است، نه صرفاً اقدامی علیه دولت. ارتکاب جرم منجر به ایجاد ضرر و زیان به بزهدیده، اجتماع و بزهکار میشود و آن ها باید به صورت فعال در فرآیندهای اجرای عدالت مشارکت داده شوند.
-
- همه آنهایی که از جرم متضرر شدهاند، دارای نقشها، مسئولیتها و نیازهایی برای مقابله و برخورد جمعی با آثار و نتایج جرم هستند.
- جبران ضرر و زیان، حل و فصل مشکلات ناشی از جرم و پیشگیری از زیانهای بیشتر به منظور حصول سازش میان طرفهای درگیر جرم است[۸۷].
مطابق اصل اول، جامعه انسانی، متشکل از افرادی است که با یکدیگر به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ارتباط هستند؛ به عبارت دیگر، هر جامعه از افرادی تشکیل میگردد که به نحوی از زیانها و سودهای یکدیگر دچار ضرر یا منفعتی میشوند. بدین گونه که جرم در اصل تعدی و تجاوزی است به این روابط. دومین اصل، ناظر به ضرورت مشارکت بزهدیدگان اعم از بزهدیدگان مستقیم و غیرمستقیم یا ثانویه با بزهکاران، خانواده، دوستان و حامیان بزهدیدگان و جامعه محلی است. در میانجیگری کیفری، «سمت»، مربوط به بزه دیدگی مستقیم یا بزهکاری و ارتکاب جرم نمیشود. سومین اصل، ضرورت پاسخگویی بزهکار در مقابل عمل ارتکابی و نتایج آن است. بزهکار باید با نتایج عمل ارتکابی خود در جامعه روبه رو شود و از طریق مواجهه با شرایط ناگواری که برای بزهدیدگان به ارمغان آورده است، به این نتیجه برسد که ارتکاب جرم امری مضر و زیانبار تلقی میشود[۸۸].
علاوه بر این، میتوان به برخی از اصول جزئی میانجیگری کیفری نیز اشاره کرد که عبارتند از: واکنش به جرم باید در راستای کاهش زیان، تهدید و چالش ناشی از جرم باشد که واکنش صرفاً سزادهنده، چنین نتایجی را میتواند به دنبال داشته باشد. اصلیترین کارکرد واکنش اجتماعی، مجازات بزهکار نیست بلکه مشارکت برای ایجاد شرایطی جهت جبران زیانهای ناشی از جرم است. بنابرین، نقش مراجع عمومی در واکنش نسبت به جرم باید محدود به مشارکت در ایجاد شرایطی برای ابراز پاسخ ترمیمی به جرم، حمایت و تضمین صحت و سلامت مراحل رسیدگی به آن، احترام به حقوق قانونی افراد، استفاده از قدرت قضایی در مواردی که میانجیگری موفقیتآمیز نیست، گردد. همچنین بزهدیده میتواند آزادانه در فرایند میانجیگری مشارکت نماید یا از مشارکت خودداری کند[۸۹].
بنابرین، لزوم تعیین اصول حاکم بر میانجیگری کیفری و حرکت در مسیر این اصول تعریف شده، از جمله ضرورتهای اساسی به حساب میآید. با این حال، علیرغم اینکه بعضی از اندیشه پردازان و و نیز مجریان، از ایده تدبیر میانجیگری کیفری دفاع میکنند و به ویژه بر فایده مندی عملی آن تأکید میورزند اما اختلاف عقیده بیشتر در مورد نوع خاصی از تدبیر میانجیگری کیفری یعنی تدبیر میانجیگری – داوری میباشد؛ به عبارتی برخی در آن چیزی جز عیب نمیبینند. این امر، پرداختن به مزایا و معایب آن را ضروری میسازد. در ادامه این تدبیر و دلایل موافقت و مخالفت با آن شرح داده خواهد شد.
الف: دلایل مخالفین میانجیگری کیفری
دلایل موافقت و مخالفت با تدبیر میانجیگری–داوری در حقوق فرانسه، توسط دکترین ارائه شده یا توسط مقررات مختلف میانجیگری یا سازش در زمینه تجارت بینالملل بیان شدهاند.
میانجیگری– داوری، نهادی است که در آن طرفین قرارداد از قبل توافق مینمایند در فرضی که میانجیگری به شکست بیانجامد میانجی نقش داور را به عهده بگیرد. به عبارت دیگر، در وهله اول به یک یا چند شخص برای ایجاد سازش بین طرفین مأموریت داده میشود، اگر طرفین زیر نظر سازشگران مصالحه ننمودند یا پیشنهادهای آنان را رد کردند همان افراد متعاقباً دعوی بین اصحاب را به صورت قطعی حل و فصل مینمایند[۹۰]. عنصر اساسی میانجیگری– داوری این است که یک شخص واحد میتواند دو وظیفه مختلف به عهده بگیرد.
گفتنی است، در حقوق فرانسه دو نهاد میانجیگری (mediation) و سازش (conciliation) وجود دارند. میانجیگری نهادی است که توسط آن طرفین دعوی تلاش میکنند از طریق شخص ثالث که میانجی نامیده میشود اختلافات خود را از طریق دوستانه حل نمایند. اما سازش در حقوق فرانسه، نهادی است که توسط طرفین خود یا به واسطه شخص ثالث سعی مینمایند تا به اختلافات خود پایان دهند. در حقوق فرانسه، برخی از حقوق دانان برآنند که سازشگر تنها طرفین را به سوی یک راهحل قابلقبول هدایت میکند ولی میانجی علاوه بر آن میتواند پیشنهادات یا توصیه هایی برای پایان دادن به دعوی ارائه دهد. معذالک امروزه دکترین حقوقی غالب بر این است که هیچ گونه تفاوت بنیادی بین این دو نهاد وجود ندارد و سازش که با دخالت یک فرد ثالث انجام میپذیرد در واقع یک میانجیگری است[۹۱].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منابع مالی و بودجه شرکت ملی حفاری برای بخش پژوهش


توان نقد ینگی بالای شرکت یک فرصت قابل توجه برای همه بخشهای شرکت از جمله پژوهش و فناوری به شمار میآید. با توجه به شرایط تحریم و نیز امتیاز بسیار مهم دریافت مستقیم سفارش از شرکت های تولید نفت و گاز در مناطق نفتخیز، شرکت از نظر منابع مالی وضعیت بسیار مناسبی دارد. اگرچه در کوتاه مدت تغییر این شرائط غیر محتمل میباشد، اما در تدوین راهبرهای بلند مدت تغییر این شرائط غیر محتمل میباشد، اما در تدوین راهبردهای بلند مدت، این نکته باید در نظر گرفته شود که بر اساس مصوبه اجرائی اصل ۴ قانون اساسی، این شرکت باید به بخش خصوصی واگذار گردد، و این احتمال وجود دارد، که شرائط استثنایی موجود در سفارش کار تغییر یابد. همچنین در صورتی که شرائط تحریم کمتر شده و یا از بین برود،ورود رقبای خارجی در بازار حفاری نفت و گاز ایران محتمل میباشد که مجدداً تاثیر قابل ملاحضه ای خواهد داشت(افشار،۱۳۸۷،ص ۲۹۰).
شرکت ملی حفاری نیز مانند دیگر شرکتهای زیر مجموعه شرکت ملی نفت ایران موظف به تخصیص حداقل یک درصد بودجه خود جهت امر پژوهش و فناوری، میزان بودجه تخصیصی بسیار مناسب بوده و یک فرصت عالی برای این بخش به حساب میآید(افشار،۱۳۸۷،ص۲۹۱ ).
اگرچه این فرصت ممکن است در بلند مدت تغییر یابد، اما در کوتاه مدت، پژوهش و فناوری شرکت ملی حفاری ایران این فرصت ممتاز را دارد(افشار،۱۳۸۷،ص۲۹۱)
آسیب های مدیریت پژوهشی به طور عام(بررسی نظری)
ارکان سازمانهای پژوهشی
یک سازمان تحقیق و توسعه بر چهار رکن اساسی زیر استوار است:
مدیران سازمانهای تحقیق و توسعه، برای دستیابی به برتری و بهرهوری بیشتر، باید این ارکان را ماهرانه هماهنگ نمایند(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۵).
بدیهی است مهمترین رکن، فرد خلاق است. افراد خلاق، ایده های نو دارند، و از مهارت لازم برای انجام تحقیق برخوردار بوده، قادرند نتایج تحقیقات را بر فرآوردههای سودمند تبدیل نمایند. لیکن این افراد باید در ساختارهایی سازماندهی شوند، که امکان همکاری اثر بخش در آن ها فراهم باشد. این نکته مهمّ را باید به خاطر داشت که ترکیبهای خاصی از افراد، در مقایسه با سایر ترکیبها، سودمندترند. برای تضمین کارکرد یک دست و روانسازمان، به فرضها، باورها، هنجارها و ارزشهای بیان نشده و به بیان دیگر، به یک فرهنگ سازمانی نیاز است که حامی خلاقیت و نوآوری باشد. نکته آخر، که کم اهمیت هم نیست، پشتوانه مالی است(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۵).
منابع انسانی
در یک سازمان تحقق و توسعه، معمولاً افرادی موفقند که ذهنی تحلیلگر، کنجکاو، مستقل و متفکر داشته، دارای شخصیتی درونگرا بوده و به فعالیتهای علمی و ریاضی علاقهمند باشند. چنین افرادی اغلب با فرهنگ، قابل انعطاف، خوبسنده و کار محورند، ابهام (ناشناختگی) را تاب میآورند و نیاز شدید به استقلال عَمل و تحول در محیط کار و کمی احترام دارند در عین حال، موفقیت یک سازمان تحقیق و توسعه مسلتزم کار مشترک است بنابرین، کارکنان آن نباید تکرو باشند. از این رو، افراد بسیار درونگرا هم برای فعالیتهای تحقیقاتی مناسب نیستند(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۶).
کسی که مدرک کارشناسی ارشد دارد، احتمالاً دارای بسیاری از این ویژگیهاست. با این وجود، شاید بعضی از دیگر ویژگیهای مهم را نداشته باشد. برای مثال، لازم است میزان تحمل شخص در برابر ابهام و نیاز وی به استقلال عمل و تغییر، بدقت مورد توجه قرار گیرد(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۶).
افرادی که از معیارهای شخصی و درونی برخوردار بوده و اعتماد به نفس دارند، جزو بهترین افراد برای کارهای تحقیقاتی به حساب میآیند، زیرا کار تحقیقاتی در بسیاری از موارد ناامید کننده است. آنان که به آسانی ناامید نمیشوند و به اهداف خود و نحوه دستیابی به آن ها یقین دارند، استقامت و پشتکار بیشتری از خود نشان میدهند. ارتباط با همتایان و همکاران امری بسیاری ضروری است، چرا که بیشتر ایده های نو، صرفاً با مطالعه منابع مکتوب به دست نمیآید، بلکه از طریق گفتگو با محققانی که با مسائل مشابهی سروکار دارند، پیدا میشود. نکته آخر، که به واقع کنایه آمیز هم هست این که، محقق موفق میتواند آنچه را که به نظر وی «مدیریت ضعیف» تلقی میشود، تحمل نماید. کسی که از بی توجهی مدیر به خواستههایش به آسانی ناراحت میشود، نمیتواند در یک محیط تحقیقاتی دوام بیاورد. اغلب مدیران سازمانهای تحقیقاتی، متخصصانی هستند که بیشتر به تحقیق علاقهمندند تا اداره کارکنان. بنابرین، سطح مدیریت آن ها معمولاً پایینتر از حد متعارف است. امّا خوشبختانه یک راه نجات وجود دارد. بر پایه پژوهشهای انجام شده، کارکنانی که از کار خود لذت میبرند، سرپرستان ضعیف خود را تحمل میکنند. یکی دیگر از ویژگیهای لازم و مطلوب برای محققان، درون فکنی[۵۳]، یعنی گرایش به درونی دانستن علل و اسباب شکستها (برای مثال ضعف توانایی و سخت کوشی) و بیرونی ندانستن آن ها است (عدم کمک دیگران، بخت واقبال بد). تحقیقات نشان داده است که درون فکنها در گردآوری اطلاعات و تصمیمگیری شخصی در مورد مسیر صحیح عمل، موفقترند(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،صص۳۶،۳۷).
-
- – Research and development institue ↑
-
- – Research management ↑
-
- – Gupta ,et, al ↑
-
- – Purdlon ↑
-
- – Research needs identification ↑
-
- – Research priority setting ↑
-
- – Resources Allocation ↑
-
- – National level ↑
-
- – organizational / institutional level ↑
-
- – Research program level ↑
-
- – Research Needs Assessment Approaches ↑
-
- – Pathological Approach ↑
-
- – substantive Approach ↑
-
- – Demand – Oriented Approach ↑
-
- – supply Driven Approach ↑
-
- – Administrative/managerial Approach ↑
-
- – systematic Approach ↑
-
- – scientific process ↑
-
- – problem finder ↑
-
- – problem sloving Approach ↑
-
- – structure of knowledge ↑
-
- – commonplace ↑
-
- – Disciplinary Approach ↑
-
- – Resource Allocation ↑
-
- – Economy Based Approach ↑
-
- – feasibilty study ↑
-
- – stakeholders ↑
-
- – Practitioners ↑
-
- – Users ↑
-
- – Organizational structure ↑
-
- – organizational Development ↑
-
- – Quality lmprovement ↑
-
- – Management information system (MIS) ↑
-
- – long Term Research Planning ↑
-
- – short term Research planning ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی:
پرسشنامههای زیادی برای ارزیابی کیفیت زندگی طراحی شده است ولی پرسشنامههای کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی به علت خصوصیات منحصر به فرد خود مورد توجه بیشتری واقع هستند. ابزار اندازهگیری عمومی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی به دو صورت WHOQOL-100 و WHOQOL_BRIEFپس از ادغام برخی از حیطهها و حذف تعدادی از سوالات مقیاس ۱۰۰ سوالی ساخته شد. نتایج حاصل از این دو پرسشنامه هم خوانی رضایت بخشی را در مطالعات مختلف نشان دادهاند. در این مطالعه فرم WHOQOL-BRIEFبه علت کم بودن سوالات و راحتی استفاده انتخاب شده است. این پرسشنامه چهار حیطه سلامتی جسمانی، سلامتی روانی، روابط اجتماعی و سلامتی محیط را با ۲۴ سوال مورد سنجش قرار میدهد (هر یک از این حیطهها به ترتیب دارای ۸،۳،۶،۷ سوال میباشند) دو سوال اول به هیچ یک از این حیطهها تعلق ندارد و وضعیت سلامت و کیفیت زندگی را به شکل کلی مورد سنجش قرار میدهند. بنابرین این پرسشنامه دارای ۲۶ آیتم میباشد که به هر سوالی از۱ تا ۵ نمره داده میشود. نجات و همکاران(۱۳۸۵) پایایی این مقیاس را در حیطه سلامتی فیزیکی ۷۷/۰، سلامتی روانی ۷۷/۰، در حیطه روابط اجتماعی ۷۵/۰ و در نهایت در حیطه سلامت محیط برابر ۸۴/۰ به دست آورد. اعتبار این پرسشنامه در مطالعه فوق قابل قبول گزارش گردید (به نقل از بشرپور، شیخی، مولوی، ۱۳۹۱).


مقیاس تجدید نظر شده باور آمیختگی فکر- عمل:
این مقیاس یک مقیاس مداد- کاغذی خود گزارشی است که ۲۷ گویه دارد و برای سنجش تمایل به باور آمیختگی افکار با اعمال آشکار ساخته شده است (امیر[۱۰۹]، فرشمن[۱۱۰]، رامسی[۱۱۱]، نیری[۱۱۲] و بری جی دی[۱۱۳]، ۲۰۰۱). در این پژوهش از فرم فارسی مقیاس تجدید نظر شده باور آمیختگی فکر- عمل پورفرجی (پورفرجی، محمدی و تقوی، ۲۰۰۸) استفاده خواهد شد. دامنه پاسخ به سوالات از ۰ (کاملاً مخالفم) تا ۴ (کاملاً موافقم) میباشد. پور فرجی برای محاسبه اعتبار مقیاس از روش باز آزمایی با فاصله ۴ هفته بر روی نمونه ۳۵ نفری استفاده کرد. ضرایب حاصل از پایایی برای کل مقیاس ۸۱% گزارش شد (به نقل از بساک نژاد و همکاران، ۱۳۹۲).
سیاهه فرونشانی افکار:
سیاهه فرونشانی افکار وگنر و زاناکس (۱۹۹۴) یک پرسشنامه ۱۵ مادهای ست که برای سنجش تمایل به فرونشانی افکار ساخته شده است. در این پژوهش از فرم فارسی این مقیاس (داوودی، ۲۰۰۶) استفاده خواهد شد. دامنه پاسخ به هر کدام از ۱۵ عبارت از ۱ (به شدت مخالف) به ۵ (به شدت موافق) است. داوودی روایی مقیاس مورد نظر را ۴۲% و ضریب اعتبار این مقیاس را به دو روش همسانی درونی و بازآزمایی به ترتیب ۹۰% و ۷۳% گزارش میکند (به نقل از بساک نژاد و همکاران، ۱۳۹۲).
روند اجرای پژوهش
به منظور اجرای پژوهش محقق در آذرماه ۱۳۹۳ به بیمارستان روانپزشکی ابن سینا در شهر مشهد مراجعه کرد و اطلاعیهای جهت دعوت به همکاری در طرح (ارجاع زنان مبتلا به وسواس شستشو دارای شرایط اولیه ورود به طرح به پژوهشگر) به روانپزشکان موجود در این بیمارستان ارائه داد. بعد از ارجاع زنان مبتلا به وسواس شستشو به پژوهشگر، محقق یک جلسه توجیه برگزار کرد. در این جلسه، محقق ضمن معرفی خود به بیماران در مورد بیماری وسواس و روشهای درمان آن، همچنین طرح پژوهش حاضر، اهداف، مدت زمان آن و محرمانه بودن اطلاعات به صورت کلی توضیحاتی ارائه داد. سپس از کسانی که مایل به شرکت در طرح بودند درخواست شد دو پرسشنامه وسواسی- جبری ییل براون و مادزلی را برای اطمینان از حائز بودن ملاکهای ورود به پژوهش تکمیل کنند. با افرادی که شرایط لازم جهت شرکت در گروه را داشتند تماس گرفته شد. آزمودنیها به شیوه گمارش تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در جلسه اول قبل از آغاز گروه اعضاء سه مقیاس کیفیت زندگی، آمیختگی فکر- عمل و فرونشانی افکار را تکمیل کردند و به پژوهشگر ارائه دادند و از اعضای گروه کنترل درخواست شد با حضور در یک جلسه که تنها شامل اعضای گروه کنترل بود این سه ابزار را تکمیل کردند و به پژوهشگر ارائه دهند.
گروه مداخله: اعضای گروه مداخله ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای به صورت دو جلسه در هر هفته (به علت کمبود وقت) درمان ACT را به شکل گروهی دریافت نمودند. شرح این جلسات در پیوست آمده است. دو نفر از اعضای گروه آزمایش به دلیل عدم حضور پیوسته و منظم از ادامه جلسات بازماندند و در پایان جلسه هشتم، ۸ آزمودنی پنج مقیاس وسواسی- جبری ییل براون، وسواسی- جبری مادزلی، درهم آمیختگی فکر- عمل، فرونشانی فکر و کیفیت زندگی را مجددا تکمیل نمودند.
گروه کنترل: اعضای گروه کنترل هیچ گونه مداخلهای را دریافت نکردند و در پایان جلسات گروه ضمن برقراری تماس تلفنی از آن ها درخواست شد که مجددا جهت تکمیل پنج مقیاس وسواسی- جبری ییل براون، وسواسی-جبری مادزلی، درهم آمیختگی فکر-عمل، فرونشانی فکر و کیفیت زندگی مراجعه نمایند
روش تجزیه و تحلیل داده ها
به منظور تحلیل آماری داده های پژوهش، از شاخصهای آماری توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد و روشهای آماری آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شده است.
خلاصه پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی وسواس (توهیگ، ۲۰۰۴):
جلسه اول:
آموزش: شامل -رابطه درمانی: استعاره دو کوه؛ -آموزش در خصوص اختلال وسواس فکری-عملی، فکر وسواسی، اضطراب، عمل وسواسی؛ -آموزش در خصوص درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و اهداف آن؛ -بررسی افکار و اعمال وسواسی بیمار و میزان پریشانی و اضطراب او؛ -چگونه وسواس در عملکرد روزانه فرد تداخل کرده و تبدیل به یک مسئله در زندگی او شده است؟؛ -بحث در خصوص پاسخهای اضطرابی سازگارانه و پاسخهای اضطرابی مختل؛ -بحث در مورد اینکه اضطراب به خودی خود مسئله ساز نیست بلکه بی میلی به اضطراب مسئله ساز است؛ -بحث در خصوص راهبردهای کنترل و اجتناب از اضطراب.
جلسه دوم:
درماندگی خلاق: شامل – بررسی راهبردهای کنترل خاصی که فرد تاکنون استفاده کردهاست؛ – بررسی هزینه ها و خساراتی که این راهبردها در زندگی فرد داشتهاند؛ – بررسی فواید این راهبردهای کنترل؛ – معرفی راهبردهای کنترل به عنوان مسئله؛ – استعاره تغذیه ببر وسواس؛ – استعاره شخص در چاه؛ – آموزش مراجع در خصوص اینکه چگونه با بهره گرفتن از تمرینات ذهن آگاهی یاد بگیرد که به جای واکنش به اضطراب آن را مشاهده کند؟؛
جلسه سوم:
پذیرش و زندگی طبق ارزشها جایگزین مدیریت کردن وسواس: شامل: -تمرکز بر کنترل به عنوان راهبردی بی فایده در برخورد با اضطراب؛ -استعاره طناب کشی با هیولا؛ – کنترل دنیای درونی در مقابل دنیای بیرونی؛ -آموزش پذیرش وسواس با ذهن آگاهی؛ استعاره پلی گراف؛ -بررسی ارزشها؛ – اهداف در برابر ارزشها
جلسه چهارم:
حرکت به سمت یک زندگی ارزشمند با یک خود پذیرا و مشاهده گر: شامل -انواع خود؛ -خود به عنوان زمینه در مقابل خود به عنوان محتوا؛ -استعاره صفحه شطرنج؛ -خود مشاهده گر
جلسه پنجم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتیجه گیری
آن گونه که مسلم شد جنگ زمانی واقع می شود که یکی از طرفین متخاصم جهت تحمیل خواسته های خود از ابزار نظامی استفاده میکند و تنمامی اعمال خصمانه طرفهای درگیر در جنگ به وسیله قواعد عرفی در درجه اول و قواعد قراردادی منعقده میان دولتها قاعده مند می شود.در خصوص نمونه جدید از جنگ که همان جنگ های هوایی است باید اشاره کرد که بعد از اختراع اولین ماشین های پرنده در قرن ۱۸ و پیشرفت آن ها و بعد از آنکه دولتها بر آن شدند از ابزارهای پرنده برای غلبه بر حریف در مخاصمات استفاده کنند نبردهای هوایی به معنای امروزی شکل گرفتند، نبرد هوایی به نبردی گفته می شود که از جنگ افزارهای هوایی در عرصه جنگ که همان فضای بالای سزمین های متخاصمین است استفاده کنند.زمانی که جنگ های هوایی به وقوع میپیوندندآنچه که باید هدف حملات هوایی قرار گیرد اشیا، افراد و مکان های نظامی هستند همان گونه که ماده ۲ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو بیان نموده است اموال غیرنظامی نباید هدف حمله قرار گیرند.و همان طور که مشاهده شد دولتها جهت پیشبرد اهداف نظامی خود مختار به استفاده از هر نوع جنگ افزاری در نبردهای هوایی نیستند و باید در خصوص این مسئله مهم قواعد عرفی و قراردادی موجود را محترم شمرده و آن ها را رعایت کنند.


دولتها در استفاده از جنگ افزارهای هوایی در طول نبرد موظف هستند در درجه اول برای حمله به هدف مورد نظر خود،به یقین برسند که هدفی را که دولت مهاجم در پی نابودی آن است،هدف نظامی تلقی شده و برای آن ها مزیت نظامی به دنبال داشته باشد و از سوی دیگر برای حمله خود از سلاح هایی استفاده کنند که حداقل آسیب جانبی را بعد از حمله به بار آورد و محدود به اهداف نظامی شود.امروزه آن گونه که مسلم شد اختراع هواپیماهای بدون سرنشین نقطه عطفی در استفاده از سلاح های هوایی در جنگ ها هستند و با توجه به اینکه این سلاح ها بعضاً از حساسیت و دقت بالایی در گذینش اهداف خود برخوردارند که استفاده از آن ها در چارچوب قواعد بشردوستانه بینالمللی میتواند در حفاظت از افراد و اشیاء غیرنظامی کمک شایانی داشته باشد
فصل سوم
حقوق حاکم بر نبردهای هوایی
پیشگفتار
با توسعه نیرو های نظامی در ادوار مختلف در همه کشورها ایم نیاز احساس می شد که باید قواعدی وجود داشته باشد که نه تنها استفاده از سلاح های نظامی بلکه تمام ابعاد جنگ را قاعده مند کند در نبردهای هوایی نیز این نیاز به مراتب بیشتر و حساس تر احساس می شد به طور کلی می توان گفت حقوق بین الملل بشر دوستانه که ناظر بر مخاصمات مسلحانه است ریشه در قواعد عرفی بین کشور ها دارد و این قواعد عرفی است که بعضلاً امروزه در قالب مجموعه قوانین در آمده اند در اکثر معاهدات بینالمللی از جمله کنوانسیون دوم ۱۸۹۹ لاهه آمده است که تا زمانی که مجموعه قواعد کامل تری از حقوق جنگ صادر شود طرفهای معظم متعاهد این کنوانسیون اتخاذ این امر را درست می دانند که در مواردی که در مقررات تصویب شده ایشان به آن اشاره نشده است، جمعیت ها و متخاصمین تحت حمایت و سیطره حقوق بین الملل که حاصل نحوه عملکرد و رویه مستقر بین ملل متمدن است و از حقوق انسانیت و الزامات وجدان عمومی نشاُت گرفته است باقی بمانند[۱۱۹]جنگ هوایی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در هر زمان که قواعد قراردادی برای محدودسازی دامنه استفاده از جنگ افزارهای هوایی کافی نباشد یا سکوت کرده باشد باید به مجموعه قواعد عرفی موجود در زمینه حقوق جنگ می پردازیم و در گفتار دوم روند قوانین قراردادی موجود و نحوه ی ایجاد آن مورد بررسی قرار قرار میگیرد.
مبحث اول:قواعد قراردادی و قواعد عرفی در جنگ های هوایی
گفتار اول:قواعد عرفی
اساسنامه دیوان بینالمللی دادگستری،حقوق بین الملل عرفی را به منزله عرف عام پذیرفته شده و به منزله قانون توصیف کردهاست.[۱۲۰]
این موضوع به طور کلی مورد توافق قرار گرفته است که وجود هر یک از قواعد حقوق بین الملل عرفی مستلزم وجود دو عنصر میباشد،اول:رویه مورد عمل کشور و دیگری اعتقاد به اینکه اعمال چنین رویه ای اعم از منع یا جواز بسته به ماهیت قاعده، به منزله قانون الزامی است.همان طور که دیوان بینالمللی دادگستری در قضیه فلات قاره اظهار داشت:«البته بدیهی است که ماده اصلی حقوق بین الملل عرفی را باید اساساً در رویه عملی و نظر حقوقی غالب در میان کشوره جست و جو کرد»[۱۲۱]
در اینجا به اهم قواعد عرفی در زمینه حقوق جنگ که در جنگ هوایی نیز کاربرد دارند می پردازیم.
الف)اصل تفکیک
قاعده اصلی در مورد این اصل این است که طرفین درگیر همواره باید بین افراد غیرنظامی و رزمندگان تفکیک قائل شوند.عملیات تنها میتواند علیه رزمندگان انجام شود،حملات نباید متوجه افراد غیرنظامی باشد.
رویه دولتها این قاعده را به عنوان یک قاعده عرفی حقوق بین الملل پذیرفته است که در خصوص جنگ هوایی نیز جز مهمترین اصولی است که باید رعایت شود در غیر این صورت موجبات مسؤلیت بینالمللی کشور خاطی را فراهم میکند.
این قاعده را باید در کنار قاعده منع حمله به اشخاصی که خارج از مخاصمه هستند و نیز به همراه این قاعده که افراد غیرنظامی از حمله مصون هستند مورد توجه قرار گیرد مگر در مواردی که این قبیل افراد نقش مستقیمی در درگیری ها به عهده گیرند.[۱۲۲]
قاعده دیگر این است که اقدامات یا تهدیدهای خشونت آمیزی که هدف اولیه آن گسترش ترس در میان جمعیت غیر نظامی باشد ممنوع است.
از جمله اموری که در نبردهای هوایی مشمول ممنوعیت این ماده می شود گلوله باران بی هدف و وسیع و بمباران منظم شهرها،کشتار دسته جمعی[۱۲۳] و……است[۱۲۴]
قاعده سوم:تمامی اعضای نیروهای مسلح و هر یک از طرف های مخاصمه به استثنا کارکنان پزشکی و مذهبی رزمنده محسوب میشوند.در نتیجه در نبردهای هوایی هواپیماهایی که برای امور پزشکی و مذهبی مورد استفاده قرار می گیرند جز رزمندگان محسوب نمی شوند.[۱۲۵]
قاعده چهارم:[۱۲۶]غیرنظامیان در مقابل حمله حمایت میشوند مگر تا زمانی که مستقیماً در درگیری ها شرکت کنند.در نتیجه این قاعده زمانی که از هواپیماهای کشوری و غیرنظامی برای اهداف نظامی استفاده شوند رزمنده تلقی و از حمایت قواعد عرفی خارج میشوند. .قاعده ای که در خصوص تفکیک بین اموال غیر نظامی و اهداف نظامی باید به آن اشاره کرد این است که طرف های مخاصمه بایستی در تمامی اموال میان هدف های غیر نظامی و اموال نظامی تفکیک قائل گردند حمله فقط میتواند علیه هدف های نظامی صورت گیرد حملات نباید علیه اموال غیر نظامی باشد .
ب: منع حملات کور کورانه :
قاعده اول[۱۲۷] این است که حملات کورکورانه و بدون تفکیک ممنوع است.
قاعده دوم : حملات بدون تفکیک حملاتی هستند که
الف –متوجه هدف نظامی خاصی نیستند
ب –از روشها با وسایل جنگی استفاده میکنند که امکان هدف گیری دقیق ندارند و هدف نظامی مشخصی را برآورده نمی کنند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل سوم
روش اجرای تحقیق

مقدمه:
در این فصل در بارهی نوع و روش پژوهش، جامعه آماری و تعداد و ویژگیهای آن ها، نمونه آماری، و تعداد و ویژگیهای آن ها و روش نمونه گیری و همچنین ویژگیهای جمعیتشناختی نمونه آماری و ابزارهای جمع آوری اطلاعات که شامل پرسشنامه شخصیت نئو و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران هستند، توضیحاتی ارائه شده، همچنین مطالبی در مورد شیوه نمرهگذاری پرسشنامه ها و همین طور روایی و پایایی آن ها توضیح داده شده است. و در مورد هر کدام از حیطهها و جنبه های پرسشنامه شخصیت نئو توضیحاتی در حد یک تعریف مختصر ارائه شده است. در پایان فصل نحوه اجرای پرسشنامه ها بیان شده است.
۱- روش پژوهش:
پژوهش حاضر، پژوهشی توصیفی[۹۸] از نوع همبستگی[۹۹] و علی- مقایسه ای[۱۰۰] میباشد.
۲- جامعه آماری، نمونه آماری، روش نمونه گیری:
جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه معلمان مقاطع مختلف تحصیلی شهرستان عنبرآباد به تعداد۱۵۰۰ نفر که در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱ مشغول به تدریس بوده اند تشکیل میدهد.
نمونه آماری این پژوهش به روش نمونه گیری طبقهای و در درون هر طبقه تصادفی منظم شامل ۱۵۰ نفر از معلمان مقاطع مختلف تحصیلی شهرستان عنبرآباد میباشد. برای این افراد از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی، خصوصیات متفاوتی از حیث وضعیت تاهل، جنسیت، مدرک تحصیلی، سن و سابقه کار در نظر گرفته شده است.

جدول شماره۳-۱ ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه آماری معلمان
مقطع
تعداد
درصد
جنسیت
تعداد
درصد
وضعیت تاًهل
تعداد
درصد
ابتدایی
۹۰
۶۰
مرد
۵۰
۳/۳۳
مجرد
متاهل
۱۰
۴۰
۷/۶
۷/۲۶
زن
۴۰
۷/۲۶
مجرد
متاهل
۵
۳۵
۳/۳
۳/۲۳
راهنمایی
۴۰
۷/۲۶
مرد
۲۵
۷/۱۶
مجرد
متاهل
۵
۲۰
۳/۳
۳/۱۳
زن
۱۵
۱۰
مجرد
متاهل
۵
۱۰
۳/۳
۷/۶
متوسطه
۲۰
۳/۱۳
مرد
۱۵
۱۰
مجرد
متاهل
۵
۱۰
۳/۳
۷/۶
زن
۵
۳/۳
مجرد
متاهل
۰
۵
۰
۳/۳
جمع کل
۱۵۰
۱۰۰
مرد
۹۰
۶۰
مجرد
۳۰
۲۰
زن
۶۰
۴۰
متاهل
۱۲۰
۸۰
تعداد ۹۰ نفر برابر با ۶۰ درصد از مقطع ابتدایی و ۴۰ نفر برابر با ۷/۲۶ درصد از مقطع راهنمایی و ۲۰ نفر برابر با ۳/۱۳ درصد از مقطع متوسطه انتخاب شدند که از این تعداد ۹۰ نفر برابر با ۶۰ درصد مرد و تعداد ۶۰ نفر برابر با ۴۰ درصد زن هستند و از مردها تعداد ۲۰ نفر برابر با ۳/۱۳ درصد مجرد وتعداد ۷۰ نفر برابر با ۷/۴۶ درصد متاهل و از زنها تعداد ۱۰ نفر برابر با ۷/۶ درصد مجرد و ۵۰ نفر برابر با ۳/۳۳ درصد متاهل هستند که در مجموع ۳۰ نفر برابر با ۲۰ درصد مجرد و ۱۲۰ نفر برابر با ۸۰ درصد متاهل میباشند. برای تعیین تعداد نمونه مورد مطالعه از نسبت ۱۰ به ۱ استفاده کردیم و ۱۵۰ نفر از معلمان مقاطع مختلف تحصیلی شهرستان عنبرآباد را با روش فوق الذکر انتخاب نمودیم.
جدول شماره۳-۲ ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه آماری معلمان
سابقه کار
تعداد
درصد
سن
تعداد
درصد
تحصیلات
تعداد
درصد
زیر ۵ سال
۱۵
۱۰
زیر ۳۰ سال
۲۰
۳/۱۳
فوق دیپلم
۱۰
۷/۶
۵-۱۰
۲۵
۷/۱۶
۳۰ -۴۰
۸۰
۳/۵۳
لیسانس
۱۳۱
۳/۸۷
۱۰-۱۵
۶۵
۳/۴۳
۴۰ – ۵۰
۴۰
۷/۲۶
فوق لیسانس
۸
۳/۵
۱۵-۲۰
۳۳
۲۲
۵۰سال به بالا
۱۰
۷/۶
دکتری
۱
۷/۰
۲۰سال به بالا
۱۲
۸
۱۵۰
۱۰۰
۱۵۰
۱۰۰
جمع کل
۱۵۰
۱۰۰
میانگین سابقه کار برابر با (۵/۱۲= M) و میانگین سنی برابر با (۳۵ =M ) به دست آمده است و بیشترین افراد با تحصیلات لیسانس برابر با ۳/۸۷ درصد بودند.
۳- ابزارهای جمع آوری اطلاعات:
۳-۱ پرسشنامه خودکارآمدی شرر
در این تحقیق از پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران (۱۹۸۲) جهت بررسی باورهای خودکارآمدی مدیران استفاده شده است، این پرسشنامه در سال ۱۹۸۲ با اهداف زیر ساخته شده است :
۱-تهیه ابزاری برای تحقیقات بعدی
۲-تعیین ابزاری برای سطوح متفاوت خودکارآمدی عمومی افراد (براتی،۱۹۷۷،کرامتی ۲۰۰۱،نقل از مژده[۱۰۱] ۲۰۰۲)
این پرسشنامه بین ابزارهای موجود در زمینه خودکارآمدی ابزار مناسبی است و مورد استفاده برخی محققان (براتی، ۱۹۷۷، کرامتی، ۲۰۰۱، مژده، ۲۰۰۲) قرار گرفته است.
آزمودنیها میبایست میزان موفقیت خود را با هر یک از پرسشهای آزمون خودکارآمدی با تعیین یکی از گزینه ها مشخص کنند ماده های آزمون برای اندازه گیری انتظارات خودکارآمدی عمومی در مواردی مانند مهارت های اجتماعی یا شایستگیهای حرفهای نوشته شده بود این موارد بر موضوعات زیر متمرکز است.
الف)گرایش به آغاز گری رفتار [۱۰۲]
ب)تمایل به گسترش تلاشها برای تکمیل رفتار[۱۰۳]
ج)پافشاری در انجام تکالیف در صورت ناکامی [۱۰۴]
نسخه اصلی آزمون ۳۶ ماده بود که بر اساس تحلیل انجام شده ۱۳ ماده آن به علت نداشتن بار ۴۰% از آزمون حذف گردیدند بر این اساس ۱۳ ماده که دارای این ویژگی نبودند حذف و آزمون به ۲۳ ماده کاهش یافت از این ۲۳ ماده ،۱۷ ماده خودکارآمدی عمومی را میسنجید.
الف)شیوه نمرهگذاری
نمرهگذاری پرسشنامه خودکارآمدی بر اساس یک مقیاس ۵ درجه ای انجام میگیرد؛ که امتیاز هر یک به ترتیب ذیل است: کاملاً مخالف ۱، مخالف ۲، حد وسط: ۳، موافق: ۴، کاملاً موافق: ۵، بنابرین بیشترین امتیاز این پرسشنامه ۸۵ و کمترین امتیاز آن ۱۷ میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ـ دسترسی غیرمجاز .
ـ شنود غیرمجاز .
ـ جاسوسی رایانه ای .
فصل دوم : جرایم علیه صحت و تمامیت داده ها و سامانه های رایانه ای و مخابراتی :
ـ جعل رایانه ای .
ـ تخریب و اخلال در داده ها یا سامانه های رایانه ای و مخابراتی .

فصل سوم : سرقت و کلاهبرداری مرتبط با رایانه .
فصل چهارم : جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی .
فصل پنجم : هتک حیثیت و نشر اکاذیب . ( حسینی خواه و رحمتی ، ۱۳۸۹ ، ۶۸ )
بخش سوم : کلیات بحث شنود
بروز شایعات و مباحث احتمال شنود ارتباطات و مکالمات و نگرانی های موجود در جوامع و نحوه تفکر و حساسیت های عمومی نسبت به احتمال چنین پدیده ای موجب گردید تا با تدوین این بخش از پایان نامه و توصیه هایی با زبان ساده نسبت به روش های نشت اطلاعات و شنود و استراق سمع مکالمات مخابراتی و غیره که معمولاً در سطح غیرحرفه ای و به صورت غیرقانونی انجام میگیرد اقدام گردد .
این بخش معنای لغوی شنود ، تقسیم بندی گوناگون آن که شامل مجاز و مجاز نبودن شنود ، و تفاوت آن با استراق سمع و همچنین بررسی قوانین داخلی در رابطه با این بزه ، را مطرح میکند و سعی بر آن شده است که با هدف افزایش دانش کاربران ، و افکار عمومی تلاش در حفظ اسرار و اطلاعات فردی نایل گردد .
مبحث اول : واژه شناسی شنود
« شنود » واژهای فارسی است و مصدر مرخم و اصل آن شنودن ( شنیدن ) است که به عنوان اسم مصدر نیز مورد استفاده قرار میگیرد و به معنای گوش دادن به هر گونه صدایی با توجه می باشد. دهخدا آن را در مقابل کلمه”گفت” به معنای گفتن آورده است که به صورت “گفت و شنود” استعمال میشود و معنای دقیق آن همان شنیدن می باشد . ( دهخدا ، ۱۳۷۷ ، ۱۴۵۳۱ )
مفهوم لغوی شنود « قطع غیرمجاز » میباشد ، اما در رشته الکترونیک ، شنود به عنوان قطع و دستیابی به هر گونه ارتباطات ، داده ها و اطلاعات ، معادل گذاری شده است .
( حسن بیگی ، ۱۳۸۴ ،۲۵۳ )
این واژه در اصطلاح معادل “استراق سمع” نیز به کار می رود که به عمل مخفیانه گوش دادن به مکالمه خصوصی ( غیرعمومی ) دیگران بدون رضایت آن ها گفته می شود . بنابرین هرچند تعریف مشخصی از شنود ارائه نشده است ، اما مفهوم و مصادیق عرفی آن تا حدودی مشخص می باشد و این مفهوم در معنای گسترده تر در قوانین نیز وارد شده است . شنود می تواند همزمان باشد و یا تنها ضبط و آرشیو شود و بعدها مورد استفاده قرار گیرد . در شنودها اینگونه نیست که صدایی به گوش برسد و یا تأخیری در ارسال محتوا حاصل شود ، حتی کیفیت مکالمه و نظایر آن هیچ تـفـاوتی نمی یابد . از این رو حمایت از شهروندان و صیانت از حریم خصوصی آن ها از ضروریات انکار ناپذیر است . ( امانی ، ۱۳۸۹، ۱۰ )

هم اصطلاح انگلیسی و هم فارسی آن ظاهری بحث انگیز دارد ، زیرا اصطلاح انگلیسی به معنای قطع ( دستیابی ) است ، این قطع به منظور توقف و سپس دستیابی و کسب اطلاعات داده صورت میگیرد . در فارسی ، متخصصان الکترونیک از عبارت شنود به عنوان جایگزین کلمه آن استفاده کردهاند ، اگرچه شنود مفهوم در معنای شنیدن دارد ، اما در اینجا تنها می توان گفت که مراد یک اصطلاح است در غیر این صورت هیچ شنیدنی صورت نمی گیرد ، بلکه وقوف و آگاهی بر محتوای ارتباطات یا داده ها و اطلاعات انجام می شود . ( حسن بیگی ، ۱۳۸۴ ، ۲۵۵ )
استراق سمع عبارت است از : استراق سمع یا قطع ، که بدون حق و توسط ابزارهای تکنیکی بر روی ارتباطات ، ( وارده یا خارجه ) در حدود یک سیستم یا شبکۀ کامپیوتری انجام شود .
( شورای اروپا ، ۱۳۷۶ ، ۱۳۹ )
مبحث دوم : اقسام شنود
پس از آشنایی با مفهوم شنود ، لازم است که با اقسام آن از حیث مجاز یا غیرمجاز بودن نیز ، آشنایی کافی داشته باشیم . زیرا زمانی که با واژۀ شنود روبرو میشویم بلافاصله ، معنای غیرمجاز بودن آن و یک عمل مجرمانه به ذهن ما خطور می کند . در صورتی که در مواردی شنود ، به عنوان یک عمل قانونی و مجاز شناخته می شود . این مبحث به اقسام شنود از لحاظ مجاز و غیرمجاز بودن و همچنین تفاوت شنود با استراق سمع می پردازد .
گفتار اول : شنود مجاز
شنود مجاز به معنای این است که ارگان های قانونی و اطلاعاتی به هر دلیل مهمی و در صورتی که نیاز به شنود ضرورت قانونی داشته باشد این امکان را پیدا کنند که محتوای در حال انتقال در سامانه های مخابراتی اعم از تلفن ، تلفن همراه ، پیامک و نیز نامه الکترونیکی را زیر نظر قرار دهند . به عبارت دیگر همه مکالمه ها ، پیامک های نوشتاری (S.M.S) و ارتباط از طریق اینترنتGPRS) ) که به آن شماره میرسند و یا از آن فرستاده می شوند ، در این موارد میتوانند مورد شنود قرار گیرند و دلیل توجیه آن هم روشن است . مــاهـیــت بـسـیـاری از جـرایـم مـهـم بـه خـصـوص جـرایـم سازمان یافته و عواقب شوم آن ها که متوجه جامعه می شود به گونهای نیست که در منظر عموم اتفاق افتد . از این رو ذات مخفیانه آن ها از یک سو و آسیب های شدید ناشی از آن ها از سوی دیگر موجب تجویز شنود در این موارد میشود . در حال حاضر در این زمینه ( شنود مجاز ) از ســامــانــه هــای بـسـیــار پـیـشــرفـتـه ای اسـتـفـاده مـیشـود . معروف ترین روشی کـه در ایـن زمـیـنـه ، بـه خـصـوص شـنـود ایـنـتـرنـت ( نـامـه الکترونیکی و چت ) مورد استفاده دولت ها قرار میگیرد ، فناوری ( Deep packet inspecting )است . در این روش تـجـهـیـزات شـنـود میتوانند همه بسترهای اطلاعاتی را بگشایند . ( www. Itmen . ir )
اگر فرد حق استفاده از داده های ارتباط یافته را داشته باشد ، عمل موجه است . یا اگر داده ها برای آن فرد یا عموم مردم اختصاص یافته باشد و بدین ترتیب فرد محق در استفاده از آن باشد ، شنود عمل موجه است . ( حسن بیگی ، ۱۳۸۴ ، ۲۵۷ )
نظارت بر اطلاعات به منظور تأمین امنیت ملی یا هنگام تحقیقات جنایی توسط مسئولان ذی ربط جزء جرایم محسوب نخواهد شد و مجاز است . ( حسینی خواه و رحمتی ، ۱۳۸۹ ، ۷۸ ) ارگان های قانونی به دلایل مهم میتوانند به سامانه های مخابراتی ، رایانه ای و مغناطیسی دست یابند .
گفتار دوم : شنود غیرمجاز
شنود لزوماًً به معنای استراق سمع نیست ، بلکه منظور از آن اطلاع یافتن عمدی از محتوای در حال انتقال در سامانه های مختلف رایانه ای ، مخابراتی ، الکترومغناطیسی و نوری و در یک کلام الکترونیکی است . و حتی ممکن است این مفهوم شامل محتوای ذخیره شده نیز بشود که در آن صورت در حکم شنود غیرمجاز خواهد بود . ( امانی ، ۱۳۸۹ ، ۸ )
شنود غیرمجاز عبارت است از عملیات غیرقانونی که با روش های فنی در ارتباط بین سیستم ها و شبکه های رایانه ای صورت میگیرد . این جرم میتواند شامل هر نوع ارتباط رایانه ای شود و اغلب مربوط به انتقال اطلاعات از طریق سیستم های ارتباط راه دور شخصی یا عمومی میباشد . این ارتباط میتواند درون یک سیستم منفرد یا بین دو سیستم مربوط به یک شخص یا دو رایانه که با یکدیگر در ارتباط هستند یا در ارتباط بین یک شخص و یک رایانه انجام پذیرد . ( حسینی خواه و رحمتی ، ۱۳۸۹ ، ۷۷ )
و در نهایت هتک حرمت مراسلات و مخابرات یا به تعبیری استراق سمع غیرمجاز از شمار جرایم علیه آزادی معنوی افراد محسوب می شود . این جرم برای اولین بار در قانونگذاری کیفری در سال ۱۳۰۴ وارد عرصۀ جزائیات شد و تا کنون نیز به حیات خود ادامه داده است .
( حسن بیگی ، ۱۳۸۴ ، ۲۵۴ )
گفتار سوم : شنود غیرمجاز و استراق سمع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگاهی به قوانین کیفری ایران نشان میدهد که تشدید مجازات بزه کارانی که بزه دیده آن ها یک زن است به عنوان یکی از مؤلفه های «سیاست کیفری افتراقی» مورد پذیرش قرار نگرفته است. در این زمینه فقط از حکم ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی و آن هم به طور غیرمستقیم چنین سیاستی استنباط میگردد. بر اساس حکم این ماده قتل در موارد زیر عمدی است؛ «مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام میدهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری و یا ناتوانی یا کودکی و امثال آن ها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آن ها آگاه باشد.» و چنین حکمی بر اساس بند ج ماده ۲۷۱ قانون مجازات اسلامی در مورد قطع عضو و جرح عمدی نیز به کار رفته است. شاید بتوان به عنوان یکی از مصادیق امثالهم در مواد فوق الذکر از زن بودن بزه دیده نام برد.

ماده ۳۸۲- هر گاه زن مسلمانیعمدا کشته شود، حق قصاص ثابت است. لکن اگر قال مرد مسلمان باشد، ولی دم باید پیش از قصاص، نصف دیه کامل را به او بپردازد . و اگر قاتل مرد باشد، بدون پرداخت چیزی قصاص می شود. در قصاص مرد غیر مسلمان به سبب قتل زن غیر مسلمان، پرداخت مابه التفاوت دیه آن ها لازم است.
ماده ۳۸۸- زن و مرد مسلمان، در قصاص عضو برابرند و مرد به سبب آسیبی که به زن وارد میکند، به قصاص محکوم می شود. لکن اگر دیه جنایت وارد بر زن مساوی یا بیش از ثلث دیه کامل باشد، قصاص پس از پرداخت نصف دیه عضو مورد قصاص به مرد اجرا می شود. حکم مذکور در صورتی که مجنی علیه زن غیر مسلمان و مرتکب مرد غیر مسلمان باشد نیز جاری است. ولی اگر مجنی علیه، زن مسلمان و مرتکب، مرد غیر مسلمان باشد، مرتکب بدون پرداخت نصف دیه، قصاص می شود[۱۶۰].
بنابرین، می توان گفت که تشدید کیفر بزه کاران به دلیل زن بودن بزه دیدگان هرگز به عنوان یک سیاست منسجم و هماهنگ در سیاست کیفری ایران، اتخاذ نشده و در مواردی به ویژه در تعرضات جسمانی علیه زنان، عکس آن عمل شده است.

۲-۵- بررسی سوالات تحقیق
۱-۲-۵- رویکرد حقوق کیفری داخلی در مواجهه با بزهدیدگی زنان چگونه تبیین میشود ؟
سیاست جنایی افتراقی در قبال بزه دیدگی زنان در قوانین کیفری، در پرتو سازوکار جرم انگاری های ویژه از یک سو و تشدید کیفر مرتکبان چنین جرائمی از سوی دیگر، نمود یافته است. قانون گذار کشور ما نه تنها از دو سازوکار فوق به عنوان یک سیاست کیفری افتراقی منسجم و هماهنگ در قبال بزه دیدگی زنان استفاده نکرده است بلکه در مواردی آن ها را از حمایت کیفری یکسان با مردان در قبال تعرضات مجرمانه علیه جسم و جانشان محروم ساخته است و با عدول از اصل تساوی افراد در برابر قانون کیفری آن ها را از حمایت کیفری کم تری برخوردار نموده است، که این مسأله آثار و پی آمدهای منفی زیادی میتواند به دنبال داشته باشد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اجرای سیاست انقلابی اسلامی کردن قوانین، تغییرات وسیعی در قوانین کیفری ایران رخ داد. شور و شوق برقراری حکومت اسلامی از نوع «جمهوری» و اجرای مقررات شرعی و حذف قوانین خلاف شرع موجب شد که عملاً فتاوی مشهور فقها به عنوان معیار سنجش شرعیت مصوبات به حساب آید و بر آن مبنا قوانین وضع و اصلاح یا منسوخ شوند. در واقع رساله های علمیه مراجع بزرگ و برخی کتب فقهی معتبر که در زمانهای گذشته به رشته تحریر درآمده است، معیار ارزیابی قوانین قرار گرفت. به تعبیر دیگر، نظرات و فتاوی رایج فقهی که سال ها نقشی در زندگی اجتماعی مردم نداشتند، یک باره مبنای قانون گذار شدند[۱۶۱]
بدین سان، بدون انجام بحث های کارشناسی لازم و توجه به نتایج یافته های علمی و جرم شناختی و نیز دست آوردهای حقوقی کیفری تطبیقی در زمینه مبارزه با بزه کاری، «انقلابی اسلامی» به ترجمه صرف متون فقهی بسنده کرد و قانون راجع به مجازات اسلامی (مصوب ۱۳۶۱) در قالب چهار کتاب (کلیات، حدود، قصاص و دیات) شکل گرفت که در سال ۱۳۷۰ بعد از اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان با انجام اصلاحاتی تحت عنوان قانون مجازات اسلامی به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید.
قانون فوق در قبال تعرضات جسمانی نظیر قتل، جرح و قطع عضو زنان، ضمانت اجرای کیفری خفیف تری را برای مجرمین مرد در نظر گرفته است.
قتل شدیدترین تعرض علیه تمامیت جسمانی یک فرد است که منجر به از بین رفتن جان و نفس او می شود. و به همین خاطر در قوانین کشور ما از مهم ترین جرایم محسوب شده و در قبال آن ضمانت اجراهای کیفری سنگینی نظیر اعدام و حبس ابد پیشبینی شده است. بر اساس ماده ۲۰۵ قانون مجازات اسلامی ایران نیز مجازات قصاص برای قاتل عمد پیشبینی شده است.
اما با مداقه در قانون مجازات اسلامی به عنوان هسته مرکزی نظام عدالت کیفری ایران مشخص می شود که این حکم در مورد قتل عمد زنان تا حدودی متفاوت است. بر اساس ماده ۲۰۹ این قانون «هر گاه مرد مسلمان عمداً زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است لیکن باید ولی زن قبل از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به او بپردازد.» ماده ۲۱۰ اشعار میدارد «هر گاه کافر ذمی عمداً کافر ذمی دیگر را بکشد قصاص می شود اگر چه پیرو دو دین مختلف باشند و اگر مقتول زن ذمی باشد باید ولی او قبل از قصاص نصف دیه ذمی را به قاتل بپردازد».
بدین سان ملاحظه می شود که قانون گذار کیفری ایران هر چند برای قتل زن مسلمان توسط مرد مسلمان و زن کافر توسط مرد کافر، قصاص پیشبینی کردهاست اما این کیفر قابل اجرا نیست مگر این که اولیاء دم زن، نصف دیه مرد را به قاتل بپردازند و این یعنی جنسیت «مؤنث بودن» فرد در واقع منجر به حمایت کم تر از فرد بزه دیده می شود. در قبال قتل غیرعمدی زن نیز به دلیل این که جان او نصف نفس مرد محسوب می شود، این تأثیر پاسخ کیفری مشهود است. بر اساس حکم ماده ۳۰۰ قانون مجازات اسلامی «دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی خواه غیرعمدی نصف دیه مرد مسلمان است».
عده ای براین عقیده اند که آنچه موجب افزایش دیه مرد نسبت به زن شده است موقعیت اقتصادی و مسؤلیت کامل مرد در تأمین امور معیشتی میباشد، چرا که بر اساس ضوابط حقوقی و عرف غالب جامعه، مرد تکیه گاه اقتصادی خانواده محسوب می شود، از این رو صدمات شدیدی که از تلف شدن مرد متوجه وضع معیشتی خانواده می شود، با لطمه ای که به سبب مرگ زن در آن خانواده ایجاد می شود، غالباً قابل مقایسه نیست. لذا قانون گذار با هدف جلوگیری از فروپاشی اقتصاد خانواده و به منظور تأمین امکان ادامه مناسب زندگی، دیه بیش تری را در ازاء قتل مرد پیشبینی کرده .[۱۶۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۲-۳-خاص مقدّم برعام
در اینجا بحثی که مطرح میشود، آن است که آیا خاص به وسیله عام نسخ شده یا این که عام توسط خاص تخصیص یافته است؟ اکثراً اعتقاد دارند که خاص مقدم، عام موخر راتخصیص خواهد داد. مثال حقوقی مناسب برای این قسم، میتواند مواد ۵۹۰ قانون تجارت و ۱۰۰۲ قانون مدنی راجع به اقامتگاه باشد (ماده ۲۲ قانون آ.د.م نیز در مورد اقامتگاه شخص حقوقی است. اما، چون در این قانون صلاحیت محلی دادگاه ها مطرح شده است، از بحث ما خارج میباشد)، ماده ۵۹۰ قانون تجارت، یعنی قانون خاص مقدم که در سال ۱۳۱۱ تصویب شده است میگوید: «اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی در آنجاست» و قانون مدنی، یعنی قانون عام موخر که در سالهای ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ این بخش آن به تصویب رسیده است (به طور عام) مقرر میکند: «اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم او نیز در آنجا باشد… اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آن ها خواهد بود».


بنابرین، اگر بین مفهوم این دو ماده مغایرت باشد، این تناقض را چگونه باید رفع کرد و به بیان دیگر، آیا اقامتگاه شخص حقوقی مرکز اصلی شخص حقوقی است یا مرکز عملیات آن؟ در پاسخ، چون قبلاً به این نتیجه رسیدیم که خاص مقدم، عام مؤخر را تخصیص میدهد. در اینجا هم باید اعتقاد داشته باشیم که ماده ۵۹۰ قانون تجارت (خاص مقدم) ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی (عام مؤخر) را تخصیص میدهد (به طوری که رأی لازمالاتباع هیئت عمومی دیوان عالی کشور هم در مورد مشابه، این نظر، یعنی تخصیص را پذیرفته است) لذا، اقامتگاه شرکتهای تجاری کماکان محلی است که اداره شخص حقوقی در آنجا قرار دارد(جعفری لنگرودی:۱۳۸۹، ۲۷۵).
۲-۳-۲-۴-تاریخ عام و خاص نامعلوم
وقتی تاریخ عام وخاص هر دو مجهول باشد، بدون بحث، اعتقاد بر این است که نسخ جایگاهی ندارد و بایستی خاص را حمل بر تخصیص نمود و آن را مخصص عام دانس و هرگاه تاریخ صدور یکی از عام یا خاص نامعلوم باشد، در این فرض نیز مانند صورت قبل، تخصیص بر نسخ ترجیح داده میشود، به طوری که برخی گفتهاند: این مطلبی است واضح که نیازی به بیان افزون ندارد(محمدحسینی:۱۳۹۰، ۵۲).
۲-۴-صورتهای مختلف قانون عام و قانون خاص
وقتی قوانین عاموخاص در یک موضوع واحد با یکدیگر سنجیده میشوند، وضعیت از چند حالت خارج نیست که در ذیل تشریح میگردد:
۲-۴-۱-تاریخ صدور قوانین عاموخاص مشخص و عرفا مقارن
در این حالت، بین احکام شرعیه و قوانین موضوعه فرقی نیست و هر دو از اصل تخصیص تبعیّت میکنند، مثلا در ماده ۴۴۵ قانون مدنی آمده است:«هریک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث میشود» و ماده ۴۴۶ قانون مدنی مقرر میدارد: «خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به مشروط له قرار داده شود. در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد». ماده اخیر از حیث مفاد و معنا مکمّل قضیه کلی مذکور در ماده ۴۴۵ قانون مدنی است و بیشک آن را تخصیص میزند، که نتیجه دو ماده فوق این است که هریک از خیارات بعد از فوت، به وراث منتقل میشود، مگر خیار شرطی که باقید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط له اختصاص داده شود(امامی:۱۳۹۰، ۲۹).
نکته حائز اهمیت این است که در این حالت، اختلاف بین نسخ و تخصیص در قوانین موضوعه، عملا تفاوتی ایجاد نمیکند، برخلاف احکام شرعیه.
۲-۴-۲-تاریخ صدور قوانین عام وخاص مشخص و تقدم قانون بر قانون خاص
در این صورت دو حالت قابل تصوّر است: یکی صدور قانون خاص قبل از عمل به قانون عام است. در این فرض در احکام شرعیه، حکم خاص مخصّص حکم عام است نه ناسخ آن. دلیل بر عدم امکان نسخ (تشریع حکم زماندار)، استحاله عمل لغو بر شارع حکیم است. معقول نیست شارع مقدّس حکمی را برای مقام عمل جعل کند، با اینکه میتواند چنین حکمی در خارج تحقق نمییابد و موضوع آن فعلیت پیدا نمیکند. چون غرض از تشریع هر حکمی ایجاد داعی و انگیزه برای انجام دادن آن از سوی مکلّف است، حال که شارع میداند حکم او به این مرحله نمیرسد، جعل آن، عملی لغو و بیهوده خواهد بود تا بعد نوبت به نسخ آن برسد(روحانی: ۱۴۱۲، ۳۷۷).
لذا حکم خاص در چنین مواردی مخصّص حکم عام است. باید توجه داشت که استدلال مطرح شده فقط در ناحیه احکام الهی جاری است و شامل قوانین موضوعه نمیگردد. در قوانین بشری علم و آگاهی مطلق قانونگذار عرفی فر نشده است و ممکن است قانونگذار در ابتدا به خاطر وجود مصلحتی، قانونی را تصویب کند و بعدا به دلیلی، حتی قبل از عمل به قانون سابق، مانع استمرار آن بشود و قانون سابق را لغو اعلام کند، ولی باید دقت کرد که اگر این مسأله به خاطر کشف نبود مصلحت در زمان تشریع قانون باشد، لغو آن قانون، ابطال است نه نسخ. در قوانین موضوعه (برخلاف احکام شرعیه) اعمال نظریه نسخ و یا نظریه تخصیص، عملا اثر حقوقی متفاوتی را به دنبال ندارد. دوم اینکه صدور قانون خاص بعد از عمل به قانون عام است. در این حالت که یکی از مهمترین صورتهای مطرح شده است، دو نظر عمده وجود دارد: نظر اول بر مبنای تخصیص عام است و نظر دوم بر مبنای نسخ خاص.
اصلیترین دلیل در نسخ قانون خاص این است که اگر قانون عام متکفّل حکم ظاهری و قانون خاص، مبین و مفصل آن محسوب شود، موجب تأخیر بیان از وقت نیاز و حاجت است،که برای شخص حکیم امری قبیح محسوب میشود، چون مستلزم تضییع احکام و مصالح عباد است(عراقی:۱۴۰۵، ۵۵۰).
این نظر مورد تأیید بعضی از نویسندگان در حقوق موضوعه واقع شده است و در تحلیل آن نوشتهاند:
قدر خارج با علم آمر به انتفای شرط فعلیت در آن، کافی نیست، زیرا با التفات امر به عدم تحقق موضوع در خارج، تشریع حکم به انگیزه ترغیب مکلّف به انجام دادن آن، امری لغو خواهد بود. بر این اساس بین قضایای حقیقیه غیرموقّته با قضایای حقیقیه موقّته و قضایا خارجیه فرقی وجود ندارد. اگر قانون عام قبلا تصویب شده و پس از فرارسیدن موقع اجرای آن، قانون خاص تصویب گردیده است(مانند ماده عام موجود در جلد اول قانون مدنی که در سال ۱۳۰۷ تصویب شده و خاص موجود در جلد دوم و سوم قانون مدنی که در سال ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ به تصویب رسیده است)، در این صورت باید بر آن بود که خاص نسبت به مقداری که با عام تنافی دارد عام را نسخ میکند و نسبت به بقیه عام به قوت خود باقی است، زیرا تأخیر بیان از وقت حاجت برخلاف عقل و منطق میباشد»(امامی:۱۳۹۰، ۳۰).
در پاسخ باید گفت: قبح تأخیر بیان از وقت حاجت در دو حاجت در دو صورت قابل تصوّر است.یکی اینکه تأخیر بیان موجب کلفت و سختی مکلّف بشود، بدون اینکه دلیلی مقتضی آن باشد. دیگری اینکه تأخیر بیان موجب در انداختن مکلّف در مفسده یا تفویت مصلحتی از او بشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس از آن سرمایه گذار تمام هزینه مالی و مقدار ثابتی از تولید (یا سود) را مجدداً به دست میآورد. طی این قراردادها کشور سعی دارد به تکنولوژی دست یابد و حضور شرکتهای خارجی در توسعه میدانهای نفت و گاز را کوتاه مدت کند؛ چراکه معمولاً ظرف مدت سه سال سود پیمانکار پرداخت میشود. این نوع از قراردادها تا حدودی میتواند از تاثیرات تحریم بکاهد و همینطور سرمایه و تکنولوژی را وارد کشور کند. یکی از این قراردادها که در سالهای گذشته در زمینه نفت و گاز منعقد گردید، قرارداد بایبک با شرکتهای بزرگ نفتی نظیر شل که در عوض احداث تجهیزات اکتشاف نفت تا مدت معینی از محصولات تولیدی منتفع میگردید. (صابر، ۱۳۸۶: ۲۵۱)

اما قراردادهای مربوط به نفت و گاز به همین محدود نمیشود و نوع دیگری از قراردادها با نام «product sharing» نیز قابل اجرا است که تا حدودی شبیه به قرارداد بای بک «buy back» میباشد؛ با این تفاوت که بازه زمانی حذف شده و قرارداد نامحدود است و به جای آن درصد معینی از فروش به پیمانکار تعلق میگیرد. اما باید گفت این قراردادها تنها به نفع ایران نیست؛ چرا که شرکت نفت ملی ایران کلیه خطرات حاصل از قیمت پایین نفت را با پرداخت نرخ ثابت برگشت، تقبل میکند. اگرچه کوتاه مدت بودن قراردادهای بایبک باعث میشود پیمانکاران نتوانند سود بلندمدتی کسب کنند، با این حال آن ها از این قراردادهای کوتاه مدت استفاده بهینه را هم برای حال و هم آینده خود میکنند. (همان)

قراردادهای نفتی در ایران در طول تاریخ همواره موضوع مناقشات فراوانی بوده است. زمان انعقاد قراردادهای نفتی در ایران از قراردادهای امتیازی آغاز میشود. اما پس از ملی شدن صنعت نفت و با تصویب اولین قانون نفت در سال ۱۳۳۶ قراردادهای مشارکت تجویز میشوند. اما در ادامه و با تصویب قانون دوم نفت در سال ۱۳۵۳ به صراحت انعقاد قراردادهای مشارکتی ممنوع اعلام میشود و از آن پس قراردادهای خدماتی یا همان پیمانکاری در دستور کار قرار میگیرد. (عزیزالله، ۱۳۸۹: ۱۶۶)
پس از انقلاب اسلامی قانون نفت مصوب ۱۳۶۶ تصویب میشود. در واقع با این تصویب قانون ماقبل به طور کامل نسخ نمیشود و فقط در موارد تناقض قانون نفت مصوب ۱۳۶۶ اعمال میشود و در این قانون همچنان همان روش قراردادهای پیمانکاری یا خدماتی قابل انعقاد است. در سالهای بعد با استنتاج از قوانین نفت مصوب ۱۳۵۳ و ۱۳۶۶ ، قراردادهای بایبک نفتی در کشور شایع گردید که البته نوعی قرارداد خدماتی محسوب میشود.
در زمینهی بایبک نفتی باید به دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ اشاره نمود که طی آن شیوه های مختلف تجارت متقابل و از جمله بایبک، خصوصاًً میان اروپای شرقی و غربی و امریکا رونق گرفت. برای نمونه در اروپا، قراردادهای بایبک درخصوص گاز بین شرکتهای آلمانی و شوروی سابق منعقد شد. در خاورمیانه نیز در سال ۱۹۶۸ قرارداد نفتی ریاض با شرکت امریکایی آرامکو از مهمترین قراردادهای بایبک نفتی در آن زمان به حساب میآید. (همان)
قراردادهای بایبک در صنعت نفت و گاز با گستردگی و دامنه عملیاتی وسیع، برای اولین بار توسط نظام حقوقی صنعت نفت ایران به کار گرفته شد؛ به طوری که این سیستم معاملاتی به عنوان مشخصهی قراردادهای نفتی ایران در داخل و خارج قلمداد میشود.
نخستین پروژه بزرگی که در قالب قرارداد بایبک در ایران به اجرا درآمد، در سال ۱۹۹۵ و با شرکت نفتی توتال فرانسه و برای توسعه پروژه میدان نفتی سیری A است، که در اکتبر ۱۹۹۸ به بهرهبرداری رسید. (همان)
مبحث دوم: مفهومشناسی بایبک
قراردادهای بایبک یکی از شیوه های تجارت متقابل محسوب شده و از حیث گروهبندی و اشتراک در اهداف و ویژگیها در این گروه از روشهای تجارت بینالمللی قرار میگیرد.
گفتار اول: تجارت متقابل
تجارت متقابل اصطلاحی عام است و روشهای گوناگون در معامله صادراتی مرتبط با یکدیگر را شامل میشود که یکی از آن ها در کشور صادرکننده و دیگری در کشور واردکننده صورت میگیرد. به عبارت دیگر معاملاتی را که در آن ها یکی از طرفین قرارداد کالا، خدمات، تکنولوژی و تسهیلات دارای ارزش اقتصادی را به طرف دیگر قرارداد عرضه میکند و در عوض، طرف اول قرارداد از طرف دوم مقدار توافق شده کالا، خدمات و یا تکنولوژی را خریداری میکند، (تجارت متقابل) مینامند. (صابر، ۱۳۸۶: ۲۷۶)
اهداف تجارت متقابل:
کشورهای در حال توسعه از توسل به این شیوه تجارت جهانی اهداف زیر را دنبال میکنند :
-
- جلب سرمایهگذاری خارجی. این هدف که در رأس اهداف مورد نظر در تجارت متقابل در راستای تامین منافع ملی و کمک به پیشرفت اقتصادی و تأمین رفاه عمومی مردم است.
-
- جبران کمبود اعتبارات مالی
-
- دستیابی به تکنولوژی نوین
-
- افزایش صادرات
-
- افزایش تولید محصولات مربوطه
- تثبیت بازار
هر چند در همه این اهداف، تأمین منافع ملی مدنظر است، اما در شق اول این ویژگی چشمگیرتر به نظر میرسد. (عزیزاللهی، ۱۳۸۹: ۱۶۹)
قرادادهای خدماتی به عنوان نسل سوم از قراردادهای بینالملل نفت و گاز در تجارت بینالملل پا به عرصه وجود گذاشته، این قراردادها به قراردادهای خرید خدمت نیز مشهور شدهاند. در این نوع از قراردادها دولت میزبان (کارفرما) متعهد میگردد در ازاء انجام عملیات اکتشاف و توسعه میادین نفتی در محدوده مکانی و زمانی مشخص و تأمین مالی آن ها توسط شرکت عملیاتی، علاوه بر بازپرداخت هزینه های اکتشاف، توسعه و بهرهبرداری، حقالزحمهای را نیز به پیمانکار پرداخت نماید. قراردادهای خدماتی سه نوع میباشند:
قراردادهای خدماتی خالص، قراردادهای خدماتی خطرپذیر و قراردادهای خدماتی بای بک.
قراردادهای خدماتی خالص یا بدونخطر؛ آن نوع قراردادهایی هستند که در آن دولت میزبان در قالب انعقاد قرارداد “کلید در دست” شرکت خارجی را به انجام عملیات اکتشافی توسعه و استخراج منابع نفتی و گازی دعوت میکند. در این نوع قراردادها، دولت میزبان با تأمین منابع مالی برای پرداخت خدمات مربوطه شرکت خارجی را با ارائه خدمات مشخص درخصوص اکتشاف، قراردادهای طراحی، مهندسی ساخت و راهاندازی است که یکی از کاملترین نمونه های قراردادی در صنعت نفت و گاز محسوب میشود. (بهرامی، ۱۳۷۸: ۲۳)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل سوم: انواع مواد مخدر و روانگردان
در فصل گذشته اعتیاد و معتاد را شناخته، تاریخچه اعتیاد را مطالعه کرده و یک بررسی کلی از آن در بخش قبلی داشته ایم در این فصل قصد داریم ابتدا انواع مخدر را به صورت کامل شرح دهیم سپس آثار هر مواد را بر شخص معتاد توضیح داده تا در ادامه تحقیق به مشکل برخورد نکنیم وبه راحتی بتوانیم حکم این افراد را مشخص نماییم.
۳-۱-انواع مواد مخدر
همان طور که در فصل قبلی مفهوم اعتیاد ومعتاد را شرح دادیم نوبت به آن رسیده تا در این فصل ابتدا تمام مواد مخدر را به مختصر نام ببریم وسپس انواع آن را از سنتی وصنعتی ذکر خواهیم کرد و در نهایت تاثیر آن ها را بر افراد معتاد شرح خواهیم داد.
۳-۲- مواد داخلی وخارجی
در یک نگاه کلی دو نوع افیون وجود دارد : افیون داخلی و افیون خارجی
( افیون داخلی – اوپیوئیدهای اندروژن – که هم نام اندرورفین های معرف هستند و تقسیم بندی میشوند به اندورفین A ، B ، C ، D و …که اندورفین D یکصد و پنجاه برابر قویتر از مرفین – افیون خارجی – میباشد . افیون های خارجی کلیه موادی را در بر میگیرد که مورد سوء مصرف قرار می گیرند ؛ مثل تریاک ، مرفین ، هروئین و …
لازم است بدانید که افیونهای داخلی و خارجی در بدن ، گیرنده های مشترک دارند ؛ لذا وقتی افیونی خارجی وارد بدن شد ، در جنگ با افیون های داخلی برای اتّصال به گیرنده ها ، پیروز می شود و به تدریج افیون های داخلی سرکوب و در نهایت افیون های خارجی جایگزین افیون های داخلی میشوند)[۱۵].


اما این سؤال باقی می ماند که چه ویژگی بخصوصی در برخی از مواد وجود دارد که افراد بشر به آن ها اعتیاد پیدا میکنند ؟دکتر زرین دست در این باره چنین نگاشته است :
«در جهان بیش از ۱۴ میلیون ترکیبات شیمیایی وجود دارد ولی حیوانات آزمایشگاهی در صورت ارائه این ترکیبات ، تنها معدودی از آن ها را به خود تزریق میکنند، از این ترکیبات می توان ترکیبات افیونی(مورفین و هروئین )، الکل اتیلیک، نیکوتین، کوکائین، آمفتایمن، متیل زانتین ها ( مانند کافئین )، بنزودیازپین ها، باربیتوراتها و بعضی از هیدروکربنها و ترکیبات فرّار را برشمرد ). جالب است که این ترکیبات همانهایی هستند که توسط انسان ها نیز هدف سوء مصرف قرار می گیرند . اما سؤال این است که چه چیزی میان این ترکیبات مشترک است و آن ها را از سایرین متمایز میسازد به گونه ای که این مواد هدف سوء مصرف انسان و حیوان واقع میشوند و آیا ترکیبات دیگر ، چنین نیستند ؟
آن چه مسلم است وجه اشتراک این مواد خاص شیمیایی یا « فارماکولوژیک » آن ها نیست . این مواد از نظر ساختار شیمیایی شباهت چندنی به یک دیگر ندارند . خواص « فارماکولوژیک » آن ها نیز متعدد و متفاوت است . تنها مشخصه ی این مواد توانایی آن ها در افزایش حاد فعالیت در مدارهای مرتبط با لذت و پاداش در مغز است.»[۱۶]
بعد از این گفتار مقدماتی این که به بحث تقسیم بندی مواد اعتیاد اور است می پردازیم . در سال ۱۹۹۰ سازمان بهداشت جهانی مواد اعتیاد آور را چنان که ذیلاً خواهد آمد تقسیم بندی نموده است :
« ۱ . مواد مخدر : که خواب آلودگی ، تسکین درد و ایجاد نقص در حرکات ارادی و … را به دنبال دارد ؛ مثل تریاک ، مرفین ، هروئین ، متادون ، کدئین و …
مواد روانگردان : که موجب تغییر در احساس ، ادراک ، تفکر ، قضاوت و ادارده می شود ؛ مثل حشیش ، چرس ، بنگ ، ماری جوانا ، کوکائین ، کراک ، ال اس دی ، آمفیتامین ، فینتلین و …
الکل و مشروبات مشابه آن ؛ مانند شراب و …
دخانیات. ( نیکوتین ها ) مثل سیگار ، چپُق ، قلیان ، پیپ و …

( جالب توجه این که مرحوم شهید اول محمد بن جمال الدین مکی – متوفّای سال ۷۸۶ هجری قمری – در هفت قرن پیش از این ، مشابه چنین تقسیمی را برای این مواد مطرح نموده است. »[۱۷]
ایشان در کتاب القواعد و الفوائد چنین نگاشته اند : « قاعده ی المتناول المغیِّر للعقل إما أن یحصلَ معه نشوهُ و سرورُ و قوّه نفس عند غالب المتناولین له أولا و الاول المکسر و الثانی المفسد للعقل کالبنج و الشوکران.»[۱۸]
ایشان موادی را که بر عقل تأثیر میگذارد ، سه قسم کردهاست :
« ۱ . موادی که باعث مختل شدن حواس پنج گانه میگردد که همان خوابآورها میباشند ( نوع اول در تقسیم بندی سازمان جهانی بهداشت)
موادی که در اکثر مردم باعث نشئگی و شادی و قوّت بدنی میگردد که همان مسکرات میباشد؛ (نوع سوم از تقسیم بندی سازمان جهانی بهداشت ) .
موادی که باعث افساد عقل انسان میگردد ؛ مانند بنگ و شوکران .( نوع دوم از تقسیم بندی سازمان جهانی بهداشت).»
همان طور که در مبحث گذشته انواع مواد مخدر را از یک نگاه گفتیم از نگاهی دیگر و نوعی دیگر مواد اعتیاد آور را تقسیم خواهیم کرد.
۳-۳-طبقه بندی مواد اعتیاد آور
مواد مخدر را به اعتبارات متعددی می توان طبقه بندی کرد. مثلا اگر آن ها را به طبیعی، نیمه مصنوعی و مصنوعی گروه بندی کنیم، یا از نظر تاریخ کشت یا آشنایی بشر با آن ها، کشف و ساخت دسته بندی کنیم، یا در دو گروه، یعنی گروه مواد مخدری که مصرف پزشکی دارد. یا گروه مواد مخدری که مصرف پزشکی ندارد، دسته بندی شوند، همه درست بوده، ولی در عین حال هیچیک طبقه بندی یا تعریفی جامع و مانع نمی باشند. اگر چه متخصصین، طبقه بندی هایی از جنبههای علمی و تجربی ارائه دادهاند ولی بهترین نوع گروه بندی از طرف سازمان بهداشت جهانی به عمل آمده که طبقه بندی مواد از جهت تاثیر آن ها بر انسان است . این طبقه بندی به صورت زیر میباشد:
□ توهم زاها [۱۹]
□ کانابیس یا شیره گیاه شاهدانه[۲۰]
□ سستی زاها (مسکنها – خواب آورها(
□ آرام بخش ها
□ چسب و مواد فرار (مواد استنشاقی(
□ محرک ها
□ الکل ، توتون و قهوه
در ادامه مواد اعتیاد آور هر کدام خود نوعی داشته که لازم است به مختصر به این مواد بپردازیم.
۳-۳-۱- انواع مواداعتیاد آور
لازم است در این قسمت از تحقیق انواع مواد مخدری که اعتیاد آور میباشند را به صورت کامل نام برد تا در قسمت بعدی عوارض و تاثیرات آن ها را شرح داد.[۲۱]
□ تریاک[۲۲]
□ مورفین[۲۳]
□ هروئین [۲۴]
□ متادون[۲۵]
□ ماری جوانا
□ حشیش، کراک و شیشه
□ توتون و دخانیات
□ قهوه (کافئین)
□ ال.اس.دی
□ برومو دی متوکسی فنتیلامین
□ اکستاسی[۲۶]
□ داروهای تجویزی[۲۷]
□ الکل[۲۸]
الف: در این قسمت مواد مذکور را شرح داده و تاثیرات آن ها را بازگو خواهیم کرد:
- حشیش و روغن حشیش :
از گیاه بنام شاهدانه هندی به دست میآید که شبیه گزنه( جعفری خشک شده ) است.
نام های دیگر آن : ماری جوانا ، گراس ، علف ، بنگ ، سیگاری ، گلد ، ریفر و…میباشد . شکل آن : سبز خاکستری یا قهوه ای مایل به سبز و یا سیاه میباشد. وابستگی جسمانی آن ناشناخته و وابستگی روانی آن در حد متوسط میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قاضی«لرد اسکراتن» اظهار داشت در جایی که سندی امضا شود در صورت فقدان تقلب امضا کننده بدان ملزم و متعهد است وآن نکته اهمیتی ندارد که آیا او سند را خوانده یا نخوانده است.[۱۳۲]
امضا کننده تنها در صورتی میتوند در مورد آنچه امضا کردهاست به دفاع مبنی بر انکار امضای سند متوسل شود کع بتواند ثابت کند توسط طرف دیگر فریب خورده و وادار به امضای سندی شده که یا سند مورد نظر او تفاوت داشته. اگر امضا کننده بتواند این امر را ثابت کند امضای او معتبر نخواهد بود زیرا مطابق با نظر قاضی اراده و نیت امضا کننده با امضای او همراه نبوده است.[۱۳۳]
در دعوای شرکت Corporation[134] اس پیارسون و سون وی دابلین خواهان که یک پیمانکار بود با اعتقاد به اظهارات متقلبانه در مورد ماهیت کاری به انعقاد قرار داد با خوانده که یک شرکت بود ترغیب شد. خواهان با اقامه دعوایی علیه خوانده به دلیل فریب خسارات ناشی از اظهارات خلاف واقع را مطالبه کرد یکی از دفاعیات وکیل خوانده این بود که در قرار داد شرط معاف کننده ای وجود دارد که مقرر میدارد خواهان باید خود در مورد صحت و سقم اظهارات تحقیق کند .

بنابرین موضع کامن لو در مورد مسئولیت ناشی از تقلب مدت هاست که روشن شده است قاضی لرد گدارد میگوید«هرکس میتواند از امتیازی قانونی به عنوان شخصی با اهلیت خصوصی خود بر قرار شده صرف نظر نماید اما اگر آن منجر به نقض حق عمومی شود چنین امری نمیتواند انجام گیرد.[۱۳۵]

برای مثال در روایط وکیل و موکل بند ۵ ماده ۶۰ قانون دادگستری مصوب ۱۹۷۴ مقرر میدارد: در یک قرار داد حرفه ای مورد نزاع شرط عدم مسئولیت وکیل در قبال تقصیر خود یا شرط معافیت از هر نوع مسئولیتی که در صورت نبودن این شرط به عنوان وکیل مسئول آن است باطل خواهد بود[۱۳۶] این قاعده به تثبیت رسیده است که برای رسیدن به یک شرط استثناء این شرط باید با عباراتی صریح روشن وبیان شود به گونه ای که برای افراد با سواد فهم آن آسان باشد.[۱۳۷] در پرونده ای مربوط به شرط معاف کننده ای که بر اساس آن شرکت در قبال خسارات ناشی از آتش سوزی اتومبیل های مشتریان در محوطه شرکت مسئول نیست و اتومبیل های مشتریان با این نام که هر گونه خسارت به عهده صاحبان آن ها ست دادگاه رأی داد که این شرط معاف کننده نافذ نیست چون به مشتری اعلام میکند که اگر در گاراژ آتش سوزی رخ دهد و ناشی از تقصیر مالک گاراژ نباشد مالک گاراژ مسئول خسارت وارد شده نیست.[۱۳۸]
محاکم در مورد جملاتی که معافیت از مسئولیت را با عبارات کلی برای معاف نمودن یک طرف از هر گونه ضرر مقرر میدارد و در قرا داده ای راه آهن و کشتی رانی برای حمل کالا و مسافر به کار میروند رأی دادهاند که این امر برای معافیت از مسئولیت ناشی از تسامح و بی احتیاطی از دقت کافی برخوردار نیست[۱۳۹] بدین دلیل است که چنین الفاظی منشأ ضرر را در قرار داد مربوطه نشان نمی دهد اما در صورتی که بعد از عبارت هر گونه ضرر عبارات دیگری مانند هر طور که به وجود آیند یا تحت هر شرایطی بیابید که توجه طرف دیگر را به سبب و منشأ ضرر معطوف کند این الفاظ کافی میباشند.[۱۴۰]
در تفسیر عبارات تفاوتی میان شرط استثناء کننده و دیگر شروط در یک قرار داد وجود ندارد و مطابق با چگونگی درک طرفین از آن شروط تفسیر میشوند دادگاه ها در تصمیم گیری خود به رعایت این تفاسیر ملزم اند محاکم باید در تصمیم گیری خود متعارف و معقول بودن شرط را برای هر دو طرف در نظر بگیرند.
گفتار سوم: مسئولیت در شبه جرم و قرار داد
ممکن است از مجموعه واقعیت های یک پرونده مسئولیتی دو گانه پدیدآید.در پرونده وایت و جان واریک،[۱۴۱] «لرد دنینگ» پذیرفته است که واقعیات پرونده دو مسئولیت احتمالی را برای مالکان مطرح میسازد:یکی ناشی از بی احتیاطی و دیگری ناشی از نقض قرار داد. واقعیات چنین بود که خواهان برای اجاره یک سه چرخه قرار دادی با خوانده منعقد ساخت .در شرط معاف کننده آمده بود:هیچ امری در این قرار داد،مالکان را در برابر ورود هر گونه زیان های شخصی مسئول نمی سازد ونیز مالکان در برابر ادعاهای شخص ثالث و زیان وارد شده به کالاهای متعلق به اجاره کننده مسئول نخواهند بود. در این رابطه دعوایی بر مبنای نقض قرار داد به دلیل نقض وظیفه مراقبت و احتیاط بر مبنای شبه جرم اقامه گردید.
دادگاه استیناف تشخیص داد که این شرط خوانده را تنها در برابر مسئولیت مطلق قرار دادی حمایت میکند . در عبارت قاضی آمده: به نظر من شرط معاف کننده باید یه عنوان شرط معاف کننده مالکان از مسئولیت قرار دادیشان تفسیر شود و نه معافیت از مسئولیت ناشی از بی احتیاطی.[۱۴۲]
در مقایسه این دو نوع مسئولیت باید گفت: مسئولیت قرار دادی ماهیتأ وسیعتر از مسئولیت ناشی از شبه جرم است و سخت تر از آن اعمال می شود.
۳) محدودیت یا معافیت قانونی و سوء عرضه
به طور کلی امروزه معافیت از مسئولیت بیش از آنکه به طرفین قرار داد واگذار شده باشد تحت کنترل و نظارت دستگاه قضایی است.چندین شیوه قانونی به کار گرفته شده است:[۱۴۳] شرط معاف کننده تنها زمانی از نظر قانون معتبر است که با شرایط تعیین شده در مقررات مربوط به آن مطابق باشد.
ماده ۳ قانون سوء عرضه سال ۱۹۶۷ اصلاح گردید مقرر میدارد:اگر قرار دادی در بردارنده شرطی باشد که الف) مسئولیت یک طرف قرار داد را که ناشی از سوء عرضه او قبل از انعقاد قرار داد است یا ب) هر گونه جبران خسارت مبنی بر آن سوء عرضه را برای طرف دیگر قرار داد محدود یا منتفی سازد چنین شرطی اثری نخواهد داشت.
ماده مذبور این امکان را میدهد تا شرط محدود کننده را به منظور محدود کردن مسئولیت خود در مورد اظهار خلاق واقع در قرار داد بگنجاند. شرط معاف کننده زمانی مؤثر است که تفسیر آن اوضاع و احوال پیش آمده را شامل گردد.
قلمرو ماده ۳ جدید از قانون سوء عرضه سال ۱۹۶۷، انقدر گسترده است که شامل شرط معافیت از مسئولیت جبران کننده خسارت ها می شود به موجب بند یک ماده ۲ قانون۱۹۶۷ و حق فسخ قرار داد و به موجب بند ۲ ماده ۲ در دعوای ناشی از سوء عرضه معصومانه این ماده خسارات دیگر را شامل می شود اما این ماده در مورد معافیت تعهدات مذکور بند ۱ ماده ۱۳ قانون شروط قرار دادی غیر عادلانه ۱۹۷۷ وشرطی که به موجب آن اصیل قصد محدود کردن اختیار ظاهری دیگر نماینده اش دارد اعمال نمی شود. دادگاه با ماده ۳ قانون ۱۹۶۷ رأی داد که این ماده تنها نسبت به شرطی اعمال می شود که مسئولیت ناشی از سوء عرضه یک طرف قرار داد یا نماینده قانون مجاز او را منتفی یا محدود میسازد اما این ماده به هچ وجه حق اصیل را در محدود کردن اختیارات ظاهری دیگر نماینده اش محدود نمی کند.
گفتار چهارم: فسخ قرار داد در حقوق انگلیس
۱)اقامه دعوا برای فسخ قرار داد
طبق «کامن لو» و«انصاف» یکی از شیوه های جبران خسارات فسخ قرار داد است که بر اساس آن یکی از طرفین قرار داد میتواند به منظور خاتمه دادن قرار از آن استفاده کند این شیوه تنها در قرار داد های قابل ابطال، اجرا شدنی است به طوری که طرف زیان دیده حق دارد قرار داد را ابرام و تصدیق کند و یا آن را به هم زند.[۱۴۴] و در جایی که به قول کامن لو اشتباه وجود داشته باشد قرار داد باطل است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این کار در قالب بررسی نظریه ها امکان پذیر است . نظریه ها به ما کمک میکنند که از یک عالم پیچیده و سردرگم سردربیاوریم . همچنین ما را راهنمائی میکنند تا برای بررسی موضوعهای برگزیده ای انتخاب کنیم . لذا به برخی نظریه ها که برای درک اختلالات ارائه شده است خواهیم پرداخت .


تنوع نظریه ها در روانشناسی مرضی بسیار است . ما شش دیدگاه نظری را که به ویژه امروزه نفوذ فراوان دارند بررسی خواهیم کرد :
۱ – دیدگاه زیست شناختی که بر نقش فرآیندهای بدنی تأکید می ورزند .
۲ – دیدگاه روان پویشی ، که بر نقش اضطراب و تعارض درونی تأکید دارد .
۳ – دیدگاه یادگیری ، که چگونگی تاثیر محیط بر رفتار را به آزمایش می کشد .
۴ – دیدگاه شناختی ، که تفکر ناقص و مشکلات حل مسئله را علل رفتار غیرعادی میداند .
۵ – دیدگاه انسانگرایی – هستی گرائی ، که بر تفرد و آزادی آدمی برای تصمیم گیری در مورد خود تأکید دارد .
۶ – دیدگاه اجتماعی ، که متوجه نقشهای روابط اجتماعی و تاثیر شرایط اقتصادی – اجتماعی بر رفتار غیر انطباقی است ( ساراسون و ساراسون ترجمه نجاریان و همکاران ، ۱۳۸۱ ، صفحه ۱۳۲ ).
۱ -۳ – دیدگاه زیست شناختی
افراطی ترین نقطه نظر زیست شناختی این فرض است که همه رفتارهای غیر انطباقی ناشی از اختلال عملکرد یا ساختار بدن است .
تبیین چنین اختلالی یا نقصی است موروثی یانقصی است ناشی از آسیب یا عفونت قبل یا بعد از تولد یا کژکاری کم یا بیش موقت فیزیولوژیکی حاصل از بعضی شرایط که در زمان خاصی ظاهر میشوند نظر کمتر افراطی که باز هم بر اهمیت کارکرد زیست شناختی تأکید می ورزند ، رفتار غیر انطباقی را محصول مشترکی ا زسه نوع فرایند مختل می بیند در بدن ( مثلا نقص هورمونی ) ، در کنش روانشناختی ( مثل گرایش به کمرویی )، و در محیط اجتماعی ( مثلا میزان بالای بیکاری در جامعه ) .
چند عامل زیست شناختی بر رفتار جانداران تاثیر میگذارد چگونگی رفتار و تفکر ما نه تنها به کنش هر یک از آن ها به روابط درونی بین آن ها نیز وابسته است . عوامل ژنتیک ، مغز و دستگاه عصبی ، و غدد درون ریز همگی در فرآیندهای روانشناختی نقشهای مهمی دارند و نشان داده شده است که در رفتار غیر عادی در کارند ( ساراسون ، ترجمه نجاریان و دیگران ، ۱۳۸۱ صفحه ۱۳۶ ).
۱ -۳ – عوامل ژنتیک [۱۳۶]
ژنها در طول کروموزوم ها به طور منظم ردیف هستند و هر یک از آن ها جایگاه ویژه خود را دارد د ر حالی که نابهنجاری کروموزمی آشکاری مشاهده نمی شود ممکن است ژنهای معیوب یا ناقص موجب نابهنجاری سوخت و سازی یا بیو شیمیائی شوند ( همان منبع ) .
سه دسته از شواهد تاثیر ژنهای معیوب را حداقل د رمستعد ساختن فرد نسبت به اختلالات عاطفی نشان میدهند آن سه دسته عبارتند از :
۱ ) خویشاوندی نسبی مبتلایان به اختلال عاطفی نسبت به جمعیت کلی ، میزان بالاتری ا زاین اختلال را نشان میدهد .
۲ ) میزان تطابق[۱۳۷] برای اختلالات خلقی در دو قلوهای مشابه ( یک تخمکی ) بسیار بالاتر از میزان آن در دوقلوهای نامشابه ( دو تخمکی ) که ژنهای متفاوت دارند ، میباشد ( هیچ یک ا زاین شواهد به وضوح عوامل محیطی را از عوامل ارثی تفکیک نمی کنند ، این کار با نوع دیگری ا زمطالعات امکان پذیر شده است ).
مطالعه بر روی دوقلوهای یک تخمکی که جدا از هم بزرگ شده اند حصول اطمینان از این موضوع را که در زمینه ژنتیک مشابه عوامل محیطی احتمالا نامشابه باشند امکان پذیر میسازد در دوقلوهای یک تخمکی میزان تطابق برای اختلال عاطفی حتی اگر محیط رشد آنان متفاوت باشد بالاتر است. در نوعی از این مطالعات گروهی از افراد مبتلا به اختلالات عاطفی با گروهی ا زافراد بهنجار مقایسه شدند وجود اختلالات عاطفی بین خویشاوندان نسبی افراد مبتلا به اختلال عاطفی هشت بار بیشتر از میزان آن بین بستگان جمعیت بهنجار بود ( نقل از کاستلو و کاستلو[۱۳۸] ، ۱۹۹۰ ، ترجمه پورافکاری ، ۱۳۸۶ ) .
وراثت های ژنتیکی نه تنها خصیصه های فیزیکی مثل نوع جنسیت بلکه ویژگیهای رفتاری رانیز تعیین میکند ولی چیزی که در این بین ناشناخته مانده این است که حدو حدود این تعیین بخشی چه میزان است یک مدل پیشنهادی به نام مدل دیاتز – استرس[۱۳۹] ، معرف این موضوع است که ژنهای خاصی یک دیاتز یا آسیب پذیری رانسبت به یک اختلال ایجاد میکنند و اگر این آسیب پذیری در معرض شرایط مساعد قرار گیرد یک اختلال را باعث میشوند ( الوی[۱۴۰] و جاکیسون [۱۴۱] ، ۱۹۹۹ ) .
۲ -۱ -۳ – مغز و دستگاه عصبی
مغز و عصبهای آن دائما در فعالیتند این فعالیت هم به طور خودبخودی و هم در پاسخ به محرک خارجی رخ میدهد . شواهد فراوانی نشان میدهد که اختلالات رفتاری گوناگون از عیوب موجود در دستگاه عصبی ناشی میگردند اما هنوز سوالات بسیاری بی جواب می مانند غالبا نه نوع نقص و نه اطلاعات موجود درباره آسیب عضوی احتمالی آنقدر روشن نیستند که بتوان اطمینان زیادی درباره علل رفتارها داشت شاید کسی که گرفتار ضعف حافظه است با سر به زمین خورده باشد اما ممکن است اثرات واقعی ضربه بر بافت مغز معلوم نباشد . در چنین مواردی متخصصان بالینی در سبک سنگین کردن اهمیت نسبی آسیب عضوی یا عوامل روانشناختی احتیاط میکنند . شناخت کامل نقش مغز در رفتار غیر عادی مستلزم تحقیق گسترده درباره روابط متقابل فرایندهای روانشناختی و زیست شناختی است ( ساراسون ، ترجمه نجاریان و دیگران ، ۱۳۸۱) .
۳- ۱ -۳ – عوامل عصبی – غددی
غدد درون ریز بدن مایعاتی ( هورمون ) ترشح میکنند که تاثیر این عوامل هورمونی کانون پژوهش زیادی بوده است به خصوص ‹‹ کورتیزول [۱۴۲] ( یک ماده هورمونی ) که تاثیر بیشتری در پیدایش اختلالات عاطفی دارد . هیپوتیروئیدیسم [۱۴۳] ( کم کاری غده تیروئید ) نیز به نظر میرسد با افسردگی رابطه دارد ( گراهام ، ۱۹۸۵ ؛ نامداری و عسگری ، مترجمان ، ۱۳۸۲ ) .
۲ -۳ – دیدگاه روان پویشی
تئوری روان تحلیل گری فروید اولین تلاشهای نظام دار مدرن برای فهم اختلالات روانی در واژه های روانشناختی بود . او یک تئوری واحد و برجسته از اصول جهانی را برای تبیین رفتارهای بهنجار و نابهنجار طراحی کرد . ( نلسون و ایزرائیل ، ۲۰۰۰ ، صفحه ۵۵ ) دیدگاه روان پریشی بر این باور استوار است که افکار و هیجانات علل مهم رفتار هستند رویکردهای روان پویشی به رفتاربه درجات مختلف فرض میکنند که رفتار قابل مشاهده ( پاسخ آشکار ) تابعی ا ز فرآیندهای درون – روانی (حوادث پنهان ) است نظریه پردازان روان پویشی بر رویدادهای درونی و خاستگاه های تحریک محیط واحدی تأکید ندارند اما در این باره توافق دارند که شخصیت راترکیبی از وقایع داخلی و خارجی با تأکید بر وقایع درونی تشکیل میدهد .
از آنجا که افکار و احساسات قابل مشاهده مستقیم نیستند نظریه پردازان روان پویشی باید آن ها را استنباط کنند – آن ها استنباطشان را از فرآیندهای درونی به ویژگیهای مهم رفتاری آشکار مرتبط میسازند ( ساراسون ، ۱۹۸۷ ، ترجمه نجاریان ، ۱۳۷۱) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این فصل به ارائه تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق اختصاص دارد. تجزیه وتحلیل داده ها فرآیندی چند مرحله ای است که طی آن داده هایی که از طریق به کارگیری ابزارهای جمع آوری در نمونه آماری فراهم آمده اند، خلاصه، کدبندی و دسته بندی و در نهایت پردازش میشوند تا زمینه برقراری انواع تحلیل ها و ارتباط ها بین این داده ها به منظور آزمون فرضیهها فراهم آید. در این فرایند داده ها هم از لحاظ مفهومی و هم از جنبه تجربی پالایش می شوند و تکنیک های گوناگون آماری نقش به سزایی در استنتاج ها و تعمیمها دارند.

در ادامه این فصل، به منظور آزمون فرضیه تحقیق، مراحل عمومی آزمون فرضیه شامل تعریف فرضیه آماری، انجام آزمون همبستگی و رگرسیون و تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده، برای فرضیه تدوین شده به طور مشابهی مورد استفاده قرار گرفته است. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است .استفاده از آمار توصیفی با هدف تلخیص اطلاعات جمع آوری شده و شناخت بیشتر نمونه مورد مطالعه از جامعه هدف مورد بررسی واقع گردید. هدف آمار استنباطی، به طور کلی انجام استنباط درباره جامعه از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات موجود در داده های نمونه و همچنین سنجش عدم قطعیتی است که در این استنباط ها وجود دارد، است.

۴-۲- آمار توصیفی داده ها
جدول ۴-۱ آمارههای توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق را نشان میدهد.
جدول ۴-۱ آمارههای توصیفی مربوط به متغیرها
ROE
CON2
CON1
LnASSET
LEV
ROA
MB
GROWTH
CFO
L(AGE)
متغیر
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
۴۲۰
تعداد
۳۰۱/۰
۷۴۲/۰-
۰۰۴/۰-
۲۷۱/۱۳
۰۷۶/۰
۱۱۳/۰
۱۶۵/۲
۴۸۶/۱
۹۵۷/۱۷۷۷۵۶
۰۶۰/۴
میانگین
۷۶۲/۰
۵۹۴/۰
۱۳۳۰/۰
۳۵۱/۱
۰۹۲/۰
۱۵۸/۰
۴۶۷/۲
۳۰۴/۱۲
۶۲/۷۵۵۴۸۱
۵۲۲/۰
انحراف استاندارد
۵۳۷/۱۹
۶۸۷/۸
۶۲۷/۱
۷۹۷/۰
۶۶۹/۱۲
۸۴۷/۲
۱۸۶/۳۰
۹۰۵/۳۳۴
۳۴۷/۷۵
۵۱۶/۰-
کشیدگی
۲۳۸/۰
۸۲۹/۰-
۴۶۴/۰-
۶۶۳/۰
۱۰۱/۳
۰۱۵/۰-
۰۲۶/۴
۵۳۷/۱۷
۶۵۵/۷
۸۰۹/۰-
چولگی
با توجه به نتایج حاصل از جدول آماره های توصیفی فوق می توان بیان داشت. نتایج در مقدار چولگی متغیرهای همچون L(AGE)،ROA، CON1 و CON2 نشان از توزیع نامتقارن با کشیدگی به سمت مقادیر کوچک تر (چولگی منفی) دارد. شاخص سنجش پراکندگی جامعه نسبت به توزیع نرمال ضریب کشیدگی نام دارد. نتایج نشان میدهد با توجه به منفی بودن ضریب کشیدگی در متغیرL(AGE) توزیع جامعه از توزیع نرمال کوتاه تر است در نتیجه پراکندگی آن از توزیع نرمال بیشتر میباشد. در این بخش به ارائه خلاصه از ویژگی های پراکندگی داده های گردآوری شده پرداخته شد.
۴-۳- آمار استنباطی
هدف از این تحقیق بررسی و شناسایی میزان تاثیرگذاری دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار در بورس اوراق بهادار تهران بر محافظه کاری مدیران شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران است و به منظور تحقق این هدف برای دو دوره ۲ سال قبل و ۲ سال بعد از اجرایی نمودن این دستورالعمل که در دیماه ۱۳۸۶ بود داده های محافظه کاری سال های ۸۵ و ۸۴ ( قبل) و داده های ۸۷ و ۸۸ (بعد) شرکت های نمونه (۱۰۵ شرکت) استخراج گردید.
در این تحقیق برای آزمون فرضیه های اول و دوم استفاده از آنالیز کواریانس مفید خواهد بود. بدین منظور ابتدا متغیر کدگذاری شده Struct را به عنوان عامل تغییر در سال ۱۳۸۶ ایجاد و داده ها در نرم افزار SPSS وارد شدند. سپس برای هر کدام از فرضیه های تحقیق آنالیز کوارایانس انجام گردید.
تحلیل مدل خطی ترکیبی از تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون است و زمانی قابل استفاده است که در آن متغیر وابسته کمی بوده. چند متغیر مستقل کمی و کیفی وجود داشته باشد. به عبارتی طرح هایی که در آن ها چندین متغیر مستقل کمّی و در ارتباط با عامل های کیفی به کار برده میشوند، طرح های تحلیل مدل خطی[۸۶]نامیده میشوند. متغیر(های) مستقل کمی در این طرح متغیر کمکی و متغیر مستقل کیفی به صاطلاح عامل نامیده میشوند. تحلیل مدل خطی حالت جامعی از انواع تحلیل واریانس است که در آن ضمن مقایسه میانگین های یک یا چند گروه و برآورد تأثیر یک یا چند متغیر مستقل، اثر یک یا چند متغیر کنترل یا کواریت[۸۷] از معادله خارج می شود. به عبارت دیگر روشی آماری است که اجازه می دهد اثر یک متغیر مستقل بر متغیر وابسته مورد بررسی قرار گیرد در حالی که اثر متغیر دیگری را حذف کرده و یا از بین میبرد. مقیاس متغیر همپراش یا کنترل یا کواریت، باید فاصلهای یا نسبی باشد.
پیش فرض های لازم برای انجام آزمون تحلیل مدل خطی عبارتند از:
-
- نرمال بودن
- همگنی واریانس ها
۴-۳-۱- نرمال بودن متغیر وابسته
ابتدا باید بررسی شود توزیع داده ها دارای توزیع نرمال است یا خیر؟ فرضیه صفر در اینجا پیروی داده ها از توزیع نرمال و فرضیه مقابل آن عدم پیروی داده ها از توزیع نرمال است. برای این کار می توان با بهره گرفتن از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف از نرمال بودن داده ها مطمئن شویم. به طور معمول چنانچه سطح معنیداری بیشتر از ۰۵/۰ باشد، میتوان داده ها را نرمال فرض کرد، در غیر این صورت نمیتوان گفت توزیع داده ها نرمال است. در این جا با توجه به مقدار احتمال[۸۸] و عدم رد فرضیه صفر، توزیع داده ها نرمال میباشد.
جدول ۴-۲ آزمون کلموگروف اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها
Struct
محافظه کاری شرطی
CON1
محافظه کاری غیر شرطی
CON2
قبل از ۸۶
میانگین
۰۲۵/۰-
۶۲۵/۰-
انحراف معیار
۱۳۹/۰
۴۲۴/۰
آماره آزمون
۳۶۲/۱
۰۶۵/۱
مقدار احتمال
۰۵۶/۰
۲۹۵/۰
بعد از ۸۶
میانگین
۰۱۶/۰
۸۶۳/۰-
انحراف معیار
۱۲۴/۰
۷۱۱/۰
آماره آزمون
۹۲۱/۰
۲۴۰/۱
مقدار احتمال
۳۶۵/۰
۰۶۲/۰
۴-۳-۲- آزمونهای تشخیصی در تعیین نوع داده ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رهبری نام تجاری
آکر و جواشمیز تالر(۲۰۰۰) مدل مرسوم و سنتی نام تجاری را کنار گذاشتند و مدل رهبری نام تجاری[۱۴۵] را معرفی کردند، «که استراتژی را به اندازه تاکتیک ها، مورد تأکید قرار میدهد.». در این مدل فرایند مدیریت نام تجاری خصوصیات متفاوتی را به دست می آورد: یک دیدگاه استراتژیک و مبتنی بر چشم انداز، مدیر نام تجاری در سازمان پست و مقام بالاتری دارد، افق شغلی طولانی مدت تری دارد و یک استراتژیست است، ساختن ارزش ویژه نام تجاری و توسعه معیارهای سنجش آن هدف است، و از آنجا که تمرکز بر نامه ای تجاری چندگانه و بازارهای چندگانه میباشد ساختارهای نام تجاری پیچیده هستند. به طور خلاصه هویت نام تجاری و ایجاد ارزش نام تجاری، جهت دهنده و محرک استراتژی میشوند.

مدل رهبری نام تجاری، طرح پیشنهادی آکر و جواشمیزتالر (همان) برای ساختن نام های تجاری قدرتمند است.۴ چالش مطرح شده توسط آن ها که در شکل به طور خلاصه آورده شده عبارتند از:

۱- چالش سازماندهی[۱۴۶]– ایجاد ساختارها و فرآیندهایی که به نام های تجاریی قدرتمند، با رهبران قدرتمند نام تجاری برای محصول ، بازار یا کشور منجر می شود. هم چنین استقرار ابزارها و واژگان مشترک، ایجاد یک سیستم اطلاعاتی که اجازه تسهیم اطلاعات، تجربیات و ابتکارات را میدهد، و برقراری یک فرهنگ و ساختار تغذیه نام تجاری که در حمایت از این بحث مک ویلیام و داماس[۱۴۷] (۱۹۹۷) مطرح میکنند که هر کسی در تیم نام تجاری، باید فرایند ساخت نام تجاری را درک کند. آن ها استعاره ها را به عنوان ابزارهای هوشمند برای اشاعه ارزش های یک شرکت پیشنهاد میکنند. دویل (۲۰۰۱) اضافه میکند که مدیریت نام تجاری، باید به عنوان بخشی از فرایند کلی مدیریت دیده شوند و نه به عنوان فعالیت بازاریابی خاص.
۲ چالش معماری نام تجاری[۱۴۸] – شناسایی نام های تجاری، زیر نامه های تجاری ،ارتباطات و نقش هایشان، هم چنین لازم است مشخص شود که چه چیزی به مصرف کننده ارائه می شود و ایجاد سینرژی میان نام های تجاری به منظور درک نقش نام های تجاری، زیر نامه های تجاری برای شناخت زمان توسعه آن ها و تعیین نقش ارتباطی هر نام تجاری در پرتفولیو. آکر (۲۰۰۴) به جای استفاده از معماری نام تجاری از عبارت استراتژی پرتفولیو بهره میگیرد. او میگوید «استراتژی پرتفولیوی نام تجاری، ساختار پرتفولیوی نام تجاری، هدف ، نقشها و ارتباطات میان نام های تجاریی یک پرتفولیو را تعیین میکند.» بنابرین این چالش را می توان استراتژی پرتفولیوی نام تجاری نامید.
معماری برند:
برندها / زیرمجموعه برندها
نقش برندها / ریز مجموعه ها
برنامه های ساخت برند:
دسترسی به انواع رسانه ها
دستیابی به درخشش
تکمیل ارتباطات
ارزیابی نتایج
ساختار سازمانی و فرآیندها:
مسئولیت ها برای استراتژی برند
فرآینهای مدیریتی
هویت/ جایگاه برند:
تصویر سازی
جایگاه یابی برند
شکل ۲-۸): وظایف رهبری نام تجاری
منبع: آکر و جواشمیز تالر (۲۰۰۰)
۱ چالش هویت و جایگاه نام تجاری[۱۴۹] – تعیین هویت برای هریک از نام های تجاری تحت مدیریت و تعیین جایگاه هر نام تجاری به منظور شفاف سازی ، اسپیک[۱۵۰](۱۹۹۸) از این مبحث حمایت میکند و می افزاید چالش هویت نام تجاری باید به منظور ادغام فرایند ساخت نام تجاری با سازمان یک تمرکز بلندمدت داشته باشد.
۲ چالش برنامه ساخت نام تجاری[۱۵۱] – خلق برنامه های ارتباطی و دیگر فعالیت های ساخت نام تجاری برای توسعه هویت نام تجاری، که به فرایند تعریف نام تجاری کمک میکند. به طور خلاصه، ساخت نام تجاری باید هرآنچه را که برای تغییری ادراکات مشتری، تقویت گرایشها و ایجاد وفاداری لازم است، انجام دهد. بنابرین یکی از تاکتیک ها توجه به رسانه های جایگزین همراه با تبلیغات است.
مدیریت دارایی نام تجاری
دیویس ودان [۱۵۲](۲۰۰۲) درباره یک روش جدید در مدیریت نام تجاری صحبت میکنند. آنان میگویند همراهی مردم با نام های تجاری با ارزش ترین سرمایه یک شرکت است. «توجه و مدیریت نام تجاری به عنوان یک دارایی [۱۵۳]روز به روز از حمایت بیشتری برخوردار میگردد و داشتن یک نام تجاری هر تصمیم استراتژیک و سرمایه گذاری را تحت تاثیر قرار میدهد. »
امروزه سه هدف استراتژیک اصلی برای نام تجاری افزایش وفاداری مشتری، تفاوت قائل شدن در رقابت و ایجاد رهبری بازار است (دیویس ودان، ۲۰۰۲). تغییر در طرز تفکر شرکت به جهت سازگاری با این دیدگاه مهم است چرا که «مدیریت نام تجاری باید در هر حیطه کارکردی وارد شود.». مدیریت سرمایه نام تجاری این گونه تعریف می شود: «یک روش متوازن سرمایه گذاری برای ایجاد معنا نام تجاری، ابلاغ آن به داخل و خارج سازمان، استفاده از این اهرم به منظور افزایش سوددهی نام تجاری، ارزش سرمایه نام تجاری، و بازدهی نام تجاری در طول زمان.»
برخی تغییر نگرش ها از مدیریت سنتی نام تجاری به این مدل جدید در جدول ۲-۲ ارائه شده است.
جدول ۲-۴): تغییر نگرش از مدیریت سنتی نام تجاری
مدیریت سنتی نام تجاری
استراتژی مدیریت دارایی نام تجاری
مدیریت نام تجاری
استراتژی مدیریت دارایی نام تجاری
مدیران نام تجاری
قهرمانان و مأموریت رسمی نام تجاری[۱۵۴]
حفظ و نگه داری
وفاداری عمیق
تبادلات و معاملات دفعتی و یکباره
ارتباطات در طول دره زندگی
رضایت مشتری
تعهد مشتری
درآمد حاصل از محصول
درآمد حاصل از نام تجاری
تمرکز سه ماهه
تمرکز سه ساله
دریافتی های حاصل از سهم بازار
دریافتی های حاصل از قیمت سرمایه
بازاریابی که نام تجاری را اداره می کند
حیطه های کارکردی نام تجاری را اداره میکند
سنجه های آگاهی و یادآوری
سنجه های حرفه ای و پیشرفته نام تجاری
نام تجاری از داخل شرکت جهت می گیرد
نام تجاری از خارج شرکت هدایت می شود
منبع: دیویس (۲۰۰۲)
فرایند مدیریت دارایی نام تجاری، چهار مرحله و ۱۱ گام دارد. اولین مرحله توسعه یک چشم انداز نام تجاری است که شامل یک گام است: توسعه عناصر چشم انداز نام تجاری، هدف اصلی این گام بیان واضح این مسئله است که چه تلاش هایی برای ایجاد نام تجاری باید انجام گیرد تا شرکت به اهداف خود نائل شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبحث دوم : پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
پیش از ورود به بحث بررسی پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، باید متذکر این نکته بود که متن مورد نظر، داشت برای چه انقلابی و در چه فضایی نوشته می شد .

پدیده انقلاب اسلامی، برای ما شهروندان و ساکنان ایران، مسأله ناشناخته ای نیست. و ما بی آن که ادعا و قصد ریشه یابی علل و دلایل آن را داشته باشیم، تنها به فضای آشفته و البته آزادی ناشی از عدم قدرت متمرکز و البته ماهیت ناگزیر خود انقلاب، آن هم با هدف استبداد ستیزی اشاره میکنیم و این نیز از مسلمات است که گروههای مختلفی با مرام و مسلک و طرز فکر و عمل متفاوت ولی همگی با هدف قلع ریشه استبداد، جریان ساز انقلاب بودند.

طبیعی است در این چنین محیطی که صدای آزادی خواهان و اسلام گرایان و سوسیالیست ها و… با هم در گوش ملت پیچیده، عرف غالب و قالب عرف (تئوکراسی) رنگ پریده و رقیق و ترک خورده شده باشد .
در این شرایط است که متن پیش نویس قانون اساسی، از طریق روزنامه هایی که آن روزها شاید بیشترین تیراژ خود را تجربه میکردند، در سطح کشوری انقلاب کرده، برای مردمی هیجان زده، چاپ و تکثیر کثیر می شود.
و اما نکات موجود در این پیش نویس:
نکته اول و به عبارتی مهم ترین نکته این متن در نظر گرفته نشدن جایی برای ولایت فقیه است. تأکید بر این مطلب از دو جهت است :
الف)ولایت فقیه یکی از اشکال و شیوه های بروز و ظهور تئوری تئوکراسی است .
ب) هم در متن مصوب قانون اساسی ۵۸ و هم در قانون بازنگری شده ۶۸، به مسأله ولایت فقیه تصریح شده است ( در قانون اساسی سال۵۸ بدون قید مطلقه و در متن بازنگری شده تا سال۶۸، ولایت مطلقه فقیه مذکور است ).
نکته دوم بها دادن به دموکراسی و تئوکراسی به طور توأمان است . اصل سوم این متن میگوید: آرای عمومی مبنای حکومت است و بر طبق دستور قرآن که: ( وشاورهم فی الامر) و ( امرهم شوری بینهم) امور کشور باید از طریق شوراهای منتخب مردم در حدود صلاحیت آنان و به ترتیبی که از آن ناشی می شود حل و فصل گردد.
سه نکته از این اصل قابل استنتاج است :
الف) مبنای (مشروعیت) حکومت، آرای عمومی است .
ب) امور کشور باید از طریق شوراهای منتخب مردم … حل و فصل گردد.
ج)اداره شورایی امور کشور به استناد و به خاطر آیات مطرح قرآن است .
حال سوالی که مطرح می شود این است که با توجه به دستور قرآنی مشورت است که مورد الف، پذیرفته شده است؟ مؤید پاسخ مثبت به این پرسش، ادامه همین اصل (موارد ب و ج) است . اگر این پاسخ را بپذیریم در واقع تئو – دموکراسی را پذیرفته ایم . اما اگر بگوییم این که گفته شده «آرای عمومی مبنای حکومت است»، تصریح به دموکراسی دارد، باید استناد به آیات قرآن را تنها به عنوان مؤید دموکراسی قلمداد کرد و این که نویسندگان متن، قائل به قرائت دموکراتیک از دین بوده اند. اما در این صورت در برابر اصول۲۵،۶۶ و۱۴۸، از همین متن چه خواهیم گفت؟
اصل ۲۵، از این میگوید که مطبوعات آزادند ولی در آن ها نباید به شعائر دینی توهین شود .
اصل ۶۶ ( که ما را به یاد اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه می اندازد) میگوید: مجلس شورای ملی نمی تواند قوانینی وضع کند که با اصول مسلم اسلام و قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص طبق اصل ۱۴۴ به عهده شورای نگهبان قانون اساسی است
و مدعای اصل ۱۴۸ این است که اصل اسلامی بودن نظام حکومتی کشور، مشمول تجدید نظر نمی گردد.
ممکن است در مورد اصل ۲۵ گفته شود عدم توهین به شعائر دینی امری عقلایی است . اصولاً توهین مشمول آزادی نیست، چه رسد توهین به مقدسات عمومی یک ملت. و این ارتباطی به تئوکراتیک بودن حکومت ندارد؛ که البته استدلالی است مقبول، اما نمی توان شبیه این استدلال را در مورد اصل ۶۶ و ۱۴۸ هم به کار گرفت . چرا که اصل ۱۴۸ ناظر به آینده است و اصل ۶۶ مربوط به قوانینی که قرار است نظام حقوقی – سیاسی و اجتماعی بر اساس آن بنا شود .
معنای اصل ۶۶ آن است که قرار است قوانینی در مجلس شورای ملی تصویب شود که موافق اسلام باشد یا دست کم مغایرتی با اصول مسلم آن نداشته باشد . به عبارت دیگر احکام دینی قرار است در جامعه مدخلیت داشته باشند و ساختار حقوقی کشور بر اساس آن طرح ریزی و بنا شود . مجلس شورای ملی به کمک شورای نگهبان، در حقیقت، ساعی در پی کشف مراد و مطلوب شارع مقدسند تا آن را بیان، امضا و اجرا کنند و این، چنان که پیش تر گفته شد، غایت ادعایی تئوری پردازان تئوکراسی است .
در همین رابطه لازم است به اصل ۱۵ همین متن توجه کنیم : حق حاکمیت ملی، از آن همه مردم است و باید به نفع عموم به کار رود و هیچ فرد یا گروهی نمی تواند این حق الهی همگانی را به خود اختصاص دهد یا در جهت منافع اختصاصی خود یا گروه معینی به کار گیرد .
آن چه در بدو امر به نظر میرسد، دموکراتیک بودن این اصل است . اما باید دقت کرد که حق حاکمیت ملی که از آن همه مردم است، یک حق الهی همگانی است. به عبارت دیگر، مردم صاحب اراده فقیه باشد . پس این اصل متناظر اصل ۵۶ قانون اساسی فعلی است . نمی توان پذیرفت که نویسندگان این متن، از سرمسامحه به الهی بودن حق حاکمیت مردم اشاره کردهاند. یا فقط می خواسته اند، حاکمیت مردم را مقدس و خدشه ناپذیر معرفی کنند. چون دلیلی بر این مدعا در دست نیست . اما وقتی مجموع اصول مورد بحث را در کنار هم می نگریم، ادعای ما مبنی بر تئوکراتیک بودن نگاه نویسندگان این متن، مشخص می شود.
با توجه به این مطلب قرار است اراده شارع مقدس توسط مجلس شورای ملی و شورای نگهبان قانون اساسی بیان، و به دست سایر قوا و نیروها، اجرا شود؛ وگر چه حق حاکمیت مردم و مبتنی بودن حکومت بر آرای عمومی پذیرفته شده، اما این هم آمده است که حق مردم، ناشی از خدا است.
نتیجه این است که نویسندگان این متن، توانسته اند ( دست کم بر روی کاغذ) پیوندی وثیق و سلیم بین دموکراسی و تئوکراسی ایجاد کنند.
این متن مورد تأیید رهبر انقلاب قرار گرفت اما در مجلس خبرگان قانون اساسی تغییراتی در آن داده شد که از جمله این تغییرات گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در آن بود. اما دلیل این تغییر چه بود؟
گفتار دوم : آیا می توان برای تغییر پیش نویس قانون اساسی ( و گنجانده شدن ولایت فقیه در آن) دلایل حقوقی ویژه ای سراغ گرفت؟
با توجه به مشابهت های فراوانی که بین پیش نویس قانون اساسی و متن مصوب وجود دارد، می توان گفت که مبنای کار، همان متن پیش نویس است . علاوه بر این چنان که توضیح دادیم، نگاه تئوکراتیک هم در این متن لحاظ شده است و با وجود تأیید رهبر انقلاب، پس از انتشار مخالفت هایی از سوی گروههای مختلف در پی داشت . از میان تمام مخافلت ها، ایراد به گنجانده نشدن ولایت فقیه در متن، برای ما حائز اهمیت است .
در مجلس خبرگان قانون اساسی، ولایت فقیه در اصل ۵۷ گنجانیده شد.
اگر چه روشنفکران بر حق حاکمیت مردم، آزادی های عمومی و حقوقی و سیاسی – اجتماعی، و تصریح هر چه بیشتر قانونگذار بر آن ها تأکید داشتند، اما کفه طرفداران تئوکراسی سنگین تر شد(بود).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳۰- نقش دانشگاه در توسعه فرهنگی جامعه
دانشگاه در سده های میانه،نقش تک بعدی داشته و صرفا وظیفه انتقال دانش را به عهده داشته است.با گذشت زمان،در قرن نوزدهم،دانشگاه علاوه بر انتقال دانش،وظیفه تولید دانش را نیز عهده دار شد.”دوران پس از جنگ جهانی دوم،دوران رشد بی سابقه بوده است.در این دوران،آموزش عالی تقریبا در همه جوامع نوین،نقش محوری داشته و این نقش همچنان رو به فزونی است”(آلتباخ[۷۶]،۱۷:۱۳۷۹).

انجام پژوهشهای کاربردی،تربیت متخصصانو هنرمندان از وظایف دانشگاه بود.دانشگاه به عنوان” محور عقلانیت”جامعه،نقش مؤثریدر تغییرات جامعه پیدا کرد.و مرکز تجمع اندیشمندان و نخبگان جامعهو مهمترین مرکز پرورش خلاقیتها و تخصصها شدواین همه باعث شد تا نگاه اجتماع به دانشگاه،نگاهی حساس و توام با مسئولیت خواهی شود.
“دانشجو،نیروی جوانی است که بنا به مقتضیات سنی،سرشار از شور،هیجان و تکاپو و ماجرا جویی است و دانشگاه نیز بنا به ماهیت خود که ساختی مختص دانشوفکر انتقادی است،دانشجو را به فردی پرسشگر،کنجکاو،با ذهنی علمی و منتقد بدل میکند “(اسماعیلی،۱۴۱:۱۳۷۴).
حساسیت توجه به نسل جوان دانشجو ،زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که به تحقیق فرانسوا ژاکوب[۷۷] فرانسوی،زیست شناس و دانشمند برجسته تشریح توجه کنیم.وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که هر موجود انسانی از سن ۲۵ سالگی به بعد،هر روز ۳۰۰۰۰۰ تار عصبی از دست میدهد.از ۲۵ سالگی به بعد،قدرت و ظرفیت خلق و ابداع و کشف در انسان ضعیفترمیشود(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
بررسی و تحلیل رابطه میان دانشگاه و توسعه فرهنگی،از دو بعد حائز اهمیت است:از یک طرف،میان علم و فناوری و فرهنگ جامعه،رابطه مستقیم وجود دارد،تا وقتی فرهنگ مناسب و مساعد توسعه علم و دانش در جامعه ایجاد نشود،علم و دانش بازار در خور نخواهد یافت و هیچگاه راهگشای مشکلات بنیادی و اساسی جامعه نخواهد بود.ساخت علمی و ساخت فرهنگی ،دو نظام کاملا مرتبط اند،هیچ یک بدون دیگری نمی توانند کارآمدی داشته باشند(بشیریه،۱۳۷۰).از طرف دیگر،دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی-به شیوه جدید-در کشور ما و سایر کشورهای در حال توسعه بومی نبوده،بلکه از فرهنگ مغرب زمین وام گرفته شده اندو به این لحاظ،بیشتر با فرهنگ غرب پیوند دارند تا با فرهنگ ملیوسنتی کشورما(بشیریه،۱۳۷۰).
دانشگاههای بزرگ غرب (آکسفورد ،کمبریج و سور بن)به تدریج از درون حوزه های علمی سنتی قرون وسطی و قدیم سر برافراشته اند و در واقع ،ادامه طبیعی همان روند میباشند.از این رو ،دارای ریشهو هویت تاریخیواجتماعی اند.دانشگاهها از یک سو باید حافظ ارزشها و سنتهای فرهنگیجامعه باشند و از سوی دیگر،ملتزم به اشاعه ارزش هایجدید و علمو فناوری مورد نیاز جامعه.دانشگاه باید توان آشتی دادن این دو مؤلفه را با هم داشته باشد،در غیر این صورت،دچار تعارض و بحران درونی و بیرونی خواهد شد(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
۲-۳۰-۱- نقش فعالیتهای فرهنگی دانشگاه ها در توسعه فرهنگی
در هزاره سوم ،بحث در باب فرهنگ و توجه به ابعاد مختلف آن و نیز تاثیر گذاری هایش در ابعاد مختلف زندگی بشری،بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.اولین توجه عمیق و تخصصی به این مسئله،با هدایت یونسکو در دهه ۶۰ قرن بیستم رخ داد و از آن به بعد،دولت ها در عرصه های مختلف،فصل جدیدی را به این مهم اختصاص دادند(اشنایدر[۷۸]۴:۱۳۷۹).امروزه با توجه به فاصله ایجاد شده بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعهوآگاهی فعالان سیاسی،اجتماعی و اقتصادی این جوامع از نقش تاثیر گذار فرهنگ و توسعه فرهنگی(در ابعاد کمی و کیفی )به عنوان زیر بنای توسعه پایدار و همه جانبه ،این امر اهمیت چشمگیری پیدا کردهو دانشمندان و متفکران و مدیران و سیاستمداران بسیاری را وادار به تفکر و تعمق کردهاست(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
در این میان، سرزمین ایران با داشتن سوابق طولانی در تمدن و فرهنگ و نقش مؤثری که در طول تاریخ بر دیگر جوامع و تمدنها داشته است،نیازمند توجهی خاص به این بعد میباشد.از این رو توجه به فعالیتهای فرهنگیو تهیه برنامه هاوالگو هاو استانداردها برای عملکردی سالم در این راستا،از اهمیت زیادی برخوردار است(همان منبع).

همواره بخش عظیمی از این مسئولیت در تمامی جوامع،به دانشگاهها محول شده است.دانشگاه به مثابه نظام تصمیم سازی کشور،رسالت بزرگی در ایجاد زمینههای مناسب برای پرورش تحول آفرینان خواهد داشت. اما واقعیت آن است که دانشگاه به علل مختلف،از جمله:قطع رابطه با نهادهای فعال جامعه،تعارض قدیمی میان سنت و تجدد و نگاه سطحی و مقطعی به برنامه های فرهنگی و عوامل تاثیر گذار دیگر،کمتر توانسته است به نقش تصمیم سازی و در نهایت ،فرهنگ سازی جامعه اقدام کند(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).هر چند پس از انقلاب اسلامی،مسئولان چه در سطح کلان و چه در سطح خرد،توجه ویژه ای به بخش فرهنگ مبذول داشته اند،ولی به علل مختلف برنامه ها صرفا در حد یک سند یا آیین نامه اداری باقی مانده و مشکلات و مسائل فرهنگی همچنان حل نشده مانده اند(همان منبع).
از این رو،آگاهی از نقش تاثیر گذار دانشگاههاو مهمتر از آن ،نقش فعالیتهای فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی و ایجاد محیطی پویا و فعال در دانشگاهوجامعه،از جمله راهکارهای مطرحی است که این مؤسسات میتوانند از طریق آن ها،کمبودها محدودیتها و همچنین منابع،امکانات و فرصتهای موجود در زمینه فعالیت فرهنگی دانشگاههای خود را باز شناسندواز منابع موجود برای تحقق پیامدهای مطلوب به بهترین نحوه استفاده کنند(نیستانی،رامشگر،۱۳۹۲).
۲-۳۰-۲- کارکردها و فعالیتهای فرهنگی در دانشگاه
سراج زاده در خصوص نقش و اهمیت دانشگاه در جامعه امروز میگوید:”گفته می شود که دانشگاه،قلب جامعه جدید و مرکز آن است.دانشگاه این نقش را به این دلیل ایفا میکند که نظام اجتماعی امروز چه در سطح ملی و چه در سطح بینالمللی،مبتنی بر عملکرد نهادهای بسیار پیچیده و در هم تنیده ای است که همه این نهادها برای تداوم حیات خود،به استفاده از دستاوردهای علم و فناوری نیازمندند و مراکز تولید این علم و فناوری ،دانشگاهها هستند(مشاطیان،۱۱:۱۳۷۹).از این نظر،اغراق نیست اگر بگوییم دانشگاه ،مرکز جامعه مدرن است. کارکردهای اصلی دانشگاه را می توان در سه مورد خلاصه کرد:کارکردآموزشی ،کارکرد پژوهشی و کارکرد جامعه پذیری.
منظور از کارکرد جامعه پذیری آن است که معمولا از دانشگاه این انتظار می رود که افرادی را تربیت کند که شهروندان خوبی برای جامعه بوده و آماده ایفای نقشهای خود در جامعه جدید باشند(مشاطیان،۱۱:۱۳۷۹).
عده ای از صاحبنظران ،فعالیتهای فرهنگی دانشجویان را ابزاری می دانند برای بهبود شرایط یادگیری دانشجویان و از حاشیه به متن آمدن فعالیتهای جمعیدانشجویی(همان منبع).
۲-۳۰-۳- نقش فعالیتهای فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۷) تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق
عملیاتی کردن یا تعریف عملیاتی یک مفهوم به این جهت است که آن مفهوم قابل اندازه گیری شود و این امر از طریق دقت در ابعاد و خصوصیات رفتاری متعلق به آن مفهوم، طبقه بندی کردن آن به عناصر قابل مشاهده و قابل اندازه گیری است.( سکاران، ۱۳۸۴، ۱۹۵).

مراجعه مجدد مشتریان: مراجعه مجدد به معنی قصد و نیت افراد برای خرید دوباره محصولات یا خدمات است و در این تحقیق از طریق سوالاتی بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت سنجیده می شود. این سوالات شامل استفاده از خدمات بانک و گرایش به آن و برنامه ریزی برای استفاده از خدمات بانک ملت است (Wang and Wang,2010).

مزایای درک شده: مزایای درک شده به معنی دریافت مزیت از سوی بانک است. و در این تحقیق از طریق سؤالهای موجود در پرسشنامه بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت سنجیده می شود. این سوالها در برگیرنده متغیرهایی مثل کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم و کیفیت خدمات است (Wang and Wang,2010).
کیفیت اطلاعات: همان گونه که قبلا نیز بیان شد، کیفیت اطلاعات به معنی اطلاعاتی است که به مشتری از سوی شرکت داده می شود. در این تحقیق نیز کیفیت اطلاعات از طریق سوالات موجود در پرسشنامه که در طیف لیکرت قرار دارد سنجیده می شود. سوالات در برگیرنده این زیرمجموعه هاست: در اختیار قرار گرفتن اطلاعات کامل و جزئی از طریق بانک به مشتریان، زمان ارائه اطلاعات، مناسب بودن و معتبر بودن اطلاعات (Wang and Wang,2010).
کیفیت سیستم: کیفیت سیستم نیز به معنی مناسب بودن محیط اطلاعاتی برای مشتریان است و در این تحقیق از طریق سوالات موجود در پرسشنامه بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت سنجیده می شود. سوالات در برگیرنده زیرمجموعه هایی مثل متناوب بودن خدمات، پاسخ به نیازهای مشتریان به طور مناسب، میزان وجود خطا و رابطه بین شرکت و مشتریان است (Wang and Wang,2010).
کیفیت خدمات: کیفیت خدمات نوعا برگرفته از دسترسی مکانیزم های چندگانه برای پردازش و رسیدگی به شکایت های مشتری است. کیفیت خدمات نیز در برگیرنده سوالاتی چون پیشبینی نیازهای مشتری، نحوه ی ارائه خدمات، ارائه خدمات خاص برای مشتریان ویژه است. این سوالات بر اساس طیف ۵پنج گزینه ای لیکرت سنجیده می شود (Wang and Wang,2010).
هزینه های مالی درک شده: هزینه های درک شده در این تحقیق به معنی هزینه هایی است که افراد برای به دست آوردن مزیتها پرداخت میکنند. این متغیر با توجه به سوالات موجود در پرسشنامه که در طیف لیکرت میباشد، سنجیده می شود. سوالات در برگیرنده سه بخش است: تلاش تکنولوژیکی، هزینه های مالی درک شده و ریسک درک شده (Wang and Wang,2010).
تلاش تکنولوژیکی: تلاش تکنولوژیکی به عنوان درجه ای از باور افراد تعریف می شود که به صورت ذهنی یا فیزیکی نیز میتواند صورت بگیرد. تلاش تکنولوژیکی نیز در این تحقیق از طریق سوالات موجود در پرسشنامه سنجیده می شود. این سوالات در برگیرنده عواملی چون چگونگی ارائه خدمات از طریق بانک به مشتریان، مهارتهای مورد نیاز برای استفاده از این خدمات است. این سوالات در طیف ۵ تایی لیکرت است(Wang and Wang,2010).
هزینه های مالی درک شده: هزینه های مالی درک شده به معنی تمامی هزینه هایی است که شرکت برای ارائه خدمات متحمل می شود. این متغیر نیز از طریق سوالات موجود در پرسشنامه سنجیده می شود. این سوالات در برگیرنده هزینه های ارائه خدمات برای بانک، هزینه های انتقالات بانکی و مقایسه هزینه های بانکی بین بانک ملت و دیگر بانکها. سوالات این متغیر نیز در طیف لیکرت قرار دارد (Wang and Wang,2010).
ریسک درک شده: ریسک درک شده نیز به معنی خطر بالقوه برای ارائه خدمات بانکی است. در این تحقیق از طریق سوالاتی بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت سنجیده می شود. سوالات در مورد عدم اطمینان لازم برای ارائه خدمات، خطر حفظ اطلاعات شخصی، مقایسه ریسک درک شده بین بانک ملت و دیگر بانکها است. سوالات این پرسشنامه در طیف لیکرت قرار دارد (Wang and Wang,2010).
ارزش درک شده: ارزش درک شده به عنوان ارزیابی کلی مشتری از استفاده از محصول یا خدمات و بر مبنای درک او از چیزی که دریافت میکند و چیزی که به خاطر آن پرداخت میکند تعریف می شود. ارزش درک شده نیز از طریق سوالات موجود در پرسشنامه و درطیف لیکرت سنجیده می شود. تمامی سوالات این بخش در مورد سنجش و مقایسه بین مزایا و هزینه های درک شده مشتریان بانک ملت است (Wang and Wang,2010).
۱-۸) قلمرو تحقیق
قلمرو تحقیق از عمده مواردی است که مشخص می کند محقق از لحاظ موضوعی، مکانی، زمانی، تحقیق را به چه صورتی انجام داده است.
قلمرو موضوعی
این تحقیق در علم مدیریت و از شاخه بازرگانی با گرایش بازاریابی است که به بررسی رابطه بین مزایا و هزینه های درک شده و مراجعه مجدد مشتریان بانک می پردازد.
قلمرو مکانی
قلمرو مکانی این تحقیق مشتریان بانک ملت در شهرستان رشت میباشد.
قلمرو زمانی
این تحقیق از شهریور ماه ۱۳۹۲ شروع شده و بهمن ماه ۱۳۹۲ خاتمه یافته است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
۲-۱) مقدمه
دنیای رقابت پذیر امروز نیاز برای درک بهتر رفتار مشتری را نشان میدهد، مدیران مجبور هستند تا رفتارهایی مثل تصمیم گیری و ارزیابی تجربه ها را در مشتریان، مورد ارزیابی قرار دهند. مطالعه های اخیر بر رفتارهای خاص خریداران تمرکز میکند. از دیدگاه مدیریت و کسب و کار، فرایند تصمیم گیری و رفتار از موضوع های مهم است که به مطالعه بیشتر نیاز دارد. در سه دهه گذشته، محققان به بررسی تاثیر فضا و جو بازار بر رفتار مشتریان پرداختند و آن را یک متغیر قابل ملموس برای ارزیابی کیفیت خدمات مشتری دانستند که در نهایت به تکرار خرید منجر می شود. محققان اینگونه نتیجه گرفتند که محرک های محیطی به عکس العمل های رفتاری منجر خواهد شد و موجب پاسخگویی رفتاری در مشتریان می شود (Tew and Barbieri,2012).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- اطلاعات کامل: در این حالت، خریداران به صورت دقیق میدانند که چه کالاهایی وجود دارند؟ در کجا عرضه میشوند؟ کالاها چه تمایزاتی با یکدیگر دارند؟ چه قیمتی دارند؟ و همچنین میدانند که آیا شرکت سود میکند یا خیر و به چه میزان؟

-
- تعداد زیادی تولید کننده و تعداد زیادی مصرف کننده در بازار وجود دارند، ولی هیچ بنگاهی توان کنترل کامل قیمت بازار را ندارد.
-
- مصرف کنندگان در مییابند که تفاوت قیمتی میان محصولات رقبا وجود ندارد.
-
- تعداد کمی مانع برای ورود و خروج به بازار وجود دارد.

- تولیدکنندگان بر روی قیمت بازار درجهای از کنترل را دارند.
ویژگیهای بلندمدت رقابت انحصاری، شبیه رقابت کامل است. با این تفاوت که در رقابت انحصاری، کالاها ناهمگون هستند. ولی در رقابت کامل، همگی کالاها همگن هستند. در این حالت، شرکت میتواند در کوتاه مدت سود اقتصادی کسب کند. ولی در بلندمدت، به دلیل افزایش تعداد تولیدکنندگان و کاهش تقاضا و افزایش هزینه متوسط کل، سود اقتصادی شرکتها به صفر میل میکند. در این حالت، بعضاً به دلیل وفاداری مشتریان به یک برند خاص، شرکت میتواند قیمتهای خود را بدون کاهش در مشتریان خود افزایش دهد. این موضوع، بدین معنا است که منحنی تقاضای شرکت بر خلاف حالت رقابت کامل، دارای شیب نزولی است. در بازارهای رقابت انحصاری، نارکارایی وجود دارد. علت وجود این ناکارایی به دو علت است. اول اینکه در حالت بهینه، شرکت قیمتی را تعیین میکند که از هزینه های حاشیهای آن بالاتر است. شرکتهای رقابت انحصاری، سود خود را در حالتی ماکزیمم میکنند که هزینه های حاشیه ای آنان با درآمدهای حاشیه ای برابر شود(MR=MC). از آنجایی که شیب منحنی تقاضای شرکت در این حالت نزولی است، این بدان معنا است که شرکت قادر خواهد بود که قیمتی را بالاتر از حالتMC تعیین کند. در این حالت مقداری از مازاد مصرف کننده و مازاد تولیدکننده از بین خواهد رفت. دومین علت وجود ناکارایی در این است که شرکتهای موجود در ساختار رقابت انحصاری، در حقیقت با وجود مازاد ظرفیت مشغول به کار هستند که در این حالت، میزان خروجی ماکزیمم سازی سود شرکت، کمتر از میزانی است که در حالت مینیمم هزینه متوسط (AC) رخ میدهد.
مثال حالت بازار رقابت انحصاری، بازار لوازم ساختمانی در ایران است که در آن تعداد تولیدکنندگان و تعداد مصرف کنندگان زیاد است و هر تولید کننده نشان تجاری، کیفیت و قیمت مخصوص خود را دارد.
ساختار انحصار چند جانبه
در اقتصاد، انحصار چندجانبه حالتی از ساختار بازار است که در آن تعداد کمی از تولیدکنندگان بر بازار یا صنعتی خاص تسلط دارند. چون تعداد کمی تولیدکننده مسلط بر بازار وجود دارد، هر کدام از آن ها از فعالیتهای دیگر تولید کنندها آگاه است. تصمیم یکی از آن ها بر تصمیم دیگران تأثیرگذار است و از تصمیمات آن ها تأثیرپذیر است. در این حالت، برنامه ریزی استراتژیک توسط هر کدام از آن ها نیاز به این دارد که پاسخ هر یک از رقبا را نیز مورد ملاحظه قرار دهد. رقابت در فضای انحصار چندجانبه، میتواند در محدوده وسیعی از محصولات مختلف صورت پذیرد. در این موقعیتها، شرکتها ممکن است فعالیتهای محدود کنندهای را مانند تبانی کردن، تقسیم بازار و. . . انجام دهند و تولید را محدود و قیمتها را بالا ببرند که تا حدی شرایط انحصار کامل ایجاد میشود. در جایی که یک توافق رسمی برای این چنین تبانیهایی وجود دارد، این عمل تحت عنوان کارتل شناخته میشود. شرکتها اغلب جهت پایدار نمودن بازارهای بی ثبات، با یکدیگر تبانی میکنند تا ریسک ذاتی سرمایه گذاری و تولید در این نوع بازارها را کاهش دهند. معمولاً در اکثر کشورها، محدودیتهای قانونی برای انجام این چنین تبانیهایی وجود دارد. دولتها در تلاش اند تا از ایجاد این چنین تبانیهایی در برخی از صنایع و بازارها جلوگیری کنند. در دیگر موقعیتها، رقابت میان فروشندگان در انحصار چندجانبه میتواند بسیار شدید باشد که منجر به کاهش قیمتها و افزایش تولید شود. این حالت میتواند منجر به ایجاد کارایی کامل بازار شبیه رقابت کامل شود. این رقابت بعضاً بسیار شدیدتر است از حالتهایی که تعداد تولیدکنندگان در بازار بیشتر از حالت انحصار چندجانبه هستند. در اقتصاد برای تحلیل رفتار انحصارگران چندجانبه از مباحث سنگین تئوری بازیها استفاده میشود. اگر در یک ساختار انحصار چندجانبه، بنگاههای موجود منافع مشترک یکدیگر را در نظر گرفته و با یکدیگر سازش و همکاری کنند، امکان شکلگیری تشکیلاتی تحت عنوان کارتل وجود دارد. در کارتل اعضا با یکدیگر توافق میکنند که با یکی کردن توابع هزینهشان و با توجه به تابع تقاضای بازار، سود خود را حداکثر کنند. در حقیقت با تبانی میان چند بنگاه، گویی مصرفکنندگان تنها با یک بنگاه مواجهاند و در نتیجه سود انحصارگر افزایش یافته و مقدار تولید او نیز کمتر میشود. یکی از نکات بسیار مهم در کارتلها هماهنگی و همکاری میان همه اعضاست، به گونهای که اگر حتی تنها یکی از اعضا از توافق به عملآمده تخطی کند و مثلاً بیش از مقدار توافقشدهاش اقدام به تولید و فروش کند، سود باقی بنگاهها را نیز تحت تاثیر قرار داده و در نتیجه میتواند موجبات فروپاشی کارتل را فراهم کند. یکی از معروفترین و موفقترین نمونه کارتلهای موجود، کارتل نفتی کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) است.
آنتوان کورنو، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی، برای رسیدن به تعادل در یک بازار انحصار چندجانبه، راهحلی را ارائه کرد که به نام خود او مشهور شد.
کورنو بیان میکند که هر بنگاه، مقدار تولید بنگاه(های) رقیبش را دادهشده و ثابت در نظر میگیرد و بر این اساس با دانستن تابع هزینه بنگاههای رقیبش، در مورد مقدار تولید حداکثرکننده سود خود تصمیمگیری میکند. در نهایت با توجه به شرط حداکثرسازی سود، هر بنگاه در نقطهای به تولید میپردازد که درآمد نهاییاش برابر با هزینه نهاییاش باشد.
هاینریش اشتاکلبرگ، اقتصاددان آلمانی، از دیگر افرادی است که در زمینه رسیدن به تعادل در بازار انحصار چندجانبه نظریهپردازی کردهاست. اگر فرض کنیم تنها دو بنگاه وجود دارند و هر یک از آن ها میتواند رهبر یا پیرو دیگری باشد.
اگر بنگاهها از توابع هزینه یکدیگر و تابع تقاضای بازار اطلاع داشته باشند، بنگاه پیرو بنگاهی است که با توجه به تابع هزینهاش و تابع تقاضای بازار، اقدام به حداکثرسازی سود خود میکند. در اثر این اقدام بنگاه پیرو، سهم او از بازار تعیین میشود. پس از آن بنگاه رهبر، با قرار دادن سهم بنگاه پیرو در تابع سود خود و با توجه به تابع هزینهاش و تابع تقاضای بازار، سود خود را حداکثر میکند. پس از آن مقدار تولید معادل حداکثر سود برای بنگاههای رهبر و پیرو مشخص میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به اینکه عمل محارب حرام است و ارتکاب هر فعل حرام مستلزم حد یا تعزیر است و فقها شروع به جرم محاربه را مستلزم حد ندانسته اند، لذا قابل تعزیر است و اگر محارب در حین اقدامات خود دستگیر و عنوان محارب بر او صادق نباشد تعزیر می شود.

در جرم محاربه شروع به جرم در دو حالت قابل تصور است:
حالت اول- زمانی است که مرتکب جرم، یک نفر باشد و ضمن بر گرفتن سلاح قصد ایجاد رعب و هراس و وحشت در مردم را دارد، ولی به علت عاملی خارج از اراده قصد او معلق می ماند در این حالت عمل ممکن است به چند طریق صورت گیرد[۱۰۲]:
۱- فرد مرتکب با دست بردن به اسلحه، قصد قتل دیگری را داشته باشد ولی نتیجه مورد نظر او حاصل نشود، که در این صورت به مجازات شروع به قتل محکوم خواهد شد. (ماده ۶۱۳ قانون مجازات اسلامی).
۲- فرد مرتکب با دست بردن به اسلحه، قصد ربودن مال دیگری را داشته باشد و متوقف از ادامه عمل شود، در این صورت اگر سرقت از انواع سرقت های مشدده تعزیری مواد ۶۵۱ و۶۵۲ و ۶۵۳و ۶۵۴ قانون مجازات اسلامی باشد، مرتکب به حبس تا ۵سال و شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم خواهد شد.
۳- مرتکب قصد ایجاد رعب و هراس و وحشت مردم را داشته باشد، ولی به علت دخالت عامل خارجی، منظور وی محقق نشود، در این صورت به اتهام داشتن اسلحه غیر مجاز قابل تعقیب و مجازات خواهد بود و مجازات وی بر حسب نوع سلاح که گرم یا سرد باشد بر حسب قانون مربوطه تعیین خواهد شد.
حالت دوم- در صورتی که مرتکبین از دو نفر بیشتر باشند با توجه به ماده ۶۱۱ قانون مجازات اسلامی که مقرر داشته: «هر گاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی بنمایند که علیه اعراض یا نفوس یا اموال مردم اقدام نمایند و مقدمات اجرایی را هم تدارک دیده باشند ولی بدون اراده خود موفق به اقدام نشوند حسب مراتب به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهند شد» مجازات میشوند[۱۰۳].
در اینگونه جرائم مصداق شروع به جرم، با توجه به نظریه ذهنی تعیین می شود. بر اساس این نظریه اگر عملی که انجام شده مبین قصد و ارتکاب جرم باشد به عنوان شروع به جرم قابل مجازات است[۱۰۴].
مبحث سوم: رکن روانی
گفتار نخست: اهمیت رکن روانی در محاربه
به اعتقاد غالب حقوق دانان وجود یک عمل مادی که قانون آن را جرم شناخته است برای احراز مجرمیت بزهکار و مجازات وی کافی نیست. بزهکار باید از نظر روانی یا بر ارتکاب جرم انجام یافته قصد مجرمانه و عمد داشته (جرایم عمدی) و یا در اجرای عمل به نحوی از انحاء و بی آنکه قصد منجزی بر ارتکاب جرم از او سر زند مرتکب خطایی شود که بتوان آن را از نظر جزایی مسئول شناخت (جرائم غیر عمدی[۱۰۵]).

عنصر مادی و روانی در جرم محاربه لازم و ملزوم یکدیگر هستند و حتما فرد باید به قصد ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد تا بتوان او را مشمول جرم موضوع این ماده دانست. رکن روانی در این جرم انگیزه را شامل نمی شود و متضمن عمد عام در به کار بردن سلاح و قصد خاص در ارعاب مردم با سلب امنیت میباشد[۱۰۶].
بنابرین صرف ارتکاب رکن مادی در غالب جرائم باعث تحقق جرم نمی شود و احراز قصد و نیت ارتکاب جرم و به عبارت دیگر بررسی وضعیت روانی مرتکب در زمان انجام رکن مادی ضرورت دارد. اجزاء رکن روانی جرم محاربه را ذیل عنوان سوء نیت عام و خاص مورد بررسی قرار میدهیم.
گفتار دوم: اجزاء رکن روانی
الف: سوء نیت عام
در جرم محاربه که از جرائم عمدی است اراده ارتکاب و قصد به کار گیری سلاح برای تحقق جرم کافی نیست، بلکه لازم است مرتکب قصد اخافه نیز داشته باشد، به همین جهت مقنن در تبصره ۱ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته: «کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست». البته تحقق این معنی در به کارگیری سلاح گرم که استفاده از آن ها قدرت زیادی نمی خواهد و صرف داشتن آن باعث هراس مردم خواهد شد مشکل به نظر میرسد.
همچنین در محاربه لازم است که مرتکب علاوه بر سوء نیت عام یعنی قصد به کار بردن سلاح، سوء نیت خاص یعنی قصد اخافه مردم را نیز داشته باشد. بنابرین سوء نیت عام جرم محاربه عبارت است از استفاده از سلاح یعنی اینکه مرتکب قصد به کار بردن وسیله یا خواست دست بردن به اسلحه را نیز داشته باشد[۱۰۷].
ب: سوء نیت خاص
سوء نیت خاص در کلیه رفتارهای مجرمانه ای که تحت عنوان محاربه قابل تعقیب هستند، قصد اخافه و وحشت عمومی است. در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی که مقرر داشته: «هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض میباشد.» از نظر قانونگذار قصد اخافه را دارند. بنابرین قصد اخافه و وحشت عمومی در حکم «سوء نیت خاص» است که با تحقق سوء نیت عام که همانا استفاده از سلاح میباشد، رکن معنوی جرم محاربه را محقق میسازد و اگر کسی فاقد آن باشد، مجازاتی ندارد. مثل کسی که در صحنه نمایش برای ایجاد شگفتی و جلب توجه تماشاگران به سمت آنان سلاح بکشد.
به هر ترتیب عده ای قصد خاص یعنی اخافه مردم را برای تحقق محاربه لازم دانسته اند. یعنی سوء نیت عام را استفاده از سلاح و سوء نیت خاص را ایجاب رعب و وحشت عمومی پنداشته اند[۱۰۸]. با توجه به ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی همین برداشت مورد تأیید است که محارب علاوه بر سوء نیت عام، باید قصد خاص و قصد ایجاد رعب و هراس را داشته باشد.
علاوه بر این دکتر حبیب زاده معتقد بر این است که چه بسا بتوان علاوه بر عناصر مذکور برای تحقق رکن روانی این جرم، انگیزه را هم مطرح کرد. البته منظور از انگیزه در اینجا قصد رعب و هراس نیست چون این قصد در واقع همان قصد مجرمانه است، بلکه منظور قصد فساد است. یعنی محارب علاوه بر عنصر روانی عملش باید با انگیزه و داعی فساد باشد[۱۰۹].
بدین ترتیب وجود قصد عام و قصد خاص جهت تحقق جرم محاربه قطعی است و احراز آن با هر گونه قرینه و اماره امکان پذیر است منتها در اهل «ریبه» قصد اخافه مفروض است لذا در مورد اینکه محارب باید از اهل ریبه باشد، یعنی فرد یا افرادی که احتمال انجام حمله از ناحیه آن ها وجود دارد و حالت ظاهری آن ها به نحوی است که ایجاد شک میکند یا به تعبیرحقوق عرفی دارای حالت خطرناک هستند بین فقها اختلاف وجود دارد. اکثر آن ها به عدم اشتراط اهل ریبه بودن قائلند. محقق (ره) در شرایع در مورد اینکه آیا لازم است محارب اهل ریبه باشد تردید کرده و قول اصح را عدم اشتراط دانسته است[۱۱۰].
شهید اول در اللمعه الدمشقیه تجدید سلاح و قصد اخافه را از ارکان محاربه دانسته اند اعم از آنکه مرتکب از اهل ریبه باشد یا نباشد[۱۱۱]. ولی شهید ثانی در شرح لمعه وجود قصد اخافه را برای تحقق محاربه لازم نمی داند[۱۱۲].
گفتار سوم: لزوم عمومی بودن تهدید
از تعریف «محارب» چنین برداشت می شود که تهدید محارب، باید جنبه عمومی داشته باشد. چرا که از طرفی کلمه مردم در ماده ذکر شده و از طرف دیگر فساد در زمین با توجه به قید زمین، جنبه عمومی جرم را می رساند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این ملاک ها سه ویژگی اساسی دارند:۱٫فقدان کنترل بر مصرف مواد ۲٫ اختلال در عملکرد روزمره و مصرف مستمرماده، به رغم پیامدهای نامطلوب ۳٫ سازگاری جسمانی یا هیجانی ماده، مثلاً ایجادتحمل یا نشانگان ترک.
بین سوء مصرف مواد و اعتیادتفاوت وجود دارد. مصرف ماده ای که خلق و رفتار را تغییر میدهد لزوماًً سوء مصرف مواد تلقی نمی شود مگر آنکه عملکرد مصرف کننده را به طرزی منفی تحت تأثیر قرارمی دهد. مشکل فردفقط موقعی اعتیادتلقی می شودکه نشانه های مرضی جسمی ترک یا تحمل نسبت به ماده مخدر وجوددارد (بهاری، ۱۳۸۸).
طبقه بندی انواع مواد
در حال حاضر در بخش وابستگی و سوء مصرف مواد، واژه مواد میتواند به یک داروی قابل سوء مصرف، داروی تجویزشده یا یک سم اطلاق شود. مواد بحث شده به چندگروه طبقه بندی شده اندکه عبارتنداز: موادافیونی[۵۷]، کندسازها، موادمحرک[۵۸]، توهم زاها(راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، ۲۰۰۰؛ مترجمان، نیک خو،آوادیس یانس، ۱۳۸۱).
موادافیونی
موادافیونی شامل افیونهای طبیعی(مانندمورفین)، افیونهای نیمه صناعی[۵۹](مانندهرویین) و افیونهای مصنوعی[۶۰]دارای عمل شبیه به مورفین(مانندکدیین، هیدرومورفین، متادون، اوکسی کدون، مپریدین و فنتانیل) است. داروهایی مانند پنتازوسین[۶۱] و بوپرنورفین نیز که هر دو تاثیرات موافق(آگونیست) و مخالف(آنتاگونیست) افیونی دارند، از این طبقه مواد محسوب میشوند زیرا ویژگی های موافق آن ها اثرات فیزیولوژیایی و رفتاری مشابه آگونیستهای افیونی کلاسیک ایجاد میکنند. موادافیونی را به عنوان داروهای درد زدا، بیهوش کننده، ضداسهال، یا ضدسرفه تجویز میکنند. هرویین شایعترین داروی مورد مصرف در این گروه از مواد است و معمولاً به صورت تزریقی مصرف می شود ولی در این حال وقتی هرویین بسیارخالص در دست باشد آن را دودکرده یا “استنشاق” میکنند. فنتانیل را تزریق میکنند ولی موادضدسرفه و ضداسهال را به صورت خوراکی مصرف میکنند و سایرموادافیونی نیز هم به صورت تزریقی و هم خوراکی مصرف میشوند(راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، ۲۰۰۰؛ مترجمان، نیک خو، آوادیس یانس، ۱۳۸۱).

موادآرامبخش، خواب آور یا ضداضطراب
موادآرامبخش، خواب آور یا ضد اضطراب شامل بنزودیازپین ها، داروهای شبه بنزودیازپینی مانند زولپیدم و زالپلون کارباماتها(مانندگلوته تیمید، مپروبامات) باربیتوراتها(مانند سکوباربیتال) و خواب آورهای شبه باربیتوات(مانندگلوته تیمید، متاکوالون) است. این طبقه از موادشامل همه داروهایی است که به عنوان خواب آوارتجویز میشوند و نیز تقریباً همه داروهای تجویزی ضد اضطراب را شامل می شود. داروهای ضداضطراب غیر بنزودیازپینی(مانند با سپیرون، ژپیرون) جزو این طبقه محسوب نمی شوند .بعضی از داروهای مربوط به این طبقه مصارف بالینی مهم دیگری نیزدارند(مانند داروهای ضدتشنج). این داروها مانند الکل کندکننده مغزبوده و میتوانند باعث اختلالهای مشابه ناشی از مواد و اختلالهای مصرف موادگردند. مقادیر زیاد داروهای آرامبخش، خواب آور یا ضداضطراب به ویژه اگر همراه با الکل مصرف شوند میتوانند مرگ آور باشند. این داروها را می توان هم با نسخه پزشک هم از منابع غیرقانونی به دست آورد. گاهی اوقات کسانی که این داروها را با نسخه تهیه میکنند احتمال داردآنها را مورد سوء مصرف قرار دهند و برعکس آن، بعضی از افرادی که این مواد را از”بازارسیاه” به دست می آورند به آن ها وابستگی یا سوء مصرف پیدا نمی کنند. داروهایی که آغاز عمل سریع و یا مدت اثرکوتاه تا متوسطی دارند ممکن است بیشتر در معرض سوء مصرف قرارداشته باشند(راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، ۲۰۰۰؛ مترجمان، نیک خو،آوادیس یانس، ۱۳۸۱).
توهم زا
این گروه از مواد متنوع شامل ارگوت [۶۲] و ترکیبهای مربوط به آن(مانند اسیددی اتیل آمیدلایسرجیک یاLSD و دانه های نیلوفر[۶۳])، فنیل الکیل آمینها(مانند مسکالین، دی متوکسی، متیل آمفتامین هم نامیده می شود)، ایندول آلکالوییدها(مانند سایلوسایبین[۶۴]، یادی متیل تریپتامین) و سایر ترکیب های گوناگون است. این گروه شامل فن سایکلیدین و حشیش و ترکیب های فعال آن مانند دلتا نمی شود. هرچند این مواد میتوانند اثرات توهم زا ایجادکنند ولی جداگانه مورد بحث قرارگرفته اند زیرا از نظر سایر تأثیرات روانی و رفتاری تفاوتهای چشمگیری دارند. موادتوهم زا را معمولا به صورت خوراکی مصرف میکنند(راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، ۲۰۰۰؛ مترجمان، نیک خو،آوادیس یانس، ۱۳۸۱).
محرکها
این گروه از داروها به عنوان محرک، ایجادکننده هیجان و انرژی است و موجب تحریک فعالیت سلسله مرکزی اعصاب میگردد. این داروها معمولاً برای افزایش هوشیاری، ایجادتحمل زیاد برای بیدار ماندن به مدتی طولانی، جهت کنترل اشتها و ایجاداحساس نشاط به کار می رود. این گروه داروها در پزشکی مصرف محدودی دارند، محرک ها میتوانند ایجاد وابستگی شدید روانی کنند. به طورمثال وابستگی که به وسیله(کراک) ایجاد می شود، سریع ترین و قوی ترین وابستگی است که معتادحتی نمی توانند برای مدت کوتاه آن راکنار بگذارد و باید مرتباً درحال استعمال آن باشد. مشهورترین مواد و ترکیبات اعتیادآور این گروه آمفتامین ها و فرآورده های کوکا است(راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی،۲۰۰۰؛ مترجمان، نیک خو،آوادیس یانس، ۱۳۸۱).

تعریف متامفتامین
متامفتامین یاکرییستال- مت که به نامهای خیابانی دیگری همچون شیشه نیزمشهور است و در حال حاضر بیشترین ماده روانگردانی است که مورد سوء مصرف قرار میگیرد(شریعتی راد،۱۳۹۰). امروزه برخی ازاین داروها، از جمله آمفتامین ها و ترکیبات وابسته به آن به عنوان مهمترین داروهای صنعتی و شیمیایی مورد سوء مصرف در تمام جهان شناخته شده است. این ترکیبات گرچه قدمت طولانی دارند ولی مسئله سوء مصرف آن پدیده ای نوپاست(اختیاری،۱۳۸۸).
متامفتامین، نخستین بار به سال ۱۸۹۳ میلادی توسط یک شیمیدان ژاپنی به نام ناگایوشی ناگایی تهیه گردید، ساخت فرم کریستالی این ماده، در سال ۱۹۱۹ میلادی و توسط شیمیدان ژاپنی دیگری بنام آکیرا اوگاتا انجام گرفت و پس از آن به مقدار فراوان جهت استفاده ارتش های ژاپنی و آلمانی نازی در جنگ جهانی دوم مورد تولید انبوه قرارگرفت(شریعتی راد،۱۳۹۰).
این دارو در نخستین سالهای جنگ جهانی دوم تا پایان آن، برای حفظ توجه و دقت در خدمه تانک ها وکشتی ها به صورت مشکلات میان سربازان آلمانی توزیع می گردید که به آن “شکلات پرواز” میگفتند و حتی برای افزایش راندمان کاری در بخش صنایع این دارو بین کارگران نیز توزیع می شده است. پس از سقوط هیتلر و دستیابی ارتش متفقین به آزمایشگاههای تحقیقاتی ارتش آلمان نازی، اطلاعات محرمانه تولید این دارو در دست نیروهای متفقین افتاد و روش ساخت آن به”روش نازی”شهرت یافت. و از آن زمان تاکنون به طور قانونی و به نام تجاری رادزوکسین و در ایالات متحده آمریکاتولید می شود(شریعتی راد،۱۳۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبحث چهارم: توقیف ملک مزروعی متعلق این حق از طریق قضائی (با حکم قضائی دادگاه های صالحه)

همان طور که قبلاً نیز به صورت اجمالی بیان شد توقیف حق زارعانه و بالطبع توقیف ملک مزروعی متعلق این حق ممکن میباشد. به دلیل اینکه، حق زارعانه که یک حق دینی و غیر مادی است، وجود (حقوقی) خود را از لحاظ حقوقی از ملک مزروعی که عین مادی و ملموس است .در طول چندین سال آن هم بر اثر مساعی و زحمات وافر زارع مستأجر یا عامل (حسب مورد) أخذ و به منصه ظهور رسانده است. پس قانوناً استحقاق توقیف متعلق حق زارعانه یعنی زمین مزروعی به عنوان أجلی مال مالک یا موجر از طرف صاحب و دارنده این حق یا قائم مقام یا نماینده و یا بستانکار وی وجود دارد. کما اینکه تبصره ماده ۹ لایحه قانونی نحوه ی خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۸ بهمن ماه ۱۳۵۸ شورای انقلاب جمهوری اسلامی در راستای توقیف متعلق حق مذبور میگوید« مالک یا صاحب حق میتواند در صورت عدم پرداخت بها در مدت مذکور(حداکثر تا ۳ ماه طبق ماده ۹ لایحه مذبور) با مراجعه به دادگاه صالحه، درخواست توقیف عملیات اجرائی را تا زمان پرداخت بها بنماید و محاکم صالحه به موضوع خارج از نوبت رسیدگی و حکم لازم صادر می کند و در صورت پرداخت قیمت تعیین شده، بلافاصله رفع توقیف عملیات اجرائی به عمل خواهد آمد.» که نحوه توقیف این امر، نسبت به املاک دارای اسناد رسمی و عادی فرق داشته و به شرح دیل الذکر به بیان نحوه توقیف این اسناد می پردازیم.

گفتار اول: توقیف نسبت به املاک دارای اسناد رسمی
از آنجا که املاک مزروعی دارای اسناد رسمی به لحاظ تنظیم نقل و انتقال آن ها در دفاتر اسناد رسمی، معتبر بوده و از هر گونه خدشه و ایراد الا جعل مصون میباشند طبق ماده ۲۲ ق. ث، آخرین مالک قانونی آن ها مشخص بوده و به سهولت قابل اثبات هستند، توقیف آن ها نیز امکان پذیر میباشد که به شرح ذیل به بیان آن ها می پردازیم. دادگاه با توجه به دادخواست تقدیمی از طرف خواهان، دال بر صدور قرار تأمین خواسته جهت توقیف ملک مزروعی دارای سند رسمی، با تحقق شرایط ذیل، مبادرت به صدور قرار تامین خواسته می کند.
اگر اجاره نامه خواهان رسمی بوده و ایضاً حاکی از حق زارعانه زارع مستأجر باشد، دادگاه بدون ایداع خسارات احتمالی از طرف خواهان، اقدام به صدور قرار تأمین خواسته دال بر توقیف کل ملک مزروعی دارای سند رسمی خوانده (که غیر مشاعی است) می کند و لو اینکه ارزش آن به مراتب بیشتر از خواسته تقویم شده خواهان باشد.
چون که اولاً خواهان، خواسته خود را از کل ملک مذبور که دارای سند مفروز است مطالبه میکند، نه قسمتی از آن. به دلیل اینکه، بر روی کل زمین مذبور کارکرده و به عبارت اخری حق زارعانه نامبرده بر اثر مرغوبیت بخشیدن به کل ملک مزروعی ایجاد شده است. ثانیاً خواهان به تجویز تبصره ماده ۹ لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۸ بهمن ۱۳۵۸ شورای انقلاب جمهوری اسلامی، توقیف عملیات اجرائی را میخواهد ،یعنی جلو هر گونه عملیات بر روی زمین زراعی تا صدور حکم قظعی و پرداخت ارزش کارشناسی شده حق زارعانه، گرفته می شود و الا اگر صرف توقیف با امکان تمتع از آن باشد، از طریق دایره اجرای ثبت نیز میسور و ممکن است.
اما اگر ملک مزروعی دارای سند رسمی مشاعی باشد، بعد از رسیدگی و صدور حکم قطعی یا عندالقتضاء با ایداع خسارت احتمالی، توقیف ملک مذبور ممکن میگردد.
گفتار دوم: نسبت به املاک دارای اسناد عادی
اگر اجاره نامه زارع مستأجر رسمی نبوده یا در صورت رسمی بودن نیز فاقد قید حق زارعانه (حق زارعانه سابق الایجادی یا صرف شناسایی بدوی آن و الا، همان طور که قبلا گفتیم، حق مذبور، طبق شرایط خودش ایجاد میگردد نه با صرف ذکر آن ضمن عقود لازمه.) برای زارع مستأجر باشد و یا ملک مزروعی فاقد سند رسمی بوده و یا در صورت دارا بودن سند رسمی، سند مذبور به نحو مشاعی و جامع حداقل چند قطعه زمین باشد قرار تأمین خواسته یا توقیف اموال، فی البدایه و به سهولت ممکن نبوده بلکه مستلزم ایداع خسارت احتمالی از طرف خواهان و یا رسیدگی به موارد اعلامی و احراز صحت و سقم آن ها میباشد که در صورت اخیرالذکر، ضرورتاً نیازی به توقیف ملک مزروعی جهت تأمین خواسته نبوده و نمی باشد. چرا که تا حکم قطعی نشده، قرار تأمین خواسته بدون ایداع خسارت احتمالی صادر نمی گردد و در صورت قطعیت حکم نیز، بدون ضرورت توقیف بابت تأمین خواسته، بلافاصله اجرائیه صادر و ووفق مقررات اجرائ نیز میگردد.
مبحث پنجم: توقیف ملک مزروعی متعلق حق زارعانه از طریق دوائر اجرای ثبت فقط نسبت به املاک دارای سند رسمی
همان طور که قبلا نیز بیان شد دوایر اجرای ثبت فقط اسناد رسمی یا اسنادی را که در حکم سند رسمی هستند، مانند چک و غیره توقیف و اجرائیه نیز صادر میکنند. در خصوص حق زارعانه نیز هرگاه سند رسمی برای خود حق مذبور و یا سند رسمی اجاره با تصریح به وجود چنین حقی موجود باشد و متعلق حق زارعانه نیز دارای سند رسمی باشدبدون مراجعه به دادگاه و کسب مجوز توقیف با درخواست ذینفع و بدوا با تقویم رسمی آن، اداره ثبت یعنی دایره اجرای ثبت، مبادرت به توقیف اسناد مذکوره (حق زارعانه یا ملک مزروعی هر کدام که مورد درخواست باشد.) می کند. اما این توقیف صرفاً از باب ممانعت از نقل و انتقال قانونی ملک مذبور متمکن از آثار حقوقی بوده و به عبارت اخری تا صدور اجرائیه و اجرای عملی آن، نافی و مانع تصرفات مالک از قبیل زراعت و غیره نبوده و نمی تواند باشد. چونکه توقیف عملیات اجرائی موضوع تبصره ماده ۹ لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظانی دولت مصوب ۱۷ بهمن ۱۳۵۸ شورای انقلاب اسلامی، آنچنان که در مبحث توقیف ملک مزروعی از طریق قضائی بیان شد، صرفاً در صلاحیت محاکم قضائی ذیصلاح بوده و دایره اجرای ثبت در این خصوص، صلاحیت معنونه را ندارند.
به لحاظ اینکه، اداره ثبت نوعاً به تشریفات قانونی و ثبتی اسناد و املاک رسیدگی نموده و الزام و اجبار عملی توسط دادگستری با بهره گرفتن از ضابطین قضائی صورت میگیرد. اما رأساً میتوانند ملک توقیف شده را اجرائ نیز بنمایند. یعنی بعد از توقیف ملک و جری تشریفات قانونی از قبیل صدور ابلاغ و اجرائیه و آگهی فروش مال توقیف شده (ملک مزروعی متعلق حق زارعانه) هرکس که بالاترین قیمت را بر اساس قیمت پایه پیشنهاد دهد، ملک به او فروخته می شود و سند انتقال نیز به نام او تنظیم میگردد. منتهی در صورت امتناع مالک از تحویل زمین، توسط دادگستری ملزم میگردد.
مبحث ششم : اسقاط، تأدیه و انتقال تمام یا قسمتی از حق زارعانه
حق زارعانه نیز همانند سایر حقوق ، خصوصاً حقوق مالی به انحا مختلف قابل زوال است که طی ۲ گفتار ذیل به تبیین از بین رفتن تمام یا قسمتی از حق مذبور و یا عدم استدامه آن می پردازیم :
گفتار اول: ابراء
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موضوعات مطرح شده
عنوان
زمان انجام
محقق
در مطالعه اول ارتباط بین شناسائی استعدادهای بالقوه و موجود در سازمان با انـواع فرصـتهای توسـعه شـغلی(مدیریت جانشین پروری رسمی یا غیررسمی) سنجیده شد. سپس ارتباط بین این ها با تعهد سازمانی از طریق دو متغیر واسطه (عدالت سازمانی، حمایت سازمانی) مـوردبررسی قرار گرفت.

The Impact of Succession Management Systems on Manager Attitudes and Organizational Outcomes
۲۰۰۸
Rebecca
S. Slan
در این کتاب در ۴ بخش به معرفی تاریخچه، تعاریف و مدلهای شایستگی و ارزیابی وضعیت فعلی و نیازهای آینده و چگونگی پر کردن شکاف توسعه ای و در نهایت ارزیابی سیستم مدیریت جانشین پروری پرداخته است
Effective Succession Planning
۲۰۱۰
William
J.Rothwell
جامعه مورد نظر در این تحقیـق ۱۵۳۰ نفر بودند که۴۱۴ نمونه انتخاب و پاسخ ها دریافـت شـد یافته های تحقیق نشان دادند که اگر چه مدیریت جانـشین پروری در دانشگاه مورد نظر پیـاده سـازی شـده بـود، امـا ایـن تلاشها به طور کلی ناکافی بودند . شرکت کنندگان نیاز به بهبود این تلاشها را ضروری دانسته اند
Understanding Succession Planning and Management Efforts at Midwestern University: A Mexed Methods Study
۲۰۱۰
Peter E. E.
Mateso
هدف از این پژوهش پاسخ به سؤالات زیر است:
۱- آیا مدیریت جانشین پروری در کاهش زمان بحران های اقتصادی مؤثر بوده است؟
۲- چگونه سازمانها از طریـق مدیریت جانشین پروری میتوانند زمان بحرانها را کوتاه کنند؟
۳ـ آیا یک برنامه مدیریت جانشین پروری موفق حتی در دوره بحرانها هم میتواند ادامه یابد؟
An Examination of Succession Management in Organizations During Times of Jacqueline 2010 Economics Crisis
۲۰۱۰
Jacqueline S. Fairney
(هادیزاده مقدم و سلطانی، ۱۳۹۰، ۵۶).

موضوعات مطرح شده
عنوان
زمان انجام
محقق
هدف از این مقاله پژوهشی ارزیابی مدل مسیر ارتقا رهبری برای توسعه مدیران از طریـق بررسی تغییرات شایستگیهای افراد در سطوح شـغلی از پائین بـه بالا بوده است. نتیجه تحقیق نـشان داد بـا اسـتفاده از ایـن مدل، سازمان قادر خواهـد بـود بهترین افـراد را تحت مناسبترین آموزشها قرار داده و مسیر ارتقا مناسب با آن ها را آماده سازد.
Leadership competencies across organizational levels: a test of the pipeline model
۲۰۱۱
Guangrong
Dai, King
Yii Tang,
Kenneth P.
De Meuse
در این مقاله، نویسنده در مورد سه اصل پیاده سازی یک برنامه مدیریت جانشین پروری مؤثر بحث میکند. شناسائی جانشینان و رهبران بلقوه توسعه و متعهد کردن کارکنان برای رهبری حفظ کارکنان توسعه یافته
The Case for Succession Planning
۲۰۱۱
Jodi Chavez
(هادیزاده مقدم و سلطانی، ۱۳۹۰ ، ۵۷).
فصل سوم
روششناسی تحقیق
۳ ـ ۱ ـ روش تحقیق
به طور کلی روشهای تحقیق در علوم رفـتاری را میتوان با توجه به دو ملاک تقسیم کرد. الف)هدف تحقیق و ب) نحوه گردآوری داده ها (دلاور، ۱۳۸۰، ۲۰۳)
۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ روش تحقیق بر حسب هدف
پژوهش حاضر، تحقیقی کاربردی است و به قصد کاربرد نتایج یافتههایش برای حل مشکلات خاص درون سازمانها انجام می شود و تلاشی برای پاسخ دادن به یک معضل ومشکل عملی است که در دنیای واقعی وجود دارد، بنابرین هدف از تحقیق حاضر توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است، لذا تحقیق از نظر هدف، کاربردی است
تحقیقات علمی بر حسب هدف به سه دسته تقسیم میشوند:
تحقیقات بنیادی: هدف تحقیق بنیادی، آزمون نظریه ها، تبیین روابط بین پدیدهها و افزودن به مجموعه دانش موجود در یک زمینه خاص میباشد. در تحقیق بنیادی نظریه ها مورد بررسی قرار گرفته و تأیید، تعدیل یا رد میگردند. با تبیین روابط میان پدیده ها، تحقیق بنیادی به کشف قوانین و اصول علمی می پردازد. با این اهداف، تحقیقات بنیادی درصدد توسعه مجموعه دانسته های موجود درباره اصول و قوانین علمی است. این نوع تحقیقات نتیجهگرا بوده و در رابطه با نیازهای تصمیم گیری انجام نمی شود.
تحقیق کاربردی: هدف در این نوع تحقیق توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. تحقیق کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت میشود.
تحقیق و توسعه: این نوع تحقیق به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرآورده آموزشی (روشها و برنامه های آموزشی) انجام میشود. هدف اساسی این نوع تحقیقات تدوین یا تهیه برنامه ها و طرحها میباشد به طوریکه ابتدا موقعیت نامعین خاصی مشخص شده و بر اساس یافته های پژوهشی، طرح یا برنامه ویژه آن تدوین و تولید میشود (سرمد و همکاران، ۱۳۸۳، ۷۹).
۳ـ ۱ ـ ۲ ـ روش تحقیق بر حسب نحوه نحوه گردآوری اطلاعات
به طور کلی تحقیقحاضر از نظر ماهیت و هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، یک تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و از نظر شیوه اجرا میدانی (پیمایشی) میباشد.
تحقیقات علمی بر حسب نحوه گردآوری اطلاعات به دو دسته تقسیم میشوند:
تحقیق آزمایشی: در روش آزمایشی، برای ارزشیابی تأثیر متغیر مستقل، پژوهشگر آن را اجرا و دستکاری میکند و با بهره گرفتن از شیوه های مختلف کنترل، مشاهده و اندازه گیری نتایج آزمایش به معلول پی میبرد. کنترل عوامل مختلف در تحقیق آزمایشی موجب میشود که محقق بتواند تأثیر عوامل دیگر را از عامل مورد نظر جدا کند و تأثیری را که مشاهده کردهاست به متغیر مورد آزمایش نسبت دهد (دلاور، ۱۳۹۰، ۲۱۱).
تحقیق توصیفی: اجرای تحقیق توصیفی میتواند برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد. تحقیق توصیفی شامل جمع آوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سؤالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع، مطالعه میشود (خاکی، ۱۳۸۷، ۱۰۴). مطالعه توصیفی برای تعیین و توصیف ویژگیهای متغیرهای یک موقعیت صورت میگیرد. از این رو، هدف هر مطالعه توصیفی عبارت است از تشریح جنبههایی از پدیده مورد نظر پژوهشگر و با دیدگاهی فردی، سازمانی، صنعتی و نظایر آن (سکاران، ۱۳۹۰، ۱۲۴-۱۲۳).
۳ ـ ۲ ـ جامعه آماری تحقیق
جامعهآماری این پژوهش کلیه مدیران ارشد شرکت نفت استان تهران میباشند. با توجه به اینکه جامعه آماری این تحقیق شرکتهای نفت میباشد نمونه گیری این تحقیق دو مرحله ای است به این ترتیب که در ابتدا به صورت تصادفی از بین کل شعبات شرکت نفت موجود در شهر تهران (تعدادشان ۸۰ مورد است) چند مورد را انتخاب کرده و سپس آمار تعداد کل مدیران این شرکتها را به دست آورده و از طریق جدول مورگان حجمنمونه به تعداد ۶۶ نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی پرسشنامه در بین آن ها توزیع خواهد شد.
۳ ـ ۳ ـ پایایی پرسشنامه:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
« و اگر پیراهن یوسف از پشت سر دریده پس زن دروغگوست و یوسف از راستگویان است و چون شوهر دید که پیراهن از پشت سر دریده است گفت این از مکر شما است که مکر و حیله زنان بسیار بزرگ و حیرت انگیز است. شوهر که حقیقت را دریافت یوسف را گفت که ای پسر از این درگذر و زن را گفت از گناه خود توبه کن تو مرتکب خطای بزرگی شدهای و سخت از خطاکاران گردیدی.»

در این زمینه اهمیت علم قاضی به درجه ای است که « در مقام تعارض بین شهادت شهود و امارات قضایی جانب اماره را باید ترجیح داد زیرا قاضی از اماره قضایی مستقیماً اطمینان حاصل میکند در حالی که استماع گواهی برای وی (بجای ایجاد علم) فقط ایجاد ظن میکند آنهم آگاهی به طریق غیر مستقیم.»[۲۹] در حقوق عرفی قرائن و امارات بر دو نوع است: قرائن قانونی و قرائن وجدانی. قرائن قانونی آن است که قاضی نمی تواند در تصمیمگیریها از آن چشم پوشی کند مانند اماره سن قانونی برای بلوغ دختران و پسران.

قرینه وجدانی یا اقناعی آن است که در شناخت و بررسی یک رویداد مورد استناد قرار میگیرد و قاضی را مساعدت می کند تا وی پیوندی میان کشف جرم و آن اماره بیابد و ناشناخته ای را به واسطه آن شناسایی نماید مثلاً چنانچه انسانی با چاقوی خون آلود از خانه بیرون آمده و به سرعت فرار کند و نشان خوف و هراس در وی مشاهده گردد و مشاهده کنندگان در آن لحظه وارد خانه شده و مقتول را بیابند و در آن خانه فرد دیگری نباشد می توان آن شخص را قاتل فرض کرده و تصور خودکشی منتفی است و قابل ترتیب اثر نمی باشد.
در حقوق اسلام نیز قرائن یا شرعی هستند یا موضوعی. قرائن شرعی داراینص بوده و شارع مقدس به روشنی آن ها را بیان نموده و قاضی ملزم به رعایت آن ها میباشد مانند اقرار متهم یا شهادت شهود یا متصرف مال منقول بودن. البته این ها در صورتی لازم الرعایا میباشند که علم برخلاف آن وجود نداشته باشد.
قرائن موضوعی آن است که دانستن آن برای هرکسی که بدان دلالت کند ملازمه عقلی دارد مانند سارق مدارکی ارائه نماید که دال بر وجود وی در محل دیگری غیر از محل سرقت در زمان سرقت. قرائن موضوعی گاهی علم و یقین به همراه نداشته بلکه تنها ممکن است ایجاد ظن در شخص بنماید که در اینصورت فقط به عنوان راهگشا عمل کرده و موضوع باید به اثبات رسیده سپس حکم قضیه صادر می شود.
امارات قانونی و قضایی یا همان وجدانی دارای چند ویژگی هستند که ابتدا ویژگی امارات قانونی مطرح میگردد سپس امارات قضایی. ویژگی امارات قانونی عبارت است از: اولاً تعداد این امارات محدود و معین است زیرا این امارات از طریق قانون مشخص می شود. ثانیاًً امارات قانونی مبتنی بر ظن نوعی هستند و در بسیاری اوقات شبیه به اصول عملیه میباشند و همیشه کاشف از واقع نمی باشند اما بایستی توجه داشت این امارات تا زمانی که دلیلی برخلاف آن آورده نشود کاملاً معتبر است و موجب علم برای قاضی میباشد. ثالثاً امارات قانونی به نفع صاحب آن همیشه دلیل هستند و بار اثبات دعوی در این خصوص بر عهده کسی است که اماره برخلاف نظر وی دلالت می کند. اما ویژگی امارات قضایی یا وجدانی این است که اولاً تعداد این امارات نامحدود میباشد و تعداد مشخص و معینی ندارند چرا که در هر دعوای خاصی، اماره قضایی نیز ممکن است وجود داشته باشد. ثانیاًً درجه اعتبار و ارزش امارات قضایی به نظر قاضی وابسته است و دادرس در صورتی که با آن امارات به اقناع وجدانی و اطمینان درونی دست یابد میتواند در آن خصوص اقدام به صدور حکم نماید. ثالثاً امارات قضایی مبنی بر ظن موردی است نه نوعی یعنی اینکه امارات میتوانند در خصوص هر دعوای خاصی مطرح شوند هرچند ممکن است جنبه غلبه و ظاهر نیز نداشته باشد.
ناگفته پیدا است که قاضی برای کشف حقیقت لازم است پرونده را از هر جهت مطالعه و بررسی کرده و پس از حصول قطع و یقین، اقدام به صدور رأی نماید.
گفتار چهارم: کارشناسی
نظر اهل فن در تشخیص موضوع را کارشناسی میگویند لذا دادگاه نمی تواند برای تشخیص حکم یا تفسیر مواد قانونی مجمل یا ناقص از کارشناسی استفاده کند بلکه فقط در موضوعات فنی و پیچیده که از دادرس نمی توان انتظار داشت که بر تمامی این امور آگاه و مسلط باشد و بتواند بر اساس آگاهی و علم خویش حکم صادر نماید میتواند به درخواست طرفین یا با تشخیص خود، با صدور قرار ارجاع امر به کارشناس، نظر اهل فن و خبره را استعلام کند. بنابرین هرگاه تشخیص موضوعی به اظهارنظر متخصص یا کارورز در رشتهای نیاز پیدا کند از کارشناس بهره می گیرند همان گونه که کارشناس در حقوق عرفی و روش های حقوقی جهان کاربرد بسیاری دارد. در حقوق اسلامی نیز کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است و با پیشرفت تکنولوژی و تخصصی تر شدن رشته ها، نیاز به کارشناس متخصص بیشتر شده است مانند تشخیص جعلی بودن سند یا تشخیص علت حادثه.
البته بایستی گفت که کشف جرم و جمع آوری دلایل علیه فرد مشخص به عنوان متهم جرم از وظایف دادستانهاست. امروزه از طریق علم و با کمک میکروسکوپ، دوربینهای عکاسی بخصوص دوربینهای نوری، آزمایشات خونی، آثار انگشت و لکهها و سیستم میکروبیولوژی انواع و اقسام روشهای شیمیایی و آناتومی و علوم طبیعی و روشهای روانشناسی میتوان محل وقوع جرم را کاملا و به صورت دقیق بررسی و مجرم را شناسایی کرد. بدیهی است کارشناسان فنون و علوم مختلف میتوانند در زمینههای گوناگون، پلیس علمی را در ارتباط با کشف جرایم یاری کنند ماحصل کلام آنکه «کشف علمی جرایم» در محاکم کیفری و نزد قضات جنایی باید بیش از پیش جایگاه والای خود را پیدا کند.
در حقوق موضوعه در مواردی که نیاز به اظهارنظر فنی راجع به امری وجود داشته باشد بایستی قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و اصدار رأی پس از اظهارنظر کارشناس صورت بگیرد و تنها در امور عادی که تشخیص عادی کفایت میکند، قاضی خود میتواند رأساً اظهارنظر کند.
در رابطه با مواردی که نیاز به اظهارنظر کارشناس وجود دارد حکم شماره ۳۶۶۴ مورخ ۲۶/۱/۱۳۲۴ دادگاه انتظامی قضات میگوید: «چون تعیین اجرت المثل هر ملکی از امور فنی و محتاج به اعمال نظر کاشناس است حتی اگر حاکم محکمه نیز خود دارای تخصص فنی بوده و قادر به تشخیص باشد در این قبیل از موارد که جلب نظر کارشناس لازم است می بایست از اظهارنظر خویش خودداری کرده و تعیین میزان آن را به کارشناس محول سازد و با عدم توافق طرفین در میزان اجرت المثل مبادرت به اصدار حکم بر میزان معینی بدون مراجعه قبلی به کارشناس تخلف است.»
لذا به موجب این حکم قضات صریحاً از اظهارنظر پیرامون مسائلی که تخصصی و فنی میباشند ممنوع شدهاند، گرچه خود دارای چنین تخصصی باشند.
مواردی که به عنوان کارشناسی میتوان گفت پزشکی قانونی است که رشته مهمی از علم پزشکی است که می تواند به دستگاه عدالت کمک مؤثر و رهنمونهای لازم را بنماید و مقامات قضایی را از اشتباه باز دارد و کشف و علل بسیاری از جرائم را آشکار سازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حرمت به خود – خودپنداره – اعتماد به نفس[۷۹]
خودپنداره یعنی من کی هستم؟ باورهای اختصاصی که به واسطه آن شما خودتان را تعریف میکنید (مایرز[۸۰]،۲۰۰۵). خودپنداره ارزیابی کلی است که فرد از شخصیت خود دارد. به عبارت دیگر درکی است که فرد از خویشتن به دست آورده است. در حالی که حرمت به خود، قضاوتهای ارزشی را در مورد درک از خود در بر میگیرد (اسلامینسب، ۱۳۷۳؛ به نقل از شریفی، ۱۳۹۰). در واقع خودپنداره بر مجموعه منظمی از نگرشها و تصورات فرد درباره خویش دلالت دارد که به فرد انسجام بخشیده و به ارزیابی وی از خودش کمک میکند (اسیون، ۲۰۰۳؛ به نقل از شریفی، ۱۳۹۰).

حرمت به خود واجد دو بخش پیوسته به هم میباشد، یکی تکیه کردن، واگذار نمودن و اطمینان داشتن و دیگری (خود). بنابرین حرمت به خود یعنی اطمینان کردن به خویشتن(آتش پور و آقایی، ۱۳۸۴). در ساختن حرمت به خود شناخت خود منجر به پذیرش خود، پذیرش خود منجر به سعی در ابراز وجود و ابراز وجود منجر به شکوفایی توانایی و شکوفایی توانایی منجر به افزایش حرمت به خود میشود (لیندن فیلر، ترجمه اصغرپور،۱۳۸۲).

حرمت به خود واقعی مثل اعتماد به خود نیست، اعتماد به نفس بر اساس دانش استوار است که میگوید شما در یک فعالیت، احتمالاً موفق خواهید بود، چرا که در فعالیتهای مشابه در گذشته موفق بوده اید، برعکس حرمت به خود عبارتاست از توانایی دوست داشتن و احترام به خود چه به هنگام شکست و چه به هنگام پیروزی (برنز، ترجمه کربلایی نوری ، ۱۳۸۵).
حیطههای پنجگانه حرمت به خود
-
- حیطه اجتماعی: حیطه اجتماعی احساسات کودک را در مورد خویش به عنوان دوست دیگران شامل میشود. آیا سایر بچه ها او را دوست دارند، آیا به عقایدش احترام میگذارند، او را در فعالیتهای خودشان شرکت میدهند ؟ آیا او از برخوردها و روابطش با همسالان خویش احساس رضایت میکند، کودکی که نیازهای اجتماعی او ارضاء شده باشد (صرف نظر از اینکه چقدر این نیازها با مفاهیم سنتی[۸۱] از محبوبیت مطابقت دارند) از این جنبه خود احساس رضایت خواهد کرد (پوپ، ۱۹۸۹؛ ترجمه تجلی، ۱۳۸۳).
-
- حیطه تحصیلی: زمینه تحصیلی به ارزیابی کودک از خود به عنوان دانشآموز مربوط میشود. این امر تنها ارزیابی سادهای از توانایی و موفقیت تحصیلی نیست، چون همه بچه ها که نمیتوانند شاگرد اول باشند. بلکه این کار نمونهای از حالتی است که کودک تصمیم میگیرد (بقدر کافی خوب ) باشد. اگر کودک به تمام معیارهای موفقیت و تحصیلی دست یابد (که طبیعتاً این معیارها به وسیله خانواده، دوستان و معلمان شکل میگیرد) احترام به خود او مثبت خواهد بود (پوپ، ۱۹۸۹؛ ترجمه تجلی، ۱۳۸۳).
-
- حیطه خانوادگی: احترام به خود خانوادگی، احساسات کودک را نسبت به خود به عنوان عضوی از خانواده منعکس میسازد. کودکی که احساس میکند عضو با ارزشی از خانواده خود است، وظیفه خود را به نحو احسن انجام میدهد، و به لحاظ محبت و احترامی که از والدین، خواهران و برادرانش دریافت میکند، احساس امنیت کرده و احترام به خود مثبتی در این زمینه پیدا میکند (پوپ، ۱۹۸۹؛ ترجمه تجلی، ۱۳۸۳).
-
- حیطه تصویر بدنی: تصویر بدنی، ترکیبی از ظاهر جسمانی و قابلیتهای بدنی است. احترام به خود کودک در این زمینه، بر اساس رضایت خاطر او از این امر است که بدنش چگونه به نظر میرسد و عمل میکند. نوعاً دخترها بیشتر نگران ظاهر خود هستند و پسرها نگران توانایی ورزشی، البته این امر ضرورتاً در مورد تمام بچه ها صدق نمیکند، امروزه نقشهای سنتی در مورد کودکان در حال تغییر است.
- حیطهکلی: احترام به خود کلی، ارزیابی جامعتری از خود است و بر اساس ارزیابی کودک از اکثر خصوصیات خودش میباشد. احترام به خود کلی در احساساتی از قبیل اینکه من فرد خوبی هستم یا اینکه من اکثر خصوصیات خودم را دوست دارم جلوه گر میشود (پوپ، ۱۹۸۹؛ ترجمه تجلی، ۱۳۸۳).
تاثیر حرمت به خود بر زندگی
حرمت به خود در زندگی ما به طرق زیر تاثیر میگذارد:
الف) در چگونگی فکر، عمل و احساس ما در مورد خودمان.
ب) در چگونگی موفقیت ما در رسیدن به اهدافی که در زندگی تعیین میکنیم. بنابرین:
حرمت به خود بالا این احساس را در ما ایجاد میکند که مؤثر، خلاق، بارور و دوست داشتنی و آماده برای عمل باشیم. اما حرمت به خود پایین این احساس را میتواند در ما به وجود آورد که غیر مؤثر، بی ارزش، منزجرکننده و نالایق هستیم (آقایی و آتش پور،۱۳۸۴). بی تردید حرمت به خود پایین را میتوان تغییر داد به شرط آنکه:
الف) جازه ندهیم شکستهای گذشته ما را متوقف ساخته و ما را به عقب برگرداند.
ب) یاد بگیریم خود را ملزم نماییم که درباره خویشتن به صورتی مطلوب و صحیح فکر کنیم (آقایی و آتش پور،۱۳۸۴).
رشد حرمت به خود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱-۱ توجه رسانه ها [۲۳]
شهرت و آوازه سازمان از جمله مسائلی است که در تحقیقات اخیر با توجه فزاینده ای از سوی مدیریت استراتژیک مواجه شده است. شهرت و اعتبار را می توان در زمره مهم ترین دارایی های نامحسوس سازمان که دستیابی به مزیت رقابتی را برای سازمان در پی دارند، تلقی نمود(محمدی ،۱۳۹۰). “هال” (۱۹۹۲) بیان میکند که شهرت و آوازه سازمان جزء سیزده دارایی ناملموس مهم سازمان قرار دارد.


شهرت و آوازه سازمان را می توان به عنوان نحوه ارزیابی ذینفعان از سازمان تعریف کرد. اعتبار و آوازه سازمان از تعامل میان سازمان و ذینفعان و جریان اطلاعاتی که اطلاعات مربوط به سازمان را در اختیار ذینفعان قرار میدهد، حاصل می شود. ذینفعان سازمان گروههای مختلفی نظیر ، مشتریان، عرضه کنندگان ، آژانس های دولتی، گروههای خاص علاقه مند ، کارکنان سازمان و … را در بر میگیرد.
تحقیقات نشان دادهاند که رسانه ها نقشی قابل توجهی را در شکل دهی به افکار و عقاید عمومی و بهبود تصویر سازمان در سطح جامعه ایفا میکنند و این مسئله بر مبنای تئوری برجسته سازی قابل توجیه است (Deephouse , 2000: 1091) . برجسته سازی[۲۴] اصطلاحی است که برای توصیف روش هایی به کار گرفته می شود که رسانه ها به مدد آن ها ، آگاهانه و یا غیر عمدی مباحثه و آگاهی عمومی را ساخت مند میکنند.
رسانه های جمعی از آغاز به عنوان یکی از نهادهای مؤثر و مهم در جوامع نقش آفرینی کردهاند و در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی اعم از اقتصاد ، سیاست، فرهنگ و … اثر گذار بوده اند. این اثر گذاری در یکی دو دهه اخیر به حدی رسیده که توجه مدیران و متولیان امور جوامع را به خود جلب کرده و آن ها را در جست وجو برای یافتن شیوه های مؤثر و کار آمد مدیریت و راهبری این دستگاه های عظیم به تکاپو انداخته است. امروزه موضوع مشتری مداری برای سازمان ها از اهمیت خاصی برخوردار شده است. برای این منظور شرکت ها و سازمان ها در امور مربوط به تبلیغات و روابط عمومی خود سرمایه گذاری چشم گیری انجام میدهند و یکی از ابزارهای مهم و در واقع مهم ترین ابزار برای این منظوراستفاده از رسانه های جمعی و قدرت نفوذ و تاثیرگذاری آن ها در لایههای مختلف جامعه است. با توجه به چنین مسئله ای برداشت عده ای از مدیریت رسانه نحوه تعامل و ارتباط سازمان ها با رسانه های مختلف و نحوه به کارگیری بهینه آن ها در جهت اهداف و منافع سازمان است. به عبارتی دقیق تر، هنر ساماندهی و تنظیم بهینه و مؤثر ارتباط بین سازمان با رسانه های جمعی و بهره گیری از ظرفیت های رسانه ای در راستای اهداف و سیاست های اطلاع رسانی سازمان به مدیریت رسانه ای تعبیر می شود.

تعامل مؤثر با رسانه ها مزایای بسیاری برای سازمان در پی دارد. به عنوان مثال می توان برای تبلیغات از ظرفیت های رسانه ای استفاده کرد، یا در مواقع بحرانی و زمانی که حیثیت، اعتبار و شهرت سازمان خدشه دار می شود با بهره گرفتن از قدرت اطلاع رسانی و تبلیغی آن ها از بحران کاست و حتی آن را به فرصت هایی برای سازمان مبدل ساخت (روشندل ، ۱۳۸۵) .
به طور کلی رسانه یک کارگزاری واسطه ای است که امکان میدهد ارتباطات اتفاق بیافتد. در معنایی دقیق تر، رسانه تحولی فن آورانه است که بر کانال ، برد و یا سرعت ارتباطات می افزاید. هر رسانه میتواند کدها را در امتداد یک یا چند کانال منتقل کند. اما این کاربرد واژه رسانه به تدریج رنگ می بازد و این واژه هر چه بیشتر به رسانه های فنی و به خصوص رسانه های گروهی محدود می شود . گاهی از این واژه برای اشاره به ابزار ارتباطات استفاده می شود اما واژه رسانه بیشتر به شکل های فنی اشاره دارد که این ابزارها به کمک آن ها فعلیت بخشیده میشوند. (رئیسی زاده، ۱۳۸۵) .
برجسته سازی در مرحله نخست به این پرسش می پردازد که رسانه ها چه موضوعاتی را به مخاطبان عرضه میکنند و در مرحله دوم این پرسش مطرح می شود که اطلاعات در خصوص این موضوعات چگونه ارائه می شود. بررسی” مک کومبز و شاو” در سال ۱۹۷۲ اولین پژوهش انجام شده درباره برجسته سازی است ، اگرچه هنگامی که این بررسی انجام شد این فکر که رسانه ها اولویت همگان را تعیین میکنند تازه نبود. کارکرد برجسته سازی رسانه را گرایش رسانه ها به تاثیر گذاشتن بر آنچه مردم مهم تلقی میکنند، توصیف کردهاند. “راجرز و دیرینگ”[۲۵] برجسته سازی را چنین تعریف میکنند: “فرا گردی که به واسطه آن رسانه های جمعی اهمیت نسبی موضوعات و تاثیرات گوناگون را به مخاطب منتقل میکنند”. اولویت بندی[۲۶]، فهرستی از موضوع ها و رویدادهایی است که در یک نقطه زمانی بر حسب سلسله مراتب تنظیم شده اند. رویدادها را وقایع معین و محدود به زمان و مکان تعریف کردهاند و” موضوع ها” رشته- ای از رویدادهای مرتبط به هم هستند (دهقان ۱۳۷۶) .
تحقیقات پیشنهاد میکند که رسانه دانش و عقاید عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. به خصوص تئوری بر جسته سازی که پیشنهاد میکند پوشش رسانه ای برخی موضوعات، آن ها را در نظر عموم برجسته می کند. (Mac Combs & Shaw, 1972 : 180)
این امکان که رسانه ها میتوانند عموم را تحت تاثیر قرار دهند ریشه در تحقیقات لیپمن (۱۹۹۲) دارد. برخی تحقیقات دیدگاهی در سطح خرد را اتخاذ کرده و اثر رسانه ها بر افراد را بررسی میکنند. اخیراًًٌ ، فراتر از برجسته کردن موضوعات، تئوری برجسته سازی به سمت بیان اثرات رسانه ها بر نگرش ها و رفتارها و نفوذ رسانه ها بر ساخت اجتماعی حقایق حرکت میکند. این فرض که رسانه ها دانشی و عقاید عمومی را تحت تاثیر قرار میدهند از طریق تاثیر آن ها بر شهرت و اعتبار[۲۷] سازمان ها ، امکان پذیر است. (Deephouse , 2000: 1100)
سازمان ها اطلاعات مربوط به ویژگی ها و فعالیت های خود را از طریق رسانه ها مخابره میکنند. رسانه ها به طور فزاینده نقش مهمی را در رابطه با نحوه ارزیابی ذینفعان از سازمان ایفا میکنند و نقش آن ها در زمینه تکمیل اطلاعات مربوط به استراتژی ها و عملکرد سازمان ها به طور مستمر رو به افزایشی است. امروزه رسانه به عنوان ابزاری جهت رسیدگی دقیق و ارزیابی استراتژی ها ، فرایندهای تصمیم گیری مدیران سازمان و مسئولیت های اجتماعی سازمان ها مورد توجه ذینفعان سازمان قرار دارند. (Hatch & Schultz , 2002: 358)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– اولیویا لوپزمارتینزورامون مارتین(۲۰۱۰) از دانشگاه مورسیا پژوهشی تحت عنوان سبک های تفکرو خلاقیت انجام دادند.هدف کلی ازاین پژوهش بررسی رابطه بین سبک های تفکر و خلاقیت است. پرسشنامه سبکهای تفکر(TSI) ازاسترنبرگ و واگنروآزمون هوش خلاق (CREA) Carlini و همکاران با یک نمونه از ۲۳۷ دانش آموز متعلق به دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی در دانشگاه از مورسیا اجرا شد. این تحقیق از طریق تجزیه و تحلیل مقایسه ای بین دانش آموزان انجام شده است. نتایج تفاوت معنی داری را بین بسیاری از دانش آموزان خلاق نشان میدهد. افراد خلاق تمایل بیشتری به استفاده از سبک تفکر قانونی دارند که با نظزیه خود روانی استرنبرگ همسویی نشان میدهد نشان میدهد.

و در پژوهشی دیگر که توسط لی فانگ ژانگ و پل هیگینز(۲۰۰۸) با عنوان قدرت پیشبینی متغیرهای اجتماعی برای سبکهای تفکر در میان بزرگسالان در محل کار یادگیری و تفاوت های فردی انجام شد که هدف از این مطالعه بررسی قدرت پیشبینی متغیرهای اجتماعی برای سبکهای تفکر در میان بزرگسالان در محل کار بوده است. یکصد و هفده نفر از پرسنل مدیریتی (بین سنین ۱۸ و ۵۵ سال) در انگلستان پاسخ به سبکهای تفکر پرسشنامه تجدید نظر شده بر اساس نظریه استرنبرگ از دولت خود و به پرسش های روحی در مورد دو گروه از متغیرهای اجتماعی: آشکار و پنهان. متغیرهای آشکار شامل مشخصات دموگرافیک و محیط کار فعلی، در حالی که متغیرهای پنهان مربوط به محیط کار درک و تواناییهای خود دارای امتیاز بودند. نتایج نشان داد که متغیرهای اجتماعی پنهان قوی تر از متغیرها در پیشبینی سبک های تفکر آشکار بودند. مفاهیم این یافته ها این برای نیروی کار مدیریتی عادی، مدیران، مشاوران سازمانی، و برای مربیان مورد بحث قرار گرفته است.

– ویگیو فن(۲۰۱۲) پژوهشی را با موضوع مقایسه تجربی از انعطاف پذیری در استفاده از سبکهای تفکر در محیط های یادگیری سنتی و فرارسانه پژوهشی اصیل مهارتهای تفکر و خلاقیت هدف آموزشی آزمایش بود برای بررسی انعطاف پذیری در استفاده از سبکهای تفکر در محیط های یادگیری سنتی و فرارسانه، و اگر یک محیط یادگیری فرارسانه دارای مزایای آشکار از یک محیط سنتی در تطبیق به دانش آموزان با سبک های مختلف تفکر است. دانشجویان دانشگاه شرکت کننده از شانگهای، روابط عمومی چین در زمان دوره روانشناسی عمومی روانشناسی توسط یک معلم آموزش داده شده. یک صد و هفت نفر علم و یک صد و سی و یک دانش آموز علوم اجتماعی به ترتیب در گروههای آموزشی سنتی و فرارسانه ها واگذار شد. نتایج نشان داد که استفاده از سبک های سلسله مراتبی، اجرایی، محافظه کار، و سلطنت افزایش یافته بود، در حالی که استفاده از سبک های محلی با توجه به محیط های آموزشی سنتی کاهش یافت. استفاده از قوه قضائیه و سبک لیبرال، افزایش یافته بود در حالی که استفاده از سبک قانونگذاری با توجه به محیط فرارسانه تضعیف شد. علاوه بر این، اثرات قابل توجهی از تفاوت نظم و انضباط در استفاده از سبک تفکر فرد در محیط های آموزشی سنتی یافت شد. به طور خاص، در داخل چهار چوب از محیط های یادگیری سنتی، استفاده از سبک سلسله مراتبی افزایش در میان دانشجویان علوم، در حالی که استفاده از سبک های محلی کاهش علوم اجتماعی در میان دانش آموزان است. این مطالعه که یک محیط یادگیری فرارسانه بهتر از سنتی واضح است که در انطباق دانش آموزان محیط زیست با سبک های مختلف تفکر است را پشتیبانی نمی کند. مفاهیم آموزش و یادگیری مورد بحث قرار گرفته است.
– پژوهشی با عنوان مقایسه سبک های تفکر معلمان پیش دبستانی آینده نگر و انواع هوش توسط بکرنا و آتی آداک (۲۰۱۰) در دانشکده مرمره انجام شد. این مطالعه با هدف تعیین سبک های تفکر و انواع هوش از معلمان پیش دبستانی آینده نگر وبررسی رابطه بین این سبک تفکر و انواع هوش انجام شد. نمونه ای ۷۵نفری از معلمان درجه اول از وزارت آموزش و پرورش پیش دبستانی در دانشگاه مرمره تحصیل میکردند در این مطالعه شرکت داشته اند. به این نتیجه رسیدند که سبک تفکر ترجیح داده شده در میان خرده مقیاس های سبک تفکر قانونگذاری بود است و فقط یک گروه سبک سالارانه را ترجیح دادهاند. هوش غالب در میان معلمان آینده نگر هوش کلامی زبانی بود.
-
- گریگورنکو و استرنبرگ (۱۹۹۷) نشان دادهاند که بین سبک های تفکر و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؛ بدین معنی که سبک های قانون گذارانه و قضایی، از یک سو ، و نمرات آزمون پایان ترم تحصیلی و پروژه های انفرادی، از سوی دیگر، به هم همبسته اند.
- محمد البایلی در کالج امارت متحده عربی پژوهشی با عنوان تفاوت در سبکهای تفکر در میان در میان دانش آموزان سطح پایین، متوسط و بالا انجا م داده است.که هدف از مطالعه حاضر بررسی تفاوت در سبک تفکر در میان دانشجویان سطوح کم، متوسط، و بالا در کالج امارات بوده است که برای ارزیابی دانش آموزان از پرسشنامه سبکهای تفکر استفاده شد است. نتایج نشان داد که دانش آموزان کم اجرایی به طور معنی داری کمتر به ثمر رساند، سلسله مراتبیchicalهرج و مرج محلی، محافظه کار، و داخلی سبک،. کم دستیابی به دانش آموزان به ثمر رساند به طور قابل توجهی بالاتر سبک های قانونگذاری، گروه سالارانه، و لیبرال. تجزیه و تحلیل تفکیک نشان داد که محافظه کار و اجرایی سبک های تبعیض آمیز ترین عوامل که کم دانش آموزان از خود را بالا دستیابی به جدا همسالان.
فصل سوم:
روش پژوهش
مقدمه
در این فصل در مورد طرح تحقیق به تفصیل توضیح داده شده است. نخست توضیحاتی در مورد نوع تحقیق داده شده و سپس ابزارهای تحقیق، اصلاح آن ها، ایجاد پایایی در آن و کنترل های که در ابزار تحقیق و اجرای آن صورت گرفته است، تا داده های مناسب و معتبری جمع آوری شود تشریح شده اند. حجم نمونه انتخاب، نحوه ی انتخاب آن ها، منابع، روش های جمع آوری داده های آماری که در تجزیه و تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفته اند، به دقت توصیف شده اند که در اینجا به تعریف و تشریح هر کدام می پردازیم.
۳-۱- روش تحقیق
این تحقیق از نوع کاربردی است و با در نظر گرفتن موضوع پژوهش که بررسی رابطه بین سبک های تفکر و نوآوری سازمانی در بین کارکنان اداری دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی۹۲-۹۱ است، روش تحقیق این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی میباشد. تحقیق حاضر توصیفی است زیرا هدف آن توصیف عینی، واقعی و منظم خصوصیات یک موقعیت یا یک موضوع است. هومن (۱۳۷۳) معتقد است که تحقیق توصیفی به منظور توضیح سیستماتیک، عینی و دقیق وقایع و خصوصیات مورد نظر یا موضوع مورد علاقه صورت میگیرد. همچنین روش تحقیق حاضر همبستگی است، زیرا هدف و روش تحقیق همبستگی، بررسی رابطه بین متغیرهای موجود در تحقیق است یا به عبارتی دیگر؛ مطالعه حدود تغییرات یک یا چند متغیر با یک یا چند متغیر دیگر است.
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی میباشد زیرا به بررسی مبانی نظری سبک های تفکر و نوآورری سازمانی پرداخته شده وهمچنین روش تحقیق حاضر همبستگی است زیرا هدف این تحقیق بررسی رابطه این دو متغییر بوده است.
۳-۲- جامعه آماری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از نظر رایس[۹۸](۲۰۰۱ ؛ به نقل از یزدانی، ۱۳۸۲) بهزیستی مبتنی بر ارزش، حاکی از معنادار بودن زندگی است. این نوع بهزیستی که ارضاء و خشنودی واقعی را به همراه دارد، زمانی ایجاد میشود که شانزده میل[۹۹]بنیادی زیر برآورده شود. به عقیده رایس، هرچه امیال بیشتری ارضاء گردد، بهزیستی مبتنی بر ارزش بیشتری تجربه میشود. این امیال عبارتند از :کنجکاوی، پذیرش و تصدیق، نظم و ترتیب، فعالیت فیزیکی و بدنی، افتخار و احترام، قدرت، دلبستگی، ارتباط زناشویی، تماس اجتماعی، ارتباطات خانوادگی، شأن و منزلت، ایده آل گرایی (کمال گرایی)، عشقورزی، خوردن و آرامش.

آنچه از این دیدگاه میتوان نتیجه گرفت آن است که، احساس بهزیستی تا حدود زیادی به فعالیت افراد در جهت ارزشهایشان مربوط است (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷). گاهی برخی فعالیتها ناخوشایند است و عاطفه مثبت نیز به همراه ندارد ؛ اما با توجه به ارتباط آن ها با ارزشها، در دراز مدت به خشنودی از زندگی و بهزیستی می انجامد و این بدان معنی است که در بررسی بهزیستی به آنچه برای یک فرد یا فرهنگ او ارزش یا هدف تلقی میگردد، باید توجه شود (داینر و لوکاس، ۲۰۰۰؛ به نقل از یزدانی، ۱۳۸۲).

۴-۲-۵- دیدگاه مقایسه های اجتماعی[۱۰۰]
میکالوس[۱۰۱](۱۹۸۵) معتقد است که بخشی از بهزیستی از طریق مقایسه با استانداردهای اجتماعی حاصل میشود (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷). در این الگو، افراد با مشاهده اطرافیانشان و مقایسه خود با دوستان و آشنایان و یادآوری گذشته، اهداف و استانداردهایی را انتخاب میکنند (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷).
اگر افراد از این استانداردها بالاتر باشند، شادی و بهزیستی بالاتری را تجربه میکنند و چنانچه پایین از آن ها باشند، بهزیستی و خرسندی اندکی خواهند داشت (داینر و بیسواس – داینر، ۲۰۰۰).
تایلور[۱۰۲](۱۹۸۵) با بررسی پژوهشهای انجام شده به این نتیجه دست یافت که داده های پژوهشی از یک الگوی مقایسه اجتماعی حمایت میکند. افراد به صورت انتخابی، دیگران را به منظور مقایسه بر میگزینند. گاهی آنان یک فرد خیالی را خلق میکنند که برای رسیدن به هدفهایشان مورد مقایسه قرار دهند. از نظر آنان نظریه مقایسه اجتماعی، بیانگر آن است که افراد با مقایسه خود با دیگران، باعث برانگیختن خود شده و بهزیستی خود را از طریق این مقایسه تغییر میدهند (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷).
۵-۲-۵ دیدگاه سازگاری[۱۰۳]
در نظریه سازگاری اعتقاد بر این است که افراد توانایی چشمگیری در سازگاری با رویدادهای مثبت و منفی زندگی دارند (بیسواس- داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴). سا، داینر و فوجیتا(۱۹۹۶) بیان کردند که افراد تمایل دارند، بهزیستی را در سطوح خاصی، بدون توجه به رویدادهای روزانه، ثابت نگه دارند. حتی بعد از رویدادهای هیجان انگیز زندگی، مانند برنده شدن در بخت آزمایی یا مبتلا شدن به یک بیماری جدی، افراد گرایش دارند، که به سطح خاصی از بهزیستی شان برگردند (نقل از ریسامب، هاریس، مگنس، ویترسو و تامبس، ۲۰۰۱).
نظریه سازگاری، وجود بهزیستی را در افرادی که به ظاهر در رنج هستند، تبیین میکند. برای مثال آلمن[۱۰۴](۱۹۹۰) دریافت که افراد معلول که روی صندلیهای چرخدار مینشینند، همانند افراد سالم، شاد هستند. وجود بهزیستی در افراد ناتوانی که در زندگی روزمره در رنج هستند، حاکی از سازگاری آن ها با شرایط سخت و نامساعد میباشد (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷).
شواهد دیگر در مورد نظریه سازگاری و بهزیستی، از مطالعات طولی به دست آمده است. در این مطالعات مشخص شده است که وقایع مهم با هیجانات شدید همراه میباشند، اما این رابطه با گذشت زمان کاهش مییابد (داینر و بیسواس-داینر،۲۰۰۰). برای مثال، سیلور [۱۰۵](۱۹۸۰) دریافت که افراد مبتلا به فلج، مدتی پس از ابتلا، عواطف ناخوشایند شدید را نداشتند (نقل از داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷).
۶-۲-۵ الگوی چند بعدی ریف[۱۰۶]
در تلاش برای معرفی ابعاد و مؤلفههای بهزیستی در جوامع غرب، یک مدل چند بعدی از بهزیستی معرفی و عملیاتی شده است که مبتنی بر کار اریکسون (۱۹۵۹) و مازلو[۱۰۷](۱۹۵۹) میباشد. ریف که این الگوی ۶ بعدی از بهزیستی را ارائه داده است، ۶ بعد را شامل موارد زیر دانسته است :
۱٫ خویشتن پذیری[۱۰۸]؛ داشتن یک نگرش و ارزیابی مثبت نسبت به خود و احساس مثبت در خصوص زندگی گذشته.
۲٫ تسلط بر محیط [۱۰۹]؛ توانایی و ظرفیت اداره و کنترل تقاضاهای پیچیده زندگی روزمره؛ توانایی انتخاب یا خلق محیط متناسب با نیازها و ارزشهای فردی.
۳٫ روابط مثبت با دیگران [۱۱۰]؛ وجود پیوندهای بین فردی با کیفیت بالا، ظرفیت همدلی، صمیمیت و داشتن عاطفه قوی.
۴٫ رشد و بالندگی فردی [۱۱۱]؛ احساس تحول و پیشرفت در خود و رفتار خود در گذر زمان.
۵٫ هدف در زندگی [۱۱۲]؛ داشتن اهداف و مقاصد خاص برای زندگی.
۶٫ خود مختاری[۱۱۳]؛ داشتن حس خود رأیی و احساس استقلال ؛ ارزیابی خود با معیارهای شخصی ؛ ظرفیت مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی که شخص را به فکر کردن و عمل نمودن به شیوه های خاص وادار میکند ( به نقل از هرن[۱۱۴]، تاریس[۱۱۵]، اسچافلی[۱۱۶] واسچریوس[۱۱۷]،۲۰۰۴).
۷-۲-۵- الگوی ویسینگ [۱۱۸]و وان ادن[۱۱۹]
ویسینگ (۱۹۹۸) و وان ادن(۱۹۹۴) یک سازه بهزیستی را معرفی میکنند که به وسیله احساس «انسجام و پیوستگی»[۱۲۰]در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی، مشخص و اندازه گیری میگردد.
آن ها تأکید مینمایند که بهزیستی، سازه ای چند بعدی یا چند وجهی است و در بر گیرنده ۵ بعد زیر میباشد :
۱٫ عاطفه[۱۲۱]: احساسات مثبت بر احساسات منفی غلبه دارد.
۲٫ شناخت[۱۲۲]: این افراد رضایت از زندگی را تجربه میکنند و به نظر آن ها زندگی قابل درک و کنترل است.
۳٫ رفتار[۱۲۳]: چالشهای زندگی را میپذیرند و به کار و فعالیت علاقه دارند.
۴٫ خود پنداره[۱۲۴]:خود را خوب توصیف میکنند.
۵٫روابط بین شخصی[۱۲۵]: به دیگران اعتماد میکنند و از تعاملات اجتماعی نیز لذت میبرند (به نقل از زنجانی طبسی، ۱۳۸۳).
۲-۶- روشهای ارزیابی بهزیستی
اغلب ارزیابیهای بهزیستی پاسخهای خود گزارشی ساده هستند که در مصاحبه ها یا پرسشنامههایی که از چگونگی شادی یا احساس رضامندی فرد مطلع میشوند، یافت میشود و از طریق مقیاسهای لیکرت ۱ تا ۷ درجه ای ارزیابی میشود (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
برخی اوقات محققین از طریق سوالهای ساده به ارزیابی بهزیستی میپردازند ؛ مانند : شما در این روزها چگونه تصمیم میگیرید ؟ ممکن است بگویید که آیا شما خیلی شاد هستید، تا اندازه ای شاد هستید یا خیلی شاد نیستید؟
به چه میزان شما از زندگیتان راضی هستید ؟ آیا شما خیلی راضی هستید ؟ راضی هستید؟ خیلی راضی نیستید؟ اصلاً راضی نیستید ؟ (میرز و داینر، ۱۹۹۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هـ- اشیاء عتیقه که بیش از صدسال قدمت دارند از قبیل کتیبهها، سکهها و مهرههای کندهکاری شده؛
و- اشیای مردمشناسی؛
ز- اموالی که واجد اهمیت هنری هستند مانند:

۱٫ تابلوها، نقاشیها، طرحهایی که به طور کامل با دست بر روی هر نوع زمینه و تکیهگاه یا با هر نوع ماده ساخته شده باشد (به استثنای اشیایی که طی روند صنعتی تولید گشته و یا با دست تزئین شدهاند)؛
۲٫ آثار اصیل هنر پیکرتراشی و مجسمهسازی با هر نوع مادهای؛
۳٫ کندهکاریها، مهرهها و چاپهای سنگی اصیل؛
۴٫ ترکیب و جور و سوارکردن اشیایی که جنبه هنری اصیل دارند و با هر گونه مادهای ساخته شده باشد.
ح- نسخ خطی نادر و آثار اوایل صنعت چاپ، کتابها، اسناد و انتشارات قدیمی که واجد اهمیت ویژه هستند (از نظر تاریخی، هنری، علمی و ادبی و غیره) به طور مجزا یا در مجموعه ها؛
ط- تمبرهای پست، تمبرهای درآمد و تمبرهای دیگر، مجزا یا در مجموعه ها؛
ی- بایگانیها از جمله بایگانیهای صدا، عکاسی، سینمایی؛
ک- اثاثیهای که بیش از یک صد سال قدمت دارند و ابزار موسیقی قدیم».
با توجه به تعریف فوقالذکر از اموال فرهنگی، کنوانسیون اموالی را مشخص کرده و کشورهای عضو را ملزم میکند که آن ها را به عنوان جزیی از میراث فرهنگیشان مصوب نمایند:
– اموال فرهنگی که مولد نبوغ فردی یا جمعی اتباع دولت مورد نظر هستند و اموال فرهنگی که به لحاظ دولت مذکور اهمیت دارند و در قلمرو آن کشور به وسیله اتباع خارجی یا اشخاص بدون تابعیت مقیم در آن کشور خلق گردیدهاند.
– اموال فرهنگی که در قلمرو ملی یافت شدهاند.
– اموال فرهنگی که به وسیله هیئتهای باستانشناسی، مردمشناسی یا علوم طبیعی با موافقت مقامات صلاحیتدار کشور مبدأ این اموال به دست آمدهاند.
– اموال فرهنگی که موضوع مبادلات آزادانه مورد توافق بودهاند.
– اموال فرهنگی که به صورت هدیه دریافت یا با موافقت مقامات صلاحیتدار کشور مبدأ، این اموال به طور قانونی خریداری شدهاند.[۱۸]
کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهانی مصوب ۱۹۷۲
کوششاین نوشته برای یافتن تعاریف «میراث فرهنگی و طبیعی» جهانی به دو تعریف منتهی شد که شباهت بسیاری با یکدیگر دارند. نخست تعریف «توصیهنامه یونسکو درباره حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی در سطح ملی (۲۳ نوامبر ۱۹۷۲)» که سندی است غیرالزامآور و دوم تعریف ارائه شده در «کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهانی (WHC) (16 نوامبر ۱۹۷۲)». از آنجا که این دو سند به فاصله اندکی از یکدیگر تصویب شدهاند بسیار شبیه بهیکدیگرند، جز آنکه در تعریف توصیهنامه، با توجه به غیرالزامآور بودن و جنبه ملی، سختگیری کمتری نسبت به تعریف کنوانسیون شده و مثلاً به جای معیار «ارزش جهانی استثنائی» از معیار «ارزش ویژه» سخن رانده شده یا به جای زیستگاه گونههای جانوری و گیاه «در تهدید» از زیستگاه گونههای گیاه و جانوری «ارزشمند یا در تهدید» سخن به میان آمده است، تا از این رهگذر قلمروی توصیهنامه وسیعتر شود. مطابق ماده ۱ کنوانسیون،ماده ۲ کنوانسیون نیز،[۱۹]میراث طبیعی را چنین تعریف کردهاست:

… ماده ۲ـ از نظر این کنوانسیون، «میراث طبیعی» یعنی:
-
- جلوههای طبیعی شامل سازَندهای (formations) فیزیکی و زیستشناسی یا گروهی از این سازَندها که از نظر زیباییشناسی یا علمی،دارای ارزش جهانی استثنایی هستند؛
-
- سازَندهای زمینشناسی و فیزیوگرافیکی و مناطق کاملاً مشخص که زیستگاه گونههای گیاه و جانوری در معرض تهدید[۲۰] بوده و از نقطهنظر علمی و حفاظتیدارای ارزش جهانی استثنایی هستند؛
- سایتهای طبیعی یا مناطق طبیعی کاملاً مشخص که از دید علمی، حفاظتی یا زیبایی طبیعی دارای ارزشجهانی استثنایی هستند.
در همان ابتدا دو نکته در این تعریف به ذهن متبادر میشود. نخست گستردگی آن و دوم وصف «ارزش جهانی استثنایی». گستردگی تعریف یاد شده چنان است که گذشته از قواعد خاص کنوانسیون WHC، بسیاری از قواعد و مقررات بینالمللی زیستمحیطی، خاصه آن دسته که به حفاظت از زیستگاهها یا چشماندازها که در واقع همان سایتها یا مناطق زیبا یا دارای ارزشهای زیباییشناسی هستند- پرداختهاند، میتوانند بر مصادیق میراث طبیعی حکومت کنند، مشروط برآنکه از نظر زیباییشناسی، علمی یا حفاظتی «ارزش جهانی استثنایی» داشته باشند. بسیاری از این قواعد عام را میتوان در اسناد بینالمللی چندجانبه جهانی و منطقهای مانند کنوانسیون رامسر، کنوانسیون تنوع زیستی، کنوانسیون برن یا کنوانسیون حقوق دریاها یافت. نکته دوم یعنی «ارزش جهانی استثنایی» نیز به وسیله کمیته میراث جهانی و بر اساس معیارهای دهگانهای احراز میشود که توسط همین کمیته تدوین شده است. دستورالعملهای عملیاتی برای اجرای کنوانسیون میراث جهانی «ارزش جهانی استثنایی» را چنین تعریف کردهاست:
شاخصههای فرهنگی ویا طبیعی دارای جنبههای استثنائی فرامرزی و دارای اهمیت مشترک برای نسل حاضر و نسلهای آینده تمامی ابنای بشر.[۲۱]
میراث جهانی مختلط که یک رکن آن طبیعت و رکن دیگرش فرهنگ است، عبارت از میراثی است که بر تمام یا بخشی از تعاریف میراث فرهنگی و طبیعی مندرج در مواد۱و۲ کنوانسیون میراث جهانی منطبق باشد. وجود عنصر «فرهنگ» در میراث مختلط میتواند این دسته از آثار را تحت رژیم حفاظتی دیگر قواعد بینالمللی میراث فرهنگی نیز قرار دهد.[۲۲] به علاوه، در سال ۱۹۹۲ در بیستمین سالگرد کنوانسیون WHC، کمیته میراث جهانی در شانزدهمین نشست خود، گروه جدیدی از سایتهای میراث جهانی را تحت عنوان چشماندازهای فرهنگی[۲۳] تصویب کرد و بدین ترتیب این کنوانسیون را به نخستین معاهدهای بدل ساخت که چشماندازهای فرهنگی را مورد شناسایی و حفاظت قرار داده است.[۲۴] مبنای قانونی چشماندازهای فرهنگی بند اخیر ماده ۱ به شرح زیر است:
«محوطهها به عنوان آثار انسان یا آثاری که توأماً به وسیله انسان و طبیعت ایجاد شده و نیز مناطق شامل محوطههای باستانی که به لحاظ تاریخی، زیباییشناسی، نژادشناسی یا مردمشناسی دارای ارزش جهانی استثنایی هستند».
آخرین نسخه دستورالعملهای عملیاتی برای اجرای کنوانسیون میراث جهانی «چشماندازهای فرهنگی» را چنین تعریف کردهاست:
چشماندازهای فرهنگی، آثار فرهنگی هستند که مطابق با ماده ۱ کنوانسیون، نماد «کار توأمان طبیعت و انسان»اند. آن ها ترسیمگر تکامل تدریجی جامعه و سکونتگاههای انسانی هستند که تحت تأثیر فشارهای فیزیکی و یا فرصتهای پیشآمده از سوی محیط زیست طبیعی و نیروهای خارجی یا داخلی پیوسته اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایجاد شدهاند.[۲۵]
چشماندازهای فرهنگی باید بر اساس ارزش جهانی استثنایی و اینکه تا چه اندازه بهروشنی معرف منطقه ژئوکالچرال[۲۶] هستند و نیز به دلیل ظرفیت آن ها در ترسیم عناصر ضروری و متمایز اینگونه مناطق، انتخاب میشوند.[۲۷]
کنوانسیون یونیدرویت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- کارکنان[۶]: سازمانهای متعالی، کارکنانشان را ارج مینهند و فرهنگی را ایجاد میکنند که تحقق اهداف فردی و سازمانی همراه با منافع متقابل را ممکن میسازد. آن ها قابلیتهای کارکنان خود را توسعه داده و عدالت و برابری را ترویج میدهند.
-
- شراکت و منابع[۷]: سازمانهای متعالی شراکتهای خارجی، تأمین کنندگان و منابع داخلی را به منظور پشتیبانی از راهبرد و خطمشیها و عملیات اثر بخش فرآیندها، برنامهریزی و مدیریت میکنند.
-
- فرآیندها، محصولات و خدمات[۸]: سازمانهای متعالی فرآیندها، محصولات و خدمات را به منظور خلق ارزش افزوده برای مشتریان و سایر ذی نفعانشان طراحی و مدیریت کرده و بهبود میدهند.

-
- نتایج مشتریان[۹]: سازمانهای متعالی مجموعهای از شاخصهای عملکردی و دستاوردهای مرتبط را بر مبنای نیازها به انتظارات مشتریانشان برای تعیین جاری سازی موفق راهبرد و خطمشی های پشتیبان، توسعه داده و در مورد آن ها توافق میکنند.
-
- نتایج کارکنان[۱۰]: سازمانهای متعالی مجموعهای از شاخصهای عملکردی و دستاوردهای مرتبط را بر مبنای نیازها و انتظارات کارکنانش برای تعیین جاری سازی موفق راهبرد و خطمشیهای پشتیبان، توسعه داده و در مورد آن ها توافق میکنند.
-
- نتایج جامعه[۱۱]: سازمانهای متعالی مجموعهای از شاخصهای عملکردی و دستاوردهای مرتبط را
بر مبنای نیازها و انتظارات ذینفعان بیرونی مرتبط برای تعیین جاری سازی موفق راهبرد مربوط به جامعه و محیط زیست و خطمشیهای پشتیبان مرتبط، توسعه داده و در مورد آن ها توافق میکنند.
- نتایج کلیدی[۱۲]: سازمانهای متعالی مجموعهای از نتایج کلیدی مالی و غیر مالی را بر مبنای نیازها و انتظارات ذی نفعان کلیدیشان برای تعیین جاری سازی موفق راهبردی، توسعه داده و در مورد آن ها توافق میکنند (امیری، ۱۳۸۹)
۱-۸-۲تعاریف عملیاتی متغیرها
-
- رهبری: از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۵ گویه از سوال ۱ تا ۵ سنجیده میشود.

-
- راهبرد: از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۴ گویه از سوال ۶ تا ۹ سنجیده میشود.
-
- کارکنان:از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۳ گویه از سوال ۱۰ تا ۱۲ سنجیده میشود.
-
- شراکت و منابع: از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۴ گویه از سوال ۱۳ تا ۱۶ سنجیده میشود.
-
- فرآیندها، محصولات و خدمات: از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۳ گویه از سوال ۱۷ تا ۱۹ سنجیده میشود.
-
- نتایج مشتریان: از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۴ گویه از سوال ۲۹ تا ۳۲ سنجیده میشود.
-
- نتایج کارکنان:از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۴ گویه از سوال ۲۵ تا ۲۸ سنجیده میشود.
- نتایج جامعه:.از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است و با ۵ گویه از سوال ۲۰ تا ۲۴ سنجیده میشود.
۱-۸- مدل مفهومی تحقیق:
نتایج توانمندسازها
رهبری
شراکت و منابع
فرایندها، محصولات، خدمات
نتایج کارکنان
نتایج جامعه
نتایج کلیدی
کارکنان
راهبرد
نتایج مشتریان
یادگیری و خلاقیت
فصل دوم:
ادبیات تحقیق
۲-۱-مقدمه:
در عصر کنونی، تحولات شگرف دانش مدیریت وجود نظام ارزیابی را اجتنابناپذیر کردهاست؛ به گونهای که فقدان ارزیابی در ابعاد مختلف سازمان اعم از ارزیابی استفاده از منابع و امکانات، کارکنان، اهداف و استراتژیها، یکی از علائم بیماری سازمان قلمداد میشود. هر سازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و کیفیت فعالیتهای خود به ویژه در محیطهای پیچیده پویا، نیاز مبرم به نظام ارزیابی دارد. از سوی دیگر نبود نظام ارزیابی و کنترل در یک سیستم به مبنای عدم برقراری ارتباط با محیط درون و برون سازمانی تلقی میشود که پیامد آن کهولت و در نهایت مرگ سازمان است.
در خصوص سیستمهای اداری شرکت گاز نیز باید گفت، امروزه فشار بسیار زیادی بر این سیستمها وارد می شود تا بهرهوری خود را بهبود بخشند.پیشرفتهای تکنولوژیک، رشد انتظارات مشتریان، افزایش تقاضا، کمبود منابع، افزایش رقابت، بعلاوه نگرانیهائی که در مورد قصورات و خطایای سیستمهای سازمانی وجود دارد، موجب گردیده است که بر مسئله اندازه گیری و ارزیابی دقیق و صریح بهرهوری سازمانها تأکید بسیاری شود (خلیل نژاد، ۱۳۸۲، ص ۳ ). در این فصل ما به مبانی نظری پژوهش و پیشینه داخلی و خارجی و سازمان مورد بررسی تحقیق میپردازیم.
۲-۲ تعریف تعالی سازمانی
آنچه به عنوان سؤال بزرگ، فراروی سازمانها قرار دارد این است که با چه ابزاری و چگونه میتوان ضمن بررسی موارد مختلف، به شکل جامع تمام نقاط قوت و حوزه های قابل بهبود را شناسایی و خود را برای حضوری موفق در عرصه رقابت آماده کرد. امروزه اندیشمندان و متفکران بهرهوری بر مدیریت کیفیت جامع به عنوان راهحل فراگیر برای افزایش کارآمدی سازمانها از طریق ایجاد سیستمی در مدیریت که ضامن انجام کارها به طور صحیح، مداوم و در همه سطوح و زوایای سازمان باشد تأکید دارند. در چارچوب توجه به مدیریت کیفیت جامع، مدلهای تعالی سازمان به عنوان ابزاری برای استقرار سیستمها و نظامهای مختلف مدیریتی در سازمانها و نیز ابزاری برای سنجش میزان موفقیت آن ها در استقرار این نظامها معرفی شدهاند. به کارگیری این مدلها در سازمانهای مختلف، نشاندهنده رشد قابل توجهی است که در شاخصهای عملکرد آن ها اتفاق افتاده است. صرفنظر از اینکه سازمان در چه بخشی فعالیت میکند و اندازه آن در مقیاسهای اقتصادی چقدر است، برای اینکه بتواند به موفقیت دست یابد، باید چارچوب مدیریتی مناسب را برای خود انتخاب کند. مدل تعالی سازمانی، ابزار عملیاتی قوی است که برای مقاصد مختلف سازمانها به کار میرود. تعالی سازمانی، برداشت نظری و تئوریک نیست بلکه کسب و ارائه نتایج ملموس و قابل مشاهدهای است که مبتنیبر شواهد بوده، پایداری و دوام داشته باشد.
در پاسخ به نیاز سازمانها برای عملکرد برتر، دانش مدیریت توسعه یافته و فنون و نظامهای گوناگون مدیریتی عرضه شده است که در ارتقای بهرهوری نیز نقش ارزنده و شایسته ایفا کردهاست. در دهه های اخیر، سرعت و تنوع، توسعه علوم و فنون و نظامهای مدیریت به حدی بوده که نوعی آشفتگی ذهنی و دشواری انتخاب در واحدهای کسب و کار ایجاد کردهاست. مدلهای تعالی کسب و کار، در پاسخ به این نیاز شکل گرفتهاند که مجموعه فنون و نظامهای مدیریتی را در قالبی یکپارچه و سازگار با عملکردهای مؤثر و کاربردی آسان در اختیار بنگاهها قرار دهند(هارینگتون،۲۰۰۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به تعاریف بیان شده میتوان چند ویژگی را برای جرایم سازمان یافته بیان نمود.


۱- سازمانی بودن فعالیت که مشخصه های سازمان را دارد از قبیل ساختار تشکیلاتی، استمرار زمانی، قدرت مرکزی، سلسله مراتب تشکیلاتی، محدودیت اعضا، قواعد الزام آور و تقسیم کار [۲۰۹]
۲- فعالیت های مجرمانه سازمان یافته
۳- ابزارهای حمایتی برای اعضا
۴- انحصار طلبی که پیشتر در جرایم سازمان یافته فراملی خصوصیت دارد. [۲۱۰]
۵- غیر ایدئولوژیک بودن سازمانهای مجرمانه یعنی عدم وابستگیهای سیاسی و مذهبی
۶- استفاده از ارعاب و خشونت
حال با شناخت ویژگیهای بارز جرایم سازمان یافته باید دید مصادیق بارز و اصلی این جرایم کدامند.
از جمله مهمترین جرایم سازمان یافته میتوان به موارد زیر اشاره کرد :[۲۱۱]
-
- قاچاق مواد مخدر و روانگردان
-
- شست و شوی درآمدهای ناشی از جرم
-
- سرقت آثار و اشیاء فرهنگی، هنری و تاریخی و قاچاق آن ها .
-
- سرقت مالکیت معنوی افراد.
-
- اعمال تجاری ممنوع سودآور داخلی و بینالمللی
-
- قمار و تأسيس قمارخانهها
-
- قاچاق اسلحهی گرم
-
- قاچاق مواد رادیو اکتیو و هستهای
-
- قاچاق انسان: کودکان، بزرگسالان (نیروی کار)، زنان برای فحشا و دیگر مقاصد نامشروع
-
- قاچاق مهاجران
-
- خرید و فروش اعضای بدن انسان
-
- خرید و فروش حیوانات نایاب، داروها و مواد سمی نایاب
-
- اخاذی از افراد و شرکت ها و حتی در برخی موارد از دولت ها
-
- کلاهبرداری از افراد و شرکت ها و کلاهبرداری از بیمه و …
-
- سرقت در اشکال مختلف آن مانند سرقت وسایل نقلیه و خرید و فروش وسایل مسروقه
-
- قتل های قراردادی و اعمال خشونت
-
- هواپیما ربایی
-
- دزدی دریایی
-
- جرایم علیه محیط زیست
-
- فساد مالی (رشوه دادن به مقامات قضایی، سیاسی و مأموران نظامی انتظامی و کارکنان و مستخدمان دولتی از طرق مختلف).
- جعل و ضرب سکه های تقلبی، چاپ اسکناس تقلبی و قاچاق ارز .
مواردی که نام برده شد بارزترین جرایم سازمان یافته میباشند که با توجه به ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی سال ۹۲ و مواردی که در آن بیان شده است، میتوانند قابل تطبیق با مصادیق افساد فی الارض باشند و با وجود سایر شرایط برای تحقق افساد فی الارض تحت این عنوان قرار بگیرند.
به عنوان مثال قتل های قراردادی که یکی از موارد جنایات علیه تمامیت جسمانی میباشد یا قاچاق مواد مخدر و مواد رادیو اکتیو و هسته ای که یکی از موارد پخش مواد سمی و میکروبی خطرناک میباشد. قمار یا ایجاد قمارخانه که از موارد دایر کردن مراکز فساد و فحشا میباشد و یا اخاذی و کلاهبرداری از افراد و شرکت ها و حتی دولتها و فسادهای مالی و تجارتهای ممنوع که از موارد اخلال در نظام اقتصادی که در ماده ۲۸۶ از آن نام برده شده است میباشد.
مصادیقی که به عنوان افساد فی الارض در قانون بیان شده است همگی از جرایم سنگینی هستند که در قانون پیشبینی شده است یعنی همه آن ها در یک چیز مشترک هستند و آن درجه و شدت آن ها در مقابله با ارزش های مورد حمایت قانون است. از طرف دیگر نیز با امعان نظر در مصادیق جرایم سازمان یافته نیز در مییابیم که تمامی مصادیق جرایم سازمان یافته نیز دارای همان سنگینی و شدت جرایم افساد فی الارض میباشند و ارزشهای اصلی مورد حمایت جامعه هدف اصلی آن ها است پس افساد فی الارض و جرایم سازمان یافته در این مورد با هم مشترک هستند و مصادیق هر دو عنوان از بزرگترین و سنگینترین جرایمی است که در قانون پیشبینی شده است. البته این سنگینی نیز با فلسفه اصلی به وجود آمدن جرایم سازمن یافته هماهنگی دارد زیرا هدف اصلی به وجود آمدن این سازمان های تبهکار انجام جرمهایی است که توسط یکی دو نفر غیرقابل تحقق است.
پس بسیاری از جرایم سازمان یافته میتوانند از مصادیق افساد فی الارض باشند در صورتی که شرایط دیگر نیز وجود داشته باشد. منظور از شرایط گستردگی ذکر شده در ماده ۲۸۶ و آثار مخرب و زیانباری است که این جرایم به وجود میآورند از قبیل اخلال شدید نظم عمومی، ناامنی، خسارت به تمامیت جسمانی افراد و اموال عمومی و خصوصی یا اشاعه فساد و فحشا.
مثلاً در قانون جرایم رایانهای در فصل چهارم با عنوان جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی که در قانون جدید به شماره ماده ۹۶۵ آمده است قانونگذار پس از ذکر مجازات انتشار یا توزیع یا معامله کنندگان محتویات مستهجن به وسیله سامانه های رایانه ای یا مخابراتی و حامل داده ها در تبصره سوم این ماده مجازات افرادی را که این اعمال را حرفه خود قرار داده باشند و یا به طور سازمان یافته مرتکب جرم شده باشند تشدید کردهاست و تصریح نموده است که چنانچه مرتکب مفسد فی الارض شناخته نشود، به حداکثر هردو مجازات مقرر (حبس و جزای نقدی) در این ماده محکوم خواهد شد.
یا در ماده ۴ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری قانونگذار کسانی را که با تشکیل و رهبری شبکه چند نفری به ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری مبادرت میکند.
در صورت صدق عنوان مفسد فی الارض بر آن ها مجازات افساد فی الارض را پیشبینی کردهاست و برای صدق این عنوان باید شرط گستردگی جرم و دامنه آثار آن وجود داشته باشد تا تحت عنوان افساد فی الارض قرار بگیرد.
بنابرین در جرایم سازمان یافته از زمینه بیشتر از سایر جرایم وجود دارد که تحت عنوان افساد فی الارض قرار بگیرند چرا که معمولاً از جمله جرایم سنگینی هستند که در سطح وسیعی ارتکاب مییابند.
در انتهای ماده ۱۳۰ قانون مجازات اسلامی جدید آمده است در صورت صدق عنوان محارب و مفسد بر سر دسته گروه مجازات این دو عنوان در مورد وی اجرا میشود. پس باید دید سردسته چه کسی باید باشد و سردستگی دارای چه خصوصیتی است.
در تبصره دوم این ماده آمده است «سردستگی عبارت از تشکیل یا طراحی یا سازماندهی یا اداره گروه مجرمانه است.»
با این بیان سردسته و رئیس یک گروه مجرمانه کسی است که آن گروه را تشکیل میدهد و اعضا را جذب و زمینهها را محیا و سلسله مراتب را تشکیل میدهد و یا کسی است که طراح نقشهها و راهبردها ، و آموزش دهنده فنون به اعضا گروه میباشد و یا سازمان دهنده میباشد و ساختار تشکیلاتی را تعریف و بیان میکنند و وظایف و تقسیم کاررا در گروه بر عهده دارد و یا اینکه اداره کننده گروه مجرمانه را بر عهده دارد و مرکزیت گروه با اوست و تمام دستورالعمل ها را صادر و بر وظایف و کارکردهای گروه نظارت دارد.
با توجه به «یا» یی که در تبصره به کار رفته است لازم نیست که سردسته گروه همه طراح باشد هم تشکیل دهنده و هم سازمان دهنده و اداره کننده چه بسا که هریک از این کارها را شخص خاصی انجام داده باشد و یا اینکه تمامی این کارها توسط یک نفر صورت گرفته باشد بنابرین صدق عنوان سردسته بر یک فرد این است که حداقل یکی از این مسئولیتها را بر عهده داشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رهبران این سازما ن ها، با ایفای نقش به عنوان الگو، الهام بخش کارکنان هستند ، ارزش ها و اصول
اخلاقی را پاس می دارند و به مسئولی ت های اجتماعی خود متعهدند و فرهنگی را ایجاد میکنند که با
یادگیری، نوآوری، رفتار اخلاقی، پاسخگویی و توسعه سازمانی، دستیابی به نتایج پایدار را برای

سازمان از طریق رو شهای نوین مقدور میسازد.
۲- دستیابی به نتایج متعادل
سازمان های متعالی، نتایج کلیدی و مجموع های متوازن و اولویت بندی شده از نتایج را که نیازهای
کوتاه مدت و بلند مدت ذ ی نفعان یا فراتر از نیازهای آنان را برآورده سازد، شناسایی و درک میکنند و
بر اساس آن ها استراتژ یها و خ ط مشی های پشتیبان را تعیین و جاری میسازند.

این سازمان ها، با درک روابط علی و به کارگیری سازوکارهای اثربخش در مدیریت ریسک، از طریق
برنامه ریزی، تعریف شاخص های عملکردی و دستاوردها ، ارزیابی عملکرد، مقایسه، تامین اطلاعاتی که
زمینه ساز تصمیم گیری مؤثر رهبران آن ها باشد و رعایت شفافیت در گزار ش دهی به ذینفعان، دستیابی
به اهداف استراتژیک را محقق ساخته و به سوی چشم انداز پیش میروند.
۳- ارزش آفرینی برای مشتریان
سازمان های متعالی ، مشتریان را علت اصلی وجود خو د می دانند و با تکیه بر قابلیت های خود می کوشند تا با شناسائی گرو ه های مختلف مشتریان، نیازها و انتظارات آن ها را درک و پیشبینی کنند.
این سازمان ها، مشارکت فعال مشتریان را برای توسعه محصولات، خدمات و تجربه های جدید و
نوآورانه جلب میکنند وبا به کارگیری سازو ک ارهائی برای افزایش تجربه مشتریان و پایش آن، برقراری
گفتمانی مبتنی بر گشودگی ، شفافیت و پاسخگوئی سریع و اثربخش به هر گونه بازخور، مقایسه و
الگوبرداری از تجرب ههای موفق، تلاش م یکنند تا برای مشتریان نوآوری کرده و ارزش بیافرینند.
۴- فرآیندگرایی و تصمیم گیری مبتنی بر واقعیت
سازمان های متعالی ، به منظور خلق ارزش برای ذ ی نفعان و دستیابی به نتایجی متوازن و پایدار، به
وسیله فرآیندهائی ساخت یافته و همسو با استراتژ ی ها که بعضا فراتر از مرزهای سازمانی نیز
میروند و با شناسایی ریسکها و اتخاذ تصمیم هائی مبتنی بر واقعیت ها، مدیریت میشوند.
این سازمان ها، جهت ایجاد توازنی بهینه از کارایی و اثربخشی، شاخ ص های معناداری را برای عملکرد
فرآیندها و دستاوردهای مرتبط تعریف میکنند و با انداز ه گیری، تفسیر و تحلیل آن ها فر صت های
نوآوری را شناسایی کرده و کارکنان خود را در بازنگر ی ، بهبود و بهینه سازی مستمر فرآیندهای
سازمان به طور فعال مشارکت میدهند.
۵- ارج گزاری بر سرمایه های انسانی
سازمان های متعالی ، مهارت ها و شایستگی های مورد نیاز برای دستیابی به مأموریت، چشم انداز و
اهداف استراتژیک خود را می شناسند و با ارج گذاری بر سرمایه های انسان ی ، فرهنگی را در سازمان
ایجاد میکنند که در آن مهارت ها، استعدادها و خلاقیت کارکنان توسعه یافته و توانمندی آن ها برای
دستیابی متوازن به اهداف سازمانی و شخصی ارتقاء یابد.
این سازمان ها، توسعه سازمانی را از طریق ارز ش های مشت رک، پاسخگویی، اصول اخلاقی و فرهنگ
اعتماد و گشودگی پرورش میدهند، اهداف شخصی و تیمی را با اهداف استراتژیک سازمان همسو
میکنند، با مدیریت گوناگونی و برقراری توازن مسئولانه کا ر – زندگی، اطمینان مییابند که کارکنان
تمام توان شان را در یک محیط واقعی شراک ت به کا ر می گیرند تا در موفقیت مستمر خود و سازمان سهیم بوده و سفیر موفقی تهای سازمان باشند.
۶-گسترش مشارکت ها
سازمان های متعالی ، شرکا ی استراتژیک خود را ، شامل مشتریان، جامعه، تامین کنندگان کلیدی، نهادهای آموزشی و سازمانهای غیردولتی ، بر اساس نیازهای استراتژیک سازمان، قو ت ها و قابلیت های مکمل ،شناسائی کرده و جهت دستیابی به موفقیت پایدار و دوجانبه، روابط ی مبتنی بر گشودگی، احترام متقابل و اعتماد را جستجو، ایجاد و حفظ میکنند.
این سازمانها ، دریافته اند که موفقیت به شراکت های اثربخش وابسته است و با ایجاد شبکه های
گسترده ای از شرکا، امکا ن شناسایی فرصت های بالقوه شراکت را فراهم ساخته ، قابلیت ها و توانایی
سازمان را در خلق ارزش برای ذ ی نفعان، تقویت میکنند و برای دستیابی به اهداف مشترک و منافع
متقابل، با به اشتراک گذاشتن تخصص، منابع و دانش، از یکدیگر حمایت میکنند.
۷-مسئولیت پذیری اجتماعی
سازمان های متعالی ، به حفظ ارز ش های اخلاقی و رعایت قوانین و مقررات پا یبندند و از رفتار سازمانی
مبتنی بر بالاترین استاندار د های اخلاق ی و درس ت کاری کارکنان اط م ینان داشته، از ایمنی وسلامتدرمحیط کار اطمینان مییابند و در قبال ذی نفعان و گستره جامعه، شفا ف ، پاسخگو و مسئولیت پذیرهستند.
این سازمانها ، فراتر از الزامات قانونی حرک ت کرده، در امو ر اجتماعی و فعالیت های خیرخواهانه و
خداپسندانه برای کمک به مستمندان و نیاز م ندان جامعه حضور فعال داشته، در به کارگیری منابع، به
منافع نسل های آینده م ی اندیشند و پیامدهای حاصل از عملیا ت و چرخه عمر محصول و خدمات خود را بر سلامت، ایمنی و محیط زیست در نظر می گیرند و در برخورد با تعارضات، به پایداری اقتصادی،
اجتماعی و زیست محیطی توجه دارند.
۸- یادگیری، خلاقیت و نوآوری
سازمان های متعالی ، از طریق نوآوری مستمر و نظا م مند و با هدایت خلاقیت ذ ی نفعان خود، ارز ش
می آفرینند و عملکرد خود را بهبود می بخشند.
این سازمانها ، اهداف و استراتژی روشنی را برای نوآوری ت عیین کرده و با به کارگیری رویکردها و
ایجاد شبکه هائی برا ی تعامل فعال کارکنان، شرکا، مشتریان و جامعه ، و فرهنگ کارآفرینی ، فرصت های خلق ایده ها و نوآوری را در درون و بیرون شناسایی میکنند، و به منظور یافتن راه های جدید خلق ارزش برای مشتریان، شیوه های نوین انجام کار ، ایجاد شراک ت ها ی جدید ، استفاده بهینه از منابع و شایستگی ها، نوآوری را در همه ابعاد سازمان مدیریت میکنند. (الگوی تعالی سازمانی ، ویرایش۹۰)
۲-۲-۱۳ . پژوهش ها و مطالعات انجام گرفته مرتبط با تحقیق
۲-۲-۱۳-۱ پیشینه داخلی
-
- نیکخواه، مجتبی(۱۳۹۲)،” بررسی و ارزیابی عملکرد فرایند های کلیدی شرکت مدیریت تولید برق نکا بر اساس مدل( EFQM) معیار فرآیندها در بخش توانمند ساز و ارائه راهکارهای مناسب” هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی و ارزیابی عملکرد فرآیندهای کلیدی شرکت مدیریت تولید برق نکا بر اساس مدل تعالی سازمانی EFQM میباشد. برای این هدف لازم است تا فرآیندهای کلیدی شرکت بر اساس مدل EFQM معیار فرایند ها در بخش توانمند ساز مورد بررسی قرار گرفته ابزار جمع آوری پرسش نامه بوده و روش تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها ( آزمون فرضیه مطابق توزیع نمونه گیری میانگین جامعه t استیودنت) میباشد در نهایت راهکارهای مناسبی در جهت بهبود وضع موجود فرایند (انجام اقدامات بهبود) ها به منظور دستیابی به جایزه کیفیت ملی ارائه میگردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶٫ هر گونه پیکره ( مجسمه).
۷٫ اثر معماری از قبیل طرح و نقشه ساختمان .
۸٫ اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد.
۹٫ اثر ابتکاری مربوط به هنرهای دستی یا صنعتی، نقشه قالی و گلیم.
۱۰- اثر ابتکاری که بر پایه فرهنگ عامه ( فولکلور) یا میراث فرهنگی و هنری ملی پدید آمده باشد .
۱۱٫ اثر فنی که جنبه ابداع و ابتکار داشته باشد.
۱۲٫ هر گونه اثر مبتکرانه دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نامبرده در این فصل پدید آمده باشد. ↑
-
- – آیتی،حمید،حقوق آفرینشهای فکری- نشر حقوقدان- تهران- ۱۳۷۵،ص ۹۱و ۹۲٫ ↑
-
- – جمعی از نویسندگان ( ۱۳۷۱)، ص ۱۳۵٫ ↑
-
- – آیتی،پیشین، صص ۹۲- ۱۰۶٫ ↑
-
- – Vivant ( 2003),p. 807 ↑
-
- – به موجب بند الف ماده ۲ قانون تجارت الکترونیکی، داده پیام ( Data Massage ) هم نمادی از واقعه، اطلاعات یا مفهوم است که با وسایل الکترونیکی، نوری و یا فناوریهای جدید اطلاعات تولید، ارسال، دریافت، ذخیره یا پردازش شود. ↑

-
- – Colombet (1997),p.38,n.42. ↑
-
- – Vivant (2003),p. 807 et suivant. ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان ( ۱۳۸۴)، ماده ۱۱۲ و ۱۱۳ قانون مالکیت فکری فرانسه، ص ۳۲٫ ↑
-
- – همان، ماده ۳ قانون مالکیت فکری آلمان، ص ۱۲۴٫ ↑
-
- – Colombet (1997),p. 40, n. 45. ↑
-
-
- – برای دیدن رویه های قضایی متعدد در حقوق فرانسه، در خصوص تشخیص اثر اصلی و اقتباسی و معیارهای به کار گرفته شده در این خصوص از سوی محاکم فرانسوی. ↑

-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین – ص ۳۲٫ ↑
-
- آیتی ،پیشین ،ص ۹۵٫ ↑
-
- – arrangement ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان، – پیشین – ماده ۱۱۲ و ۱۱۳ ، ص ۳۲٫ ↑
-
- – Colombet ( 1997),p. 45, n. 56. ↑
-
- Clombet (1997).,45.,n.58. ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین -، ص ۳۲ ↑
-
- – همان، ص ۱۲۴٫ ↑
-
- – Vivant (2003),p.807. ↑
-
- – Debbasch, Isar & Agostinelli (2002),pp. 840, 749,n, 1547, 1560. ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین -ص ۳۱٫ ↑
-
- – Vivant ( 2003),p. 807. ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین – ، ص ۳۳٫ ↑
-
- – Melodie- melody ↑
-
- – منصوری ، پیشین ، ص ۳۰۵٫ ↑
-
- – Harmonie- harmony ↑
-
- – منصوری، پیشین ، ص ۵۶٫ ↑
-
- – Colombet (1997),p. 57,n. 76. ↑
-
- – rythme ↑
-
- – Vivant (2003),p. 807 ↑
-
- – Orchestration ↑
-
- – منصوری ، پیشین ، ص ۳۰۳٫ به نظر مؤلف، سازبندی عبارت است از تنظیم قسمتی متناسب از قطعه هایی که مثلاً برای پیانو یا یک ساز به همراهی پیانو یا یک هم نوازی چند سازی مانند کوراتت زهی تریودی بادی و غیره نوشته شده، برای یک ارکستر بزرگ . ↑
-
- – theme ↑
-
- – passage ↑
-
- – Colombet (1997), p. 59,n,80. ↑
-
- – Ibid ., pp.60- 61, n. 81. ↑
-
- – Logiciel و معادل فرانسوی Software معادل انگلیسی ↑
-
- – Vivant et autres (2002),p. 1935. ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین – ص۲۰٫ ↑
-
- – Bainbridge ( 2000). ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین – ص ۳۱و ۱۵۵٫ ↑
-
- – همان ، ص ۱۰۳ و ۱۰۴٫ ↑
-
- -Pollaud- Dulian (2005),pp. 157 et 158,n.213 ↑
-
- – Edelman (1999),pp.67,77. ↑
-
- – Vivant et autres (2002),p. 169,n. 267. ↑
-
- – قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان – پیشین – صص ۱۶۸، ۱۶۹، ۱۷۱٫ ↑
-
- – Implication of the trips agreement on the traities administrated by wipo (1997), WIPO. ↑
-
- – امامی ،نورالدین، حق مخترع، سازمان چاپوانتشارات دانشگاه تهران،۱۳۵۰،ص .۲۰۱ ↑
-
- – صفائی ،سید حسین، حقوق مدنی و حقوق تطبیقی،نشر میزان،تهران، ۱۳۷۵، ص ۶۹ و ۸۸٫ ↑
-
- – ماده ۸۷ الف قانون مالکیت فکری آلمان مقرر میدارد: « پایگاه داده از نظر این قانون مجموعه ای از آثار داده ها یا دیگر عناصر مستقل است که به طور سیستماتیک و روشمند تنظیم شده و به طور مجزا از طریق الکترونیکی یا هر وسیله دیگر قابل دسترسی باشند و تحقق به روز کردن و توسعه آن ها از حیث ماهیت و حجم نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی داشته باشند…» قانون مالکیت فکری فرانسه و آلمان ( ۱۳۸۴)، ص ۱۶۴٫ ↑
-
- – Pollaud- Dulian (2005),p. 274,n. 412 ↑
-
- – Vivant et autres (2002),p.254, n.434 ↑
-
- – Sui generis ↑
-
- – Pollaud – Dulian, op, cit., pp. 980 et 981,n. 1692a 1694. ↑
-
- – WIPO, General information Geneva 1996, p. 7 ↑
-
- – Bureaux internationaux reunie pour la protection de la propriete intellectual. ↑
-
- – وکیل، امیر ساعد، حمایت از مالکیت فکری در سازمان جهانی تجارت و حقوق ایران، انتشارات مجد، چاپ اول، تهران،۱۳۸۳، ص ۱۲۲٫ ↑
-
- – Infra ↑
-
- – Convention establishing the world intellectual property organization, art, 3, stand by WIPO convention. ↑
-
- – WIPO convention, ibid, art. 4. ↑
-
- – Office of technology assessment (OTA) ↑
-
- – US congress, office of technology assessment, “Intellectual rights in an age of electronics information:. OTA CIT 302, Washington DC. US government painting office april 1986, p. 228. ↑
-
- – M. Correa, Carlos “The TRIPS agreement”, Intellectual property and international trade, London, 1998, pp. 4- 5. ↑
-
- – The intellectual property bargain. ↑
-
- – امید بخش ،اسفندیار، طارم سری، مسعود، آشنایی با موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت (گات) و بررسی تبعات الحاق جمهوری اسلامی ایران به آن، مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، تهران، ۱۳۷۲، ص ۳٫ ↑
-
- – برکشلی، فریدون، نظم نوین اقتصاد جهانی و کشور های جنوب، ، نشر قومس،بی جا،۱۳۷۴، ص ۲۲- ۲۴٫ ↑
-
- ۱- Round ↑
-
- – Annecy ↑
-
- – Torquay ↑
-
- Dillon ↑
-
- – Package ↑
-
- – Correa, op, cit, p. 6. ↑
-
- – لایقی، پیشین، ص ۲۶- ۲۷ به نقل از کاترینا زارنچی (Katrina Czarnchi) معاون و مدیر بخش حقوق بینالمللی شرکت انتشاری مک میلان (نیویورک) ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبحث دوم : پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
پیش از ورود به بحث بررسی پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، باید متذکر این نکته بود که متن مورد نظر، داشت برای چه انقلابی و در چه فضایی نوشته می شد .


پدیده انقلاب اسلامی، برای ما شهروندان و ساکنان ایران، مسأله ناشناخته ای نیست. و ما بی آن که ادعا و قصد ریشه یابی علل و دلایل آن را داشته باشیم، تنها به فضای آشفته و البته آزادی ناشی از عدم قدرت متمرکز و البته ماهیت ناگزیر خود انقلاب، آن هم با هدف استبداد ستیزی اشاره میکنیم و این نیز از مسلمات است که گروههای مختلفی با مرام و مسلک و طرز فکر و عمل متفاوت ولی همگی با هدف قلع ریشه استبداد، جریان ساز انقلاب بودند.
طبیعی است در این چنین محیطی که صدای آزادی خواهان و اسلام گرایان و سوسیالیست ها و… با هم در گوش ملت پیچیده، عرف غالب و قالب عرف (تئوکراسی) رنگ پریده و رقیق و ترک خورده شده باشد .
در این شرایط است که متن پیش نویس قانون اساسی، از طریق روزنامه هایی که آن روزها شاید بیشترین تیراژ خود را تجربه میکردند، در سطح کشوری انقلاب کرده، برای مردمی هیجان زده، چاپ و تکثیر کثیر می شود.
و اما نکات موجود در این پیش نویس:
نکته اول و به عبارتی مهم ترین نکته این متن در نظر گرفته نشدن جایی برای ولایت فقیه است. تأکید بر این مطلب از دو جهت است :
الف)ولایت فقیه یکی از اشکال و شیوه های بروز و ظهور تئوری تئوکراسی است .
ب) هم در متن مصوب قانون اساسی ۵۸ و هم در قانون بازنگری شده ۶۸، به مسأله ولایت فقیه تصریح شده است ( در قانون اساسی سال۵۸ بدون قید مطلقه و در متن بازنگری شده تا سال۶۸، ولایت مطلقه فقیه مذکور است ).
نکته دوم بها دادن به دموکراسی و تئوکراسی به طور توأمان است . اصل سوم این متن میگوید: آرای عمومی مبنای حکومت است و بر طبق دستور قرآن که: ( وشاورهم فی الامر) و ( امرهم شوری بینهم) امور کشور باید از طریق شوراهای منتخب مردم در حدود صلاحیت آنان و به ترتیبی که از آن ناشی می شود حل و فصل گردد.
سه نکته از این اصل قابل استنتاج است :
الف) مبنای (مشروعیت) حکومت، آرای عمومی است .
ب) امور کشور باید از طریق شوراهای منتخب مردم … حل و فصل گردد.
ج)اداره شورایی امور کشور به استناد و به خاطر آیات مطرح قرآن است .
حال سوالی که مطرح می شود این است که با توجه به دستور قرآنی مشورت است که مورد الف، پذیرفته شده است؟ مؤید پاسخ مثبت به این پرسش، ادامه همین اصل (موارد ب و ج) است . اگر این پاسخ را بپذیریم در واقع تئو – دموکراسی را پذیرفته ایم . اما اگر بگوییم این که گفته شده «آرای عمومی مبنای حکومت است»، تصریح به دموکراسی دارد، باید استناد به آیات قرآن را تنها به عنوان مؤید دموکراسی قلمداد کرد و این که نویسندگان متن، قائل به قرائت دموکراتیک از دین بوده اند. اما در این صورت در برابر اصول۲۵،۶۶ و۱۴۸، از همین متن چه خواهیم گفت؟
اصل ۲۵، از این میگوید که مطبوعات آزادند ولی در آن ها نباید به شعائر دینی توهین شود .
اصل ۶۶ ( که ما را به یاد اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه می اندازد) میگوید: مجلس شورای ملی نمی تواند قوانینی وضع کند که با اصول مسلم اسلام و قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص طبق اصل ۱۴۴ به عهده شورای نگهبان قانون اساسی است
و مدعای اصل ۱۴۸ این است که اصل اسلامی بودن نظام حکومتی کشور، مشمول تجدید نظر نمی گردد.
ممکن است در مورد اصل ۲۵ گفته شود عدم توهین به شعائر دینی امری عقلایی است . اصولاً توهین مشمول آزادی نیست، چه رسد توهین به مقدسات عمومی یک ملت. و این ارتباطی به تئوکراتیک بودن حکومت ندارد؛ که البته استدلالی است مقبول، اما نمی توان شبیه این استدلال را در مورد اصل ۶۶ و ۱۴۸ هم به کار گرفت . چرا که اصل ۱۴۸ ناظر به آینده است و اصل ۶۶ مربوط به قوانینی که قرار است نظام حقوقی – سیاسی و اجتماعی بر اساس آن بنا شود .
معنای اصل ۶۶ آن است که قرار است قوانینی در مجلس شورای ملی تصویب شود که موافق اسلام باشد یا دست کم مغایرتی با اصول مسلم آن نداشته باشد . به عبارت دیگر احکام دینی قرار است در جامعه مدخلیت داشته باشند و ساختار حقوقی کشور بر اساس آن طرح ریزی و بنا شود . مجلس شورای ملی به کمک شورای نگهبان، در حقیقت، ساعی در پی کشف مراد و مطلوب شارع مقدسند تا آن را بیان، امضا و اجرا کنند و این، چنان که پیش تر گفته شد، غایت ادعایی تئوری پردازان تئوکراسی است .
در همین رابطه لازم است به اصل ۱۵ همین متن توجه کنیم : حق حاکمیت ملی، از آن همه مردم است و باید به نفع عموم به کار رود و هیچ فرد یا گروهی نمی تواند این حق الهی همگانی را به خود اختصاص دهد یا در جهت منافع اختصاصی خود یا گروه معینی به کار گیرد .
آن چه در بدو امر به نظر میرسد، دموکراتیک بودن این اصل است . اما باید دقت کرد که حق حاکمیت ملی که از آن همه مردم است، یک حق الهی همگانی است. به عبارت دیگر، مردم صاحب اراده فقیه باشد . پس این اصل متناظر اصل ۵۶ قانون اساسی فعلی است . نمی توان پذیرفت که نویسندگان این متن، از سرمسامحه به الهی بودن حق حاکمیت مردم اشاره کردهاند. یا فقط می خواسته اند، حاکمیت مردم را مقدس و خدشه ناپذیر معرفی کنند. چون دلیلی بر این مدعا در دست نیست . اما وقتی مجموع اصول مورد بحث را در کنار هم می نگریم، ادعای ما مبنی بر تئوکراتیک بودن نگاه نویسندگان این متن، مشخص می شود.
با توجه به این مطلب قرار است اراده شارع مقدس توسط مجلس شورای ملی و شورای نگهبان قانون اساسی بیان، و به دست سایر قوا و نیروها، اجرا شود؛ وگر چه حق حاکمیت مردم و مبتنی بودن حکومت بر آرای عمومی پذیرفته شده، اما این هم آمده است که حق مردم، ناشی از خدا است.
نتیجه این است که نویسندگان این متن، توانسته اند ( دست کم بر روی کاغذ) پیوندی وثیق و سلیم بین دموکراسی و تئوکراسی ایجاد کنند.
این متن مورد تأیید رهبر انقلاب قرار گرفت اما در مجلس خبرگان قانون اساسی تغییراتی در آن داده شد که از جمله این تغییرات گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در آن بود. اما دلیل این تغییر چه بود؟
گفتار دوم : آیا می توان برای تغییر پیش نویس قانون اساسی ( و گنجانده شدن ولایت فقیه در آن) دلایل حقوقی ویژه ای سراغ گرفت؟
با توجه به مشابهت های فراوانی که بین پیش نویس قانون اساسی و متن مصوب وجود دارد، می توان گفت که مبنای کار، همان متن پیش نویس است . علاوه بر این چنان که توضیح دادیم، نگاه تئوکراتیک هم در این متن لحاظ شده است و با وجود تأیید رهبر انقلاب، پس از انتشار مخالفت هایی از سوی گروههای مختلف در پی داشت . از میان تمام مخافلت ها، ایراد به گنجانده نشدن ولایت فقیه در متن، برای ما حائز اهمیت است .
در مجلس خبرگان قانون اساسی، ولایت فقیه در اصل ۵۷ گنجانیده شد.
اگر چه روشنفکران بر حق حاکمیت مردم، آزادی های عمومی و حقوقی و سیاسی – اجتماعی، و تصریح هر چه بیشتر قانونگذار بر آن ها تأکید داشتند، اما کفه طرفداران تئوکراسی سنگین تر شد(بود).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گور سوی و آی دوگان (۲۰۰۳)[۵۱] در تحقیقی اثر ساختار مالکیت بر عملکرد و رفتار ریسک پذیری مؤسسات ترکی بررسی و ویژگیهای اصلی ساختار مالکیت شرکت های غیر مالی عضو بورس سهام استانبول را توصیف کردند.محققان ابتدا اثر تمرکز مالکیت را بر عملکرد بررسی کردند و دو گروه متغیرهای حسابداری و بازار محور[۵۲] را برای اندازه گیری عملکرد به کار گرفتند. بازده حقوق صاحبان سهام و بازده داراییها،[۵۳] متغیرهای حسابداری و نسبت قیمت به سود (P/E) و بازده سهام[۵۴] متغیرهای بازار محور هستند. ساختار مالکیت از دو بعد تمرکز مالکیت و ترکیب مالکیت بررسی می شود. تمرکز مالکیت به صورت درصد سهام سه سهامدار بزرگ شرکت،درصد سهام سهامداران خارج از شرکت که پراکنده هستند (مالک کمتر از ۱% سهام هستند) و حقوق نقدی مالکان نهایی تعریف شد مالکیت نیز به نوع سهامداران بر می گردد.بازده سهام اساساً به وسیله بازار تعیین می شود که برای اندازه گیری بازده سهام، از میانگین بازده سهام به صورت ماهانه استفاده می شود. بدین صورت که بازده های ۱۲ ماه قبل و بعد از پایان سال مربوط در نظر گرفته شد و متوسط ماهانه محاسبه میگردد. نتایج نشان داد که شرکت های با مالکیت متمرکز، نسبتهای P/E و میانگین بازده بالاتری دارند و مؤسسات با مالکیت خانوادگی،بازده ها و نسبت های P/E پایین تری دارند. مدلهای یا معیارهای حسابداری برای عملکرد، هم از نظر مالکیت و هم متغیرهای کنترلی، نتایج متفاوتی را نشان داد. در ارتباط با رفتار ریسک پذیری شرکت های نمونه، نتایج نشان داد که شرکتهای با تمرکز بالاتر و پراکندگی کمتر، ریسک بالاتری و شرکت های خانوادگی، ریسک پایین تری دارند.


لوتی و مارکوسی[۵۵] (۲۰۰۷)، به بازنگری مدارک تجربی در مورد تقاضای شرکتها برای وجوه نقد پرداختند، در این تحقیق میزان تقاضای نقدینگی در بین شرکتهای غیر مالی ایالات متحده برآورد شده است. در مقایسه با تحقیقات قبلی، آن ها ویژگیهای خاص شرکتها از جمله هزینه سرمایه و هزینه حقوق و دستمزد را مورد توجه قرار دادهاند. آن ها دریافتند که اندازه شرکت رابطه منفی با نقدینگی شرکت دارد.
گانی[۵۶] و همکاران(۲۰۰۷) رفتار نگهداری وجه نقد را در شرکتهای فرانسوی، آلمانی، ژاپنی، انگلیسی و آمریکایی با بهره گرفتن از داده های ۴۰۶۹ شرکت در طی سال های ۱۹۹۶-۲۰۰۰ مورد بررسی قرار میدهند. این تحقیق بر رابطه بین اهرم و نگهداری وجه نقد متمرکز شده است. شواهد این تحقیق حاکی از وجود رابطه غیرخطی معنیدار بین نگهداری وجه نقد و اهرم میباشد. نتایج این تحقیق همچنین نشان میدهد که اثر اهرم بر نگهداری وجه نقد تا اندازهای به خصوصیات کشورها مثل تمرکز مالکیت بستگی دارد.
هارفورد[۵۷] و همکاران (۲۰۰۸) به تجزیه و تحلیل روابط بین عوامل راهبری شرکتی و نگهداری موجودی های نقدی در ایالت متحده امریکا میپردازند. نتایج این تحقیق نشان میدهد شرکتهای با ساختارهای راهبری شرکتی ضعیف، دارای ذخایر نقدی کمتر میباشند و شرکتهای با حقوق سهامداری پایین و مازاد وجه نقد، دارای سودآوری پایینتری میباشند.
جایشن کومار (۲۰۰۴)، در بررسی که در کشور هند انجام داد به دنبال بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر ارزش شرکت ها به این نتیجه رسید که مدیران بیشترین تأثیر را بر عملکرد شرکت داشتند و سهامداران خارجی و شرکت های هلدینگ به طور معناداری بر عملکرد شرکت تأثیر گذار هستند(جایشن و کومار ۲۰۰۴، ۱۱۲).[۵۸]
رامیز و تادس[۵۹] (۲۰۰۹) روابط بین اجتناب از عدم اطمینان، چند ملیتی بودن و نگهداری وجه نقد شرکتها را مورد بررسی قرار میدهند. شواهد این تحقیق نشان دهنده تأیید فرضیات ارائه شده میباشد به گونه ای که شرکتهای در کشورهای با سطح اجتناب از عدم اطمینان بالا به نگهداری وجه نقد بیشتر تمایل نشان میدهند. همچنین طبق نتایج این تحقیق، میزان چند ملیتی بودن شرکتها نیز با میزان نگهداری موجودی های نقدی به طور مستقیم در ارتباط است.
فصل سوم:
روش اجرای تحقیق
۳-۱- مقدمه
اعتبار و ارزش قواعـد در هر شاخه از علم به روش شـناخت آن بر میگردد. مفهوم تحقیق در ادبیات روششناسی به صورت یک عمل منظم به منظور حصول پاسخ برای پرسشهای مطرح شده در موضوع تحقیق، تعریف شده است. به این ترتیب در روش تحقیق مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات بیان می شود.
هر چند تحقیق علمی دارای چارچوب معینی نیست، ولی آن را میتوان چنین تعریف کرد: فرایندی که به کمک آن میتوان روابط پنهان در پس یک پدیده را که مبهم به نظر میرسند، کشف نمود. در روش علمی ابتدا الگوها یا نظریه هایی که به نظر میرسد ماهـیت پدیده را تبیین میکنند، قبول می شود و سپس نتایج منطقی از الگـوی پذیرفته شـده به دسـت می آید و آن ها را با توجه به نتایج یافته های واقعی میسـنجد، الگو تعدیل می شود و جستجو به منظور یافتن تبیین بهتر برای پدیده ادامه مییابد. البته ویژگیهای فرایند کسب آگاهی به اندازه انواع زمینه های تحقیق متفاوتند (آذر و مومنی ۱۳۸۳، ۹۸).
در این فصل روش تحقیق، قلمرو مکانی و زمانی و موضوعی تحقیق، جامعه، نمونه و مدل آماری، روش آزمون فرضیه ها، روش گردآوری داده ها و در نهایت روشها و محدودیتهای گردآوری و اندازه گیری متغیرهای تحقیق تشریح خواهد شد.
۳-۲- فرایند آزمون تحقیق
از مهم ترین بخش هر تحقیق تجزیه و تحلیل اطلاعات است. وجود هر گونه خطا و اشتباهی در چنین بخشی میتواند به نتیجه گیری های نادرستی منجر گردد. انتخاب یک روش تحقیق مناسب، تا حد زیادی محقق را در جلوگیری از بروز اشتباهات در امر تحقیق یاری می رساند. به کارگیری آزمون های آماری متناسب با روش اتخاذ شده، به حصول اطمینان بیشتر از دقت و صحت نتایج به دست آمده نیز کمک می کند. استفاده از آزمون های آماری مناسب، نیازمند شناسایی ساختار الگوی در تحقیق است، از این رو باید هنگام طراحی آزمون های آماری، به ماهیت داده های مورد بررسی، نحوه جمع آوری و چگونگی به کارگیری آن ها در آزمودن فرضیات ارائه گردیده، توجه خاصی نمود.
۳-۳- روش تحقیق
این پژوهش در پی کشف و تبیین رابطه بین ساختار مالکیت با نگهداری موجودی های نقدی شرکت میباشد. لذا از نظر نوع تحقیق، شبه تجربی در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری میباشد و از نظر روشهای آماری، همبستگی و رگرسیون است.
۳-۴- روش گردآوری اطلاعات و داده های پژوهش
جهت جمع آوری اطلاعات لازم برای مبانی نظری و ادبیات تحقیق از روش کتابخانه ای و با بهره گرفتن از کتب، مجلات، مقالات و پایان نامه های فارسی و لاتین گردآوری شده است. و همچنین برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز و برای آزمون فرضیه ها از گزارشات، صورت های مالی و یاداشت های توضیحی شرکت های موجود از طریق بورس اوراق بهادار تهران استفاده گردیده است.
۳-۵- ابزار گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
.۱-۲۱-۳-۲ برگزاری نمایشگاه: برگزاری نمایشگاههای کتاب در سطوح محلی، ملی و بینالمللی از جمله رایجترین راههای بازاریابی کتاب است. وقتی از برپایی نمایشگاه کتاب سخن به میان میآید، بر خلاف تصور رایج در ایران که از آن به مکانی برای فروش کتابها با تخفیف ویژه تعبیر میشود، هدف تنها فروش کتاب نیست بلکه ارائه تازهترین کتابهای انتشار یافته توسط یک ناشر نیز مطرح است. بازدید کنندگان این کتابها را مشاهده کرده و آن ها را در فهرست اولویتهای خود برای خریدهای بعدی قرار میدهند. بزرگترین و مشهورترین نمایشگاه بینالمللی کتاب که در جهان برگزار میشود، نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت است که قدمتی بسیار دیرینه دارد.


.۲-۲۱-۳-۲ایجاد نوآوری در روشهای توزیع و فروش کتاب: یکی از حیاتیترین بخشهای بازاریابی هر کالا یا خدمتی، در شیوه های توزیع آن متجلی میشود. توزیع کتاب، که در عرف ناشران به عنوان پخش از آن یاد میشود، فرایندی است که میان ناشر، کتابفروش و خریدار نهایی در جریان است و چنانچه به درستی انجام نشود، حاصل کار ناشران به کتابفروشیها و در نهایت به دست خریداران نخواهد رسید.
۲-۳-۲۱-۲-۱٫ کتابفروشیها: کتابفروشیها واسطه میان خریداران و ناشران به شمار میروند و هر چه متنوعتر و گستردهتر عمل کنند، موجب رونق بیشتر بازار کتاب میشوند. در برخی از کشورهای جهان، کتابفروشیها در طول زمان به محلی برای گردهمایی نویسندگان، خوانندگان و روشنفکران تبدیل میشوند و برخی برنامه های نقد و بررسی و شعرخوانی و داستانخوانی نیز در آن ها برگزار میشود. این کتابفروشیها بهتدریج از کتابفروشیهای محلی کوچک به فروشگاههای زنجیرهای با امکانات جدید تبدیل و با شیوه های جدید اداره میشوند (روزن[۲۸]، ۲۰۰۲، ۲۲).
۲-۳-۲۱-۲-۲٫فروش اینترنتی: ابزارها و رسانه های جدیدالکترونیکی، علاوه بر حوزه اطلاعات و اطلاعرسانی، تجارت و بازرگانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. هم اکنون در برخی از کشورهای جهان بسیاری از نیازهای روزانه و سایر نیازمندیها را میتوان از طریق شبکه اینترنت خریداری کرد. یکی از این اقلام، کتاب است. با توجه به اینکه برخی افراد ممکن است به طور مستقیم به کتابفروشی دسترسی نداشته یا انجام سفرهای درون شهری برایشان دشوار باشد، این شیوه خرید کتاب میتواند با استقبال مواجه شود. اما تمایل درونی خریداران به توّرق کتاب و لمس آن را نیز نباید فراموش کرد. بویژه در کودکان، ممکن است این شیوه تنها درخصوص کتابهایی که قبلاً دیدهاند، مفید باشد. بسیاری از ناشران هنوز از فرصتهای اینترنت برای معرفی، عرضه، و فروش آثار خود بهره نبردهاند و البته این وضعیت تنها خاص ایران نیست، در خارج از کشور نیز، ناشران، بویژه ناشران کتاب کودک، معتقدند: «ما هنوز به اینترنت به عنوان جایی برای خرید کتاب فکر میکنیم، نه جایی برای فروش کتاب» (هولت[۲۹]، ۲۰۰۴، ۳۳).
۲-۳-۲۱-۴٫ تبلیغات یا آگهیهای تجارتی: آگهیهای بازرگانی بویژه اگر در رسانه های عمومی فراگیری همچون تلویزیون و رادیو پخش شوند، میتوانند تأثیر زیادی بر مخاطبان خود داشته باشند. درج این آگهیها در نشریات نیز از روشهایی است که برخی ناشران از گذشته دنبال میکردهاند. استانداردهای تبلیغ کتاب در مطبوعات، مشخصاً از زمان جنگ جهانی دوم به بعد ظهور کرد. تهیه این آگهیها در ابتدای امر به عهده کارکنان همان بنگاه انتشاراتی بود، اما بعدها این کار به بنگاههای تبلیغاتی حرفهای سپرده شد (نشر ـ تاریخچه، ۱۹۷۷، ۲۳۵).
۲-۳-۲۱-۵٫ فهرستهای ناشران: فهرست تازه ها و فهرست انتشارات از سادهترین و ابتداییترین روشهای بازاریابی و معرفی محصول است که توسط ناشران انجام میشود. فهرستهای ناشران، معمولاً بیش از آنکه برای خوانندگان عادی مفید باشد، برای کتابداران کاربرد خواهد داشت، زیرا خوانندگان عادی علاقهمند به دنبال کردن اخبار و نقد کتابها در قالب موضوعی هستند، بنابرین جستجوهای خود را به صورت هدفمند و موضوعی دنبال میکنند؛ حال آنکه کتابخانهها به دلیل حجم بالای خرید، بسیاری از انتخابهای خود را بر مبنای شناختی که از ناشران دارند، انجام میدهند. طبیعی است، فهرستهای ناشران کتاب کودک نیز بیشتر برای کتابداران کتابخانههای کودکان مناسب است و برای کودکان نمیتواند چندان مفید باشد(نشر- تاریخچه، ۱۹۷۷، ۲۳۵).
۲-۳-۲۱-۶٫ معرفی و نقد و بررسی کتاب: امروزه از محملهای گوناگونی میتوان برای معرفی و نقد و بررسی کتاب بهره جست. مهمترین رسانه ها و امکاناتی که برای معرفی کتاب به جامعه مخاطب و پرداختن به آن در قالب جلسات نقد و بررسی وجود دارد، عبارتند از:
۲-۳-۲۱-۶-۱. نشریهها : نشریهها یکی از بهترین مجراها برای معرفی و نقد کتابهای تازه هستند. گاهی نقش مطبوعات میتواند تنها به معرفی مختصری از کتاب در صفحات ادبی و فرهنگی (بویژه در روزنامهها) محدود باشد. گاهی نیز مقاله های مفصل و معتبری در برخی نشریهها در خصوص نقد و بررسی یک کتاب تازه انتشار یافته چاپ می شود که نقش مهمی در معرفی کتاب به جامعه و شناخت بیشتر خوانندگان احتمالی از کتاب دارد.
۲-۳-۲۱-۶-۲. برنامه های رادیویی و تلویزیونی:رادیو و تلویزیون از جمله فراگیرترین رسانه ها هستند که مخاطبان آن ها را تمامی اقشار جامعه تشکیل میدهد. برخی از شبکه ها و ایستگاههای رادیویی برنامه هایی مخصوص معرفی کتاب دارند. این برنامه ها اغلب در حد معرفی کتاب بوده و کمتر به نقد و بررسی آن ها میپردازند.
۲-۳-۲۱-۶-۳. وبلاگ: وبلاگها به عنوان یکی از جدیدترین ابزارهای رسانهای، توانستهاند طیف وسیعی از کاربران اینترنت را به خود جلب کرده و خوانندگان زیادی داشته باشند. معرفی و نقد کتابهای جدید، از اولین موضوعاتی بود که معمولاً در وبلاگها به آن پرداخته میشد. بسیاری از خوانندگان، اخبار مربوط به کتاب را از طریق اینترنت و وبلاگها دنبال میکنند. وبلاگها از آنجا که مشمول زمان نشده و به سرعت به روز میشوند، میتوانند جدیدترین اخبار و مطالب را در اختیار کاربران قرار دهند.
۲-۳-۲۱-۶-۴. مراکز فرهنگی و کتابخانههای عمومی: یکی از کاربریهای عمده کتابخانههای عمومی، برگزاری مراسم و جلسه های گوناگون، فرهنگی از جمله نشستهایی در خصوص نقد و بررسی کتابهاست. کتابخانههای عمومی برای تشویق کاربران به مطالعه و معرفی آثار جدید میتوانند با دعوت از کارشناسان و نویسندگان و مترجمان این کتابها جلسات فوق را برگزار کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“طرح کتابخانه سیار” اندیشه راهاندازی کتابخانه سیار در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۸ش. در میان گروه کوچکی از استادان دانشگاه سریناکارین ویروت[۵۹] در شهر بانکوک پدید آمد. این گروه “کانون توسعه برنامه خواندن برای کودکان” را پایهگذاری کردند. هدف این گروه ارائه اطلاعات و مطالب جالب خواندنی به جوانان روستایی تایلند بود که هیچگونه دسترسی به کتاب نداشتند. طرح کتابخانه سیار در تایلند که جایزه آساهی ۱۹۸۹ را از آن خود کرد، ابتدا جعبهای به اندازه یک جامهدان بزرگ بود که هم به آسانی جابهجا می شد و هم به شکل قفسه نمایش کتاب و یا انبار کردن کتاب به کار رفته است. نزدیک به ۲۰۰ کتاب در این جعبه جای میگیرد که دو برگهی ارزشیابی و راهنمای کوتاه درباره چگونگی استفاده از جعبه و کتابها، همراه با آن است. در طول ۲۰ سال نخست، کارهای مربوط به گزینش کتاب، چگونگی به کارگیری و حمل و نقل جعبهی کتاب از سوی گروه “برنامه ادبیات کودکان” انجام میگرفت. این گروه بیشتر از استادان و دانشجویان دانشگاه سریناکارین ویروت در شهر بانکوک بودند که زیر نظر خانم سامبون سینگ کامانان فعالیت میکردند. خانم کامانان اکنون مدیر پروژه Abc ” کتاب و هنر برای کودکان” است که اعضای آن استادان و دانشجویان پیشین گروه “برنامه ادبیات کودکان” هستند. هزینه خرید کتابها و جعبههای کتاب از سوی افراد و سازمآنها اهدا شده است. جعبه کتاب بیشتر به آموزشگاهها و کتابخانهها برده شدهاند. همچنین از کتابخانه سیار در مراکز یا انجمنهای محلی، معابد بودایی، مراکز نگهداری کودکان، خانه ها، نمایشگاههای کتاب، نمایشگاههای تجاری، رستورآنها و بازارها نیز استفاده شده است. قصهگویی، نمایش، نقاشی و شعرخوانی بخش مهمی از فعالیتهای این طرح را دربر میگیرد. در سال ۱۹۸۱/۱۳۶۰ش. “دفتر هیات ملی آموزش دبستان” کشور تایلند طرح و ایده کتابخانه سیار را پذیرفت و بیشتر دبستآنهای این کشور از برنامه جعبه کتاب یا کتابخانه سیار بهرهمند شدند. اعلام جایزه گسترش خواندن آساهی IBBY – Asahi با بدترین توفانی که تا آن هنگام در تایلند رخداده بود، هم زمان شد. مسئولین طرح بیدرنگ تصمیم گرفتند مبلغ جایزه را برای تهیه و توزیع کتابخانه سیار برای بهرهگیری در آموزشگاههای روستایی استآنهای “سورات تهانی” و “ناکورن ستامارات” که در این رویداد طبیعی ویران شده بودند، به کار ببرند. طرح کتابخانه سیار تایلند به عنوان طرحی بینالمللی و موفق شناخته شده است و کشورهای دیگری همچون لائوس، ویتنام، لبنان و مصر که نیازهای همسانی به گسترش خواندن داشتهاند، این طرح را اجرا کردهاند.

 دستاورد مثبت اهدای جایزه ترویج خواندن آساهی IBBY به کشور تایلند، پشتیبانی دانشگاه سرینا کارین ویروت از خانم سامبون سینگ کامافان برای راهاندازی رشته دانشگاهی ادبیات کودکان را فراهم ساخت. در نتیجه از سال ۱۹۹۷/۱۳۷۶ش. هر ساله ۲۵ دانشجو در این رشته نامنویسی کردهاند و دانشآموختگان این رشته به آموزگاری، نویسندگی، تصویرگری، ترجمه، ویراستاری، نشر کتاب، کتابداری، کتاب فروشی، قصه گویی و نیز برخی به هماهنگی برنامه کودکان در رسانه های گروهی پرداختهاند (پایگاه ترویج کتابک، ۱۳۸۸). “طرح کتابخانه سیار، متعادل کردن فضای جنگ و صلح “ طرح “کتابخانه سیار” مربوط به مؤسسهی مطالعات زنان در جهان عرب است که به گروههای محروم در کشور جنگ زده لبنان خدمات کتابخآنهای ارائه میکند. این طرح در پی تبادل نظر بینالمللی و با پشتیبانی IBBY به اجرا در آمده است. فکر ایجاد این کتابخانه از یک طرح موفق کتابخانه سیار در تایلند گرفته شده است که در سال ۱۹۸۹برندهی جایزه ترویج خواندن آساهی شد. در دوران جنگ در لبنان، مسئولان مؤسسهی مطالعات زنان در جهان عرب با مدیریت خانم جولیندا ابوذر استاد روان شناسی کودک در کالج دانشگاه بیروت (که اکنون دانشگاه امریکایی بیروت نامیده میشود) کتابخانه سیار را به پناهگاهها بردند تا با کودکان کتاب بخوانند. دردوران صلح نیز بیش از ۷۵ کتابخانه سیار (که جعبه ای است ساخته شده از چوب که روی چرخ قرار گرفته است و در هر یک نزدیک به ۱۲۰کتاب جا میگیرد) در اردوگاههای پناهندگان، بیمارستآنهای کودکانی که بیماریهای درمان ناپذیر دارند، مراکز کودکان معلول، مراکز نگهداری کودکان بیسرپرست و بزهکار خدمات کتابخانه ای ارائه میدهد. کتابخانههای سیار همچنین به مناطق دورافتادهی روستایی که مواد خواندنی بسیار اندکی دارند نیز میرود. کودکان لبنان که در فضای جنگ زده بزرگ میشوند سال هاست با تهاجم و خشونت درگیرند. مؤسسهی مطالعات زنان در جهان عرب با درنظر داشتن این واقعیت که جنگ و خشونت به پدیدهای معمول در زندگی مردم این منطقه در آمده است، تلاش میکند که با برنامه های کتابخوانی، معیارهای انسانی و ارزشهای اجتماعی را در میان نسل جوان ترویج کند. مؤسسهی مطالعات زنان عرب در سال ۱۹۹۴ جایزه ترویج خواندن را به خاطرفعالیتهایی که در پی میآید از آن خود کرد: تشویق گسترده کودکان به خواندن، تشکیل کتابخانه درمناطق دور افتاده، شناساندن جایگاه کتاب و خواندن برای کودکان در جامعه به ویژه برای والدین و چاپ کتابهایی با کیفیت بالا به زبان عربی که خواندن آن ها سبب لذت کودکان میشود (اشرفی،۱۳۸۸). “طرح خواندن شادی بخش است!”
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سیدرضا سیدجوادین و مهدی مشفق در مقالهای به بررسی تأثیر ارزیابی عملکرد کارکنان بر بهبود عملکرد در دانشگاه امام صادق(ع) پرداختهاند. بر اساس این مطالعه ارزیابی عملکرد افراد و ارزشگذاری به کار و خدمات ارائه شده از سوی آن ها به منظور تشخیص نقاط قوت و ضعف عملکردشان، از دیرباز امری شناختهشده بوده است. نگاهی کوتاه به کتابهای حوزه مدیریت منابع انسانی نیز نشان میدهد که بیشتر اندیشمندان و صاحبنظران مدیریت، بر این عقیدهاند که سازمانها باید پیش از هر تصمیمگیری اقدام به ارزیابی کارکنان خود نموده و بر اساس معیارهای مناسب، توانایی، مهارت، رفتار، شایستگی، عملکرد و استعدادهای بالقوه و بالفعل آن ها را مورد سنجش قرار دهند. در میان روشهای مختلف و متنوع ارزیابی عملکرد کارکنان، روشهای مبتنی بر ارزیابی رفتارها، چشماندازی جامع نسبت به تواناییها، ویژگیهای شغلی، رفتار و صلاحیتهای افراد دارد. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا ارزیابی عملکرد کارکنان بر بهبود عملکرد آن ها تأثیر دارد. برای تعریف و بیان بهبود عملکرد نیز چهار شاخص «رضایت شغلی»، «تعهد سازمانی»، «عدم تمایل به ترک خدمت» و «گرایش به آموزش» در نظر گرفته شده است.


۳۹
مطالعات دیگری نیز با عناوین مختلف و به صورت مشابه وجود دارد. برای نمونه بررسی تاثیر مشارکت یا ارزیابی عملکرد بر توانمند سازی یا بهبود نیروی انسانی. ارائه توضیحات بیشتر در مورد همه این پژوهش ها از حوصله بحث حاضر خارج است. اما پژوهشگر با مطالعه دقیق این پژوهش ها دریافت اگرچه در بسیاری آن ها نوعی تقلید صرف و جابجا کردن واژگان وجود داشته است اما در نهایت می توان به محورهای مناسبی جهت بررسی ابعاد بهبود نیروی انسانی دست یافت.
۲-۶-۳ تحقیقات خارجی
از نظر سازمانی، فرایند ارزیابی عملکرد یکی از قدیمی ترین فرایندهای مدیریتی محسوب می شود. در کشورهای اروپایی چون آلمان غربی، انگلستان، فرانسه، هلند و سوئد سالهاست که مسئله ارزیابی به عنوان جز مهمی از فرایند مدیریت منابع انسانی مورد استفاده قرار گرفته است برای نمونه در سازمان خدمات کشوری انگلستان، دهها نمونه کتاب ، فیلمهای کوتاه و جزوههای راهنمای ارزشیابی تهیه شده و در موقعیتهای مناسب برای کارکنان نمایش داده می شود. در فرانسه و آلمان غربی نیز ارزشیابی جزئی از سنت فرهنگی این کشورها به شمار می آید و در سازمان های این کشورها چه در بخش دولتی و چه خصوصی، پرونده های کارکنان دارای نتایج ارزشیابی سالانه است. در حقیقت اوراق ارزشیابی در این کشورها به معنای کارنامه امتحانی کارکنان به شمار می آید(حاجی شریف، ۱۳۷۱).
۴۰
۲-۷ ارائه مدل مفهومی
بر اساس توضیحات فوق اکنون میتوان مدل مفهومی تاثیر ارزیابی عملکرد بر بهبود نیروی انسانی را ارائه کرد. در این مدل نشان داده می شود که ارزیابی عملکرد با تاثیر بر مؤلفه های بهبود نیروی انسانی در یک سازمان چگونه میتواند موجبات بهبود نیروی انسانی را فراهم کند.
انگیزش
شناخت و رفع نیازها، شناخت و قدردانی از کارکنان، احساس تعلق به کار، حس اهمیت شغل، حساسیت و تعهد
رضایت شغلی
احساس شایسته سالاری، خشنودی کارکنان، عدم ابهام در نقش، وجهه و اعتبار شغل
خلاقیت و نوآوری
زمینه سازی فرهنگی، ایجاد انگیزهای قوی در ایجاد جریان علم و روش و تجربیات میان افراد
گرایش به آموزش
ازدیاد مهارتهای کارکنان و حفظ آن ها و کمک به اجرای تعهدات افراد، ایجاد فرصتهای رشد، اجتناب از شیوه منسوخ
ماندگاری نیروی انسانی
عدالت سازمانی، تناسب شغل و شاغل، کاهش فشار روانی و استرس، ایجاد انگیزه و امکان برای ادامه تحصیل
بهبود نیروی انسانی
ارزیابی عملکرد
شکل ۲-۱: مدل مفهومی تاثیر ارزیابی عملکرد بر بهبود نیروی انسانی
۲-۸-نتیجه گیری
غالباً گفته می شود که اگر نتوانید چیزی را اندازه گیری کنید، نمیتوانید آن را مدیریت کنید. همچنین آنچه که اندازه گیری شود، انجام شدنی نیز میباشد. مطمئناً تا زمانی که از وضعیت موجود عملکرد اطلاع نداشته باشیم قادر به بهبود آن نخواهیم بود. فرایند مدیریت عملکرد با تعریف انتظارات به صورت اهداف کمی، استانداردها و نیازمندیهای شایستگیها شروع می شود، امّا بهبود عملکرد و برنامه های پرورشی باید از آگاهی درباره سطح موجود عملکرد هم بر طبق نتایج و هم بر طبق شایستگیها شروع شود. این آگاهی مبنایی برای شناسایی نیازهای بهبود و پرورش است و از طرفی اندازه گیری از مفاهیم مهم مدیریت عملکرد است و مبنایی را برای ارائه بازخورد فراهم میآورد. اندازه گیری مشخص کننده آن است که در چه جاهایی کارها به خوبی پیش میرود و کجاها نقص وجود دارد.
۴۱
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
۳-۱ مقدمه
دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد شد مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر اعتبار تحـقیق از حیث موضـوع آن نیست بلکه از طریق روش آن معتبر میگردد(دانایی فرد و همکاران،۱۳۸۳).
پژوهش علمی یک کوشش منظم جهت پاسخ دادن به پرسشهای مطرح شده است. یکی از بخشهای اصلی هر پژوهش علمی، جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها جهت آزمون فرضیات بیان شده توسط محقق است. انتخاب یک روش پژوهش مناسب، محقق را تا حد زیادی در پیشگیری از بروز اشتباهات یاری میرساند. به کارگیری آزمونهای آماری مناسب با روش پژوهش منجر به حصول اطمینان از دقت و صحت نتایج به دست آمده میگردد. لذا در این فصل پس از طرح مسأله پژوهش، روشهای آماری مناسب جهت تأیید یا رد فرضیات تبیین شده، ارائه خواهد شد.

۳-۲ نوع پژوهش
روشهای پژوهش در علوم رفتاری را معمولاً با توجه به دو ملاک هدف و ماهیت تقسیم بندی میکنند(دانایی فرد و همکاران،۱۳۸۳). نظر به این که هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی تاثیر ارزیابی عملکرد بر بهبود نیروی انسانی در ستاد ناجا است، میتوان گفت پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی میباشد.
از سوی دیگر با توجه به این که در این پژوهش از روشهای مطالعه کتابخانه ای و نیز روشهای میدانی نظیر پرسشنامه استفاده شده است و با توجه به هدف پژوهش، میتوان بیان کرد که پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی است.
۳-۳ جامعه آماری و انتخاب نمونه
بر اساس تعریف، تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند یک جامعه آماری[۴۴] را مشخص میسازند(عادل آذر،۱۳۸۵). مجموعه کارکنان انتظامی پایور و پیمانی ستاد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(ناجا) جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل می دهند.
نمونه[۴۵] عبارت است از: تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ویژگیهای اصلی جامعه باشد(عادل آذر ،۱۳۸۵).
جهت تعیین حجم نمونه یک مطالعه مقدماتی با توزیع پرسشنامه بین ۲۵ نفر از کارکنان ستاد ناجا انجام شد و با برآورد واریانس نمونه اولیه در سطح اطمینان ۹۵ درصد، حجم نمونه از طریق فرمول زیر محاسبه گردید:
با توجه به محاسبات انجام شده ۱۰۸ نفر به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه برآورد و پرسشنامه به طور تصادفی در بین حجم نمونه برآورد شده توزیع گردید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بانک ها موظفند به عنوان مؤسسات خدمات رسانی به نحو مؤثری در تحقّق توقعات و نیازهای مشتریان گام برداشته و خود را با نیازهای جامعه هماهنگ سازند. [شهرستانی، ۱۳۸۷، ص۱]. در یک محیط رقابتی بالا، بانک اینترنتی برای حفظ مشتریان خود باید کلّیه خدمات و امکانات حمایتی و پاسخگویی سریع را برای حمایت از مشتری خود فراهم نموده تا سهم مشتریان خود را حفظ کرده و حتی افزایش دهد. [بایر و همکاران[۶]۳،۲۰۰۴، ص۱۵۸]. حفظ رابطه مشتری یک مسأله بلندمدت است و به جای پیامدها و نتایج جاری باید به پیامدهای آتی آن توجه کرد که در نهایت منجر به مزیّت رقابتی شده و منافع زیادی را در بر دارد از جمله:


-
- حفظ مشتری کنونی بدون هراس از تهدید رقبا.
-
- کسب منافع بیشتر از مشتریان کلیدی کنونی و افزایش سهم بانک از هر مشتری
- جذب مشتریان کلیدی رده اول سایر بانک ها. [پور شعبان، ۱۳۸۶، ص ۲].
ایران در زمینه تجارت و بانکداری اینترنتی کشوری جوان به حساب آمده و نیازمند رشد و ارتقاء در این بخش میباشد. [کوهی، صنیع زاده، ۱۳۸۷، ص۲]. بدیهی است در صورت عدم استقبال مشتریان از سیستم های بانکداری اینترنتی ارائه این خدمات، با شکست مواجه خواهد شد.[سرمد سعیدی، ۱۳۸۳، ص۱۸].
این تحقیق بر اساس رفتار برنامه ریزی شده به دنبال مهمترین عوامل پذیرش بانکداری اینترنتی مانند ویژگی های وب سایت و سودمندی درک شده می پردازد، در حالی که مهمترین مانع برای پذیرش کنترل رفتاری درک شده آن، محیط خارجی است. برای بانک ها ضروری است که مواردی برای تسهیل تشویقات و محدود کردن عوامل مانع ایجاد کنند. در رابطه با عوامل تشویق، ترغیب از طریق از بانکداری اینترنتی میتواند به طور مستقیم، صورت گیرد، در صورتی که برای فاصله گرفتن از عوامل مانع باید از روش غیر مستقیم بهره جست. موفقیّت بانکداری اینترنتی نه تنها توسط بانک ها یا حمایت دولت بوده، بلکه توسط پذیرش مشتریان در قبال آن نیز تعیین میگردد و این مورد تأثیر زیادی در پذیرش آن دارد. آخرین عامل، یعنی هنجار ذهنی، فشار اجتماعی را که ممکن است بر روی قصد فرد جهت انجام عملیات بانکداری تأثیرگذار باشد، را توصیف میکند. در این تحقیق همبستگی متغیّرهای مستقل ویژگی های وب سایت، سودمندی درک شده، الویّت های شخصی، خطر و حفظ حریم خصوصی، محیط خارجی و هنجار ذهنی با بهره گرفتن از متغیّر واسطه تمایل به پذیرش بانکداری اینترنتی بر متغیّر وابسته پذیرش بانکداری اینترنتی توسط مشتریان، مورد بررسی قرار میگیرد.
در بخش های بعدی تعاریف متغیرهای تحقیق آورده خواهد شد. به این ترتیب سؤال اصلی تحقیق به صورت زیر مطرح میگردد:
مهمترین عوامل تأثیرگذار جهت تشویق مشتریان به پذیرش بانکداری اینترنتی در بانک سپه کدامند؟
به نظر میرسد به مرور زمان و با حرکت به سمت فرایند جهانی شدن، بانکداری اینترنتی بیش از آنکه یک گزینه پیش روی ما برای انتخاب باشد، به یک الزام و ضرورت تبدیل گردیده است. [ظفری، ۱۳۸۸، ص۵]. استفاده از بانکداری اینترنتی باعث از بین رفتن و کاهش مشکلاتی نظیر سود رفته بانک ها بابت استفاده از چک ها و اسکناس ها، هزینه و زمان ناشی از مراجعات حضوری مشتریان به بانک ها در انجام مبادلات بانکی، آلودگی محیط زیست، ترافیک، خطر به سرقت رفتن وجوه نقد و اسناد و مدارک بانکی، هزینه های ناشی از بایگانی اسناد و اوراق بهادار بانکی و در نتیجه خطرات ناشی از سوء استفاده های احتمالی و غیره می شود. البته معایبی نیز برای بانکداری اینترنتی نظیر هزینه استفاده از اینترنت، عدم دسترسی به وجه نقد جهت پرداخت های خرد و غیره ذکر شده است. [هُپ و همکاران[۷]۱، ۲۰۰۱].
توجّه روزافزون بانک های بزرگ در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به ارائه خدمات بانکی از طریق کانال های اینترنتی و توسعه بانک ها و مؤسسات مالی مجازی موجب افزایش رقابت در صنعت بانکداری شده است. [سید جوادین، یزدانی فرد، ۱۳۸۴، ص۴۶]. از طرفی قبل از ارائه هر گونه خدمات جدید، باید تحقیقاتی در زمینه اقتصادی بودن ، منطبق بودن خدمات جدید با نیازهای جامعه و این که چه سیستمی میتواند این خدمات را به خوبی به مشتریان ارائه کند، صورت بگیرد. در کشورهای در حال توسعه بانک ها معمولاَ با بررسی خدمات ارائه شده توسط سیستم بانکی کشورهای توسعه یافته اقدام به تقلید از آن ها و ارائه خدمات می نمایند و به دلیل عدم انجام تحقیقات و بررسی های مورد نیاز، اینگونه خدمات را به صورت ناقص به مشتریان خود ارائه میکنند. [اسماعیلی، ۱۳۸۷].
بنابرین بررسی عوامل رفتاری مؤثر بر پذیرش بانکداری اینترنتی توسط مشتریان باعث خواهد شد تا مسئولین ضمن شناسایی عوامل مرتبط با پذیرش بانکداری اینترنتی نسبت به تقویت عوامل مذکور جهت ترغیب بیشتر مشتریان به استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی اقدام نموده و به این ترتیب بانکداری اینترنتی را توسعه دهند. به عبارتی دیگر بانک ها برای شناسایی نیازهای مشتریان خود و حفظ آن ها در یک محیط رقابتی، موظّف هستند که به بررسی کیفیت خدمات اینترنتی خود پرداخته و تأثیر کیفیت خدمات شبکه را بر روی مشتریان خود، مطالعه و ارزیابی نموده تا بتوانند نقاط ضعف آن را برطرف و نقاط مثبت آن را تقویت نمایند. [آماده، جعفرپور، ۱۳۸۸].
بدیهی است که یکی از شاخص های موفقیت سرمایه گذاری بانک سپه در زمینه فناوری اطلاعاتی و بانکداری اینترنتی، پذیرش این خدمات از سوی مشتریان بانک در استفاده واقعی آن ها از این خدمات است. با توجه به این که علیرغم ارائه خدمات بانکداری اینترنتی از سوی این بانک، هنوز تحقیقی مستند برای بررسی عوامل مرتبط با پذیرش این خدمات توسط مشتریان این بانک، انجام نشده است. بر این اساس لزوم انجام چنین تحقیقی کاملا آشکار و روشن میباشد.
هدف اصلی تحقیق بررسی پذیرش بانکداری اینترنتی توسط مشتریان میباشد که در قالب اهداف فرعی زیر قابل تشریح است:
-
- شناسایی عواملی جهت تشویق پذیرش خدمات بانکداری اینترنتی توسط مشتریان.
-
- اندازه گیری الگوهایی برای تشویق پذیرش بانکداری اینترنتی توسط مشتریان و محدود کردن موانع موجود.
-
- اندازه گیری ویژگی های وب سایت، سودمندی درک شده، خطر و حفظ حریم خصوصی و الویّت های شخصی در جهت پذیرش خدمات بانکداری اینترنتی.
-
- اندازه گیری محیط خارجی در جهت پذیرش بانکداری اینترنتی.
-
- اندازه گیری هنجار ذهنی در جهت پذیرش خدمات بانکداری اینترنتی.
استفاده از یافته های تحقیق برای توسعه استراتژی بانک ها در به حداکثر رساندن پذیرش.
- چارچوب نظری تحقیق:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در سال ۱۹۸۶ تعداد ۱۶۳ دولت عضویت کنوانسیونهای ۱۹۴۹ را داشتند ولی تنها ۵۹ دولت و ۵۳ دولت به ترتیب عضو پروتکلهای اول و دوم بودند.

ماده ۳ مشترک و پروتکل دوم به دلیل رها بودن از ملاحظات سیاسی و قدرت کشورها در مواردی جهت حمایت از جمعیت غیرنظامی موفق بوده اند و از مصادیق چنین موفقیتی می توان به عملکرد سازمان ملل در حمایت از جمعیت غیرنظامی در هالیتی و شمال عراق اشاره نمود.
اما چون در جنگهای داخلی هر یک از طرفین درگیر سعی در خائن معرفی کردن طرف دیگر دارد، چو خوبی برای اعمال مقررات جنگی به وجود نمی آید و از طرف دیگر چون طرفین درگیر در جنگهای داخلی عموماً گروههای نامنظم چریکی میباشند، تفکیک میان رزمندگان و افراد غیر رزمنده که لازمه اعمال مقررات ماده ۳ مشترک و پروتکل دوم الحاقی میباشد، بسیار دشوار است.

گفتار دوم: مداخله کشور ثالث در جنگ غیر بینالمللی (داخلی)
بنداول: مداخله در شورش های داخلی
به طور سنتی کشورها با شورشیان دشمن بوده و هستند و از آنجا که حقوق بین الملل زائیده اراده همین دولتهایی است که شورشیان را دشمنان خود تلقی میکنند، بدیهی است با رضایت خاطر نمی تواند بپذیرند افرادی وضع موجود آن ها را بر هم بزنند و دولت قانونی را سرنگون نمایند، فلذا این مسئله را کاملاً داخلی و در محدوده ماده ۲ و ۷ تلقی نموده اند و حتی شورشیان را به چشم مجرمان حقوق عمومی قلمداد نموده اند.
تعاریف مختلفی از واژه شورشی ارائه شده است. این لغت ریشه اسپانیایی دارد و توسط او پنهایم ولوتر پاخت به شکل زیر تعریف شده است اعمال خصمانه ای که در قلمرو کشوری که تحت اشغال دشمن است توسط گروههای مسلحی که عضو رسمی ارتش نمی باشند انجام می شود.
این گروه ها غالباً متشکل از افراد باقیمانده از ارتش مغلوب هستند با مردمی که برای به ستره آوردن دشمن و قطع راه های ارتباطیش متحد میشوند و نویسندگان مدرن سعی میکنند که گروههای شناخته شده ولی منفک از ارتش مسلح ملی (کماندوها) و همینطور ارتش مسلح ملی را که مبادرت به جنگ پس از تسلیم در مقابل دشمن می نمایند از این تعریف مستثنی نمایند.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ در سند شماره ۱۵۳/d مصوب آگوست ۱۹۷۰ صفحه ۴ خود این واژه را چنین تعریف میکند واژه شورش از اقسام جنگ نمی باشد بلکه مبادرت ورزیدن به جنگ اعم از داخلی و بینالمللی توسط افرادی میباشد که واجد شرایط رزمنده به موجب کنوانسیونهای ژنو نمی باشند و به این سبب زندانی جنگی به شمار نمی آیند ولی تشکیلات سیاسی و منطقی را که توسط همه مردم حمایت می شود در اختیار دارند، بهرحال تعاریف زیاد است اما به نظر میرسد بیشتر روش جنگ است که این گروه ها را از سایر گروه ها متمایز میکند نه رزمندگان یا قصد آن ها از جنگ مقررات فعلی حقوق بین الملل در مورد گروههای شورشی که داخل در صلاحیتهای داخلی کشورها هستند بسیار ابتدایی و مبهم است. حقوق بین الملل تعیین نمی کند که چه زمانی یک گروه مخالف و شورشی میتواند از حقوق و تکالیف بینالمللی برخوردار گردد. در نتیجه این دولتها هستند که با قبول یا رد شخصیت بینالمللی شورشیان تصمیم می گیرند. به اعتقاد حقوق دانان کلاسیک در صورتی که شورشیان بتوانند قسمتی از خاک دولت مربوطه را به تصرف در آمده و بر آن کنترل واقعی پیدا کنند قابل شناسایی اند بنابرین ملاحظه می شود که اولاً حقوق بین الملل به این گروه حقوقی اندک اعطا نموده و ثانیاًً اعطای این حقوق و شناسایی آن ها حقی در این مرحله علاوه بر مهم و اندک بودن کاملاً به اراده کشورهای شناسایی کننده بستگی دارد.[۱۰۳]
حتی سازمان ملل و شورای امنیت نبردهای این چنینی را جنگهای داخلی محسوب کرده و در آن احساس مسئولیتی نمی کنند و تنها هنگامی خود را مکلف به دخالت در این جنگها احساس میکند که حقوق بشر و حقوق مردم غیرنظامی به طور فاحش نقض شود. در این صورت مسائل مربوط از صلاحیت داخلی خارج شده و مسئولیت جهانی را مطرح میکند.[۱۰۴] رو به کشورها نشان داده است که قبل از اینکه سازمان ملل به نمایندگی از طرف جامعه بینالمللی وارد این منازعات گردد، کشورها پیش دستی کرده و به نفع یکی از دو طرف منازعه شورشیان و دولت مداخله کردهاند.
الف: مداخله جهت کمک به حکومت
امروزه مداخله به نفع دولت درگیر با شورشیان داخلی کمتر از مداخله به نفع شورشیات مورد اعتراض جامعه بینالمللی است زیرا که حقوق بین الملل کلاسیک حاکمیت کشورها را تا زمانی که کنترل واقعی را در قلمرو خود اعمال میکند به رسمیت می شناسد و به طرز حکومت و مدل حکومتی کشورها توجهی ندارد. کلسن ضمن موافقت با چنین امداد رسانی رضایت دولت دریافت کننده کمک را نیز در جواز این امر لازم میداند. کسانی که معتقد به جواز چنین کمکهایی هستند معتقد به اعاده نظم داخلی کشور شورش زده هستند و حاکمیت کشورها را بسیار معتبر می شمارند.[۱۰۵]
این نظر قابل سوء استفاده میباشد چرا که مواردی هست که تفکیک و تشخیص واقعی بین حکومت مستقر و شورشیان میسر یا آسان نیست. کمی بعد از آنکه کنگو در سال ۱۹۶۰ مستقل شد رئیس جمهوری آن کازاویو و نخست وزیر لومومبا شروع به کشمکش با یکدیگر نمودند هر کدام سعی داشت دیگری را کنار بزند. در اینگونه موارد دست دولتهای خارجی برای اینکه حامیان یا منافقان خود را حکومت واقعی و قانونی و دیگران را شورشی تلقی نمایند باز است.[۱۰۶]
عده ای نیز معتقدند که کمک به حکومت درگیر در جنگ داخلی زمانی مجاز است که شورشیان به عنوان طرف متخاصم شناسایی شده باشند. تئوری که این ادعا را پررنگ میسازد این است که حکومت نماینده یک کشور است و تا زمانی که به طور کامل ساقط نشده است صلاحیت دعوت نیروهای خارجی به قلمرو کشور و تقاضای کمک از آن ها را علیرغم هر گونه تاثیری که ممکن است چنین کمکی بر آینده سیاسی کشور بگذارد دارد این دیدگاه نیز جای انتقاد دارد چرا که ممکن است اعمال زور از جانب حکومت مانع از اعمال حق قانونی تعیین سرنوشت شود.
بهرحال اصل عدم مداخله در رویه دولتها تقویت شده است مثلاً در سال ۱۹۶۳ نماینده انگلستان در ششمین جلسه مجمع عمومی اعلام کرد: اگر کشمکش داخلای در دولتی شروع شود و شورشیان از خارج حمایت نگیرند، دولت دیگری نمی تواند به طور مشروع در این امر دخالت نماید، حتی با دعوت رژیم مستقر برای حفظ نظم وقانون بنابرین کمک به دولت توسط کشور خارجی در جنگ داخلی معمولاٌ محدود است مگر اینکه شورشیان نیز از سایر کشورها کمک دریافت کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زنجیره تأمین در یک ساختار صنعتی نیازمند طرح ریزی مناسب میباشد شاخصـهای ایـن قسـمت در فـاز طـرح ریـزی یـک زنجیره تأمین و با هدف مدیریت عملکرد زنجیره شناسایی و تعریف میگردند:
سطح درک مشتری از محصول
تغییر در سیاست های بودجه ای
مدت زمان تدارک سفارش
مدت زمان برآورده سازی درخواست مشتری
دوره زمانی بهبود محصول

دوره زمانی فرایند برنامه ریزی روش های دریافت سفارش
- شاخصهای منابع و مدیریت منابع
شاخصهای این قسمت به مقوله منابع در زنجیره تأمین و مدیریت منابع درآن می پردازد:
عملکرد تأمین کننده هنگام تحویل
اثربخشی رویکردهای مالی در جریان نقدی
مدت زمان تدارک از سوی تامین کننده
وجود ضوابط مستندسازی رویه های کار توسـط تأمین کننده
قیمت گذاری تامین کننده در بازار
اثربخشی چرخه سفارش سازمان برای خرید

- شاخصهای تحقق محصول
شاخصهای این حوزه به مقوله تحقق محصول در زنجیره تامین می پردازند:
درصد محصولات معیوب
اندازه دسته تولید
کاربرد مقدار سفارش
هزینه هر ساعت عملیاتی
کاربرد سیستم تولید کششی
ظرفیت اسمی
تولید هموار
گستره محصولات و خدمات
- شاخصهای تحویل به مشتری
شاخصهای این حوزه به مقوله تحویل به مشتری (داخلی /خارجی ) که مرحله نهایی زنجیره تـامین محسـوب مـی گـردد، مـی پردازد:
رضایت مشتری از محصولات

تحویل به موقع محصولات
تعداد فاکتورهای بدون اشتباه در تحویل
انعطاف پذیری خدمات درطول زنجیره تامین به منظور برآورده سازی نیازهای مشتریان
درصد تحویل های اضطراری
کارآئی سیستم اطلاعاتی در پشتیبانی تحویل
اثربخشی روش های مستندسـازی و ثبـت تحویـل محصولات
قابلیت اطمینان در تحویل
در زنجیره تأمین همان گونه که شرکت مرکزی از تأمین کننده انتظار دارد، تأمین کننده نیز از شرکت مرکزی انتظاراتی دارد و آنچه که بهبود عملکرد زنجیره تأمین را به دنبال خواهد داشت، شناخت انتظارات عناصر زنجیره تأمین و کوشش برای تأمین آن است(اشتدلر، هارتموت؛ کیلگر، کریستوف ۱۳۸۵).
جدول ۲-۳ : تحقیقات صورت گرفته در مورد کیفیت خدمات در زنجیره تأمین(اشتدلر و کیلگر، ۱۳۸۵)
۲-۲-۱۳) فعالیت های زنجیره تامین
بیمون بر این باور است که زنجیره تامین عبارت است از فرایند یکپارچه شده در جایی که یک تعداد از هویت های مختلف مانند تامین کننده ها، تولید کننده ها، پخش کننده ها باهم همکاری دارند و تلاش میکنند تا اولا مواد اولیه مناسب به دست آورند، ثانیاً مواد خام را به محصول نهایی تبدیل نمایند، و ثالثا محصول نهایی را توسط واسطه ها توزیع نمایند.
در حالت کلی فعالیت های مربوط به زنجیره تامین شامل :
منبع یابی
طراحی و ساخت
حمل و نقل
فروش محصولات
سرویس و خدمات پس از فروش در طول عمر استفاده از محصول توسط مشتری ها میباشد.
محصولات زیادی ممکن است در یک زمان کوتاه تولید و فروخته شود اما ممکن است طول مدت استفاده از محصول توسط مشتری به بیست یا سی سال برسد. در طول این مدت بایستی سرویس و خدمات مورد نیاز ارائه شود. بنابرین خدمات پشتیبانی از محصولات از اهمیت زیادی برخوردار است. در جریان پخش محصولات مسائل مالی و اطلاعات و دانش از اهمیت زیادی برخوردارند. فرایند زنجیره تامین یک محصول جدید نیاز به هماهنگی بین افراد متخصص در زمینههای مختلف مانند بازاریابی ، طراحی با ساخت و تولید، کنترل کیفیت و مدیریت زنجیزه تامین دارد. نکته قابل ذکر این است که اصطلاح مدیریت زنجیره تامین (SCM) به معنای مدیریت زنجیره عرضه دربرگیرنده سازمان، تامین کننده و مشتریان است و این مفهومی است معادل زنجیره ارزش گسترده میباشد(احمدی، ۱۳۸۴).
۲-۲-۱۳-۱) زنجیره تأمین پروژه
زنجیره تأمین پروژه مفهوم جدیدی است که در اثر تخصصی شدن کارها و رواج برون سپاری ظهور کردهاست و شامل یک پیمانکار اصلی (متصدی اجرای پروژه ) و زنجیره ای از تأمین کنندگان می شود؛ به عبارت دیگر میتوانیم زنجیره تأمین پروژه را ترکیبی از زنجیره تأمین و مجموعه فعالیت های پروژه بدانیم. هندفیلد و نیکولاس (٢٠٠٠)، نیز زنجیره تأمین پروژه های صنعتی را شامل همه فعالیت های مرتبط با جریان و تبدیل کالاها و تجهیزات، از مرحله ماده خام و استخراج به حالت نهایی برای مصرف پروژه و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آن ها می دانند. آنان سه مؤلفه برای زنجیره تأمین پروژه مشخص میکنند: نقش اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی در زنجیره تأمین پروژه ها، نقش لجستیک در زنجیره تأمین پروژه ها و نقش رابطه و مدیریت روابط در زنجیره تأمین پروژه ها. در چنین زنجیره ای، شبکه بالادستی معمولا شبکه ای به نام تأمین کنندگان را برای مؤسسه یا سازمان و شبکه پایین دستی شبکه ای از مجریان پروژه و کارفرما (مشتری) را تشکیل میدهد(Folan & Browne, 2005).
۲-۲-۱۳-۲) زنجیره تأمین شرکت گاز
پروژه های بخش گاز نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمین کنندگانی از سازمان های دیگر هستند و عملکرد یک پروژه تحت تأثیر فعالیت های سایر سازمان هایی قرار میگیرد که یک زنجیره تأمین را تشکیل میدهند. با توجه به توسعه و گسترش پروژه های مختلف و متنوع، به ویژه در خطوط انتقال شرکت های گاز استانی، طبق قوانین دولت این شرکت ها نباید وارد امور اجرایی شوند و باید با تأمین کنندگان و پیمانکاران برای انجام امور اجرایی قرارداد ببندند و مناقصه کنند. در نتیجه بعد جدیدی از همکاری میان شرکت های متعدد با شرکت های مسئول در بخش گاز ایجاد شده است. با توسعه روابط با تأمین کنندگان مختلف و پیمانکاران و تغییرات مکرر در قوانین و مقررات دولت، زمینه بروز ریسک های مختلف فراهم می شود که گاه با اثرگذاری آن ها بر یکدیگر، شدت پیامدها و اثرات آن بر سازمان افزایش مییابد. در پروژه های شرکت های گاز استانی نیز عواملی چون کارفرما، تأمین کننده، پیمانکار اصلی و جزئی دخیل هستند تا پروژه را به هدف نهایی آن که تحویل به موقع پروژه با کیفیت مورد نظر است، برسانند. در این پروژه ها، شرکت های گاز استانی در نقش کارفرما پروژه را تعریف میکنند و بهره بردار نهایی و استفاده کننده پروژه هستند. کارفرما برای اجرای طرح، آن را در اختیار پیمانکار اصلی پروژه قرار میدهد تا پروژه را به صورت عملیاتی شروع کند. انتخاب پیمانکار از طریق انجام مناقصه صورت میگیرد. پیمانکار اصلی نیز به نوبه خود با مشخص کردن پیمانکار فرعی، پروژه را عملیاتی میکند(شفیع زاده، ۱۳۸۹).
۲-۲-۱۴) انتخاب تامین کننده در زنجیره تامین
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رفتار موردنظر در تئوری رفتار برنامه ریزی شده توسط اصطلاحات ذیل معین میشوند:

هدف[۱۹۵]
عمل[۱۹۶]
زمینه[۱۹۷]
زمان[۱۹۸]
هدف آموزش بهداشت در علوم بهداشتی تغییر رفتارهای بهداشتی میباشد. رفتار شامل عملکرد قابل مشاهده و بررسی میباشد. رفتار ترکیبی از آگاهیها و گرایشها با سایر عوامل و به نسبتهای متفاوت میباشد. رفتار از عوامل اتفاقی، امکانات عملی، مسائل جاری و بسیاری عوامل دیگر متاثر است و از آنجا که ماهیت آن پیچیده است، ممکن است در جهت مخالف با آگاهیها نیز صورت گیرد. برخلاف گرایشها و آگاهیها بررسی در رفتار کم و بیش سادهتر است، چرا که اعمال ضابطه های عینی در آن عملی است. رفتارهای مختلف را نیز می توان با روش کمی مورد شناخت قرار داد. رفتار عمل مشاهده شده به وسیله فرد میباشد (باقیانی مقدم و همکاران، ۱۳۸۴).
درک رفتاری دیگران[۱۹۹]:
درک رفتار سایر افراد شناختهایی مرتبط با رفتارها، عقاید و نگرش سایر افراد میباشد. این شناخت ها ممکن است مطابق با واقعیت باشند یا نباشند. منابع اولیه درک رفتاری در رفتارهای مرتبط با سلامت عبارتند از: خانواده (والدین و یا خواهران و برادران و هم نیاها، همتاها). درک رفتاری سایر افراد مشتمل بر استانداردها (انتظارات دیگران مهم) حمایت اجتماعی (تشویق های ابزاری و احساس) و الگوسازی (یادگیری جانشینی از طریق مشاهده دیگرانی که در حال انجام یک رفتار بخصوص هستند). در تعدادی مطالعه نشان داده شده است که این سه فرایند بین فردی بر زمینهسازی جهت انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تأثیر میگذارند. حمایت اجتماعی برای یک رفتار منابع تقویت شده پیشکش شده توسط دیگران را پیچیده تر میکند. الگوسازی اجزاء پیامدی یک رفتار بهداشتی را به تصویر میکشد و استراتژی مهمی برای تغییر رفتار در تئوری شناخت اجتماعی میباشد. درک رفتاری سایر افراد میتواند هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم و از طریق فشار اجتماعی یا تشویق برای تعهد به برنامه ریزی فعالیت بر روی رفتارهای مرتبط با سلامت تاثیر بگذارند. افراد به لحاظ وسعت حساسیت به آرزوها مثال ها و ستایش دیگران متغیر میباشند. در هر حال انگیزش مناسب جهت رفتار در مسیری موافق با درک رفتاری سایر افراد باعث می شود تا احتمال انجام رفتارهایی که آن ها در آن تحسین شده اند و یا به لحاظ اجتماعی تقویت شده اند افزایش یابد (لیسلوت[۲۰۰] و همکاران، ۱۹۹۷).

برای اینکه درک رفتار سایر افراد مؤثر باشد، افراد باید به رفتارها، آرزوها و درون داده های دیگران توجه کنند، آن ها را بفهمند و آن ها را با نمایشهای شناختی مرتبط با رفتارهای معین تشبیه کنند. حساسیت به تاثیرگذاری دیگران ممکن است به لحاظ رشدی متغیر بوده و مخصوصاً در بین نوجوانان مشهود میباشد. بعضی فرهنگها ممکن است تأکید بیشتری بر درک رفتاری نسبت به دیگران داشته باشند.
مطالعات لایزلوت نشان داد که درک رفتاری سایر افراد بر رفتار جامعه مورد بررسی او تاثیر داشته است. وی در بررسی خود به این نتیجه رسید، افرادی که بیان کردند سایر افراد در هنگام رانندگی با سرعت بالا رانندگی میکنند، آن ها نیز در هنگام رانندگی نیز از سرعت بالایی برخوردار بودند و افرادی که بیان کردند که سایر افراد در هنگام رانندگی با سرعت کم رانندگی میکنند، آن ها نیز در هنگام رانندگی نیز از سرعت کمی برخوردار بودند (لیسلوت و همکاران، ۱۹۹۷).
باورهای ویژه در باب سلامت
تحقیقات قابل ملاحظهای در باب باورهای مربوط به سلامت صورت گرفته است. الگوی باور مربوط به سلامت این باورها را در بر میگیرد (بکر[۲۰۱] ، ۱۹۷۴؛ رزن استاک[۲۰۲] ، ۱۹۶۶،۱۹۸۸). هنگامی که «الگوی باور مربوط به سلامت» برای اولین بار شکل می گرفت، پژوهشگران انتظار داشتند باورهای مربوط به سلامت مستقیماً سبب انجام رفتارهای بهداشتی ویژهای شوند. آنان گمان میکردند که مثلاً اگر کسی باور قوی داشته باشد که واکسیناسیون (مثلاً در مقابل فلج اطفال) مایه حفظ سلامتی است، برای دستیابی به آن اقدام میکند. هرچند پژوهشگران به این مسئله پی بردهاند که باورها قطعاً بر رفتار اثر دارند، اما مستقیماً باعث ایجاد آن نمی شوند (رزن استاک،۱۹۷۴).
به هر حال «الگوی باور مربوط به سلامت»، در ارائه روشی برای سازماندهی و درک باورهای مربوط به رفتار بهداشتی کاملاً مفید است. مؤلفه های این الگو در بسیاری از الگوهای دیگری نیز که روانشناسان برای تبیین تصمیم گیریهای بهداشتی به کار میبرند، دیده میشوند (بکر، ۱۹۷۹).
پژوهشگران دریافته اند که نه یک تخمین پزشکی واقعی، بلکه فقط اعتقاد به خطرناک بودن بیماری است که بر نگرش فرد به انجام دادن اقداماتی برای پیشگیری از بیماری اثر میگذارد (دیماتئو و دینیکلا[۲۰۳] ،۱۹۸۲؛ هاینز[۲۰۴] ،۱۹۷۹؛ جانز و بکر،۱۹۸۴).

دومین جنبه مهم باورهای مربوط به سلامت، این است که فرد خود را مستعد ابتلا به بیماریای بداند که با رفتار بهداشتی قابل پیشگیری است.محققان دریافته اند که باور فرد به آسیب پذیری در برابر بیماریهای قلبی، یکی از پیشبینی کننده های مهم رفتارهای بهداشتیای است که برای کاهش یا تخفیف بیماریهای مذبور، ضرورت دارند (دیماتئو و دینیکلا، ۱۹۸۲؛ جانز[۲۰۵] و بکر،۱۹۸۴).
جنبه سوم این باورها آن است که اگر افراد باور داشته باشند که عملی در حفظ یا بازیابی سلامت آنان اثر دارد، به ندرت چنین عملی را شروع کرده و ادامه میدهند. فرد باید به اثربخشی عمل، باور داشته باشد، تا برای اجرای آن اقدام کند یا آن را ادامه دهد وگرنه آن عمل را بیهوده تلقی خواهد کرد.
در نهایت فرد باید باور داشته باشد که فواید عمل، نسبت به هزینه های آن بیشتر است. هزینه ها تنها هزینه های مالی نیست، بلکه شامل اموری همچون: اتلاف وقت، گرفتاری و درد و خطر احتمالی نیز میشود. اگر فردی باور داشته باشد که زحمت پیگیری عملی، بیش از ارزش آن است، به احتمال قوی از آن اجتناب خواهد کرد (رونیز، هارل[۲۰۶] ،۱۹۸۹؛ ساتون، ایزر[۲۰۷] ،۱۹۹۰).
«الگوی باور مربوط به سلامت» از این جهت که برای افزایش تبعیت بیماران برنامه هایی ارائه داده است، ارزشمند میباشد (جونز، جونز و کاتز[۲۰۸] ،۱۹۸۷). مؤلفههای این الگو عبارتند از:
باور به:
شدت بیماری،که ممکن است ناشی از عدم توفیق در انجام فعالیتهای بهداشتی باشد.
مستعد بودن برای بیماری،که ممکن است ناشی از عدم توفیق در انجام فعالیتهای بهداشتی باشد.
بیشتر بودن فواید پیگیری درمان از هزینه های آن (پول، زمان، مشکل، گرفتاری).
اثربخش بودن فعالیت پیشگیرانه در جلوگیری از بیماری (باور به اثر بخش بودن عملی خاص).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین تحقیقات مختلف نشان داده اند که یکی از مهمترین عوامل مشکلساز، اختلال در ارتباط یا به عبارتی اختلال در فرایند تفهیم و تفاهم است؛ به عنوان مثال، گزارش یک آژانس مشاوره خانواده در سال ۱۹۷۰ نشان داد که مشکل اصلی ۷۸% زوجهای شرکتکننده در پژوهش، مشکل ارتباطی است (یانگ ولانگ[۴۶]، ۱۹۹۸).

اگرچه در توضیح و تبیین علل مشکلات ارتباطی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد، اما در این زمینه رویکرد شناختی از جایگاه ویژهای برخوردار است. چنانچه الیس[۴۷] (۱۹۹۳) معتقد است که آشفتگی روابط یک زوج، به طور مستقیم به رفتارهای طرف دیگر یا شکستهای سخت زندگی مربوط نمی شود، بلکه بیشتر به دلیل باور و عقیدهای است که این زوج درمورد چنین رفتارها و شکستهایی دارند. در این دیدگاه ضمن در نظرگرفتن احساسها و رفتارهای زوجها، به نحوه تفکر و نوع باورها تأکید بیشتری می شود؛ زیرا این تفکر و باور است که به طور گسترده ای به خشم و ارتباطات آشفته زوج منجر می شود. تفکر، احساس و رفتار کاملاً در تعامل با یکدیگر هستند و هریک نسبت به دو فرایند دیگر پیوسته در حال تأثیرپذیری و تأثیرگذاری است (الیس و شرایدن[۴۸]، ۱۹۸۷). بنابرین ما در این تحقیق به دنبال روشن کردن این مسئله هستیم که آیا میزان رضایت جنسی و باورهای ناکارآمد ارتباطی میان زوجین در پیش بینی میزان سازگاری زناشویی سهیم است و اینکه آیا مدتزمان درمان در افراد تحت درمان می تواند میزان سازگاری زناشویی، رضایت جنسی و باورهای ارتباطی ناکارآمد را پیش بینی کند؟

اهمیت و ضرورت پژوهش
مصرف مواد مخدر از خطرناکترین پدیده های جوامع انسانی در عصر حاضر به شمار میرود. امروزه وسعت اعتیاد در جهان چنان گسترش یافته است که به شکل یک بیماری مزمن و اجتماعی درآمده و باعث به خطر افتادن امنیت اجتماعی شده است. در سراسر جهان تعداد مصرف کنندگان مواد مخدر به ۱۹۰ میلیون نفر میرسد و آمار رسمی، تعداد معتادان کشور را ۲/۱ تا ۲ میلیون نفر ذکر می کند که میانگین سنی این افراد ۱۸ سال میباشد و این درحالی است که ۱۱ میلیون نفر از جمعیت کشور با مشکل اعتیاد خود یا اطرافیان مواجه هستند (شفیعی و رهگذر و رهگذر، ۲۰۰۴؛ ضیاءالدین و زارعزاده و حشمتی، ۲۰۰۶).
در ایران و در طی چند دهه گذشته، اعتیاد رشد سالانه ۸ درصدی داشته است (مرکز مطالعات ملی اعتیاد، ۲۰۰۱؛ به نقل از نریمانی، حبیبی و رجبی، ۱۳۹۰). از آنجایی که یکی از عمدهترین و مطرحترین مشکلات نسل جوان اعتیاد و مسائل جانبی آن است این موضوع امروزه در کشور ما اهمیت زیادی پیدا می کند. چرا که به دنبال اعتیاد جنبه های مختلف شخصیت و نیروی لازم برای داشتن زندگی سالم تحلیل میرود و منجر به خروج جوانان از صحنه های فعال زندگی فردی و اجتماعی می شود.
در حال حاضر اعتیاد یکی از مشکلات بهداشتی عمده در کشور ما محسوب می شود. از دیدگاه روانشناختی افراد سوء مصرف کننده مواد یک ویژگی شخصیتی آسیبپذیر دارند (بوید[۴۹]، ۲۰۰۵). خصوصیات روانی شخصیتی معتادان، قبل از اعتیاد دارای نارساییهای روانی و شخصیتی عدیدهای بوده اند که بعد از اعتیاد به صورت مخربتری ظاهر و تشدید شده، لذا مشکل معتاد تنها مواد مخدر نیست بلکه در اصل رابطه متقابل شخصیت او و اعتیاد مطرح است (کتابی و همکاران، ۲۰۰۹؛ به نقل از حجتی، آلوستانی، آخوندزاده، حیدری و شریفنیا، ۲۰۱۰؛ ثابتی، ۱۳۸۷). اختلالات مزمن و طولانی مانند اعتیاد، به عنوان یک بحران در زندگی افراد مطرح میباشد که در ابعاد مختلف زیستشناختی، روانشناختی، اجتماعی و هیجانی منجر به کاهش کیفیت زندگی روحی و جسمانی می شود و ارائه راهکارهای مناسب برای مبارزه با این تخریب بزرگ وظیفه روانشناسان، مسئولین بهداشت و دیگر اقشار مرتبط جامعه میباشد.

فیلسوفان و محققین اجتماعی معتقدند که جامعه متشکل از خانواده ها است. بر اساس قدیمیترین نوشته های اخلاقی، جامعه هنگامی نیروی خود را از دست میدهد که افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نکنند (فتحی، ثابتی و بهروزنیا، ۱۳۸۹).
یافته های بالینی نشان میدهد که حدود ۷۰ درصد معتادان متأهلاند (زینالی و همکاران،۱۳۸۶)؛ بنابرین مسائل جنسی و زناشویی می تواند یکی از مهمترین ابعاد تحت آسیب در زندگی فرد معتاد باشد که منجر به تضعیف انسجام و پیوستگی خانوادگی و درگیری فراوان اعضای خانواده می شود و در سطح اجتماعی نیز میتوان مشکلاتی مانند طلاق، تجاوزات جنسی، روابط ناپایدار خارج از خانه و فرار و دیگر آسیبهای متعدد روانی و اجتماعی فرزندان را نام برد. پیش از این پژوهشهای زیادی انواع بزهکاریهای اجتماعی از جمله خود اعتیاد را به عنوان یک بیماری معرفی کرده اند که آمادگی و استعداد آنها ابتدا در درون نظام خانواده و سپس در اجتماع ریخته می شود. بنابرین اهمیت این مسئله را از این نظر نیز میتوان مورد توجه قرار داد که اعتیاد صرفنظر از تمام مسائل و مشکلات دیگر فردی و اجتماعی با مختل ساختن ساختار نظام خانواده زمینه این نوع بزهکاریها و همچنین بسیاری از مسائل و اختلالات روانی و تربیتی را در فرزندان فراهم میسازد.
برای مبارزه با اعتیاد، علاوه بر دانش و تجربه و استفاده از دارو، انگیزه برای ادامه یک زندگی سالم لازم است که بخش عمده این انگیزه مربوط به خانواده و همسر می شود. بنابرین داشتن یک رابطه عاشقانه سالم می تواند کمک فراوانی به ترک اعتیاد فرد داشته باشد چرا که فقدان آن باعث ایجاد یک چرخه معیوب و ادامه روند اعتیاد می شود. بنابرین شناخت مسائل ایجاد شده توسط اعتیاد که کیفیت زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار میدهد و تلاش در جهت برطرف ساختن آنها به عنوان یکی از ابعاد بیماری اعتیاد در این راستا اهمیت فراوانی دارد. افزایش دانش همسر فرد معتاد و آگاهی از اهمیت روابط جنسی و کیفیت زناشویی و کشف علت مختل شدن این رابطه کمک شایان توجهی به بازپروری ابعاد مختلف زندگی فرد معتاد و بهبود کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی وی خواهد کرد.
تحقیقات نشان میدهد نارساییهای جنسی ارتباط تنگاتنگی با مشکلات اجتماعی از قبیل جرایم، تجاوزات جنسی، بیماریهای روانی و طلاق دارد. همچنین عصبی بودن، بروز دردهای زیر شکم و کمردردها، ناتوانی در تمرکز فکری و حتی انجام امور روزمره نیز از دیگر عواقب عدم موفقیت در ارضاء غریزه جنسی است؛ در حالی که عملکرد جنسی مطلوب عاملی برای تحکیم خانواده و پایهای برای به دست آوردن و تثبیت یک فرهنگ استوار است (جهان فر و ملاییزاده، ۲۰۰۲). بنابرین رضایت جنسی می تواند از فاکتورهای مهم یک زناشویی موفقیتآمیز و رضایتبخش باشد. در جوامع دینی ازدواج تنها سیستم اجتماعی است که موقعیت را برای رابطه جنسی رضایتبخش فراهم می کند (کاپلان و بنجامین[۵۰]، ۲۰۰۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در صورتی که شرکتی خواهانه ایجاد سود عملیاتی واقعی بیشتر باشد، باید در طی دوره مالی سود عملیاتی بیشتر از هزینه سرمایه بر مبنای ارزش بازار شرکت در ابتدای دوره و نه سود عملیاتی بیشتر از هزینه سرمایه، بر مبنای ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکارگرفته شده. سرمایه سهامداران و اعتباردهندگان یک شرکت نه فقط ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکارگرفته شده در شرکت؛ بلکه شامل ارزش بازار شرکت نیز میشود(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۱۲).
۲-۸-۴ چالشهای ارزیابی عملکرد
۱٫ تغییرات محیطی که اغلب سالها طول میکشد تا قابل رویت شوند.
۲٫ تعداد زیاد نقش آفرینانی که باید برای راه حلهای اجرای موفق در نظر گرفت.

۳٫ اجتناب از صدمات در رفتار متغیر و عملکرد احتیاطی به سختی تشریح می شود.
۴٫ شاخصهای مناسبی در زمینه تحقیقات علمی و تکنولوژیکی در ئسترس نیست.
۵٫ بسیاری از خروجیهای نهایی مورد انتظار برای توسعه قابل قبول به طور واضح، مشخص نشده است(مروتی، ۱۳۸۹، ص۴۲).
۲-۸-۵ ارزیابی مالی
این ارزیابی توسط نسبتهای مالی یا گزارشات و روش های نظیر سود و زیان، ترازنامه، بودجهبندی، تطابق بودجه، هزینهیابی بر مبنای فعالیت و … صورت میگیرد(خدامرادی، ۱۳۹۰، ص۴۹).
۲-۸-۶ عملکرد مالی بانکها
به منظور ارزیابی عملکرد مالی یک بانک، طبقه بندی درآمدها و هزینه های بانک امری ضروری است . به منظور ارزیابی کیفیت درآمدها و شناسایی دلایل تغییرات در میزان سودآوری یک بانک مشخص از سالی به سال دیگر و نیز مقایسه عملکرد مالی بانک های مختلف؛ اطلاعات مذبور ضروری هستند . به طور معمول، اطلاعات مربوط به عملکرد مالی شامل صورت سود و زیان است که درآمدها و هزینه ها را بر اساس ماهیت یا کارکردشان در بانک گروه بندی می کند. صورتحساب سود و زیان نیز معمولا” شامل اقلام درآمد و هزینه بهره، حق الزحمه و کارمزد، درآمدهای غیربهره ای دیگر، هزینه های عملیاتی، افزایش هزینه ها برای پوشش زیان های اعتباری، دیگر اقلام استثنایی (فوق العاده)، هزینه های مالیاتی و درآمد خالص می شود. یادداشت های همراه صورت سود و زیان جزئیات بیشتری را در مورد طبقات مهم درآمد و هزینه فراهم می آورند. به منظور ارزیابی میزان تحقق سودهای موردانتظار، لازم است اثر اکتسابات انجام شده و فعالیت های کاری متوقف شده در طی سال افشا شوند . ارقام و نسبت های مهم می بایست شامل بازده متوسط سرمایه، بازده متوسط دارایی ها، مابه التفاوت خالص بهره(عبارت است از خالص درآمد ناشی از نرخ بهره تقسیم بر متوسط دارایی های بهره پذیر) ، و نسبت هزینه به درآمد باشند(ارجمندینژاد، ۱۳۸۵، ص۳۸).
اطلاعات بخش های تجاری و جغرافیایی، به تجزیه و تحلیل عملکرد گذشته و ارزیابی چشم اندازهای آتی یاری می رساند. اگر بانک نقش هر یک از مناطق و فعالیت های مختلف خود را در عملکرد کلی مالی افشا نماید کاربر اطلاعات مالی میتواند به درک بهتری از کلیت عملکرد مالی آن بانک نائل آید . به خصوص، این اطلاعات به کاربران کمک میکند تا میزان تنوع در فعالیت های تجاری بانک و نیز سهم مناطق و بخش های تجاری خاصی را که ممکن است پرریسک تر از بقیه ارزیابی شوند، مورد بررسی قرار دهند . همچنین اطلاعات مذبور کمک میکند تا از اثری که تغییرات مهم بر روی کلیت یک بانک بر جای میگذارد (به عنوان مثال به دلیل اختلالات محلی)، آگاه شد(ارجمندینژاد، ۱۳۸۵، ص۳۹).
در مورد فعالیت های کاری بانک، مدیریت از دانش مشروحی برخوردار است که افراد خارج از آن، فاقد چنین امتیازی هستند . از این رو مدیریت میتواند هم به بازار و هم به ناظران بانکی کمک بزرگی نماید . این امر میتواند از طریق تبادل نظر پیرامون عوامل مهمی که عملکرد مالی بانک را در طی سال مذبور متاثر نمودهاند، تشریح تفاوت های موجود بین عملکرد سال جاری و عملکرد سال های قبل و نیز بحث و بررسی پیرامون عواملی که به زعم آنان بر روی عملکرد مالی بانک در آینده تاثیر عمده ای خواهند داشت؛ صورت پذیرد(ارجمندینژاد، ۱۳۸۵، ص۳۹).
۲-۹ شناسایی معیارهای سودآوری بانکها
صورتهای مالی محصول نهایی سیستم گزارشگری مالی است. از مهمترین اهداف تهیه صورتهای مالی مفید بودن آن برای طیفی وسیع از استفاده کنندگان اعم از درون سازمانی و برون سازمانی جهت اخذ تصمیمهای معقول است(رستمی، ۱۳۹۰، ص۴۸) .
عوامل تعیین کننده سودآوری بانکها به دو گروه عوامل داخلی قابل کنترل مدیریت و عوامل بیرونی فراتر از مدیریت بانک تفکیک شده است. برای تعیین و شناسایی معیارهای سودآوری ایتدا به تعریف سود و سودآوری و مفاهیم آن، اشاره خواهد شد.
۲-۹-۱ مفاهیم سود و سودآوری
– تعریف سود: سود یکی از متغیرترین مفاهیم در دنیای پیچیده تجارت است که شاید روزی فرا نرسد که بتوان از سود تعریفی ارائه نمود که مورد قبول همگان واقع شود درمیان تعاریف گوناگونی که تا کنون برای سود مطرح گردیده، تعاریف ذیل از جامعترین آن ها است:
مک نیل مفهوم سود و زیان را اینگونه تعریف میکند: « سود عبارت است از افزایش در خالص ثروت سهامداران، و زیان عبارت است از کاهش در خالص ثروت سهامداران. این تعریف بسیار منحصر و مفید و روشن و از دیدگاه ریاضی قابل اثبات است.»(رضانژاد، ۱۳۸۹، ص۳).
«سود از تغییر در حقوق صاحبان سهام یا تغییر در خالص داراییهای یک واحد تجاری طی یک دوره مالی ناشی میگردد به بیان دقیقتر، سود برآیند کلیه تغییرات در حقوق صاحبان سرمایه طی یک دوره مالی، به استثنای تغییرات ناشی از سرمایهگداری توسط صاحبان و توزیع منابع بین آنان باشد.»(عالیور، ۱۳۷۵، ص ۱۸)
– سودآوری: توان شرکت یا مؤسسه در ایجاد درآمد کافی به گونهای که پس از پرداخت هزینه های جاری، مبلغی اضافی به نام سود برای شرکت باقی بماند (رستمی،۱۳۹۰، ص۵۸).
طبق پاراگراف ۴۳ بیانیه شماره (۱۹ مفاهیم حسابداری)، هیئت استانداردهای حسابداری مالی بیان میکند اولین نقش سود این است که عملکرد مالی دورهای یک مؤسسه را اندازهگیری کند. طبق این بیانیه استفاده کنندگان صورتهای مالی استفاده های گوناگونی از سود میکنند.. آن ها میتوانند عملکرد مدیریت را ارزیابی کنند، توان سودآوری شرکت را در یک افق طولانی ارزیابی کنند، سودهای آتی را پیشبینی کنند و مخاطرات سرمایهگذاری در شرکت یا اعتباردهی به آن را برآورده کنند.
بر طبق بیانیه شماره ۶ مفاهیم حسابداری مالی استفاده ارزش تعهدی در حسابداری توسط هیئت استانداردهای حسابداری مالی الزامی شده است(مشایخی، ۱۳۸۸، ص۲)
استفاده از سود به عنوان معیاری برای اندازه گیری دستاوردها و همچنین نشانهای از تصمیمات آتی مدیریت میباشد(شباهنگ، ۱۳۸۱، ص۱۷۹)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما ادغام عمودی با شرکتهای تجاری سر وکار دارد که که از مرحله سرمایه گذاری و ساخت موضوع شروع و مرحله انتقال و بهره برداری را نیز شامل میگردد. مثلا موضوع فعالیت یکی از شرکتهای ادغام شونده سرمایه گذاری میباشد و شرکت دیگر در امر تولید و ساخت اهلیت تجاری دارد و موضوع فعالیت شرکتهای دیگر بهره برداری و فروش محصولات میباشد که معمولا شرکتهای هلدینگ و شرکتهای سرمایه گذاری مشترک بینالمللی و پروژه های مهم عمرانی از این نوع ادغام استفاده مینمایند.

گفتار دوم: ادغام ساده – ترکیبی
از لحاظ حقوقی نیز ادغام شرکتهای تجاری بر دو نوع میباشد : ادغام ساده و ادغام ترکیبی
در ادغام شرکتهای تجاری ساده معمولا یک شرکت تجاری که سرمایه و امکانات بیشتری دارد، شرکت تجاری کوچکتر و انفعالی تر را در خود جذب میکند. شرکت تجاری باز مانده در نتیجه سرمایه خود را افزایش میدهد. شرکت تجاری ادغام شده، جزئی از شرکت تجاری بازمانده میشود و وجود و ماهیت خود را از دست میدهد. در ادغام ساده انتقال داراییها و بدهیها یک شرکت به شرکت دیگر منتقل میشود و شرکتهای ادغام شونده منحل میشوند. لکن شرکت تجاری موجود نام و هویت خود را حفظ میکند و دارایی و بدهیهای آن به میزان جمع و دارایی و بدهی شرکتهای ادغام شونده اضافه میشود.
در این نوع ادغام با جذب و یا ضمیمه کردن شرکت دیگر را جذب میکند. در این حالت، شرکتهای مجذوب نیز به یکباره حذف و سرمایه شرکت جاذب افزایش مییابد[۲۴].
ادغام شرکتهای تجاری ترکیبی عبارت است از اینکه دو یا چند شرکت تجاری یک شرکت تجاری جدید ایجاد میکنند که در آن شرکت جدیدترکیب شوند و شخصیت حقوقی شرکتهای تجاری موجود از بین رفته و منحل گردد. [۲۵]
در این نوع از ادغام، ادغام بر پایه برابری با تشکیل شرکت دیگر دو یا چند شرکت به یکباره از بین رفته و در شرکت جدید که برای این منظور تأسيس شده وارد میگردد. به این ترتیب، قواعد عمومی شرکتها بی کم و کاست به اجرا در میآید[۲۶].

لذا در ادغام ترکیبی انتقال داراییها و بدهیهای یک یا چند شرکت به شرکت جدید تجاری صورت میپذیرد. به طوری که شرکتهای ادغام شونده منحل و میزان دارایی و بدهیهای شرکت جدید معادل دارایی و بدهیهای شرکتهای ادغام شونده خواهد بود. در بند (ز) آیین نامه ماده ۱۱۱ اصلاحی قانون مالیات مستقیم، ادغام ترکیبی را با انتقال داراییها و بدهیهای یک شرکت به شرکت جدید، به طوری که شرکتهای ادغام شونده منحل شده و میزان دارایی و بدهی شرکت جدید معادل جمع دراییها و بدهیهای شرکت ادغام شوند میباشد، در نظر گرفته است.
گاهی سهام یک شرکت توسط شرکت دیگر خریداری میشود. مثلا شرکتهای زیر مجموعه یک بانک عامل، تمامی سهام یک شرکت فنی و مهندسی را خریداری میکند. در این حالت مدیریت شرکت فنی و مهندسی و ارکان و اجزا و سرمایه آن توسط بانک عامل تامین میشود به نحوی در تملک آن قرار خواهد گرفت، در این فرض ادغام به معنی خاص صورت نپذیرفته است و نمی توان مقررات خاص ادغام را در این مورد در نظر گرفت.
در لایحه جدید قانون تجارت نیز ادغام شرکتهای تجاری بدون تعریف به دو قسم ساده و مرکب تقسیم بندی شده است. به جذب یک یا چند شرکت در شرکت دیگر، ادغام ساده و به تشکیل شرکت جدید از طریق ادغام حداقل دو شرکت در یکدیگر، ادغام مرکب اطلاق میشود. در ادغام ساده شرکت جذب شده و در ادغام مرکب شرکتهای طرف ادغام، شخصیت حقوقی خود را از دست میدهند.
در این لایحه برخی از ادغام شرکتهای تجاری نیز ممنوع شده است که از جمله میتوان به ادغام شرکتهای سهامی عام در شرکت سهامی خاص و یا ادغام شرکتهای سهامی عام در شرکت با مسئولیت محدود نام برد.
گفتار سوم: ادغام شرکتهای دولتی
در بخش سیاستهای عمومی قانون برنامه دوم توسعه کاستن از حجم بخش دولتی از طریق حذف برخی تشکیلات، ادغام وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و واگذاری برخی ازفعالیتها به بخشهای خصوصی و تعاونی از طریق وضع قوانین مورد نیاز و تجدید نظر در نظام مدیریت شرکتهای دولتی و تغییر روش موجود سیاستگذاری و نظارت بر شرکتها از طریق مجامع عمومی شوراهای عالی و به وجود آوردن امکان کنترل دقیقتر عملکرد شرکتهای دولتی و ایجاد زمینههای لازم جهت انجام حسابرسی سالانه شرکتهای دولتی و تدوین گزارشات پیشبینی شده بود.
همان طور که بیان شد دیگر دولتها مانند زمان گذشته نیازی بر اعمال تصدی گیری ندارند و دولت تاجر، معنا و مفهوم قبلی خود را از دست داده و به نحوی فعالیت دولتی در امور تجاری محدود شده است، لذا امروزه دولتهای دولت حاکم میباشند نه دولت تاجر. از طرفی شرکتهای خصوصی در رقابت با بخش دولتی توان رقابت ندارند. لذا در همین راستا و همسو با مؤلفه ای تجارت آزاد و غیر انحصاری دولت به واگذاری برخی از شرکتهای زیر مجموعه و متبوعه خود اقدام نموده است. در ماده چهارم قانون برنامه سوم توسعه نیز به منظور ساماندهی و استفاده مطلوب از امکانات شرکتهای دولتی و افزایش بازدهی و بهره وری و اداره مطلوب شرکتهایی که ضروری است در بخش دولتی باقی بمانند و نیز فراهم کردن زمینه واگذاری شرکتهائی که ادامه فعالیت آن ها دربخش دولتی غیرضروری است، به دولت اجازه داده می شود نسبت به واگذاری، انحلال، ادغام و تجدید سازمان شرکتهای دولتی، اصلاح گردید. لذا ادغام شرکتهای دولتی به منظور کوچک شدن بدنه تصدی گری دولت صورت پذیرفته بود.

در ماده ۶ قانون برنامه چهارم توسعه نیز درچارچوب سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران از جمله موارد مشمول در صدر اصل چهل و چهارم (۴۴) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به منظور تداوم برنامه خصوصیسازی و توانمندسازی بخش غیردولتی در توسعه کشور ادغام شرکتها دولتی بیان گردیده بود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتیجه ی حدوث فورس ماژور سقوط یا تعلیق تعهد است در حالی که تاثیر تغییر اوضاع و احوال و نهادهای همگون آن به تعدیل قرارداد یا ایجاد حق فسخ خلاصه می شود.(کاتوزیان ۱۳۷۶، ۸۲). و رخ دادن آن ها موجب از بین رفتن مسئولیت نمی گردد. به تعبیری دیگر، پیامد تغییر اوضاع و احوال بر فرض پذیرش آن، این است که به دادگاه اجازه میدهد تا قرارداد را به حد معقول برگرداند و خسارات به وجود آمده در اثر آن را بین متعهد و متعهدله توزیع نماید. معقول سازی قرارداد و تعدیل آن، ممکن است با کاهش میزان تعهد یا افزایش ارزشی که متعهدله باید بپردازد، صورت پذیرد البته محدودیتی برای اتخاذ یکی از این دو راه وجود ندارد و قاضی میتواند از هر شیوه ای که با وجود اوضاع و احوال جدید مناسب تر است، به این منظور بهره جوید. برای نمونه، هر گاه پس از انعقاد پیمان ساخت بنایی عظیم، در اثر حوادث پیشبینی نشده مصالح ساختمانی چنان افزایش یابد که اجرای تعهد را نامعقول و پر هزینه سازد، قاضی میتواند در صورتی که شرایط مذکور به زودی از بین رفته و قیمت ها به حالت عادی باز میگردد، تنها به توقف موقت عملیات ساختمانی حکم کند، چون این توقف و تأخیر برای بازگرداندن عقد به حالت معقول و عادلانه کفایت میکند.


۴-۱-۱-۲- نظریه ی انتفای قرارداد (عقیم شدن قرارداد)
عقیم شدن قرارداد به این معنی است که، هر گاه در اثنای قرارداد بدون تقصیر هیچ یک از طرفین حادثه ای رخ دهد که اجرای عقد را غیر ممکن سازد، یا به صورتی درآورد که غیر قانونی شود و یا اینکه تغییرات اساسی در اوضاع و احوال ایجاد کند که، در نتیجه آن قرارداد تبدیل به چیزی متفاوت با آنچه در ابتدا بوده شود، در این صورت، قرارداد به دلیل عدم امکان اجرا خودبخود به پایان خواهد رسید. منشاء ایجاد عقیم شدن قرارداد که بعدها توسعه یافت، دعوای مربوط به تاج گذاری ادوارد پنچم پادشاه شصت ساله ی انگلستان بود در حاشیه ی مراسم، برخی، مکان های مشرف بر مراسم تاج گذاری را در روز مقرر به قیمت بالایی اجاره کرده بودند ولی تاج گذاری لغو گردید و هدف از تشکیل آن قراردادها منتفی شد قضات انگلیسی که بر مبنای عرف قضاوت میکنند، آرایی صادر کردند که به شکل گیری این قاعده منجر گشت.(صادقی مقدم ۱۳۸۸، ۲۷).
طبق این نظریه، اگر اجرای قرارداد به دلایل خارجی در شرایطی متفاوت با آنچه منظور طرفین بوده انجام گیرد، قرارداد عقیم مانده است.
در عقیم شدن، آنچه از بین می رود اصل قرارداد است نه نتیجه ی آن. درست عکس قوه قاهره در حقوق فرانسه که تعهد منحل یا معلق می شود نه منشاء پیدایش تعهد، بلکه قرارداد به اعتبار خود باقی می ماند.(اسماعیلی ۱۳۸۱، ۲۰۳).
منشاء عقیم شدن قرارداد میتواند متفاوت باشد. مثلا، عوامل قهری یا ویژگی های درونی کالا، مانع عملی، تغییر مرزهای سیاسی و .. میتواند منجر به عقیم شدن قرارداد شود به هر حال می توان عقیم شدن قرارداد را در تفسیر موسع به دو عنوان « عقیم شدن ناشی از تلف» و «عقیم شدن ناشی از حکم قانون» تقسیم بندی نمود.(کاتوزیان ۱۳۸۰، ۵۴۵).
نکته ی دیگر اینکه شرط غیر قابل پیشبینی بودن در تعذر اجرا که در اصول حقوق قراردادهای اروپا، کنوانسیون بیع وین، حقوق ایران و فرانسه لازم است، در انگلیس غالب حقوق دانان آن را لازم نمی دانند در این کشور ممکن است حادثه قابل پیشبینی موجب انتفای قرارداد و سقوط تعهد شود، هر چند قابل پیشبینی نبودن حادثه در اثبات تغییر بنیادی در قرارداد مورد توجه است. البته اگر آن را پیشبینی کرده باشد( نه اینکه صرفا قابل پیشبینی باشد)، قطعا موجب سقوط تعهد نمی شود.(صفایی ۱۳۷۴، ۱۲۲).
اگر اجرای قرارداد، برای زمان معینی مطلوب و مورد تعهد باشد، و به علت بروز حوادث غیر قابل پیشبینی که هیچ یک از طرفین در آن تقصیری نداشتند در موعد مقرر قابل اجرا نباشد در این صورت، تأخیر در اجرا موجب عقیم شدن یا انتفای قرارداد می شود و در صورت تعدد مطلوب، یعنی در قراردادهایی که در آن، موعد انجام عمل مورد عقد، یا تسلیم مال مورد معامله نسبت به خود آن موضوع اهمیت کمتری دارد و تسلیم موضوع فی نفسه مهم است، انتفای موقت موضوع، موجب بطلان قرارداد نخواهد بود، مگر اینکه این انتفا تا اندازه ای از موعد قرارداد فاصله داشته و طولانی باشد که عرف، قرارداد را منتفی بداند و در این صورت، عقیم شدن قرارداد محقق خواهد شد.(صفایی ۱۳۸۶، ۵۲).
این مورد، در حقوق ایران هم قابل پذیرش است. و می توان آن را با بحث وحدت مطلوب و تعدد مطلوب تطبیق داد، به این صورت که اگر مجموع مرکب از مورد معامله و تنصیر آن به زمان خاصی برای اجرای عقد به صورت وحدت مطلوب ، مورد نظر طرفین معامله باشد، در این صورت، حتی اگر تسلیم مورد معامله یا اجرای مورد تعهد نیز برای مدت زمان معین یا نامعین ولی به صورت موقت غیر ممکن باشد، قرارداد را باید منتفی و مشمول حکم تعذر اجرا دانست.(شهیدی ۱۳۸۱، ۳۱۳).
در حقوق انگلستان موارد زیر به عنوان مصادیق عقیم شدن و تعذر اجرای قرارداد پذیرفته شده است:
الف- هنگامی که بعد از انعقاد یک قرارداد، قانونی تصویب شود و اجرای قرارداد را ناممکن سازد. برای نمونه هرگاه قراردادی برای تحویل سیب بسته شود و بعد، قبل از تسلیم سیب، قانونی وضع شود و طبق آن تمام سیب ها به نفع دولت مصادره شود، قرارداد مذکور غیر قابل اجرا خواهد شد.
ب- از بین رفتن چیزی که برای اجرای قرارداد ضروری است برای مثال اگر قراردادی برای اجاره ی یک سالن اجرای موسیقی منعقد شود، اما سالن در اثر آتش سوزی (قبل از اجرا) تخریب شود، قرارداد عقیم مانده و غیر قابل اجرا می شود.
ج- ناتوانی متعهد در قراردادهای مربوط به خدمات شخصی، مانند آنکه شخصی برای اجرای موسیقی قرارداد منعقد کند و در روز اجرای موسیقی بیمار شود و نتواند مطابق قرارداد، برنامه ی خود را اجرا کند.
د- عدم وقوع رخدادی که اساس و مبنای قرارداد است. اگر قراردادی مبتنی بر وقوع امری خاص باشد و آن امر اتفاق نیفتد، قرارداد مذبور غیر قابل اجرا خواهد بود.( میر محمد صادقی ۱۳۸۸، ۱۸۲).
سه مورد اول نیز در حقوق ایران به عنوان تعذر اجرای قرارداد پذیرفته شده است و به ترتیب مواد ۳۴۸، ۴۸۳ و ۲۲۹ قانون مدنی ایران به این مورد پرداخته است.(کاتوزیان ۱۳۸۹).
۴-۱-۱-۲-۱- انتفای خود قرارداد (موضوع قرارداد)
در حقوق انگلستان، دادگاه در صورتی عذر طرف قرارداد در عدم انجام تعهداتش را می پذیرد که ، انجام آن تعهدات نوعا غیر ممکن شناخته شوند. توضیح اینکه، از نطر دادگاه، انجام تعهدات می بایستی برای هر کس که در آن شرایط قرار میگیرد، غیر ممکن باشد، و نه فقط از نظر شخص متخلف.
بعلاوه، طرفین قرارداد صریحا چنین خطری را در قرارداد پیشبینی نکرده باشند. لذا غیر ممکن شدن انجام قرارداد تنها به مواردی همچون فوت یکی از طرف های قرارداد، از بین رفتن موضوع قرارداد یا مواردی که انجام قرارداد غیر قانونی اعلام شده باشد، و یا انجام قرارداد به دلیل خطایی که از طرف دیگر قرارداد سر زده است، غیر ممکن شده باشد، محدود می شود. معمولا منظور از غیر ممکن دانستن قرارداد مواردی است که، انجام قرارداد عملا غیر ممکن شده باشد و ناتوانی در پرداخت مبلغ قرارداد را نمی توان عذری موجه برای غیر ممکن شدن انجام قرارداد دانست.(مجله اتاق بازرگانی ۱۳۸۰، ۴۰).
برای درک بهتر مطلب دعوای معروف تایلور علیه کالدور (Taylor v. Caldwell) را که در سال ۱۸۶۳ مطرح، رسیدگی و رأی صادر شد را توضیح میدهیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|